در مذاکرات استانبول، ایران و گروه 1+5 در شرایطی رو درروی یکدیگر قرار گرفتند که هر یک با خواستهها و مواضع نسبتاً متفاوتی حاضر به مذاکراه شده بودند. ظاهراً در این گفتوگوها، طرف غربی نوع جدیدی از تبادل سوخت را پیشنهاد داده و ایران در صدد بحث درباره موضوع خلع سلاح هستهای برآمده است. از این رو نگاهی به مواضع هر یک از طرفین میتواند جالب توجه باشد. مواضع ایرانهدف اصلی ایران در مذاکرات استانبول، به رسمیت شناخته شدن حقوق مسلم جمهوری اسلامی در خصوص فعالیت غنیسازی اورانیوم و حفظ چرخه تولید سوخت اتمی بود. بر این اساس ایران خواستار آن بود که گفتوگوها مطابق با یک منطق مشترک و احترام به حقوق ملتها و همچنین اجتناب از مقابله با حقوق ملتها صورت بگیرد. ایران همچنین همکاری حول موضوع هستهای را ضروری دانست و اعلام کرد که در زمینه استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای، ایمنی هستهای و ساخت نیروگاههای هستهای با غرب همکاری خواهد کرد. با توجه به اهداف ایران از مذاکرات استانبول، بنابراین جمهوری اسلامی ایران سه پیش شرط را برای آغاز مذاکره درباره مبادله سوخت هستهای مطرح کرد که عبارت بودند از:1- پذیرش حق ایران در غنیسازی اورانیوم؛ 2- لغو تحریمها علیه جمهوری اسلامی؛3- اعلام موضع غرب درباره زرادخانه هستهای رژیم صهیونیستی؛ کشورهای ۱+۵ در برابر درخواستهای ایران، آنها را «غیر واقعبینانه» و «مأیوسکننده» نامیدند.مواضع غربغربیها که در خصوص شرطهای اول و سوم ایران هیچ صحبتی نکردند و درباره شرط دوم هم سخنانی تکراری تحویل مقامات ایرانی دادند که ایران برای لغو تحریمها باید اعتماد گروه 1+5 را به دست بیاورد. در مجموع غربیها از اینکه ایران برای رسیدن به هر گونه توافقی، شرایطی را تعیین کرده، مأیوس شدند. این در حالی بود که خود غرب نیز برای تداوم مذاکرات، به تعیین شروط پرداخت. غربیها اعتقاد دارند که ایران در حال حاضر بیش از ۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده با غلظت ۲۰ درصد در اختیار دارد و ماهانه قادر به تولید تا ۵ کیلوگرم اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد است. بر این اساس هدف اصلی غرب در مذاکرات اتمی استانبول این بود که موافقت اصولی پیرامون مبادله حدود دو سوم ذخیره کنونی اورانیوم 5/3 درصد غنیسازیشده ایران را به دست آورد. غرب قصد داشت برای توجیه «فرمول مبادله»، علاوه بر تأمین نیاز رآکتور آزمایشگاهی تهران، مشارکت ایران در تأمین سوخت رآکتور بوشهر را نیز پیشنهاد کند. ظاهراً غرب گمان میکرد که با توجه به افزایش ذخیره اورانیوم غنیشده ایران از یک سو و نیاز نسبتاً اندک رآکتور آزمایشگاهی تهران به سوخت ۲۰ درصدی از سوی دیگر، تنها راه باقیمانده برای توجیه ادامه مذاکرات استانبول و رسیدن به توافقی جامع در گفتوگوهای بعدی، مشارکت در تأمین سوخت رآکتور ۱۰۰۰ مگاواتی آب سبک بوشهر است. در صورت دست یافتن به این هدف که تحقق آن موکول به خروج بخش عمده اورانیوم غنیشده ایران بود، گروه 1+5 میتوانست حصول توافق پیرامون خارج ساختن باقیمانده اورانیوم غنیشده ایران یا محصولات آینده را به مذاکرات بعدی موکول سازد. بر این اساس گروه 1+5، دو شرط عمده را در مذاکرات مطرح کرد: 1- لغو قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل درباره تحریمهای ایران2- تعلیق فعالیتهای مربوط به غنیسازی اورانیوم؛ در شرایطی کشورهای عضو گروه 1+5 از ایران خواستند به مصوبات شورای امنیت سازمان ملل و تعلیق برخی از برنامههای اتمی خود به خصوص غنیسازی اورانیوم عمل کند که جمهوری اسلامی ایران، عملاً این مصوبات را غیرقانونی میداند و بارها بر ادامه فعالیتهای هستهای خود تأکید کرده است. از اینرو پیشنهادهای شش قدرت جهانی برای افزایش نظارت سازمان ملل بر فعالیتهای هستهای ایران و ادامه مذاکرات بر پایه بسترهای توافق شده قبلی درخصوص موضوع مبادله سوخت هستهای، هر دو از سوی ایران رد شد. این در حالی بود که ایران یکبار دیگر آمادگی خود را برای مذاکره و همکاری در زمینه نقاط مشترک اعلام کرد و خواهان مذاکره براساس اصول انپیتی شد. دورنمای مذاکراتبه نظر میرسد مذاکرات استانبول در شرایطی پایان یافت که طرفین گفتوگو بر مواضع پیشین خود اصرار داشتند و از خود انعطافی نشان ندادند. البته عدم انعطاف در مواضع ایران که بر حقوق مسلم خود پافشاری میکند،تا انعطافناپذیری طرف غربی که سعی دارد به انحای مختلف حقوق هستهای ایران را ضایع سازد، متفاوت است. نکته جالب توجه دیگر این است که طرف غربی نتیجه گفتوگوهای هستهای با ایران را «دلسردکننده» نامیده و اعلام کرده که قراری برای مذاکرات جدید گذاشته نشده است.این در حالی است که طرف ایرانی بر آمادگی خود برای تداوم مذاکرات هستهای تأکید کرده است. این امر نه تنها حکایت از حمایت جمهوری اسلامی ایران از منطق مذاکره و گفتوگو دارد، بلکه عملاً این نظریه که در صورت شکست مذاکرات استانبول، استفاده از راهحل نظامی برای حل مسئله اتمی ایران شدت میگیرد را نیز بیاعتبار کرد. ضمن آنکه مدتهاست در سایه دستیابی ایران به فناوری نظامی موشکی بازدارنده استفاده از عنصر غافلگیری در مبادرت به حمله نظامی علیه ایران نیز تا حدود زیادی بیمعنا شده است. با این حساب باید منتظر روزهای آینده ماند و دید که آیا غرب میتواند برای ادامه گفتوگوها به نقاط مشترک دست یابد یا خیر؟