کد خبر: 418674
تاریخ انتشار: ۰۳ آبان ۱۳۸۹ - ۱۸:۵۰
سعید فلاح‌فر- نمایشگاه آثار گنجینه موزه‌ هنرهای معاصر تهران، آخرین روزهای خود را پشت‌سر می‌گذارد و تا به امروز موضوع دیدار بسیاری از هنرمندان و هنردوستان بوده و قضاوت‌ها و گفت‌وگوهای بسیاری پیرامون آن در جراید و محافل هنری مطرح شده است. درحالی که به‌نظر می‌رسد دو نکته مهم، یا به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته یا بنا بر دلایلی معلوم، انگیزه‌ای برای بیان آن وجود نداشته است.
نکته اول اطلاق عنوان هنر معاصر برای مجموعه‌ای است که در میان جنبش‌های هنری دنیا، دیگر چندان تازه و معاصر نمی‌نماید. اگرچه به لحاظ تقسیم‌بندی‌های تاریخی، هنوز در تقویم‌های روزانه، عنوان معاصر خیلی نامربوط نیست، اما تحولات بزرگ در روابط فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و. . . که اتفاقاً مهم‌ترین منشأ خلق این آثار محسوب می‌شوند، کاملاً دگرگون شده و عمدتاً به تاریخ پیوسته‌اند. به‌عنوان مثال فروپاشی شوروی و توسعه رسانه‌های عمومی، نسل تازه‌ای از موضوعات و نگرش‌های اجتماعی و هنری، ساختارهای نمایشی و اقتصاد هنر را شکل داده‌اند که قابل قیاس با دو دهه گذشته نیست. البته جایگاه ایران اسلامی در معادلات منطقه و جهان را هم باید به این فهرست اضافه کرد.
نکته دوم تردید در لزوم نمایش این مجموعه در جامعه ارزشی ایران اسلامی است. نگاهی گذرا به آثار موجود در مجموعه حاضر و بقیه آثار گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران، نشان می‌دهد تقریباً تک تک تابلوهای نقاشی- بدون اینکه قصد بی‌اعتبار کردن ارزش‌های اقتصادی، هنری و تاریخی آنها در میان باشد- با انگیزه‌های قوی سیاسی و در جهت تقویت دیدگاه‌های اجتماعی و سیاسی رژیم طاغوت از گالری‌ها و حراجی‌های معلوم‌الحال گردآوری شده‌اند. اغراق و بزرگ‌نمایی در ارزش‌های هنری این گنجینه نیز هدفی جز بستن زبان تأثیرگذار هنر و تغییر مشی هنرمندان و نقاشان و جذب نیروهای جوان هنری برای تریبون استبداد شاهنشاهی، نداشته است. حال این سؤال پیش می‌آید که در نظام اسلامی که اندیشه، تفکر و فرایض اجتماعی و سیاسی اصل غیرقابل انکار آن محسوب می‌شود، چطور لزوم نمایش مجموعه‌ای اینچنین معناگریز و تخدیرکننده، احساس شده است؟!
پژوهشگر و مدرس دانشگاه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار