
وزیر خارجه امریکا 285مقام دیپلماتیک امریکا از مسئولان سفارتخانهها تا کنسولگریهای امریکا در 180 کشور جهان را طی هفته گذشته به واشنگتن دعوت کرد تا آخرین تحولات جهان و اولویتهای جدید سیاست خارجی امریکا را مورد بررسی قرار دهند.
فوریت سیاست خارجی امریکا برای سال 2011 و ضرورت چشمانداز برای توسعه استراتژی امریکا برای چهار سال آینده به عنوان تابلوی راهنمای این همایش انتخاب شده است. به نظر میرسد که نگاه رو به جلو و تکرار آن به عنوان تشویق روحیه برای پیگیری منافع امریکایی را ضروری تلقی میکنند. در بحثهای نظری برخی اندیشمندان امریکایی قرن بیست ویکم را قرن حکمرانی یا دولتمداری نام نهادهاند لذا بخشی از این اجلاس به افزایش درک سیاستمداران امریکایی در موضوعاتاندیشهای اختصاص داده است.
تعدد و تراکم و ترافیک تحولات در عرصه جهانی و همزمان سریع کردن دیپلماسی امریکا و بازی در چند جبهه، اهمیت تولید انتظارات جدید از ماشین دیپلماسی امریکا را افزایش داده است. چگونه فرموله کردن تحولات موجود با اهداف و به استخدام کشیدن شرایط برای کمهزینگی و سود بیشتر در روابط خارجی نیازمند تجدیدنظرطلبی آگاهانه و اصلاح دقیق در مغزافزاری سیاست خارجی امریکاست.
ستاد وزارت امورخارجه امریکا احساس نیاز خاصی از تحلیل مسئولان میدانی بر مبنای واقعیت صحنه عملیاتی دارد بر این اساس هیلاری کلینتون زمان ویژهای را برای مباحثه با مأموران خط اول دیپلماسی امریکا گذاشته است.
توجه جدید به اهمیت رهبری امریکا در جهان، ارزیابی از موقعیت امریکا در عراق و افغانستان؛ وضعیت چین و هند، ادبیات عدالت در مناسبات بینالمللی، دقت و کاهش ریسک در همکاری با دولتهای ضعیف، حمایت از دیپلماسی تجاری امریکا، حقوق بشر و دیپلماسی امریکایی، برنامهریزی دیپلماسی منطقهای امریکا در شرایط جدید و ارزیابی از تأثیرات ویکی لیکس از موضوعات مهم اعلامی در این همایش است. هیلاری کلینتون تلاش میکند در این همایش توسعه منافع امریکا و ارزش امنیت برای امریکا را درخشان سازد و همزمان باز توازن اقتصادی امریکا در جهان را مورد تأکید قرار دهد. او اهمیت کشف همکاران جدید برای اقتصاد خارجی امریکا را کاملاً درک میکند.
مبنای پیگیری و سنجش سیاست خارجی امریکا بازنگری دورهای توسعه دیپلماسی امریکا ( کیو. دی. دی. ار) است که الگو گرفته از برنامه پنتاگون است که در دوران هیلاری کلینتون وارد نرمافزار سیاست خارجی امریکا شد.
البته دستگاه دیپلماسی امریکا برنامههای دیگری از قبیل ملاقات با رابرت گیتس، وزیر دفاع، مایک مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا و تام دانیلیون مشاور امنیت ملی امریکا و... رابرای درک از بهینهسازی دیپلماسی، حمایت متقابل در حوزه سیاست خارجی و روحیهبخشی به مأموران سیاست خارجی را نیز تدارک دیده است.
ناگفته نماند در این میان تیم دموکرات حاکم بر سیاست خارجی امریکا در نظر دارد تا طی دو سال آینده از ارزش افزوده سیاست خارجی برای انتخابات ریاست جمهوری امریکا بهرهبرداری لازم را به عمل آورد.
همزمانی تحولات شمال افریقا و خاورمیانه در کشورهای تونس، مصر، یمن و الجزایر باعث گردید که فضای این همایش تحت تأثیر موقعیت انفعالی امریکا در شرایط ژئوپلتیکی جدید قرار گیرد. سفیر امریکا در مصر مارگرت اسکوبی به علت پیگیری موضوع تحولات مصر نتوانست در مراسم افتتاحیه شرکت کند و همزمان اتاق بحران مصر با اجلاس جهانی سفرا در فعالیت بود. اگرچه مقامات سازمان سیا در آخرین برآورد امنیتی- سیاسی خود هشدار جدی را پیرامون احتمال بیثباتی سیاسی در مصر را تأیید کرده بودند ولی پیرامون انگیزههای اصلی این تحولا ت و سرعت این روند و سمتگیری دقیق از پارادایم قدرت در شرایط جدید در ابهام نسبی به سر میبرد.
قدرت واکنش سریع دیپلماسی امریکا و میزان آمادگی برای تولید سناریوی مطلوب امریکا از سؤالات اساسی در بین مسئولان امریکایی به حساب میآمد. اگرچه توجه دولتمردان امریکایی خیلی سریع به سه رقمی شدن قیمت نفت، نگرانی از تشکیل و ترکیب جدید بازی قدرت در مصر، میزان برآیند تحولات بر موقعیت ژئوپلتیکی و ژئو اکونومیکی کانال سوئز، جایگاه ارتش در مدیریت تحولات و نقش اسلامگرایان در ایجاد ترتیبات آتی شدند.
ولی همزمان رژیم اسرائیل با نگرانی از مواضع دولت امریکا و از طریق لابی پنهان تلاش داشت تا طی همایش سفرای امریکا اهمیت حمایت از تیم مبارک و ضرورت بقای مواضع امریکا در معادلات سنتی در مصر را تحمیل کند. در واقع تلآویو تلاش میکند تا اولویتهای خود را کماکان به اولویت امریکا تبدیل کند زیرا به خوبی میداند که این همایش جهت تنظیم جدید اولویتهای سیاست خارجی امریکا تشکیل شده است.
از طرف دیگر کماکان برای برخی از دیپلماتها این سؤال باقی است که چرا دیپلماسی امریکا مصر را به عنوان سکوی دیپلماسی امریکا با جهان اسلام و به عنوان سکوی باثبات سیاست امریکا در منطقه انتخاب کرده بود و چرا امروزه این انتخاب در حال فروریختن است؟
حتی برخی این سؤال را با یکدیگر مطرح میکنند چرا دیپلماسی عمومی امریکا در توزیع تحولات عقب ماند و امروزه دستگاه خبری کشورهای منطقه اعتبار بزرگتری نسبت به رسانههای امریکایی دارند و دیگر به عنوان مرجع به حساب نمیآیند؟
و سؤال جدی دیگر اینکه «با درک از تحولات جدید سرنوشت مذاکرات سازش فلسطین» به کدامین سو سوق پیدا خواهد کرد؟
اوباما همزمان با اجلاس سفرا معاهده استارت جدید را امضا کرد و توانست انتخاب دموکراتها را در برابر پیروزی جمهوریخواهان در نوامبرگذشته مدلسازی کند و ضروری بود تا سفرا به تغییرات جدید و کاهش تعامل امریکا با اروپا و جهتگیری جدید سرمایهای امریکا به سمت آسیا و اهمیت بازدارندگی هوشمندانه در برابر چین جدید و آثار چرخه بحران و رکود مالی در سال جدید و نسبت آن با سیاست خارجی امریکا بیشتر مشخص شود.
امروزه برای سفرای حرفهای و به اصطلاح کاریری جدا از جدل جمهوریخواهان این سؤال مطرح است که معاهده استارت جدید براساس منطق استراتژیک تهیه شده در حالی که واقعیت آمار تسلیحات موضوع دیگری است و تیم مذاکره کننده امریکایی نشانهگیری غلطی داشته است و الزاماً معطوف به قدرت در آینده حرکت نکرده است و به نظر برخی، این امر میتواند رهبری امریکا در عرصه بینالمللی را تهدید کند.