
علی خدایی بیجاری - ساعت 9 صبح روز دوشنبه هشتم شهریور ماه طی تماسی با «علی مردانه» دستیار اول حسن فتحی کارگردان سریال «در مسیر زایندهرود» قراری جهت حضور در پشت صحنه سریال برای ساعت 16 هماهنگ کردیم. سر ساعت مقرر از دفتر روزنامه به محل فیلمبرداری که مجتمع قضایی شهید بهشتی بود روانه شدیم. به محل مورد نظر رسیدیم و منتظر بودیم که کارگردان «کات» بدهد تا با عوامل سریال مجالی برای گپ و گفت پیدا کنیم، اما اصلاً صدای کارگردان و سایر عوامل شنیده نمیشد و چند ساعت به همین منوال گذاشت و در این مدت مجالی دست داد تا با چند بازیگر گفتوگویی داشته باشیم. از جمله این بازیگران هومن برقنورد بود که در این سریال بازی در نقش «گرکانی» را به عهده دارد. لازم به ذکر است که برق نورد متولد 1348 تهران است و پس از اخذ مدرک کاردانی برق در نیمه دوم دهه 60 جذب گروههای تئاتر حرفهای شد. وی آثار زیادی در زمینه نمایش، نمایش رادیویی و تلویزیونی، مجموعههای تلویزیونی و بازی در دو فیلم سینمایی را در کارنامه خود دارد.
(به دلیل انجام مصاحبه در ماه مبارک رمضان برخی زمانها به گذشته برمیگردد که هنوز سریال ادامه داشت).
آقای برقنورد در حال حاضر بازی در چه مجموعهها یا فیلمهایی را در نوبت پخش یا نوبت اکران دارید؟
در حال حاضر درگیر سریال «در مسیر زایندهرود»هستیم و فکر میکنم تا آخر ماه رمضان درگیر همین سریال باشیم. دو کار تله فیلم را آماده پخش دارم. یکی به اسم «همدم» که با ماه رمضان مناسبت دارد که در ایام شهادت امام علی (ع) روز جمعه از شبکه یک پخش خواهد شد و تله فیلم دیگر به اسم «جوجه تیغیها» که کار آقای «حسین تبریزی» است که این فیلم هم آماده پخش است.
برای بازی در حوزه تصویر در حال حاضر چه پیشنهادی دارید؟
پیشنهادهایی شده که بحث دو تله فیلم دیگر بوده که در حد صحبت است و هنوز خیلی جدی نشده که آنها را معرفی کنم.
از آغاز سریال «در مسیر زایندهرود» بگویید که چطور شد نقش «گرکانی» را پذیرفتید و آیا برای کاراکترهای دیگر کاندیدا بودید؟
فکر کنم دو نقش یا سه نقش دیگر بود که آقای فتحی برای من در نظر گرفته بود چون در مسیر زایندرود چهارمین تجربه من با آقای فتحی است و به نحوی «لم» کار هم دستمان آمده، یعنی اگر ایشان یک کلمه بگوید من میدانم چه میگوید یا من چیزی بگویم ایشان میداند که من چه میخواهم بگویم. برای همین با هم یک تعامل نزدیک و خوبی داریم که در نهایت در میان این دو سه نقش و به خاطر علاقه خودم به نقش «گرکانی» و طی صحبتهایی که با آقای فتحی داشتیم این نقش را پذیرفتم و خود آقای فتحی هم در ابتدا نقش گرکانی را برای من مد نظر داشت.
به خاطر خاص بودن نقش گرکانی بسیاری از مخاطبان خطرناک بودن او را درک نمیکنند؛ کمی درمورد این نقش توضیح دهید.
خب گرکانی یک دلال فوتبال است که در واقع خرید و فروش فوتبالیستها وخراب کردن فوتبالیستها جزء تخصصهای او به شمار میرود. اینکه میگویند این آدم خطرناک است برای این است که برای رسیدن به هدفش حاضر است هر کاری بکند.
ولی اینکه این آدمها در فوتبال هستند، چقدر زیادند و چقدر کمند یک مبحث دیگر است. اما به هر حال ما دلال خوب هم داریم گرچه اسم «دلال» یک بار منفی با خودش دارد.
خود شما با این افراد قبل از بازی در نقش گرکانی برخورد داشتهاید یا در راستای ایفای این نقش به دنبال وام گرفتن از چنین شخصیتهایی بودهاید؟
من برای اینکه با این جماعت آشنا شوم تحقیقاتی کردهام و متوجه شدهام که در میان این افراد آدمهای خوبی هم هستند. آدمی که حلال و حرام را بفهمد و خداشناس هم باشد در میان آنها پیدا میشود. اما ما با نشان دادن این صحنهها میخواهیم بگوییم که هر ورزشی ورزش نیست و وقتی در ورزش پول و سرمایه زیاد مطرح شود، فساد به بار میآید.
آقای برق نورد شما در بازی نقش گرکانی طوری بازی کردهاید که به رغم کمترین حرکت دست و بدن موفق به خلق شخصیت گرکانی شدهاید. این مورد تعمدی بوده؟ و اطلاعاتتان در مورد چنین شخصیتیهایی چطور به دست آمد؟
حقیقت امر این است که من برای بازی این کاراکتر انرژیام را روی صدا و لحن بیان متمرکز کردهام و طوری است که هیچ کس غم و شادی او را میبیند نه اگر میخندد کسی میتواند باور کند که میخندد و برعکس من برای بازی این کاراکتر در رابطه با زندگی این آدمها تحقیق کردم و با چند خبرنگار ورزشی صحبت کردهام و با یکسری از کسانی که با این دلالها در رابطهاند برخورد کردهام و با خود این دلالها هم به صورت غیرمستقیم صحبت کردم. مثلاً کسی به آنها زنگ میزد و من صدایشان را میشنیدم و لحن صحبت و بیان آنها را میگرفتم ولی من بنا را روی صدای گرکانی گذاشتم.
متن روی بازی شخصی خودتان چقدر تأثیرگذار بود و نظرتان در مورد کلیت فیلمنامه چیست؟
من آنقدر متنهای آقای نادری را دوست دارم که به طور خیلی متعصبی برای آن جنگ میکنم. اگر طرف هم راست بگوید من زیر بار نمیروم. برای اینکه هم خود آقای نادری و قلمش و شخصیت خودشان را دوست دارم. به هر حال نمیتوانیم منکر این قضیه شویم. ایشان یکی از بهترین فیلمنامه نویسان و نمایشنامه نویسان هستند. من ایشان را از زمان تئاتر هم میشناختم هر چند آن زمان من سعادت این را نداشتم که در کارهای آقای نادری بازی کنم و حضور داشته باشم ولی در زمینه تصویر دو بازی در کارهای ایشان داشتهام که یکی اشکها و لبخندها و دیگری در مسیر زایندهرود است. البته فیلم سینمایی کیفر هم نوشته ایشان بود. متن در مسیر زایندهرود کمک زیادی به من کرد. از طرفی هم سخت بود به خاطر اینکه گرکانی پراکنده میآمد و حضورش همیشگی نبود. یک مقدار بازی این شخصیت برای من مشکل بود ولی متن کلاً مرا به یک سمت و سوی مشخصی هدایت کرد و از طرفی خوشبختانه خاصیت کارگردانی آقای فتحی این است که دست بازیگر را باز میگذارد. یعنی اگر من در زمان ضبط، دیالوگی به ذهنم برسد میتوانم فی البداهه آن را به کار بگیرم. یا مثلاً میتوانم یک خبر داغ و جدید فوتبالی که به گوشم بخورد را در کار پیاده کنم.
رابطه هومن برق نورد با فوتبال چطور است؟
اصلاً اهل فوتبال نیستم. بدشانس من که آدم فوتبالی نیستم و هیچ کدام از فوتبالیستها را نمیشناسم. هر چند کسانی را میشناسم که تعدادشان محدود است ولی در کل آدم فوتبالی نیستم ولی در مجموع خود متن مرا به جاهای خوبی هدایت کرد.
پراکندگی نقش را که پیشتر اشاره کردید، چطور به انسجامی واحد رساندید؟
بیشتر با آقای فتحی حرف میزدیم و در این رابطه تعامل خوبی داشتیم. در جاهایی مواردی به ذهن من میرسید که با ایشان در میان میگذاشتم و نهایتاً به نقطه نظری واحد میرسیدیم.
سریال «در مسیر زایندهرود» برای شما چه ویژگی بارزی داشت؟