کد خبر: 436128
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۸:۳۹
ترس از استهزاء گوشه‌گيرتان نکند!
وارد کلاس که مي‌شوم، جمعي از کودکان را مي‌بينم که با هم مشغول بازي هستند. سر و صدايشان گوش را کر مي‌کند. نگاهم که به گوشه کلاس مي‌افتد، چند کودک را مي‌بينم که با حسرت به اين کودکان پر جنب و جوش نگاه مي‌کنند. سر جايشان نشسته‌اند. کسي آنان را به بازي دعوت نمي‌کند. وقتي معلم از آنان سؤال مي‌کند، سرشان را پايين مي‌اندازند و جواب معلم را با تکان دادن سر مي‌دهند. وقتي پاي صحبت مادرانشان که در بيرون کلاس هستند مي‌نشينم، با ناراحتي از اينکه فرزندشان همراه کودکان ديگر نمي‌شود، با آنان بازي نمي‌کند و در مهد بدون بيان هيچ مطلبي سکوت اختيار مي‌کند، صحبت مي‌کنند. معمولا کودکاني که به گوشه‌گيري و انزواطلبي روي مي‌آورند، سعي مي‌کنند با عزلت‌نشيني، خود را از محيطي که برايشان خوشايند نيست، دور نگه دارند؛ ناخوشايندي‌هايي که فرد در برقراري ارتباط ميان فردي با آن دست و پنجه نرم مي‌کند.
گوشه‌گيري يا انزواطلبي پديده پيچيده ذهني، رواني و اجتماعي است که به دلايل مختلف و در طول دوران رشد، فرد ممکن است به تدريج به آن دچار شود. اين رفتار به تدريج خود را نشان مي‌دهد. انزواطلبي را نمي‌توان مانند برخي از بيماري‌ها با دارو برطرف کرد. انزواطلبي رفتاري اکتسابي است و فرد در اثر شرايط مختلف به آن روي مي‌آورد. شايد بتوان گفت که توجه خاص اوليا و مربيان به مباني‌تربيت اجتماعي و تقويت مهارت‌هاي ارتباطي از اساسي‌ترين مسائل پيشگيري‌کننده انزواطلبي در کودکان به شمار مي‌رود.
اين رفتار در برخي کودکان و حتي سنين بالاتر نيز ديده مي‌شود. در اين شرايط کودک با اينکه در جمع حضور دارد، ولي با کودکان ديگر ارتباط برقرار نمي‌کند، با آنها به بازي مشغول نمي‌شود و حتي حرف هم نمي‌زند. اينکه چرا چنين رفتارهايي در افراد بروز پيدا مي‌کند و چه عواملي سبب پديد آمدن آنها مي‌شود، از مسائلي است که درباره آن با «علي اصغر اصغرنژاد»، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران و دکتر روانشناس، به گفت‌وگو نشسته‌ايم.
گوشه‌گيري و انزواطلبي به چه رفتارهايي گفته مي‌شود و بر اساس چه عواملي اين رفتارها بروز پيدا مي‌کنند؟
گوشه‌گيري طيفي از مشکلات است که براي برخي از کودکان به وجود مي‌آيد. برخي مشکلات که اغلب شکل جدي به خود گرفته‌اند، سبب در خودماندگي و مشکلات اساسي براي افراد مي‌شوند. کودکان مبتلا به اين اختلال، سعي مي‌کنند که در جمع صحبت نکنند، در حالي که توانايي درک و بيان آنها هيچگونه مشکلي ندارد، ولي به دليل مشکلات عاطفي ـ روحي، صحبت کردن در جمع برايشان مشکل است.
اين رفتار با علائمي همراه است. به طوري که در هنگام وقوع اختلال، فرد دچار تپش قلب، تهوع، دل پيچه و دل درد مي‌شود. عوامل زيستي، عاطفي، رواني و اجتماعي متعددي دست به دست هم مي‌دهند و سبب بروز چنين رفتارهايي در افراد مي‌شوند. فرد مبتلا به اين اختلال يا ناهنجاري، با مشکلات عاطفي رو به‌روست و ممکن است از قبل، آمادگي ذاتي در اين باره داشته باشد. همچنين امکان اينکه اين مشکل به صورت ارثي در وجود او شکل گرفته باشد نيز وجود دارد. اين رفتار مي‌تواند در دوران جنيني و تحت تأثير مشکلات بارداري و زايمان در کودک پديد بيايد و کودک را درگير چنين مشکلاتي کند.
چرا افرادي که به اين اختلال دچار مي‌شوند، از مطرح شدن در جمع واهمه دارند و گوشه‌گيري مي‌کنند؟
شمار زيادي از کودکان به دليل کمرو و خجالتي بودن يا حتي از‌ترس ملامت شدن و مورد استهزاء قرار گرفتن سعي مي‌کنند که کمتر با ديگران برخورد داشته باشند. اين کودکان اصطلاحاً درون‌گرا هستند. اين قبيل کودکان با افرادي ارتباط برقرار مي‌کنند که از نحوه برقراري ارتباط آنها و اينکه تحت حمايت آنان قرار مي‌گيرند آگاه هستند. کودک طي آزمون و خطا دريافته است که از سوي اينگونه افراد مورد ملامت و استهزاء قرار نمي‌گيرد، از اين رو با افراد معدودي ارتباط محدود برقرار مي‌کند.
انزواطلبي چه آسيبي به افراد وارد مي‌کند؟
اصلي‌ترين آسيبي که انزواطلبي به افراد وارد مي‌کند، کاهش اعتماد به نفس در آنان است. اين افراد از زندگي خود رضايت ندارند و دچار استرس‌ها و ناهنجاري‌هاي ناخوشايندي هستند و حالات نامطلوبي را در زندگي تجربه مي‌کنند. استعدادها و توانمندي‌هاي اين افراد بروز پيدا نمي‌کند و در اثر هراس از طرح شدن در جامعه و مورد استهزاء قرار گرفتن، نمي‌توانند آنان را شکوفا کنند.
از چه نوع راهکارهاي پيشگيري کننده و روش‌هاي کاربردي مي‌توان در درمان اين اختلال استفاده کرد؟
حل اين مشکل بيش از اينکه برعهده درمانگران، اطرافيان و معلمان کودکان باشد، بر دوش والدين کودک است. البته اين موضوع منکر تأثير تلاش اوليا و مربيان نيست. از اين رو، مربيان بايد بيشتر با چنين کودکاني همکلام شوند و آنان را با روش‌هاي مختلف، به حرف زدن تشويق کنند. با به کارگيري اين راه، کودک بيشتر توانايي‌ها و مهارت‌هايش را به کار مي‌گيرد و همين موضوع سبب مي‌شود که بتواند توانمندي‌هايش را افزايش دهد. توجه به کودکان زمينه تقويت نهادهاي اجتماعي و وظايف آنها را افزايش مي‌دهد. اينگونه کودکان را بايد به انجام فعاليت‌هاي شنيداري و کلامي تشويق کرد. گوش کردن به راديو، نوارها و لوح‌هاي فشرده شعر و قصه و خواندن کتاب براي کودکان و تشويق آنان براي بيان آنچه از مطالب کتاب درک کرده‌اند، سبب مي‌شود که مهارت‌هاي اجتماعي گفتاري در کودکان، نوجوانان و حتي جواناني که دچار کمرويي و انزواطلبي هستند، تقويت شود.
والدين کودکاني که دچار اين مشکل هستند و از آن رنج مي‌برند، بايد هر چه سريعتر کودکانشان را به روانشناس نشان دهند تا به صورت علمي اين مشکل را برطرف کنند. امکان اينکه انزواطلبي و گوشه گيري در کودکان به صورت يک عادت منفي ثانويه درآيد نيز وجود دارد. از اين رو، علاوه بر کمک گرفتن از روانشناس، تشويق کودک به خواندن انشاء و ساختن فضاي امن براي او، همچنين جلوگيري از تحقير و سرزنش، به رشد بهتر ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي کودک کمک مي‌کند.
علاوه بر کودکاني که دچار کمرويي و انزواطلبي هستند، مي‌توان نوجوانان و جواناني را ديد که با گذشت سال‌ها و حضور در جامعه و در کنار همسالان خود، همچنان دچار اين مشکل هستند و نتوانسته‌اند آن را برطرف کنند. براي رفع اين اختلال در اين گروه سني چه پيشنهادي داريد؟
در افرادي که پا به سنين نوجواني و جواني گذاشته و دچار اين مشکلند، مي‌توان با افزايش خودآگاهي، مواجهه با عوامل‌ترس، اصلاح تفکر و ايجاد انگيزه و کاهش گوشه گيري، اين رفتار را در آنان تغيير داد. البته همه اين راه‌ها بر اين موضوع مبتني است که آنان باور داشته باشند که «مي‌توانند» و قادر هستند اين رفتار را تغيير دهند.
فرد وقتي از موضوعي هراس دارد، بايد با آن مواجه شود تا‌ ترسش به اصطلاح از بين برود و بريزد. اگر اين مواجهه به صورت تدريجي انجام شود، بهترين نتيجه را به دنبال خواهد داشت. حضور در جمع و صحبت کردن نيز از راه‌هايي است که سبب کاهش‌ترس و استرس از بيان عقايد و افکار در جمع مي‌شود. در اين راستا، بايد تصورات، افکار، ‌ترس‌ها و نگراني‌هاي فرد اصلاح شود. معمولا اينگونه افراد تصور مي‌کنند که اگر در جمع صدايشان بلرزد يا قرمز شوند، ديگران متوجه‌ترس آنان مي‌شوند و اين مسئله يک فاجعه است.
برخي از افراد دچار اضطراب اجتماعي هستند و از اينکه در جمع به خواندن مطلبي بپردازند و مرتکب‌اشتباه شوند و مورد قضاوت و استهزاء قرار گيرند، هراس دارند. اينگونه تصورات سبب ايجاد مشکل براي فرد مي‌شود. اگر اين حالات به حدي باشد که براي فرد مزاحمت ايجاد کند و وي را از نظر فعاليت فرهنگي دچار مشکل کند، اختلال محسوب مي‌شود و فرد بايد تحت درمان قرار گيرد.
اصلاح باورها و اعتقادات به صورت اصولي چطور بايد انجام شود؟
اصلاح تفکر و ايجاد انگيزه براي تغيير اينگونه اختلالات رفتاري در افراد مي‌تواند با انجام فعاليت‌هاي اجتماعي، تهيه ليستي از مشکلات ناشي از‌ترس و کمرويي و تصور افق‌هايي که در صورت نبودن اين مشکل فرد مي‌توانست به آنان دست پيدا کند، در رفع اين مشکل به افراد کمک مي‌کند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار