کد خبر: 401342
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۸
در حاشيه اظهارات اخير رئيس‌جمهور سابق
حبيب ترکاشوند- روز گذشته دفتر محمد خاتمي خبر ديدار وي به مناسبت مبعث و اعياد شعبانيه را با جمعي كه ايثارگران و رزمندگان دوران دفاع مقدس ناميد، منتشر كرد كه وي پس از تشريح مسأله بعثت پيامبر اسلام (ص) ديدگاه‌هاي خود را درباره مهدويت، ‌‌آخرالزمان و ظهور بيان كرد. ‌‌خاتمي با بيان اينكه جامعه برين و خواستني و بايستني در آخر الزمان تحقق مي‌يابد، مي‌گويد: ‌‌«چه بسيار مردمان حتي موحدان و مسلمانان كه اين همه زيبايي و عظمت را در دين خدا نديده‌اند و حتي آن را تا حد اوهام و خرافات فرود آورده‌اند.»مهدويت را چه كساني با خرافات در هم آميخته‌اند؟در اينجا بايد گفت آيا موحدان اعتقاد راسخ شيعه را به مهدويت تا حد اوهام و خرافات فرود آورده‌‌اند يا تئوريسين‌هاي اصلاح‌طلبي چون آغاجري، اكبر گنجي، ‌‌كديور، ‌‌سروش، ‌‌مجتهد شبستري و غيره. ‌چندي پيش گنجي طي مقاله‌اي در سايت راديو زمانه با اين سؤال كه «دليل وجود امام دوازدهمِ شيعيان چيست؟» ادامه مي‌دهد: ‌‌«چگونه مي‌توان حيات فردي به طول چند قرن را موجه نمود؟»گنجي و امثال وي علناً وجود موعود و مهدويت را زير سؤال مي‌برند تا برسد به آنكه با خرافات مخلوط كنند. ‌‌اما آقاي خاتمي و سران اصلاحات بايد پاسخ دهند كدام يك در مقابل اين هجمه بي‌‌سابقه به تشيع توسط تئوريسين سابق خود و عضو كنوني اتاق فكر جنبش واكنش نشان دادند؟عدالت واژه‌اي كه در دوران اصلاحات گم شدخاتمي با اين سؤال كه «كدام جامعه، جامعه مطلوب است؟»، ‌با استناد به سنت و سيرت پيامبر(ص) و معصومان(ع) پاسخ آن را «عدالت» مي‌نامد و مي‌گويد: ‌‌«آنچه در يك كلام مي‌توان گفت اين است كه ميزان روابط و آهنگ حركت در جامعه مطلوب «عدالت» است، ‌‌منتهي عدالتي كه توسط انسان آگاه و آزاد بايد ايجاد و از آن پاسداري شود.»اما سؤال اينجاست كه رئيس دولت اصلاحات پس از آنكه با تكيه بر اين شعار توانست آراي مردم را از آن خود كند، اين شعار را فراموش كرد، حال چگونه است پس از حاكم شدن گفتمان عدالت توسط دولت بعد از خود به ياد اين اصل ديني و قرآني افتاده است. ‌تحريف تاريخ ائمه(س) توسط خاتميدر صورتي كه طبق اعتقادات ديني و مذهبي يكي از مأموريت‌هاي اصلي پيامبران و ائمه تشكيل حكومت در صورت حاصل شدن شرايط بوده است اما خاتمي با اين جمله كه «از جمله شروط مهم مطلوبيت حكومت اين است كه برآمده از اراده و خواست جامعه و برخوردار از رضايت مردم باشد»، سعي مي‌كند ‌تلاش ائمه براي تشكيل حكومت عدالت ‌را رد كند و اينگونه تاريخ ‌را تحريف كند كه«چرا در دوران بحران سياسي اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجري و سست شدن پايه‌هاي حكومت اموي و مرواني كه قطعاً امكان فراهم آمدن عِدّه و عُدّه و تشكيل حكومت براي بعضي امامان ما فراهم بود (بني‌عباس با شعار خشنودي اهل بيت با همين شيوه روي كار آمدند)، امامان حاضر نشدند چنين كنند؟»براي رد ادعاي خاتمي به دو روايت تاريخي استناد مي‌جوييم: ‌‌1- زماني كه زيد برادر امام باقر (ع) براي كسب اجازه از امام براي قيام بر حكومت نزد حضرت آمد به‌دليل مهيا نبودن شرايط موافقت نكردند اما هنگامي كه زيد بر برادرزاده خود امام صادق (ع) وارد شد حضرت به وي رخصت داد. ‌2- روزي كه هارون الرشيد به امام كاظم (ع) اعلام كرد كه حاضر است «فدك» را به او برگرداند و خواستار مشخص شدن حدود و مرزهاي آن شد، ‌‌حضرت تمام مرزهاي قلمرو اسلامي را مرز فدك اعلام كرد و بدين وسيله اعلام نمود خلافت حق ايشان است نه ناپاكاني چون بني اميه و بني عباس حتي اگر با رأي مردم بر سر كار آمده باشند. ‌در مكتب خاتمي حكومت بني‌اميه نيز مشروع استدر مكتب خاتمي و همفكرانش اگر يزيد نيز با رأي مردم سر كار بيايد مشروع است، اما اگر انسان‌هاي كاملي چون معصومان (ع) به‌دليل جهل مردم و مكر جباران رأي مردم را از دست بدهند از مشروعيت مي‌افتند ‌‌تا چه برسد به انسان‌هاي غير معصوم. ‌‌آيا خاتمي و رفقايش نمي‌دانند كه مشروعيت غير از مقبوليت است و مردم نمي‌توانند به شخص يا حكومتي مشروعيت ببخشند. ‌مردم سالاري غير ديني بهترين شكل حكومترئيس دولت اصلاحات در اين جلسه نيز طبق سياق گذشته وادادگي كامل خود را به فرهنگ و مكاتب غربي نمايان مي‌سازد و بهترين شيوه حكومت در عصر غيبت را دموكراسي فارغ از دين مي‌داند. ‌‌او با حذف واژه ديني از مردم سالاري مي‌گويد: ‌‌« امروز بشر بعد از كشاكش‌هاي مهم تاريخي به اين نتيجه رسيده است كه «مردم‌سالاري» كم‌هزينه‌ترين و پر فايده‌ترين شيوه حكومت است.» وي همچنين تأكيد‌‌ مي‌كند كه «نظام مطلوب در اين زمان نظام مردم‌سالار (با همه لوازم و شرايط آن) است.»آيا مي‌توان اين جمله خاتمي كه مردم‌سالاري با همه شرايط و لوازم آن البته بدون هيچ قيد و تبصره‌اي چون «دين» را نظام مطلوب براي عصر حاضر مي‌داند را به گونه‌اي ديگر تفسير كرد. ‌قانونمداري در زبان و آنارشيسم در عملخاتمي در بخش پاياني سخنان خود ادعاي كذايي را درباره لزوم قانونمداري همگان مطرح مي‌كند و مي‌گويد: «بايد از اجزا و اركان حكومت بخواهيم كه پاسخگويي در برابر مردم را بپذيرند و همه در چارچوب قانون حركت كنند»ادعايي كه با اقدامات يك‌سال گذشته خاتمي، موسوي، كروبي و اطرافيانشان در ايستادن مقابل قانون براي حاكم كردن تحميلي خود بر مردم ‌روشي غير از همان مردم‌سالاري مورد ادعاي وي چيزي جز جملات طنز و فكاهي نيست و آيندگان در كتاب تاريخ، قضاوتي جز اين نخواهند داشت. ‌بايد به ايشان گفت زماني كه غوغاسالاري شما در برابر مردم‌سالاري با «پتك جمهوريت» مردم مواجه شد، آيا به رأي و نظر مردم احترام گذاشتيد؟ يا اينكه چون اين بار جمهوريت برخلاف خواست شما بود آن را زير پاي اغتشاشگران حامي‌تان له كرديد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار