
یکی از گمانهزنیهای جدی صحنه سیاسی کشور، نحوه آرایش و انسجام یا افتراق اصولگرایان در انتخابات آینده است. قطعاً مدل آرایشی اصولگرایان در مجلس با ریاستجمهوری تفاوت ماهوی خواهد داشت، زیرا در انتخابات مجلس عناصر همسو یا مورد تأیید بخشهای مختلف خرده گفتمانها در مفصلبندی جناح قرار میگیرند، اما در انتخابات ریاستجمهوری اینگونه نیست، زیرا حوزه انتخابشوندگان محدود است و ایثار بیشتری را در صحنه وضوح کردن سیاست اخلاقی نیاز داریم، اما آنچه این روزها در فضای نخبگان و رسانهها، تولید و توزیع میشود، تکهتکهسازی جریان اصولگراست. چندی پیش یکی از سایتهای خبری، اصولگرایان را به پنج دسته تقسیم کرد و همین آرایش فرضی خوراک بسیاری از روزنامهها و سایتهای اصلاحطلب قرار گرفت. سایت مذکور که وابسته به یکی از عناصر مهم جریان اصولگرایی است با این آرایش نحله خود را درحاشیه امن قرار داد و برای آن جایگاهی در آرایش ارائه شده قائل نشد، اما آنچه مهم است اینکه از آرایش اصولگرایان در انتخابات مجلس نباید نگران بود و باید همه همت نخبگان این جریان برای شفافسازی و جامعیتبخشی به عرصه انتخابات ریاستجمهوری باشد که میتواند به جبههبندیهایی منجر شود که ریشه آن با بازخوانی انتخابات گذشته باز تولید میشود و حس انتقام و غیریتسازی را تقویت میکند. باید در انتخابات 1390 جریان اصولگرا همچنان خود را در سطح جریانی فکری نگه دارد و تقلیل آن به جایگاه حزبی و جناحی به انسجام درونگفتمانی آسیب جدی وارد خواهد کرد. گفتمان اصولگرایی در زمان و موقعیتهای اجتماعی و سیاسی از اصول پایدار و ثابتی تبعیت میکند اما در صحنه عمل و عملیات سیاسی باید شاخصهای گفتمانی خویش را با استخدام معانی جدید در مرکزیت گفتمان ارتقا بخشند تا هژمونی گفتمان در رقابت با گفتمان رقیب دچار اضطراب و از جا کندگی نشوند. به تعبیر دیگر «غیر» و «دیگری» در انتخابات 1390 لاجرم جریان فتنه است، زیرا این جریان اثبات کرده است که به رقابت هویتی با «فراگفتمان» یعنی انقلاب اسلامی روی آورده است و این خود شاخصی است برای انسجام درونگفتمانی اصولگرایان. ترجمه دیگر این حرف آن است که مهمترین شاخص اصولگرایان در انتخابات آتی ابراز برائت و دوریگزینی از فتنه است.
اصولگرایانی که ضمن تأیید بر اصولگرا بودن خط قرمز خود را فتنه نمیدانند، نمیتوانند در صفوف اصولگرایی سازماندهی شوند، بنابراین جدیدترین عنصری که به گفتمان اصولگرایی ترکیب و تزئین میشود، مرزبندی اصولگرایانه با مرزبندیهای فروگفتمانی است. معیارهای وحدت و تمرکز در آرایش اصولگرایان توسط مرجعیت گفتمان انقلاب اسلامی ترسیم شده است و این امر کمک شایانی به دوری جستن از خردهگفتمانها میکند، بنابراین تعمد در مخالفت با وحدتگرایی به فرموده مقام معظم رهبری امری حرام است. اگر این حرام بودن را تعمیم دهیم، کسانی که با مشی خود ذهنیت و سوءظن اختلاف را توسعه میدهند به امر حرام کمک کردهاند. شاخص برای دوری از آرایشهای کوچک یا آرایشسازی توسط گفتمان رقیب، نه احساس پشتوانه مردمی است و نه احساس پشتوانه نخبگی است. آنچه اصولگرایان را ذیل یک سقف جمع میکند تمرکز بر سیاستهای کلی نظام است که در حوزه رهبری تعریف میشود. این شاخص ولایتپذیری را از سطح انتزاع به سمت التزام سوق میدهد و عیار همگان را به راحتی قابل سنجش میکند. علاوه بر توجه به سیاستهای کلی نظام، کارآمدی نیز شاخص دیگری است که از دالهای مرکزی گفتمان اصولگرایی است و همگی باید نقاط کارآمد را نقطه عزیمت برای وحدت قرار دهند. عمل اینگونه ضمن رفع اتهام از انحصارطلبی یا سهمخواهی و قدرتطلبی، سرمایه اجتماعی را بازتولید خواهد کرد و از سوی دیگر هرگونه بهانه را از گفتمان رقیب برای آرایشسازی تصنعی در اصولگرایان از بین خواهد برد. سومین شاخص برای دوری از آرایشسازی، گرفتن بهانه از نحلههای در حاشیه گفتمان است. بدین معنی که هسته مرکزی اصولگرایان (مثلاً سه نفری که انتخاب شدهاند) غوری در متن و حاشیه اصولگرایان بنماید و همه اصولگرایان، از نمره 10 تا 20 را در شعاع هویتدهی خود قرار دهد. اگر این باشد قطعاً تحلیل شرایط ویژه کشور و دوران پسافتنه نیز به صورت اتوماتیک وحدت را رهنمون خواهد شد و شقه شقهسازی به هر بهانهای صورت نخواهد گرفت، واژه ایثار نیز میتواند به عناصر گفتمانی اصولگرایان اضافه شود.