
انقلاب اسلامی فقط فروپاشیدن نظم پیشین و برقراری نظم جدید نبود، بلکه موجب تغییرات اساسی در منش، رفتار و تعاملات اجتماعی درهمه ابعاد شد. علاوه بر تأثیرات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و بینالمللی، یکی از رهاوردهای انقلاب اسلامی «مفهوم سازی» بود. به تعبیر دیگر انقلاب اسلامی خود عناصر اصلی گفتمان خویش را تولید میکرد و روانه بازار «زبان» مینمود.
گیرایی ادبیات تولیدی انقلاب اسلامی از چنان قدرتی برخوردار میبود که به زودی تا عمق مردم کوچه و بازار رسوخ میکرد.
هدف مفهومسازی، تبدیل مواد خام به قاعده دیالوگ و گفتوگو است. مفهومسازی از سه رکن اساسی ساخته میشود که عبارتند از مصداق، ذهن و نامگذاری زبان. در انقلاب اسلامی برای معرفی سلبی و ایجابی کشورها، افراد و پدیدهها به صورت بسیار زیبا و هنرمندانه عمل مفهومسازی انجام میگرفت. مفاهیم ساخته شده در انقلاب اسلامی کاربرد جامعتر و جذابتری از مفاهیم قبل از آن داشت. یکی از این مفاهیم «استکبار» بود. استکبار مدنظر انقلاب اسلامی همان امپریالیستی بودن است که بلوک شرق در توصیف بلوک غرب به کار میبرد. اما مفهومی که امپریالیسم منتقل میکرد فقط بعد مادی و سرمایهداری قدرتهای زورگوی غربی بود. انقلاب اسلامی با مفهومسازی استکبار به جای امپریالیسم توانست ابعاد دیگر امپریالیسم را نیز معرفی نماید. امپریالیسم مربوط به زمانی بود که قدرتهای غربی صرفاً به دنبال چپاول دارایی ملتهای دیگر بودند اما گسترش سلطهطلبی غرب در ابعاد فرهنگی، رسانهای، دیپلماسی و ... نشان میداد که واژه امپریالیسم کارایی خود را از دست داده است. بنابراین مفهوم استکبار، تئوریزه و معرفی شد. مقام معظم رهبری این کار را امری آگاهانه میدانند که از قضا به زودی مصطلح و به ادبیات سیاسی ایرانیان وارد شد.
برای معرفی دشمنان انقلاب اسلامی تنها به مفهومسازی استکبار اکتفا نشد که ادبیات دیگری همچون «شیطان بزرگ» «روباه پیر» «لانه جاسوسی» «جهانخواران» «ناتوی فرهنگی» «استعمار فرانو» نیز تئوریزه و به صورت طبیعی از جذابیت برخوردار شد. مفهوم ناتو فرهنگی میتوانست با قرینه سازی اقدامات غرب در حوزه نظامی، چهره فرهنگی غرب را نیز معرفی نماید و عمل «گویاسازی» اتفاق بیفتد. در جامعه دینی ایرانیان،مفهوم شیطان بزرگ به جای رأس استکبار، مفهومسازی شده تا اگر توده جامعه و عوام نتوانستند از مفهوم استکبار استفاده نمایند با مراجعه به ادبیات «درون دینی» شیطان بزرگ را به امریکا تعمیم دهند.
در حوزه فلسطین به جای اسرائیل «صهیونیستها» وارد ادبیات انقلاب اسلامی شد و صلح ننگین آنان را «روند سازش» نامگذاری نمودیم. در جنگ هشت ساله ادبیات ماندگاری توسط انقلاب اسلامی مفهومسازی شد که برای همیشه تاریخ خواهد ماند؛ مفاهیمی همچون «جنگ تحمیلی»، «دفاع مقدس»، «جنگ فقر و غنا» و «جنگ ایمان و عقیده» از مفاهیمی بود که به راحتی در گفتمان انقلاب اسلامی جای خود را باز کرد. البته از نقش بیبدیل حضرت امام خمینی(ره) در این عرصه نباید غافل شد. اکثر مفاهیم کلیدی انقلاب اسلامی از آن امام(ره) است.
مقام معظم رهبری نیز در مفهومسازی نقش کم نظیری دارند. «استعمار فرانو»، «ناتوی فرهنگی»، «مهندسی فرهنگی»، «غارت فرهنگی»، «جهاد علمی» و.... از ادبیات معظمله است.
در بدو انقلاب اسلامی حضرت امام(ره) با مراجعه به مفاهیم درون دینی و روش قیاسی توانست مفهوم یزیدی– حسینی را از سال 61 هجری به قرن 14 هجری منتقل نماید و سیل میلیونی تودههای ملت ایران را به خروش آورد.
انقلاب اسلامی دموکراسی غربی را با «مردمسالاری» دینی بومیسازی کرد و آن را به ادبیات سیاسی و اجتماعی ایرانیان وارد کرد. در مقابل قرائتهای مختلف از اسلام در جهان معاصر، حضرت امام(ره) «اسلام ناب محمدی» را برای معرفی اسلام راستین به کار گرفتند که امروز جزو عناصر اصلی گفتمان انقلاب اسلامی است. تولید مفاهیم میتواند یکی از زمینههای حوزه فرهنگی تمدنسازی باشد و امروز انقلاب اسلامی و زبان فارسی از این ویژگی برخوردار است.
البته اصلاح طلبان و وادادگان هم تلاش کردند متناسب با دیدگاههای فکری خود نسبت به انتقال مفاهیم مدنظر تلاش نمایند که به دلیل بومی نبودن مفاهیم تولیدی و عاریهای بودن آنها با اقبال اجتماعی مواجه نشد و به گفتمان تبدیل نشد. بنابراین انقلاب اسلامی به آن مفاهیم آلوده نشد.
عدم آلودگی انقلاب اسلامی به مفاهیم مذکور نشان از قدرت هضمکنندگی و پویایی انقلاب اسلامی است که کمتر بدان توجه میکنیم. اصلاحطلبان برای ایجاد ذهنیت نسبت به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی تلاش کردند با مفاهیمی جریان انقلابی و مذهبی کشور را با بار ارزشی منفی معرفی کنند که خوشبختانه مفاهیم آنان برای مردم قابل ترجمه و تعمیم نبود. از جمله این مفاهیم میتوان به «اومانیسم الهی» در سخنرانی هاشم آغاجری در همدان یا «دیکتاتوری صالحان» اشاره کرد که اجماع نقیضین بود. از جمله مفاهیم وارداتی دیگر «پروتستانتیسم اسلامی» بود که سعی میکرد مفاهیم مربوط به حرکتهای لوتر و کالوند در قرن 16 اروپا را زنده کند.
«جامعه مدنی»، «استبداد دینی» و «تساهل و تسامح» از دیگر مفاهیم وارداتی بود که هیچ موقع به گفتمان تبدیل نشد. بنابراین هنر انقلاب اسلامی در مفهومسازی به شناخت اجتماعی انقلاب اسلامی برمیگردد که شاگردان مکتبهای غربی از درک آن عاجزند. «سران فتنه»، «افسران جنگ نرم»، «فرماندهان جنگ نرم» و «دست چدنی و دستکش مخملین» آخرین مفاهیم تولیدی انقلاب اسلامی است که به سرعت وارد ادبیات سیاسی ایرانیان شد. بنابراین یکی از عناصر جذاب برای بسیج اجتماعی و حمایت مردمی نظام مفهومیسازی است و می طلبد نخبگان فکری و ادبیاتی و سیاسی نظام برای این عرصه تلاش بیشتری کنند.