کد خبر: 424216
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۸۹ - ۱۷:۰۸
به بهانه سالروز شهادت سيد عبدالحسين واحدي، مرد شماره 2 فدائيان اسلام
نجفقلي پسيان | تيمور بختيار ديرتر در گروه نظامياني بود که محمد مصدق را، محاکمه و محکوم به حبس کردند و حکم اعدام براي دکتر حسين فاطمي، وزير خارجه مصدق صادر کردند. وي همچنين بسياري از افسران ارتش ايران را شکنجه کرد، برخي از اينان زير شکنجه کشته شدند. در نوشتاري كه درپي مي‌‌آيد پاره‌اي از خصال سياسي واخلاقي اين چهره شاخص امنيتي دوران پهلوي دوم مورد اشاره قرار گرفته‌اند. خشونتالف - به شهادت رساندن سيد عبدالحسين واحدي و دستگيري ساير فدائيان اسلامبختيار در آبان ماه سال 1334 پس از اينکه جمعيت مذهبي فدائيان اسلام به رژيم شاه اعلام جنگ دادند و نخست‌وزير «حسين علاء» را قبل از عضو شدن ايران در پيمان نظامي بغداد (سنتو) در تهران مورد سوء قصد قرار دادند‌، تلاش‌هاي خود را متوجه جمعيت مزبور کرد. شهيد نواب صفوي رهبر فدائيان اسلام و سرکردگان آن جمعيت مانند سيد عبدالحسين واحدي نفر دوم‌، سيد محمد واحدي نفر سوم‌، استاد خليل طهماسبي (اعدام کننده رزم‌آرا) و ذوالقدر همگي دستگير شدند و دادستان ارتش براي نواب صفوي‌، سيد محمد واحدي‌، خليل طهماسبي‌، مظفر ذوالقدر‌، درخواست اعدام کرد و هر چهار تن تيرباران شدند و به شهادت رسيدند. حسين مکي در مورد شهادت سيد عبدالحسين واحدي مي‌گويد: « اين شايعه که سيد عبدالحسين واحدي فرد دوم فدائيان‌، هنگام آورده شدن از اهواز به تهران به دليل فرار مورد تيراندازي سربازان محافظ قرار گرفته و کشته شده دروغ است‌، بلکه تا آنجا که من شنيدم و برمن به ثبوت رسيده است‌، هنگامي که سيد عبدالحسين واحدي را به دفتر فرماندار نظامي بردند و با بختيار روبه رو کردند‌، بختيار به او فحش رکيکي داد و او آن فحش را عيناً به بختيار بازگرداند‌. بختيار بلافاصله دست به کلت کمري خود برد و کلت را از جا کلتي درآورد با شليک يک گلوله به مغز سيد عبدالحسين واحدي او را به قتل رساند (به شهادت رساند)»ب - تأسيس ساواک در سال 1335 شاه سرتيپ بختيار را به درجه سرلشکري ارتقا داد‌. پس از آن در مهر ماه 1335 که بنا به اشاره امريكايي‌ها قرار شد فرمانداري نظامي تهران و حومه و ديگر فرمانداري‌هاي نظامي به کار خود خاتمه دهند و کشور حالت عادي به خود بگيرد‌، با صلاحديد امريكايي‌ها مقدمات تشکيل سازمان اطلاعات و امنيت کشور فراهم شد و سرانجام اين سازمان که داراي 10 اداره کل بود که در رأس هر يک، يک مدير کل نظامي با درجه سرتيپي يا سرهنگي قرار داشت تشکيل شد‌. علاوه بر مستشاران امريكايي‌، مأموريني از اسرائيل نيز در تأسيس سازمان اطلاعات و امنيت کشور سهم وافر داشتند. تشکيل «سازمان اطلاعات و امنيت کشور» به صورت قانوني و با ارسال لايحه پيشنهادي از سوي دولت به مجلس شوراي ملي انجام گرفت و پس از تصويب لايحه پيشنهادي‌، سازمان مزبور تشکيل شد و سازماني مشابه آن در ارتش به نام «سازمان اطلاعات و ضد اطلاعات» شکل گرفت .بختيار در 31 شهريور 1338 سپهبد شد‌. ساواک در دوران تصدي بختيار داراي ده‌ها ساختمان در مناطق مختلف تهران شد‌. خود بختيار در عمارتي مجلل داراي شش يا هفت طبقه مستقر بود که در خيابان تخت جمشيد ( امروز خيابان آيت‌الله طالقاني ) چهار راه فيشرآباد ( امروزه چهارراه سپهبد قرني ) جنب فروشگاه قدس کنوني ساخته شده بود و نام عجيب «سنگ سياه» را بر آن گذارده بودند‌. اتاق بختيار دو لايه بود و صدا از داخل اتاق بيرون نمي‌آمد‌. کنار ميز بختيار يک پرچم بزرگ ايران در‌اندازه اصلي گذارده شده بود‌. اتاق او مجهز به «ديکتافون» بود و بختيار محاوراتي را که لازم مي‌دانست ضبط مي‌کرد‌. علاوه بر اين ساختمان ده‌ها ساختمان ديگر در خيابان خردمند و خيابان قديم شميران‌، در اختيار ادارات کل دهگانه ساواک بود‌. مديران کل ساواک غالباً نظامي بودند‌، از ارتش و ژاندارمري به ساواک منتقل مي‌شدند و از درجه‌هاي نظامي برخوردار مي‌شدند .سوء‌ استفاده شديد مالي در ميان مديران و کارمندان ساواک رواج داشت. اين افراد غالباً از طريق شغل حساس خود پول‌هاي زيادي به دست مي‌آوردند‌. بختيار تا سال 1339 همچنان در رأس «سازمان اطلاعات و امنيت کشور» که آن را با نام مخفف ساواک مي‌خواندند قرار داشت‌. ساواک تمامي وظايف فرمانداري نظامي منحله را عهده‌دار شده بود و مقام رسمي بختيار معاونت نخست‌وزير و رياست سازمان اطلاعات و امنيت کشور عنوان مي‌شد و چون معاون نخست‌وزير شده بود‌، در رأس يک سازمان پليس سياسي قرار داشت و ديگر اونيفورم نظامي نمي‌پوشيد.فساد بختيارالف - فساد سياسيبختيار در روزهاي آغاز اقتدار خود به دليل مناسبات گرمي که با همه محافل داشت‌، از سوي مطبوعات تهران که مديران و صاحبان امتياز آن از طبقات متنفذ بودند و اغلب با دربار روابط خوبي داشتند‌، مورد حمايت واقع مي‌شد‌. گزارش‌هاي ويژه پر آب و تابي از زندگي خانوادگي ايلياتي او‌، شکارهايش‌، چيرگي‌اش در تيراندازي و فرزند و خانواده دوستي او به چاپ مي‌رسيد‌. در عين حال‌، همه مطبوعات که زير سانسور بررسان فرماندار نظامي و شهرباني قرار داشتند‌، از او حساب مي‌بردند‌. يک سردبير قديمي مطبوعات گفته است که بارها شاهد آن بوده که تيمسار بختيار به عده‌اي از مديران و سردبيران مطبوعات پاکت‌هاي کوچک حاوي چک‌هاي چند هزار توماني تسليم مي‌کرده و آنان با سپاس و تعظيم فراوان مي‌پذيرفتند‌. در دوران مخوف زمامداري او در ساواک، مطبوعات کشور همچنان در تعريف و تجليل بختيار بر يکديگر سبقت مي‌جستند .مديران مطبوعات در عتبه بوسي بختيار مي‌کوشيدند و به افتخار او ضيافت‌هايي برگزار مي‌کردند‌. بختيار با آنکه رئيس سازمان امنيت بود و بايد لباس غيرنظامي مي‌پوشيد‌، در اعياد و مراسم با لباس رسمي ارتش و شنل ظاهر مي‌شد‌. تقريباً همه روزنامه‌نگاران آن دوران که به تدريج ثروتمند شده بودند‌، از ارادتمندان تيمسار به شمار مي‌رفتند. در ميهماني‌هاي با شکوه او تا 5 هزار نفر شرکت مي‌کردند‌. در مجاورت قصر سعدآباد‌، کاخ با شکوهي ساخته و در ميهماني‌هاي شبانه آنطور که فردوست‌، دوست او مي‌گويد در پايان شب اتومبيل‌ها را با بلندگو به جلوي خانه احضار مي‌کردند و صداي بلندگو در سعدآباد به گوش شاه مي‌رسيد‌. مطبوعات هر روز مطلبي درباره او مي‌نوشتند .ب - فساد اخلاقي: نام بختيار مترادف با فسق و فساد برده مي‌شد‌. او همزمان با آغاز اوجگيري شاهين قدرتش به بانويي به نام «قدرت خانم» که زن بسيار جذاب و طنازي بود دل بست‌. قدرت خانم همسر يک سرهنگ بازنشسته مدير روزنامه بود که روزنامه او «آرام» به جناح نفتي مطبوعات‌، يعني مطبوعاتي که شرکت سابق نفت ايران و انگليس آنها را تغذيه مي‌کرد و براي هتاکي به دولت دکتر مصدق از آنها بهره‌جويي مي‌نمود تعلق داشت‌. قدرت خانم چنان نفوذي در بختيار به هم رساند که بنا به نوشته و شهادت يک روزنامه‌نويس (دکتر علي بهزادي مدير مجله «سپيد و سياه» در کتاب خاطراتش) آزادانه وارد اتاق تيمسار مي‌شد‌. روي ميز او مي‌نشست و با او به شوخي‌هاي لفظي مي‌پرداخت‌. دلبستگي تيمور بختيار به قدرت خانم به جايي رسيد که سرانجام به زور طلاق او را از شوهرش «سرهنگ يميني» گرفت و يميني از شکايات خود ره به جايي نبرد و شوهر را به اروپا تبعيد کرد .بالاخره قدرت خانم همسر دوم تيمسار بختيار شد و او نيز مانند «ايران خانم»، فرزنداني براي بختيار به دنيا آورد‌. در زمان رياست بختيار بر ساواک که هم ايران و هم قدرت را به عنوان همسر در سراي داشت، ناگهان دلباخته پوران شاپوري خواننده آواز (فرح‌دخت طالقاني) همسر عباس شاپوري نوازنده ويولون و سازنده آهنگ‌هاي عوام‌پسند ايراني شد‌. پوران نيز تحت تأثير ثروت و قدرت و شهرت تيمسار قرار گرفت‌. اعتراض‌ها و شکايت‌هاي عباس شاپوري به جايي نرسيد و بنا به نوشته و تصريح ارتشبد فردوست‌، بختيار، پوران را از چنگ شوهرش بيرون آورد‌. عباس شاپوري، به هر کجا که رفت با تمسخر و تحقير علت را «کرم خود درخت» و «خواست و تمايل پوران» دانست‌. بنا به اظهار دکتر ا‌. ج که ميل ندارد نامش به ميان آورده شود‌، هنگامي که او در انگلستان تحصيل مي‌کرده‌، بختيار را ديده است که پوران را – که تازه مطلقه شده بود – با خود به لندن آورده در مهمانخانه‌اي با او زندگي مي‌کرده است. شاه که همه‌ اينها را مي‌دانست يا مي‌شنيد و به روي خود نمي‌آورد که در کشور اسلامي چگونه يک سپهبد مي‌تواند زن مردم را ولو زن خواننده و آوازخوان را از آغوش شوهرش بربايد و در خانه خود نگهداري کند و شب با او هم بالين شود .ج - سوء‌ استفاده‌هاي مالي: بختيار که در دوران پيش از سرتيپ شدن فقط مالک يک خانه کهنه در خيابان شاهپور تهران بود‌، در طول هشت سال و نيم بعد از دي ماه 1332 تا اواخر سال 1340 داراي املاک و مستغلاتي به شرح زير شد :1- يک باب منزل بسيار مجلل در شميران خيابان سعدآباد2- يک باب باغ با ساختمان در تهران‌، معروف به باغ تاج3- يک باب باغ در تهران پارس4- يک باب باغ در الهيه شميران5- يک باغ به مساحت 10 هزار متر در رامسر6- يک باغ در ايذه خوزستان7- يک قطعه زمين در شميران‌، مبارک‌آباد8- 1290 سهم از کارخانه قند اصفهان9- تعداد 48 قطعه قالي‌هاي گرانبهاي بافت ايران و چين10- 46 قلم جواهرات گرانبها11- سه دانگ از قريه « دزک» در بختياري12- سه دانگ از قريه « بردنجان» در بختياري13- يک دانگ و نيم از قريه «خشويه» در لنجان بختياري14- سه دانگ از قريه « پرندگان» در بختياري15- يک دانگ و نيم از قريه « تبوند» در خوزستان16- يک دانگ و سه چهارم دانگ در « کردکوي» گرگان17- چهاردانگ از قريه « انارمرز» در گرگان18- سه دانگ در قريه « اردل» در بختياري19- شش دانگ فدک و بالابانه در گلپايگان اصفهان؛علاوه بر آن مالکيت املاک و مستغلات ديگري نيز به او نسبت داده مي‌شد.
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۸
5
12
دروغ همه اینها سه هزارملیارد یادکل نفتی یاماهانه 270 ملیون حقوق نمیشه
حسین
|
Korea (Republic of)
|
۱۹:۳۳ - ۱۴۰۰/۰۴/۱۵
0
0
می ایند ومی روند...برخی خوب ،برخی بد ،برخی زشت....نام نیکو گربماند زادمی ‌.به کزو ماند سرای زرنگار...
ناشناس
|
United States of America
|
۰۰:۳۶ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۴
3
7
تیمسار بختیار از خانواده بسیار ثروتمندی بود پدر بزرگش امیر مفخم بختیار بود که و بر بود و ۷۲ ‌ پارچه آبادی داشت قلعه د زک هم مال خودشان بود و تیمسار در آنجا بدنیا آمد
رسول
|
United States of America
|
۱۴:۵۴ - ۱۴۰۰/۰۹/۲۹
3
18
سخن نو بگین
ایشون هفتاد کفن پوسوندن
از فساد های جدید بفرمایید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۴۹ - ۱۴۰۲/۱۱/۰۵
0
0
عجب
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار