کد خبر: 402884
تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۱۹
فرهنگ هالیوود علیه تمدن ایران
الناز خمامی زاده - با رشد صنعت سینما و تلویزیون یکی از کارآمدترین ابزارهای تبلیغات منفی در اختیار جهان غرب قرار گرفت و آنان به دنبال رشد حرفه‌ای این صنعت و ترویج نام و اعتبار سینمای خود براعتقادت مردم جهان جولان دادند و در صدد آن شدند که نهایت استفاده از این صنعت را در وارونه جلوه دادن حقایق بشر به انجام رسانند.
در این میان سران سینما در صحه گذاشتن بر اهداف شوم کشورهای غربی ثمربخش بوده و برای تبدیل واقعیت به دروغ، دست همکاری را به سوی سیاستمداران غربی و در رأس آنان امریکایی دراز کردند. متاسفانه امروز شاهد آنیم که تاریخ پر شکوه ایران به‌عنوان نقطه عطفی که کشورمان را از سایر دول جهان متمایز می‌سازد مورد تهاجم این غارتگران فرهنگی و اعتقادی قرار گرفته و هر روز بر این فشار ضد فرهنگی افزوده می‌شود.
در این بحبوحه که سینمای غرب با در اختیار گرفتن ذهن و تفکر جهانی درصدد تخریب چهره ایران و دین اسلام بر آمده، ترویج تبلیغات مثبت برای اشاعه فرهنگ اصیل و تاریخ کهن کشورمان وظیفه‌ای ملی است. اما آیا صرف انجام تبلیغات مکتوب و رسانه‌ای برای مقابله با چنین جریانی کافی است و یا ارائه واقعیات به بشر اقداماتی فراتر از این را می‌طلبد؟

ساخت فیلم‌های ضد و نقیض تاریخی
جریان ساخت فیلم‌های ضد ایرانی، در سال‌های اخیر به شدت رواج یافته است و جهان غرب در حسرت پیشینه و تاریخی که هرگز نازل‌ترین نمونه آن را به خود ندیده است، بالغ بر 8000 سال تاریخ و تمدن و فرهنگ ایرانی را مورد هدف خود قرار داد تا جایی که در فاصله سال 2001 تا 2008 قریب 10 فیلم سینمایی با محوریت ضد ایرانی تولید و اکران شد که در میان آنها فیلم‌های تاریخی به چشم می‌خورد که برای ساختشان مبالغ هنگفتی هزینه شده بود.
تاریخ وارونه در اسکندر
اسکندر عنوان فیلمی هالیوودی به کارگردانی الیور استون است که با محوریت ضد ایرانی در سال 2004 میلادی قدم به سینمای جهان گذاشت.
تولید‌کنندگان این فیلم برای دستیابی به اهداف شخصی خود تا بدان جا پیش رفتند که حقایق بشر را زیر پا نهاده و تحریف تاریخ و جنایت رسانه‌ای را رقم زدند.
در این فیلم، اسکندر مقدونی نه به‌عنوان یک غارتگر و چپاولگرتاریخی بلکه به‌عنوان یک نماد و اسطوره تاریخی به نمایش در‌آمده که به قصد انتقام از خشایارشا که به یونان حمله برد و شهر یونانی آتن را آتش زد به ایران حمله می‌کند و با شکست سپاه ایرانی، تخت جمشید را به آتش می‌کشد. در این فیلم، بسیاری از حقایق تاریخی به شیوه‌ای زیرکانه کتمان شده است، چنانچه از کشتار بی رحمانه اسکندر مقدونی خبری نیست.
امیرحسین اربابان غفوری، دبیر انجمن راهنمایان تور ایران یکی از تاریخ دوستان کشور است که این فیلم را به دقت دیده است و می‌گوید: هر ابرقدرتی روزی به وجود آمده و روزی نابود می‌شود. کاری که اسکندر مقدونی انجام داد این بود که به انتقام‌گیری از خشایارشا به ایران حمله برد و شهر زیبایی مانند تخت جمشید را آتش زد با این تفاوت که هنگامی که خشایارشا به یونان رفت، شهر از خود دفاع کرد و طی آن سوخت. این در حالی است که تخت جمشید یک شهر بی‌دفاع بود.
یکی دیگر از صحنه‌های فیلم کاذب اسکندر نمایش دروغین چهره سپاهیان ایرانی به شکل مردانی ژولیده، کثیف و وحشی است و دوربین نمایشی و کاذب غرب با نمایش متقابل سپاهیان به ظاهر متمدن یونانی و سپاهیان ژولیده و متخاصم ایرانی سعی در ایجاد تفکر ضد ایرانی دارد؛ یاسر موحد فرد، دبیر کل بنیاد فردوسی در این باره می‌گوید : هرودوت به‌رغم برخی خلافگویی‌ها در کتاب تاریخی خود، نتوانسته برخی حقایق تاریخ را کتمان کند چنانچه او در بخشی از کتاب خود به حمله اسکندر مقدونی با هدف کشورگشایی و غارتگری به این مرز و بوم اشاره می‌کند و یادآور می‌شود در حالی که حتی سرداران سپاه یونانی به ذره‌ای از علم و دانش آشنایی نداشتند، اما خرده سربازان سپاه ایران جملگی با سواد بوده‌اند.
وی ادامه می‌دهد: پس از آن بود که کلیه کتاب‌‌های دینی، مذهبی و علمی ایرانیان به آتش کشیده شد و از بین رفت. حال آنکه آن دسته از کتاب‌‌هایی که حاوی دست‌یافته‌های دانش ایرانیان بود توسط اسکندر به یغما رفت و از آن پس بود که بسیاری از دانش‌هایی که نزد ایرانیان بوده است به نام تمدن یونان به ثبت رسید.

کابوس تاریخ در «300»
هنوز دو سال از تولید و نمایش فیلم تاریخی سراسر کذب اسکندر نگذشته بود که سینمای هالیوود در یکی از خشن‌ترین تولیدات خود که بیشتر به فیلم‌های انیمیشن تخیلی می‌ماند، فعالیت ضد ایرانی‌اش را به اوج رساند.
«300» نمونه‌ای بی‌بدیل از تصویر جریان منفی سازی ایران و تاریخ آن در جهان به دست جنایتکاران رسانه‌ای غرب است. ماجرای ساختگی و مضحک این فیلم که ذهن بیننده عوام خارجی را به بازی می‌گیرد، روایت جعلی جنگ خشایار‌شا با شاه یونان، لئو نیداس، است که در آن سپاه 120 هزار نفری ایرانیان در برابر سپاه 300 نفره یونان شکست می‌خورد و این داستان ساختگی و خنده آور به همراه نمایش ایرانیان به‌عنوان، قومی شرور، هیولا صفت، فاقد شعور و انسانیت که جز قتل عام و غارتگری چیز دیگری در سر ندارند هر فرد آگاه به تاریخ را از همان ابتدا از مشاهده این فیلم باز می‌دارد.
سیاستمداران و تولیدکنندگان این فیلم در پیگیری اهداف ایران ستیزی خود آن چنان زیاده روی کرده‌اند که گاه بیننده به شک می‌افتد که آیا فیلمی تاریخی را می‌بیند و یا یا یک انیمیشن تخیلی را.

شاهزاده پارس؛ ماسک جدید سینمای غرب
«شاهزاده ایرانی» عنوان آخرین دستاوردهای سینمای تخیلی غرب در خدشه وارد کردن بر چهره ایران و تاریخ ایرانی است. اما در این فیلم دیگر از حمله مستقیم به سوی فرهنگ و تاریخ ایرانی خبری نیست. تولیدکنندگان هالیوودی با آگاهی از اینکه بیننده سینما با قابلیت تجزیه و تحلیل خود تا حدودی می‌تواند اهداف شوم موجود در پس فیلم‌هایی را که مستقیما بر تاریخ ایرانی می‌تازند را در‌یابد این بار شمشیر را از رو نبسته و با نرمش و کرنش اذهان عمومی را به بازی می‌گیرد طوری که بیننده خود نیز متوجه این موضوع نمی شود.
این فیلم به کارگردانی مایک نول محصول سال 2010 میلادی برابر با اردیبهشت ماه سال 89 خورشیدی و داستان شاهزاده‌ای ایرانی است که به شهر الموت یورش برده و بر آن پیروز می‌شود. در این حین، خنجری افسانه‌ای که شن و ماسه‌های درون آن، می‌تواند زمان را به گذشته باز‌گرداند به دست فرزند خوانده شاه در الموت می‌افتد و او برای ممانعت از وقوع رویدادهای ناخوشایند به گذشته سفر کرده و جلوی برخی رخدادها را می‌گیرد.
اکبر عالمی‌، منتقد سینما و تلویزیون در بخشی از صحبت‌های خود درباره این فیلم می‌گوید: زیر پوسته‌های فیلم، جنگ پنهانی برای دستکاری کردن افکار جهانیان در حال رخ دادن است. از همان آغاز فیلم چنین برداشت می‌شود که خیال آزار و اهانت به ایرانی در کار نیست پس به آسودگی فیلم را می‌بینیم در حالی که در فیلمی چون 300 اهانت ما را وا می‌داشت تا سینما را ترک کنیم یا دکمه خاموش تلویزیون را بزنیم اما شاهزاده ایرانی، نرم نرمک نگاهی را که می‌خواهد درباره ایرانی پدید آید، پدید می‌آورد. پیوندی با ایران ندارد، ایران را بهانه کرده است، همانند یک تاب یا گهواره به سوی قصه‌های مصری - عربی می‌رود و تنها چیزهایی کمرنگ از ایران وام می‌گیرد، چیزهایی همچون نام و نمایی از دژ الموت بر فراز البرز. فیلم از شهر الموت گذرا می‌گذرد بدون اینکه از البرز نامی ببرد یا از دماوند اسطوره‌ای و مقدس، سخنی به میان آورده باشد. هیچ پژوهشی درباره البرز، دستان و تهمینه (‌شخصیت‌های داستان‌) در کار نیست. در این فیلم زیرکانه نشان داده می‌شود که پارسیان یعنی ایرانی‌ها، ابزارها و سلاح‌های جنگی دهشتناکی ساخته‌اند که هیچ کس را در میدان کارزار یارای نبرد با این سلاح نیست... در واقع این فیلم نشان می‌دهد که ایرانیان آغازگر جنگ بودند و اگر ماسه‌ها و توان دستیابی به گذشته نبود، ایرانی‌ها به خاک و خون می‌کشیدند.

گردشگری ایران؛ طعمه سینمای غرب
آنچه که امروز به دنبال ساخت فیلم‌های هالیوودی ضد‌ایرانی و صرف هزینه‌های میلیون دلاری، دستاورد سران سیاستمدار امریکایی گشته جدا از مسائل سیاسی، شکل دادن بر تفکری منفی از ایرانیان در اذهان عمومی جهان است چنانچه با نشان دادن عدم وجود امنیت در ایران، باورهای هزاران گردشگر شیفته خارجی را که رویای بازدید از مناطق تاریخی ایران را با خواندن کتاب‌‌های تاریخ باشکوه کشورمان در سر می‌پرورانند به سخره گرفته و آنها را از وارد شدن به ایران منع می‌کند و این گونه است که این جریان برنامه‌ریزی شده تاثیر سوء خود را بر برداشت عمومی از تاریخ و تمدن ایران گذاشته و سایر صنایع همچون گردشگری و متعاقب آن اقتصاد و غیره را تحت شعاع خود قرار می‌دهد.

ماهی را امروز از آب بگیریم
هنگامی که پرداختن به امر معرفی تاریخ و تمدن ایرانی و نمایاندن حقایق تاریخ بشر به جهانیان از سوی کارگزاران فرهنگی و فیلمسازان ایرانی مورد کم توجهی قرار می‌گیرد، هنگامی که گنجینه‌های تاریخ و فرهنگ و طبیعت کشورمان به‌عنوان نمونه‌های بی‌‌بدیل در سطح جهان به باد فراموشی سپرده شده و تلاشی در صدد معرفی آن صورت نمی‌گیرد، مشاهده این که فیلمسازان فرصت‌طلب هالیوودی نیز از پای ننشسته و در کمال آرامش و بدون نگرانی از بازخوردهای منفی حاصل از نمایش هجویات نمایشی خود بر فرهنگ و تاریخ کشورمان بتازند و حقایق تاریخ را به سود خود وارونه نمایند دور از انتظار نیست.
آشکار است که کم کاری و کوتاهی از ما است که نقش تاثیر گذار رسانه و سینما بر باورهای عمومی را اهم نشمرده و این موجب گشته که امروز دستمان خالی بماند و زمینه و ذهنیتی برای آشنایی مردمان کشورهای دنیا با تمدن ایران و حقایق تاریخ بشر باقی نماند.
برخی فیلمسازان کشورمان بدون هیچگونه برنامه ریزی برای کسب شهرت و درآمد بیشتر به سوی سوژه‌هایی در سطح بین المللی می‌روند که حاصلی برای تاریخ و تمدن کشورمان ندارد.
در حالی که تاریخ ایران مملو از اسطوره‌ها و بزرگمردانی چون رستم و سهراب، فردوسی بزرگ و... است هیچ تلاشی برای معرفی شکوه و عظمت تاریخمان در حد بین المللی صورت نمی‌گیرد و تا کنون فیلمی در خور توجه که بتوان در مقابله با این جریان بر آن مانور داد ساخته نشده است.
اربابان غفوری در این خصوص می‌گوید: این کار باید از یک جا شروع شود؛ ما باید صدای خودمان را به مردم دنیا برسانیم و تاریخ بی‌نظیر خود را به آنان نشان دهیم. برای این کار می‌توانیم با ابزار تفکر وارد سیستمشان شویم، امروز دیگر بحث زورنمایی به پایان رسیده و باید با یک حرکت ساده سرمایه گذاری در این راستا قدم بگذاریم و در جهت ایجاد شبکه بین المللی که به معرفی زیبایی‌ها و جاذبه‌های تاریخی و گردشگری کشور پرداخته و فیلم‌های نمایشی تاریخی کشورمان را به زبان‌های مختلف جهان ارایه کند قدم بر‌داریم.
اربابان غفوری در حالی از ایجاد شبکه ماهواره‌ای خاص تاریخ و تمدن و گردشگری کشور سخن می‌گوید که امروز تبلیغ رسانه‌ای در سطح جهانی در میان کشورهای موفق در زمینه گردشگری به بهترین ابزار رسانه‌ای مبدل گشته است.
وی ادامه می‌دهد: برای انجام این کار باید برنامه ریزی صورت دهیم و در یک کارگروه، بازار‌های هدف کشورهای همصدا و روحیات آنان را پوشش داده و با ساخت فیلم‌های حرفه‌ای، صحنه به صحنه تاریخ پرشکوه کشور‌مان و حقایق آن را از داستان شکست والرین رومی به دست شاپور اول تا دخل و تصرف انگلیس در سیستم ایران طی نهضت تنباکو را به تصویر بکشیم. دولت می‌تواند برای این منظور بودجه‌ای را در نظر بگیرد و بدان به‌عنوان سرمایه‌گذاری در بحث فرهنگ و تاریخ کشورمان بنگرد.
برای این منظور می‌توانیم با یک ضربه وارد سیستمشان شویم، معیارهایشان را برهم بریزیم. برای مثال به سراغ تاریخ دوره ساسانی برویم که غرب سعی بر آن دارد که تاریخ این دوره را نادیده بگیرد؛ شاپور ساسانی سه بار رومیان را شکست داد، ما نیز باید بر موضوعاتی این چنینی تمرکز کنیم و البته فراموش نکنیم ما بر خلاف غربی‌ها، کشوری ریشه‌دار با تمدنی بالغ بر 8000 سال هستیم و با منش حقیقت‌جوی خود، تاریخ را آن طور که نوشته شده به تصویر بکشیم و در کنار آن موسیقی، پوشش سنتی، غذاهای سنتی و طرز تفکر ایرانی را برای جذب گردشگری به نمایش بگذاریم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار