
شاید به نظرتان مشاغل مختلفی باشند که از جمله مشاغل جذاب به شمار میآیند. یکی از این مشاغل، اجراست. در این باره با یکی از مجریان توانمند سازمان صدا و سیما درباره موضوعاتی که یک مجری با آن روبهروست به گفتوگو نشستیم که از نظرتان میگذرانیم. «رویا حسینی»، متولد سال 1350 از تهران است که نزدیک به 20 سال است وارد عرصه اجرا شده است.
چطور وارد عرصه اجرا شدید؟کارم را با گروه کودک شبکه دو سازمان صدا و سیما از سال 1370 آغاز کردم. این برنامه با عنوان من یار مهربانم به معرفی کتاب برای کودکان میپرداخت. سپس فعالیتم را با گروه قرآن و همکاری با شبکه دو در قالب برنامه کودکان ادامه دادم. در سال 1376 کار با برنامه کتابنامه که به معرفی نویسندگان زن میپرداخت، را دنبال کردم. ورودم به این عرصه اتفاقی بود. من از مربیان تربیتی یکی از مدارس تهران بودم. یک روز گروهی از سازمان صدا و سیما برای ضبط برنامه به مدرسه آمد و چون مجری آنان حضور نداشت، از من درخواست کردند که بخشی از برنامه را اجرا کنم. این موضوع سبب شد که از من برای دادن تست و همکاری با شبکه دو سیما دعوت شوم.
به عنوان یکی از اصحاب رسانه، نگاهتان به خانواده ایرانی که برایشان به اجرای برنامه میپردازید چیست؟خانواده ایرانی از دید من مفهوم خاصی داشته و دارد، به طوری که به جرأت میتوان گفت که این مفهوم با موارد مشابه کشورهای دیگر متفاوت است. در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامیایران به حرمت و شأن خانواده ایرانی بیشتر توجه شده است و رسانه نیز تلاش کرده است با برنامه ریزی در این باره، توجه بیشتری به خانواده داشته باشد. این موضوع سبب شده است تا احترام در میان خانوادههای ایرانی حفظ شود.
تلخ ترین خاطرهای که از فعالیت اجرا دارید کدام است؟ اعلام خبر زلزله بم، تلخ ترین خاطره ام است. من دو هفته قبل از وقوع این اتفاق برای ضبط برنامه تلویزیونی «رشد» به بم رفته بودم و مهمان نوازی مردم بم را به چشم دیدم. وقتی دو هفته بعد زلزله اتفاق افتاد و بسیاری از هموطنان فوت کردند، برایم بسیار ناگوار و ناراحت کننده بود. وقتی این خبر را شنیدم، قرار بود که ساعت 16 با مردم درباره آن صحبت کنیم و از آنان تقاضای امداد کنیم. آن لحظه دوست داشتم همه چیزهایی که شنیدهام خواب باشد و من در یک لحظه از خواب بپرم، ولیمتأسفانه این موضوع حقیقت داشت.
چه توصیهای به بانوان کشورمان که میخواهند وارد عرصه اجرا شوند یا به این شغل علاقه مندند دارید؟خیلی از بانوان کشورمان دوست دارند که مجری شوند. البته اجرا و هنرپیشگی از شغلهای جذاب در همه جای جهان به شمار میآیند و بسیاری از مردم آرزو دارند که به این شغل دست پیدا کنند. شاید یکی از مواردی که اجرا را جذاب میکند، شناخته شدن مجری برای همگان باشد، ولی همین موضوع مسئولیت او را سخت میکند و تمام زندگی اش را تحت الشعاع خود قرار میدهد. کسی که مجری میشود، باید تمام رفتارهایش مناسب باشد و این موضوع مختص به پشت دوربین نیست، بلکه در هر مهمانی، مطب دکتر و حتی در بهشت زهرا که شاید دوست داشته باشد در حال و هوای خود باشد، باید مراقب رفتارش باشد و با این حال مردم از تو همیشه میخواهند که مجری تلویزیون باقی بمانی و این کاری دشوار است. مردم توقع دارند که نوع پوشش و رفتار شما باید آن چیزی باشد که درتلویزیون دیدهاند. به کسانی که علاقه مند به این شغل هستند، توصیه میکنم که در هر زمینه از حوزههای هنر که تلاش کنند و حتی در کانون خانواده، میتوانند موفق باشند و لازم نیست که مشهور باشند.
مطالعه را چقدر برای یک مجری لازم میدانید؟از ضروریات شغل اجرا، مطالعه است و یک مجری باید همه وقتش را صرف مطالعه کند؛ چون این توانمندی را به او میدهد که در همه زمینهها اطلاعات به دست آورد. گاه امکان این که مهمانی که در برنامه حضور یابد تخصص خاصی داشته باشد وجود دارد که مجری باید اطلاعات لازم را در حوزه گفت وگو داشته باشد.
این حرفه چقدر روی زندگی شما به عنوان یک زن ایرانی تأثیر داشته است؟شغل اجرا صد درصد روی زندگی تأثیر میگذارد. برای مثال روی هر گونه انتخاب مجری از دوستان، پوشش، آشنایان، نوع و چگونگی مسافرت و حتی رابطه اجتماعی که او با مردم دارد، تأثیر خواهد گذاشت. حتی وقتی میخواهم از یک مغازه خرید کنم، نگاه فروشنده به من، نگاه به یک مجری تلویزیون است و نه یک خریدار ساده. مردم در هر موقعیت از تو میخواهند همان مجری تلویزیون باشی.
نگاه مردم را به خودتان چطور ارزیابی میکنید؟در این وضعیت شاید مردم سؤالاتی از تو بپرسند که جوابشان را ندانی؛ زیرا تو را نماینده رسانه میدانند و میخواهند همه انتقادها، پیشنهادها و گفتههایشان را با تو در میان بگذارند. در این لحظه تو به عنوان یک مجری متوجه میشوی که نماینده سازمان بزرگی هستی که مخاطبان بسیاری دارد و برای همین موضوع است که باید رفتار اصلاح شده و دقیقی داشته باشی. حتی در دانشگاه هم دانشجویان و استادان انتظار داشتند که مقالات و پایان نامه ام را با موضوع رسانه بنویسم. البته این موضوع سبب میشود که تو هر روز خودت را بیشتر و بیشتر بسازی و بازسازی کنی و در هر لحظه به خودت هشدار دهی که به عنوان نماینده رسانه، نباید خیلی از رفتارهای اشتباه را مرتکب شوی.
آیا این شغل برایتان دشواریهایی را نیز به همراه داشته است؟از مضرات این شغل میتوان به سپری کردن ساعات بسیاری از شبانه روز در محل کار را نام برد. شاید مجبور شوی برای ضبط برنامه مسافرت کنی و این موضوعها شاید با زندگی خانوادگی منافات داشته باشد که باید آن را کنترل کرد و دانست که زندگی خانوادگی مهم است، البته اگر هر چیزی در اصول اخلاقی و اسلامیخود و عرف ایرانی انجام شود، میتواند تاثیرات منفی را کنار بزند.
آیا حضورتان در پشت دوربین و شهرتی که کسب کرده اید، تا به حال شما را دچار غرور کرده است؟ چه پیشنهادی برای مجریانی که دچار غرور میشوند دارید؟هیچ گاه دچار غرور نشده ام، زیرا احساس میکنم که هر شغلی حتی پرستاری که مرا به اورژانس حمل میکند حساس است. شاید بهتر باشد بگوییم آنان که دچار غرور میشوند، دچار نوعی هیجان شغلی هستند. زیرا برخی از مشاغل مثل اجرا و هنرپیشگی، محدودند و افرادی که آنان را به دست میآورند، تصور کنند که اکنون در جایگاه والایی ایستادهاند. برای مثال شاید سازمان صدا و سیما چند صد گوینده در یک شبکه تلویزیونی داشته باشد که از میان آنها، چندتایی بیشتر دیده شوند و همین موضوع سبب شود که برخی احساس کنند که یگانه هستند و دیگران زیرمجموعه آنان به شمار میروند. در صورتی که این نوع تصور اشتباه محض است و شاید این حس برای کسانی که زیاد کار میکنند در آغاز امر و در هنگامیکه خودش را برای نخستین بار در تلویزیون میبیند جالب باشد، ولی مدت زیادی طول نمیکشد که این حس فروکش میکند و تازه آن موقع است که میفهمند چقدر شغلشان حساس است و باید مواظب رفتار و عملکردشان باشند. میفهمند که باید بیش از پیش مودب باشند. مجری باید همیشه لبخند بر لب داشته باشد و حتی به کسانی هم که نمیشناسد احترام بگذارد و این موضوع را همیشه به خاطر داشته باشد که مخاطب او، یک گروه از مردم کشورمان هستند و غرور داشتن در برابر این مردم، از اساس اشتباه است، زیرا نگاه آنان است که به ما هویت میدهد و جالب این است که مجریان مغرور، پاینده نبوده و به سرعت از صحنه حذف شدهاند.
برنامههایی که از ماهواره پخش میشوند، چقدر میتوانند روی مخاطبان تأثیر بگذارند؟نگاهی که به ایران از باب یک کشور مستقل و توسعه یافته میشود، ویژه است و رسانهها تلاش میکنند که فرهنگ آن را تغییر دهند. روابط صحیح بین مردم نشان از بن مایه ارزشمند مردم ایران دارد که فرهنگی غنی دارند. به این دلیل هیچ اطلاعات، سریال و برنامهای نمیتواند با فرهنگ ایران تطبیق یابد. این موضوع سبب بالارفتن رسالت صدا و سیما میشود تا به کیفیت برنامههایی که برای خانوادهها تولید میکند، بیشتر توجه کند و از متخصصان در کارشناسی استفاده کند.