
پانزده ماه از شروع فتنه برنامهریزی شده علیه نظام جمهوری اسلامی ایران میگذرد. در این پانزده ماه سران فتنه به تناسب شرایط حاکم بر فضای سیاسی کشور راهکارهای کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت را به کار گرفتهاند تا بلکه در کنار فشار به نظام موج مردهای را که مدتی است در بستر احتضار افتاده را جانی دوباره بخشند. هر چند تمام استراتژیهای جریان معاند در تمام مدت مذکور به بن بست رسیده است اما مرور برخی اقدامات آنها میتواند عمق افتراق افکنی آنها علیه ملت را نمایان کند. اصلاحطلبان در تمام یک سال و سه ماه گذشته، یک اصل را برای پیشبرد اهداف خود مورد نظر قرار دادهاند و آن اصل، «عوض کردن جای شاکی و متهم» است.
بحث ظلم بزرگ یا همان تقلب در انتخابات، ادعای تجاوز به زندانیان، ساختگی خواندن اعترافات زندانیان سیاسی، فرعی را به جای اصلی نشاندن، شکایت 7 نفر از آشوب طلبان از نیروهای امنیتی کشور و... را میتوان در ذیل اصل «عوض کردن جایگاهها» در وقایع پس از انتخابات مورد ارزیابی قرار داد. همه انگیزه فتنهانگیزان از اتخاذ مواضع گوناگون برای به اثبات رساندن این رؤیاست که ما هنوز زندهایم و نمردیم اما چه کسی است که نداند «موج سبز به سردی گراییده» دیگر جاذبهای ندارد. از دست رفتن پایگاه اجتماعی، ایجاد روحیه ناامیدی و دلسردی در میان اعضا و حامیان، منزوی شدن در بین مردم و حاکمیت،نداشتن قدرت و توان مقابله بانظام و ... در اتخاذ استراتژیهای مختلف این جریان شکست خورده در ماههای اخیر تأثیر بهسزایی داشته اشت.
در حالی سران آشوب پیگیر اصل «عوض کردن جایگاهها» هستند که کوه یخی دست ساخته آنها ذره ذره در حال آب شدن است و همین احساس وجود اختلافات و تعارضات بین سرکردگان این جریان را دامن زده است. طراحان دروغ بزرگ، عاجز از یک برگ سند شعار اصلی معاندان نظام مبنی بر «تقلب در انتخابات» در حالی از روز انتخابات گوش فلک را کر کرده که با گذشت 15 ماه از انتخابات مدعیان هنوز هم یک برگ سند برای ادعای سست و خانه عنکبوت گونه خود به مراجع قانونی و حتی رسانههای بیگانه ارائه ندادهاند. دیگر ادعای واهی مخالفان نظام تجاوز جنسی به زندانیان کهریزک بود که به واسطه همین ادعای کذب با آبروی نظام و ملت بازی کردند اما هیچگاه مدارکی برای آن ارائه نکردند. یکی دیگر از موارد پوچ و تهی از برهان مدعیان خط امام «تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی برای اعترافات ساختگی» بودکه به رغم صحه گذاشتن اعترافکنندگان به گفتههای خود، هیچگاه برای آن شواهدی ارائه نکردند. زیر سؤال بردن راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن از موارد دیگری است که معتمدین بیگانه برای آن هم دلایل و براهینی ارائه نکردند به جز ادعاهای خالی از منطق.
مستندات انبوه نظام در قبال عاجزان
برخلاف سران فتنه که هیچ مدرک و سندی دال بر تقلب در انتخابات، تجاوز به زندانیان و ...نداشتند و ارائه نکردند، نظام اسناد و مدارک معتبر بسیاری دارد که نشان میدهد، برخی از مدعیان خط امام با هماهنگی و زد و بند با دشمنان درصدد براندازی و واژگونی نظام جمهوری اسلامی برآمدهاند. با توجه به محکمات قانونی در دست نظام عوامل آشوب مطابق با نسخه تئوریپرداز انقلابهای مخملی دنیا (جین شارپ) به صحنه انتخابات ورود پیدا کردهاند و برای به چالش کشیدن نظام از هیچ کاری فرو نگذاشتهاند. هزینه 17 میلیاردی غرب برای فتنهگران، اقرار برخی رهبران غربی مبنی بر کمکهای مالی به معاندان دخلی، اعترافات صریح و قانونی نیروهای تأثیرگذار آشوب در زندان، احراز پول گرفتن یکی از چهرههای مؤثر جریان فتنه از پادشاهان عرب به عنوان واسطه غربی، دستیابی به مدارک معتبر در دفاتر دانشگاه آزاد و ... تنها برخی از مصادیق همپیمانی مخالفان داخلی و دشمنان خارجی است. موارد فوق تنها مشتی از خروار مدارک در دست نظام است که ضمن نشان دادن تعاملات پشت پرده عوامل معاند با دشمنان، دست نظام را برای هرگونه برخورد باز میگذارد.
متهم کردن نظام به کودتا؛ ادعای سست دیگر
«البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر» به عنوان یک اصل حقوقی است که تصریح میکند، هر کس ادعایی میکند باید برای آن دلیل و مدرک بیاورد؛ در صورتی که به رغم خواست و مطالبه افکار عمومی جامعه ادعاکنندگان در ماههای اخیر بیشتر دست به فرافکنی زدهاند تا ارائه مستندات. ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، مشوش ساختن چند باره اذهان عمومی، ایجاد حس بیاعتمادی در کارکرد و صداقت نظام، کاهش قدرت چانهزنی در عرصه بینالمللی و خدشهدار کردن آبروی نظام تنها بخشی از پیامدهای منفی رفتار خیره سرانه عوامل آشوب در طول ماههای گذشته است. این گروه که برای برخی اتفاقات ساده اقتصادی و سیاسی در کشور برای به کرسی نشاندن حرف خود انواع سند معتبر و غیرمعتبر را رسانهای میکنند چطور امروز حتی یک سند برای ادعاهای توخالی خود ارائه نکردهاند.