
با شدت گرفتن تحولات مصر، اینک همگان به دوران بعد از مبارک فکر میکنند. این مسئله که مصر پس از مبارک چگونه مصری خواهد بود و مصر جدید چه تأثیری بر منطقه خاورمیانه و جهان عرب خواهد گذاشت، سؤالی است که ذهن بسیاری از کارشناسان و حتی مردم عادی را به خود مشغول کرده است. در این بین یک نکته بیش از هر چیز دیگر خودنمایی میکند و آن نقش اسلام در جامعه و سیاست مصر پس از مبارک است. در حالی که در دوران زمامداری مبارک، گروههای اسلامگرا نظیر اخوانالمسلمین با محدودیتهای زیادی برای فعالیت مواجه شدند، اینک به نظر میرسد فضای جدیدی برای فعالیت آنها ایجاد شده است. علاوه بر این مبارک در طول 30 سال حکومت خود تلاش زیادی جهت نادیده گرفتن اصول اسلامی و ارج نهادن بر موازین و ارزشهای غربی صورت داد. از این رو به نظر میرسد در دوران پس از مبارک، زخمهای کهنه یکبار دیگر دهان باز کنند و گرایشهای اسلامی در جامعه و سیاست مصر نقشی تعیین کننده ایفا نمایند.
بر این اساس بسیاری معتقدند فروپاشی رژیم پلیسی مصر به اغتشاش و آشوبی منجر خواهد شد که ممکن است مورد بهرهبرداری گروههای تندرو سلفی قرار بگیرد.
در این بین تنها جنبش سازمان یافته سیاسی مصر، اخوان المسلمین است که در صورت برگزاری انتخاباتی آزاد در این کشور رأی زیادی به دست خواهد آورد. اخوان المسلمین برخلاف گروههای سلفی محافظهکار و میانهرو، اگر چه در حال حاضر اعتقادی به رویارویی با غرب ندارد، اما شدیداً از سیاست غرب در قبال خاورمیانه انتقاد میکند. دقیقاً به همین دلیل است که مقامات اسرائیلی به شدت از مصر پس از مبارک هراسان هستند و دولتمردان امریکا با دیدهتردید به جانشینان مبارک مینگرند. هراس واقعی آنها، تبدیل شدن مصر به چیزی شبیه ایران پس از انقلاب اسلامی است. بر این اساس همانگونه که ایران پس از انقلاب اسلامی به کلی با ایران پیش از انقلاب متفاوت بود، امریکا و اسرائیل نیز میترسند مصر پس از مبارک به کلی با مصر دوران مبارک متفاوت باشد. آنها هراس دارند که مصر به کشوری ضد امریکایی و ضد اسرائیلی تبدیل شود و هر اقدامی که در دوران مبارک و انورسادات برای صلح با اسرائیل صورت گرفته بود، به یکباره نادیده گرفته شود. نباید از یاد برد که حسنی مبارک تنها رهبر عربی است که اسرائیل به او اعتماد دارد، بنابراین نگرانی رژیمصهیونیستی از این بابت است که بدون حسنی مبارک، پیمان صلح این کشور با مصر که با وجود تمام مشکلات تاکنون دوام آورده بود، به خطر بیفتد. همچنین باید توجه داشت که رئیس جمهور مصر به مدت 30 سال شخص مورد نیاز غرب در خاورمیانه به شمار میآمد، به همین دلیل بود که با وجود کارنامه اسفبار مصر در زمینه حقوق بشر، فساد، انتخابات مخدوش و سرکوب تقریباً تمامی گروههای سیاسی مخالف دولت، کمکهای مالی گسترده امریکا به مصر و حمایت سیاسی بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی از این کشور همچنان ادامه داشت، اما در شرایط فعلی، این نکته که حسنی مبارک پس از 30 سال مشت آهنین نشان دادن به مردم، ناگزیر بهترک قدرت شده، نشان میدهد که امریکا و متحدان منطقهای آن تا چه حد از جایگاه شکنندهای برخوردارند.
علاوه بر امریکا و رژیم صهیونیستی، بسیاری از رهبران کشورهای خاورمیانه و جهان عرب نیز با نگرانی به رویدادهای مصر نگاه میکنند. هراس اصلی آنها شعله ور شدن آتش خشم مردم در کشورهایشان است. این هراس به خصوص در مورد خیزش اسلامگرایان به شدت وجود دارد.
به عنوان نمونه در اردن، جنبش اسلامگرای مخالفان خواستار انجام اصلاحات سیاسی در کشور شدهاند. از این رو ملک عبدالله دوم پادشاه این کشور، سمیر الرفاعی و دولت وی را برکنار کرد تا پیش از آنکه طوفان مصر به آسمان اردن برسد، دست به اقدامات پیشگیرانه زده باشد. در یمن نیز علی عبدالله صالح، اعلام کرده که بعد از پایان دوره کنونی ریاست جمهوری در سال 2013، در صدد تمدید مقام خود برنخواهد آمد و قدرت را به پسرش منتقل نخواهد کرد.
در سایر کشورهای عربی نیز قیام مردم تونس و حرکتهای اعتراضی در مصر روی برخی سران این کشورها تأثیر گذاشته و باعث شده که آنها برای جلوگیری از ناآرامیهای خانگی به تکاپو بیفتند. به عنوان نمونه در موریتانی، دولت اعلام کرده قصد دارد سوپرمارکتهایی ایجاد کند که مواد غذایی اولیه و مورد نیاز تنگدستان را با قیمتی ارزانتر عرضه کنند. در اردن شمار کالاهایی که شامل یارانه میشوند افزایش یافت و در سوریه نیز دولت میخواهد به هر خانواده تنگدست ماهانه ۵۵ یورو کمک نقدی کند. عربستان سعودی که از نظر اقتصادی در وضعیت مطلوبی به سر میبرد نیز مایل است اقداماتی در جهت بهبود استاندارد زندگی مردم انجام دهد. به دستور امیر کویت هر شهروند کویتی از اول فوریه ۲۰۱۰ (۱۲ بهمن ۱۳۷۹)، یک «هدیه» دولتی به میزان ۲۶۰۰ یورو دریافت خواهد کرد. این کمک مالی شامل نوزادان هم میشود. علاوه بر این، تا آخر ماه مارس سال جاری (۱۰ فروردین ۱۳۸۰) تمامی مواد غذایی اولیه برای شهروندان کویتی مجانی خواهد بود. اگر چه در حال حاضر گمانهزنیهای مختلفی درباره آینده مصر و نقش اسلام و گرایشهای اسلامی در این کشور صورت میگیرد، باید به واقعیتهای جامعه مصر توجه داشت. در پژوهشی که توسط مرکز تحقیقات اجتماعی (Pew) در ماههای آوریل و می2010 صورت گرفته، مشخص شده که 59 درصد از مردم مصر، دموکراسی را بهترین روش برای اداره حکومت کشور خود میدانند. این در حالی است که 22 درصد از مردم، یک رژیم غیردموکراتیک راترجیح میدهند و برای 16 درصد نیز اهمیتی ندارد که چه رژیمی بر آنها حاکم باشد. در میان مسلمانان مصر، 48 درصد معتقدند اسلام باید نقش بزرگی در جامعه و حکوت ایفا کند. 49 درصد نیز خواهان ایفای نقشهای کوچکتر از سوی اسلام در زندگی خود هستند، البته تنها 2 درصد از مردم مصر معتقدند اسلام نقشی منفی دارد و 85 درصد از آنها بر این باورند اسلام دارای نقش مثبتی در زندگی آنهاست، بنابراین اسلام از نفوذ قابل توجهی در جامعه مصر برخوردار است. در این بین 59 درصد از مردم مصر خواهان بازگشت به سنتهای خود هستند و تنها 27 درصد خواستار مدرنیزه شدن و حرکت به سمت ساختارهای غربی هستند. 31 درصد از مردم نیز اصولاً نظر خاصی در این باره ندارند. در مجموع باید توجه داشت که تحولات آتی مصر به هر سمت و سویی که سوق پیدا کند، منطقه خاورمیانه را تا سالهای زیاد در آینده تحت تأثیر پیامدهای خود قرار خواهد داد. بر این اساس به احتمال زیاد نقش مصر در منطقه تغییر خواهد کرد، زیرا بعید است که اتحاد مصر با قدرتهای غربی بدون حسنی مبارک که ستون اصلی این اتحاد بود، دوام پیدا کند. علاوه بر این باید توجه داشت که مسلماً اعتراضات مصر، الهامبخش سایر جوامع منطقه خواهد بود و به زودی خیزش مردم در کشورهای منطقه، تومار نظامهای دیکتاتوری را خواهد پیچید. بیشک فروریزی دیکتاتوری زینالعابدین بن علی در تونس، به لرزه افتادن نظام فرتوت سیاسی در مصر و گسترش موج اعتراضهای مردمی به الجزایر، اردن و یمن، سرآغاز فصلی تازه در دنیای عرب و بخش وسیعی از جهان اسلام خواهد بود.