
ایزد مهرآفرین - انیمیشن«Despicable Me» (من نفرت انگیز) در واقع اولین انیمیشن ۳ بعدی شرکت یونیورسال محسوب میشود. بعد از استقبال خوبی که تماشاگران از فیلمها و مخصوصاً انیمیشنهای سه بعدی کردند این کمپانی هم تصمیم گرفت جدیدترین محصول انیمیشنی خود را با این تکنیک روانه بازار کند.
«من نفرتانگیز» حاصل سه سال کار و تلاش «کریس ملدندری» ( تهیه کننده) و همکارانش «پییر کوفن» و «کریس رنو» (کارگردانان) فیلم در استودیوی ایلومینیشن Illumination کمپانی یونیورسال است. ملدندری تهیه کننده کار هم که تا پیش از تأسیس استودیوی ایلومینیشن، در تهیهکنندگی و تولید تعدادی از مشهورترین انیمیشنهای چند سال اخیر از جمله «عصریخی»، «روباتها» و «هورتون صدای هو میشنود» نقش داشته است.
زاویه دید جدید
من نفرت انگیز که شاید ترجمه بهتر و درستتر آن «خوار و مطرود» باشد داستان شخصیت شرور و دست و پا چلفتی است که نقشه دزدیدن ماه را میکشد تا اینکه سه دختر بچه یتیم وارد زندگیاش میشوند و همین آشنایی سر منشأ حوادث و اتفاقات دیگر فیلم میشود.
دو نکته اصلی در فیلم وجود دارد که تماشاگر را مجذوب خودش میکند؛ نخست اینکه شخصیت اصلی فیلم یک ضد قهرمان خبیث است. در واقع نکته متمایز کننده فیلم در مقایسه با دیگر آثار انیمیشنی و حتی سینمایی در این است که با این واقعیت روبهرو میشویم که بر خلاف اکثر فیلمهای سینمایی کاراکترهای منفی و شرور قصه «من نفرت انگیز» جذابتر و مقبولتر از کاراکترهای مثبت زن و مرد این فیلمها هستند و ایده دوم اینکه این شخصیت توسط سه دختر بچه یتیم، به مرور و به شکلی که چندان هم احساساتی و رومانتیک نباشد متحول میشود.
این شخصیت دیو سیرت که همواره تعداد زیادی ترفند و حقه شریرانه در آستین دارد، ظاهراً آنقدر جذاب و وسوسه برانگیز بوده است که بتواند توجه خانوادههایی که تا چند هفته پیش فریادهای تشویق و تمجید برای «شرک» و «داستان اسباب بازی» سرداده بودند را به خود جلب کند.
کاراکتر اصلی این انیمیشن گورو نام دارد. گورو کاراکتری است که به نظر شبیه نازیها است. اما با وجود این، دو چیز او را از این نوع کاراکترها مجزا میکند. دنیای دانشمندانه او نه در یک صحرای دور و خشک یا کره ماه، که در زیرزمین خانهاش قرار دارد و نکته دوم اینکه او قصد تسلط بر کل جهان و آدمهای آن را ندارد و فقط میخواهد روی یک موضوع نه چندان بزرگ (شبکههای کابلی) احاطه داشته باشد. زندگی کاراکتر گورو با مشکلات زیادی روبهروست و این مشکلات با وجود مادر او بیشتر شده است. گورو آرزوهای خودش را دارد و میخواهد به آنها جامه عمل بپوشاند.
قصه اورجینال و خلق شخصیت منفی
به نظر میرسد آنچه که فیلم «من نفرت انگیز» را از سایر فیلمهای انیمیشن متمایز میکند، داستان صد در صد اوریجینال آن است. این فیلم یک دنباله نیست و بر اساس شخصیتها یا داستانهای شناخته شده، شکل نگرفته است و همین موضوع بزرگترین نقطه قوت فیلم است.
اقدام سازندگان فیلم برای قرار دادن یک کاراکتر منفی به عنوان شخصیت اصلی قصه، یک اقدام مخاطرهآمیز بوده است. در چنین شرایطی احتمال بسیار زیادی وجود دارد که تماشاگران در همان ابتدای کار، از این شخصیت روی برگردانند و حاضر به همراهی با ادامه قصه نشوند.
اما سازندگان فیلم کار خود را خیلی دقیق انجام میدهند و شرایطی را فراهم میآورند که تماشاگران کوچولو و بزرگسال آن، با کمال دقت ماجراها و ماجراجوییهای کاراکتر گورو را دنبال کنند. در حقیقت، خلق یک کاراکتر شرور در یک فیلم انیمیشن و تبدیل آن به قهرمان ماجرا، حرکتی است که جرأت ویژهای میطلبد.
اما میتوان گفت وارد کردن سه بچه مهربان و دوست داشتنی به داخل قصه (که باید نقش فرشته مهربان ماجرا را بازی کنند و کاراکتر خبیث را تبدیل به یک آدم خوب کنند) تا حد زیادی این مشکل را حل میکند.
گورو آنها را در نزدیکی محل زندگی خود پیدا میکند. آنها که یتیم هستند، به دلیل وضعیت خاص خود به سمت گورو کشیده میشوند و قبل از اینکه درگیر ماجراجوییهای منفی وی شوند، او را به صورت یک موجود دوست داشتنی درمیآورند.
صحنهای که در آن «گورو» برای نخستین مرتبه برای دختر بچهها کتاب میخواند را میتوان به عنوان یک نمونه زیبا و خلاقانه در دنیای انیمیشن یاد کرد. مخاطب مجذوب این صحنه و بازیهای آن میشود. این صحنه بدون اینکه مبتذل باشد، بسیار سرگرم کننده و پر احساس است.
دنباله دار میشود
شاهدیم که در دنیای انیمیشن هر سال چه تعداد فیلمهای درخشان تولید میشوند. همه این فیلمها واقعاً راضی کننده هستند و به لحاظ استانداردهای هنری نیز در جایگاه بالایی قرار میگیرند. نسل تازهای از تماشاچیان که با این فیلمهای انیمیشن بزرگ میشوند، بازهم برای دیدن انیمیشنهای تازهتر به سینماها باز میگردند، چرا که میخواهند تجربه لذت بخش سالهای پیش را تکرار کنند.
«من نفرتانگیز» دومین ساخته سینمایی هر دو کارگردان آن است. زمانی که این انیمیشن در دستور تولید قرار گرفت، حتی سازندگانش هم اطمینانی به موفقیت بالای آن در جدول گیشه نمایش نداشتند. به همین دلیل حاضر شدند بیش از 65 میلیون دلار هزینه صرف تولید آن کنند. اما استقبال پیشبینی نشده بالای تماشاگران از فیلم، سازندگان آن را شوکه کرد. آنها پایان فیلم خود را باز نگذاشته بودند تا بتوان قسمت دوم آن را تهیه کرد. اما حالا با موفقیت مالی به نظر میرسد آنها در تدارک تولید قسمت دوم آن هستند.