
افسانهسادات ميرحبيبي
الو...
سلام...
من از شركت اينترنتي... تماس ميگيرم.
شماره شما از بين مشتركين ما شامل تخفيف 40 درصد كارتهاي اينترنتي 300 ساعته با يك عدد ساعت مچي به عنوان هديه شده، قيمت كارتهاي اينترنتي 300 ساعته ما در بازار 15 هزار تومان بوده كه با تخفيف ويژه 40 درصد براي شما تنها 9 هزار و 500 تومان در نظر گرفته شده، آدرس محبت كنيد تا با پيك رايگان شركت اين كارت رو به همراه هديتون در اسرع وقت ارسال كنيم.
به گزارش «جوان»، شايد شما با اين عبارات تا حدودي آشنا باشيد و حتي ممكن است از جمله كساني باشيد كه در دام اينگونه تبليغات كذايي و كلاهبرداريهاي نوين گرفتار شده و لطمه ديده باشيد.اين شركتها كه اغلب خصوصي هستند و فعاليت آنها به صورت زيرزميني و غيرقانوني است و هيچ ارگان يا نهادي هم بر آنها نظارت ندارد، علاوه بر فرار از ماليات كه خود به تنهايي ضربه جبرانناپذيري را بر پيكر اقتصاد كشور وارد ميسازد، ضمن قالب كردن اجناس تقلبي و غيرقابل استفاده به مردم و ايجاد مزاحمت براي آنها تحت عنوان شركتهاي تبليغاتي و بازاريابي از يك سو مردم را تلكه ميكنند و از سوي ديگر افراد به كارگماشته شده خود را كه با حداقل ممكن استخدام شدهاند به شدت استثمار ميكنند.
اين شركتها كه تعدادشان هم كم نيست و اتفاقاً روز به روز بر تعدادشان افزوده ميشود، شگردهاي خاص خود را دارند. خانم ش- بختياري كه در يك شركت بازاريابي و تبليغاتي به شكل نيمهوقت كار ميكند، ميگويد: در اين شركت ما با حداقل حقوق ممكن استخدام شدهايم و همين حقوق ناچيز را هم به صورت اقساطي و چند مرحلهاي با كلي دردسر دريافت ميكنيم؛ در ازاي هر يك روز غيبت هم مبلغ 10 هزار تومان از حقوقمان كسر ميشود و چنانچه هر يك از ما به هر دليل به مدت 10 روز غيبت موجه داشته باشيم نه تنها حقوقي دريافت نميكنيم بلكه بايد يك چيزي هم دستي بدهيم تا حداقل اخراج نشويم و در صورتي ميتوانيم حضورمان را در اين شركت تثبيت كنيم كه سفارشهاي لازم را كه حداقل روزي پنج سفارش براي يك بازارياب نيمه وقت در نظر گرفته شده است بگيريم، در غير اين صورت بيآنكه حق و حقوقمان پرداخت شود عذرمان خواسته ميشود.
خانم بختياري ميگويد: اكثر كساني كه در اين شركتها كار ميكنند افراد تحصيلكرده و داراي مدارج دانشگاهي هستند كه از سر نياز و ناچاري شرايط سخت و سست اين شركتها را پذيرفته و در آن كار ميكنند.خانم الف- م تجربه ديگري از اين دست را اينگونه بيان ميكند: چندي پيش در صفحه آگهيهاي يك روزنامه به يك آگهي داغ از سوي يك شركت داراي مجوز كه از علاقهمندان به گويندگي با كلي وعده و وعيد دعوت به عمل آورده بود، برخورد كردم.
اين آگهي به قدري وسوسهانگيز بود كه نه تنها من بلكه عده بيشماري از علاقهمندان به گويندگي را به سوي خود جذب كرده بود، البته من قبلاً تست صدا داده بودم و جنس صدايم مورد تأييد اساتيد فن قرار گرفته بود اما به دليل نداشتن ليسانس نتوانسته بودم وارد صدا و سيما شوم اين بود كه با ديدن اين آگهي نوراميدي در من شكل گرفت.
وي افزود: روز ثبتنام از آنجايي كه اين شركت خارج از شهر قرار داشت علاوه بر پيمودن مسافت زيادي مانند همه كساني كه براي ثبتنام به آنجا مراجعه كرده بودند ساعتها پشت در بسته توي خيابان به انتظار سپري كرديم و بالاخره پس از دو ساعت در شركت به روي مراجعان گشوده شد و فرمهاي ثبتنام كه علاوه بر مشخصات فردي وضعيت تأهل يا تجرد و سابقه ازدواج قبلي نيز در آن قيد شده بود در اختيارمان قرار گرفت.
اين خانم ادامه داد: تابلويي كه با شماره ثبت بر سردر ورودي مؤسسه نصب شده بود يا مجوز صاحب مؤسسه كه با عكس و نام و نامخانوادگي روي ديوار قالب شده بود جاي هيچگونه مشكلي باقي نميگذاشت كه اين شركت داراي مجوز است و اين موضوع كمي از اضطراب ما كم ميكرد.
وي در تشريح چگونگي ثبتنام خود افزود: پس از تكميل فرم ثبتنام توسط متقاضيان صاحب مؤسسه كه يك جوان از فرنگ برگشته بود از هر نفر بابت هزينه تست صدا مبلغ 10 هزار تومان دريافت كرد و در نهايت از كساني كه ظاهراً در تست صدا قبول شدند با اين وعده كه در كارهايي كه به سفارش صدا و سيما در اين مؤسسه انجام ميشود از آنها براي كار دوبله و گويندگي حتماً استفاده خواهد شد خواست تا در كلاسهاي ويژه گويندگي به منظور آموختن فنون و تكنيك گويندگي كه ترمي يك ميليون تومان است شركت كنند و چنانچه اين مبلغ به طور يكجا از توان كسي خارج بود اين مبلغ به صورت ماهانه 170 هزار تومان از متقاضيان دريافت ميشد.
خانم الف تصريح كرد: نكته حائز اهميت اينكه صاحب اين مؤسسه ادعا ميكرد درصدي از اين مبلغ يعني ترمي يك ميليون تومان را بايد به وزارتخانه مربوطه بابت نظارت پرداخت كند كه با تحقيقي كه بعداً از وزارتخانه مربوط به عمل آورديم به اين نتيجه رسيديم كه اين ادعا از سوي صاحب مؤسسه حتي يك دروغ محض است و اين صرفاً يك كلاهبرداري به روش نوين براي جذب مشتري و متقاضي به سوي خود بوده است ولاغير!
با توجه به گفتههاي خام الف يا خانم ش - بختياري و نمونههاي بسيار ديگري كه در اين جا مجال گفتن آن نيست به اين نتيجه ميرسيم كه متأسفانه خصوصيسازي مورد سودجويي عده بيشماري فرصتطلب قرار گرفته است.