کد خبر: 401260
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۸۹ - ۱۷:۴۵
جستاري در قيام سي‌ام تير و نقش نيروهاي مذهبي
حجت‌الاسلام والمسلمين روح‌الله حسينيان - اين واقعه از جنبه‌هاي گوناگون مورد بررسي قرار گرفته است. در نوشتار حاضر پژوهشگر ارجمند حجت‌الاسلام و المسلمين روح الله حسينيان مي‌كوشد تا نقش نيروهاي مذهبي را در پيدايش اين خيزش ملي مورد بررسي قرار دهد.
پس از تشكيل مجلس هفدهم، طبق سنت پارلماني ايران،‌ نخست‌وزير استعفا داد تا مجلس تصميم بگيرد. از 65 نماينده مجلس شوراي ملي، 52 نفر به نخست‌وزيري مصدق رأي اعتماد دادند. مجلس سنا ابتدا به علت اينكه مصدق برنامه خود را اعلام نكرده بود، از رأي تمايل خودداري كرد، اما در اثر فشار افكار عمومي، در 18 تيرماه از 36 سناتور، 14 نفر به مصدق رأي تمايل دادند. آيت‌الله‌كاشاني با صدور اطلاعيه‌اي، عمل مجلس سنا را رويه نامطلوب عده‌اي از سناتورها ناميد كه برخلاف تمايلات عمومي، رأي به جناب آقاي دكتر محمد مصدق ندادند. آيت‌الله از جامعه بازرگانان و اصناف كه تصميم به تعطيلي داشتند، درخواست نمود فعلاً تعطيلي را موقوف كنيد و منتظر اخطار ثانوي اينجانب باشيد.(1)جو شديدي كه عليه سنا به ‌وجود‌ آمده بود، سنا را برآن داشت تا هيئتي را نزد مصدق بفرستد و به وي تفهيم كند كه نخست‌وزيري وي قانوني است، زيرا 19 نفر از سناتورها رأي ممتنع داده‌اند و سه نفر مخالفت كرده‌اند كه اين لطمه‌اي به نخست‌وزيري وي نمي‌زند. مصدق پذيرفت و شاه در روز 19 تير، حكم نخست‌وزيري وي را صادر كرد. دربار از مدت‌ها قبل در تلاش بود كه به جاي مصدق، قوام را به نخست‌وزيري منصوب نمايد. آيت‌الله كاشاني به‌فوريت متوجه موضوع شد و در اواخر آبان 1330 پيامي براي شاه فرستاد و تأكيد كرد كه حمايت دربار از قوام را افشا خواهد كرد. شاه چنين حمايتي را انكار كرد و به‌ناچار كاشاني را مطمئن ساخت كه مصدق همچنان از اعتماد وي برخوردار است.(2)مصدق در اين موقعيت حساس و متزلزل، دو اقدام بهانه‌جويانه انجام داد. وي در روز بيست و دوم تيرماه به مجلس رفت و از مجلس خواست تا به او اجازه داده شود كه دولت در مدت شش ماه رأساً قانونگذاري نمايد. عده‌اي از نمايندگان، اين اقدام را خلاف قانون‌اساسي و معناي آن را تعطيل مجلس و دخالت قوه مجريه در قوه مقننه دانستند.مصدق سه روز بعد (25 تير) براي معرفي وزرا نزد شاه رفت و از شاه خواست تا حق تعيين وزير جنگ و رياست ستاد ارتش و فرماندهي سه‌گانه نيروهاي مسلح را به وي واگذار نمايد. شاه درخواست مصدق را نپذيرفت و مصدق بار ديگر بدون مشورت با آيت‌الله كاشاني و جبهه ملي، استعفاي خود را به اين شرح به شاه تقديم كرد:«پيشگاه مبارك اعليحضرت همايوني شاهنشاهي! چون در نتيجه تجربياتي كه در دولت سابق به‌دست‌آمده، پيشرفت كار در اين موقع حساس ايجاب مي‌كند كه پست وزارت جنگ را فدوي عهده‌دار شود و اين كار مورد تصويب شاهانه واقع نشده، البته بهتر است كه دولت آينده را كسي تشكيل دهد كه كاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا كند. با وضع فعلي ممكن نيست مبارزه‌اي را كه ملت ايران شروع كرده، پيروزمندانه ادامه دهد. دكتر مصدق.»گرچه مصدق در اين متن، نامي از استعفا نبرده بود و علي‌القاعده بايد اين هم حساب‌شده باشد، ولي شاه كه مانند مصدق دنبال بهانه مي‌گشت، بدون احتساب پيامدها، آن را استعفا تلقي كرد و پذيرفت.در اين زمان، مخالفان دولت، از جمله ملكه مادر و اشرف دست به فعاليت زدند(4) اشرف در روز 26 تير با قوام‌السلطنه ملاقات كرد.(5) گرچه شاه شخصاً از قوام دل خوشي نداشت، اما موافقت اكثريت درباريان و سفارت انگليس و امريكا، شاه را برآن داشت تا در مقابل قوام تسليم شود. در روز 26 تير، از 42 نفر نمايندگان مجلس،40 نفر به قوام رأي تمايل دادند(6) و همان روز شاه با لقب «جناب اشرف» قوام را به نخست‌وزيري منصوب كرد.قوام كه بزرگ‌ترين مانع موفقيت خود را آيت‌الله كاشاني مي‌دانست، ابتدا از در مسالمت وارد شد و علي اميني را با پيامي نزد وي فرستاد. دكتر شروين كه در آن جلسه حضور داشت، اين ملاقات را چنين روايت مي‌كند:«آقاي قوام گفتند كه چون من نخست‌وزير خواهم شد، آيت‌الله نظر خود را درباره كابينه اظهار نمايند.» آيت‌الله كاشاني با تبسمي كه غالبا در چهره‌اش نمايان بود، گفت:«بي‌سواد! به قوام بگو تا دكتر مصدق هست، هيچ كس نمي‌تواند نخست‌وزير شود.» هرچه دكتر اميني به اصطلاح چانه زد به جايي نرسيد. دكتر علي اميني مأيوس و دست خالي بيرون رفت.»(7) قوام مجدداً ارسنجاني را براي سازش نزد آيت‌الله فرستاد. بنابر نامه‌اي كه از آيت‌الله در دست است،‌ به شرط سكوت،‌ قوام انتخاب شش وزيرش را در اختيار آيت‌الله قرار مي‌داد(8)، ولي آيت‌الله كه مبارزه براي قطع دست انگلستان را بر همه چيز مقدم مي‌دانست، جواب دندان‌شكني به قوام داد. پس از نااميدي قوام، شاه دست به‌كار شد و علاء، وزير دربار را خدمت آيت‌الله فرستاد تا نخست‌وزيري قوام را بپذيرد. آيت‌الله در پاسخ گفت:«به عرض اعليحضرت برسانيد اگر در بازگشت دولت دكتر مصدق تا فردا اقدام نفرمايند، دهانه تيز انقلاب را با جلوداري شخص خودم، متوجه دربار خواهم كرد.»(9)با مأيوس شدن دربار، قوام و منابع قدرت تصميم گرفتند تا با جست‌وجوي راهي ديگر، مانع اصلي را از سر راه بردارند. ارسنجاني،‌مشاور قوام، درخاطرات روز بيست و نهم تيرماه خود مي‌نويسد كه قوام گفت:«دستور دادم شهرباني سيد ابوالقاسم كاشاني را توقيف كند و حتي وقتي ديدم كوپال (رئيس شهرباني) دست به دست مي‌كند، دستور كتبي دادم و امروز او را توقيف خواهند كرد و شما خواهيد ديد كه چه تأثيري در اوضاع مي‌كند.» قوام در مورد مصونيت پارلماني آيت‌الله گفته بود:«مملكتي را به آتش كشيده و در پناه مصونيت ايستاده‌اند. من اين حريم را مي‌شكنم و آنها را تسليم دادگاه مي‌كنم.» توجيه ديگر قوام اين بود كه به موجب اطلاعي كه داده‌اند، آيت‌الله قصد دارد نظامي‌ها را تحريك به شورش كند. با رايزني‌هاي فراوان تصميم گرفته شد در ساعت چهار بعدازظهر روز بيست و نهم تيرماه، آيت‌الله را دستگير نمايند.(10)قوام در ارزيابي نقش آيت‌الله كاشاني راه را درست رفته بود، اما در ارزيابي قدرت آيت‌الله راه خطا را در پيش گرفته بود. او در ارزيابي خود، نه مصدق را مانع اصلي و نه جبهه ملي را غيرقابل كنترل مي‌دانست. جبهه ملي نشان داد كه در حساس‌ترين زمان‌ها، حاضر به مصالحه است. در شب سي‌ام تيرماه، يعني همان شب سرنوشت‌ساز، سرلشگر علوي با وكلاي جبهه ملي مذاكره كرد و آنها پذيرفتند تا اعلاميه‌اي صادر كنند كه فردا مردم آرامش خود را حفظ و به‌جاي تظاهرات، اعتصاب كنند. متأسفانه اين اعلاميه صادر و چند بار از راديو قرائت شد. (11) مصدق هم معلوم بود كه احمدآباد، جايگاه امن هميشگي خود را انتخاب خواهد كرد؛ اما آيت‌الله كاشاني فردي نبود كه به اين سادگي در مقابل دشمن تسليم شود؛‌ لذا قوام در اعلاميه‌ شديد‌اللحني كه در روز بيست و هفتم تيرماه صادر كرد، ضمن انتقاد از مصدق به خاطر «نوعي بي‌تدبيري»، او را ستود و دنباله‌‌رو خود خواند. وي با اشاره به استقامتش در مقابل امتياز نفت شمال، با اشاره به علت سقوط خود گفت:«من از اقدام خود نادم نيستم؛ زيرا جانشين آينده من جناب آقاي مصدق‌السلطنه، آن فكر را با سرسختي بي‌مانندي دنبال نمود و در مقابل هيچ فشاري از پاي ننشست.»اما قوام، نوك پيكان حملات خود را به سوي آيت‌الله كاشاني نشانه رفت. او گفت:«به همان اندازه كه از عوام‌فريبي در امور سياسي بيزارم، در مسائل مذهبي نيز از ريا و سالوس منزجرم. كساني كه به بهانه مبارزه با افراطيون سرخ، ارتجاع سياه را تقويت نموده‌اند، لطمه شديدي به آزادي وارد ساخته و زحمات بانيان مشروطيت را نيم قرن به اين طرف هدر داده‌اند. من در عين احترام به تعاليم مذهب اسلام، ديانت را از سياست دور نگاه خواهم داشت و از نشر خرافات و عقايد قهقرايي جلوگيري خواهم كرد.»(12) اين قسمت از اعلاميه قوام، اشاره به آيت‌الله كاشاني است. قوام مي‌پنداشت با يك اولتيماتوم، قادر به جداكردن دين از سياست و منزوي كردن آيت‌الله است. به نوشته پروفسور ذبيح‌:«سياست قوام در زمينه دور كردن روحانيون از سياست در آن مرحله زماني از تحولات ايران، به نوبه خود در ايجاد قيام خونين سي‌‌ام تير مؤثر بود و به عمر كابينه چند روزه قوام پايان داد.»(13)ارزيابي قدرت آيت‌الله كاشانيقوام در ارزيابي قدرت آيت‌الله كاشاني،‌ اشتباه جبران ناپذيري را مرتكب شد. بي‌مناسبت نيست كه اشاره‌اي به قدرت آيت‌الله داشته باشيم تا درباره وقايع سي‌ام تير، آگاهانه‌تر به تحليل بپردازيم.آيت‌الله كاشاني، رهبري جناح مذهبي آزاد شده از مظالم رضاشاه را به عهده داشت. به خاطر روشن‌بيني‌ و شجاعت آيت‌الله، خيل عظيمي از نيروهاي مليگرا نيز در زير پرچم ايشان به حركت درآمده بودند. آيت‌الله كاشاني، به عنوان نماينده روحانيت اسلام سياسي، گرچه در حد يك مرجع، تأثيرگذار نبود، اما به دليل اجتهاد بي‌چون و چراي وي، بسياري از مراجع وقت از وي پشتيباني مي‌كردند. خبرنگاران خارجي كه در آن زمان از ايران ديدن مي‌كردند، در گزارشات خود پايگاه آيت‌الله را توصيف كرده‌اند. خبرنگار روزنامه عربي اخبار‌اليوم نوشت:«نفوذ و قدرت كلام آيت‌الله كاشاني در ميان صدها هزار مسلمان ايراني حيرت‌انگيز است.»(14)مدير خبرگزاري پي.ان.پي در مورد آيت‌الله گزارش داد:«مردي كه امروز مظهر وحدت و الهام دهنده مسلمين ايران و جهان است، يك روحاني ساده و خوشدل و خوش‌منظر و شوخ‌طبع است كه دوست و دشمن به دورانديشي و سياستمداري و صداقت وي اعتراف دارند. نيروي بزرگي كه اين مرد قوي‌الاراده و پرحرارت را به جلو مي‌راند، ايمان و اعتقاد وي به عظمت اخلاقي و قدرت معنوي اسلام و كامل بودن اين آئين براي حكومت دنيايي و آخرتي است. اين پيشواي بزرگ ايران، در سنين كهولت، با صداي لرزان خود،‌ پيام يگا‌نگي و وحدت اسلام را در جهان پخش مي‌كند و روزي نمي‌گذرد كه از يك گوشه دنيا مسافري يا سياستمداري يا روزنامه‌نگاري براي او نامه ننويسد و يا به ديدارش نيايد. نام كاشاني در لندن و پاريس و نيويورك و كراچي و اندونزي و هندوستان و به‌خصوص كشورهاي اسلامي در رديف نام گاندي و نهرو قرار گرفته است و طبقات آزاديخواه و متفكر اين جامعه‌ها، وي را مظهر نجات ملت‌هاي ستمديده از فشار استعمار مادي مغرب زمين مي‌دانند.»(15)روز بيست و نهم تيرماه، همين كه شايعه دستگيري آيت‌الله كاشاني به آبادان رسيد،‌ كارگران و كارمندان تمام قسمت‌هاي پالايشگاه، دست از كار كشيدند و اعتصاب عمومي آغاز و تمام شهر آبادان تعطيل شد. (16) مردم كرمانشاه نيز بازار را تعطيل كردند و تظاهرات وسيعي را به راه انداختند و بلافاصله حكومت نظامي اعلام و زدوخورد آغاز شد. (17) قوام‌السلطنه كه قدرت آيت‌الله را اشتباه ارزيابي كرده بود، در عصر روز بيست و نهم تير ماه متوجه اشتباه خود شد و با دوز و كلك و به عنوان اين كه حكم دستگيري ناقص است و بايد صريح‌تر نوشته شود، آن را از شهرباني مسترد كرد. (18) ابتكار عمل آيت‌الله كاشانيشاه براي سركوبي قيام مردم دستور داده بود تا واحدهاي زرهي و هوايي با مهمات جنگي به مقابله با تظاهرات و متفرق كردن مردم بپردازند. به بيمارستان‌هاي ارتش نيز براي پذيرفتن مجروحين، اعلام آماده‌باش داده بودند. از اين خبر، «سازمان گروه‌ ملي» كه تعدادي از افسران ملي‌گرا و طرفدار مصدق، آن را به وجود آورده بودند، مطلع شدند(19) علي‌القاعده اين خبر به آيت‌الله كاشاني نيز ‌رسيد. آيت‌الله در روز بيست و هشتم تيرماه، اعلاميه‌اي را خطاب به نيروهاي نظامي صادر كرد. اين اعلاميه كه با عنوان «سربازان وطن! افسران عزيز!» آغاز مي‌شد، آنان را به ياد مسئوليت در مقابل خداوند و فرداي قيامت انداخت. آيت‌الله، جنگ موجود را «جنگ و جدال بين دو صف حق و باطل اعلام كرد» و افزود كه «اعمال احمد قوام كه تنها براي جاه‌طلبي و برگشت انگليسي‌ها و استعمار است، نبايد به دست شما انجام و شما را در مقابل خون‌ها و حق‌كشي‌ها مسئول كند. بياييد براي رضاي خدا و رسول روي برادران خود سرنيزه و گلوله نكشيد و بيدار باشيد كه اين گلوله‌ها بايد به‌زودي روي دشمنان ملت و وطن كشيده شود.» (20) اين اعلاميه كه در سطح وسيعي چاپ و توزيع شد، اثر عجيبي در دل زمامداران گذاشت. ارزيابي مشاوران قوام از اين اعلاميه اين بود كه زمينه كار را از هر حيث براي گردانندگان صحنه‌هاي تظاهرات آماده مي‌كرد. (21)دومين پايگاهي كه بايد در آن روزها مورد حمله قرار مي‌گرفت، پايگاه نخست‌وزيري قوام بود. آيت‌الله در پاسخ اعلاميه روز بيست و هشتم تيرماه قوام، اطلاعيه شديداللحني صادر كرد و بركناري مصدق را نتيجه سياستي دانست كه طي قرون متمادي، دولت‌هاي مزدور را سركار مي‌آورد. وي قوام را عنصري معرفي كرد كه در دامان ديكتاتوري و استبداد پرورش‌يافته و تاريخ سياسي او پر از خيانت و ظلم و جور است. آيت‌الله اعلام نمود كه دادگاه ملي، حكم مرگ و قطع سياسي قوام را صادر كرده است. وي در تحليل روي كار آمدن قوام گفت:«بيگانگان درصددند كه به وسيله وي، تيشه بر ريشه دين و آزادي و استقلال مملكت زده و بار ديگر زنجير اسارت را به گردن ملت مسلمان بيندازند.» ايشان با اشاره به بيانيه قوام، اعلام داشت كه توطئه تفكيك دين از سياست كه در قرون متمادي سرلوحه برنامه انگليسي‌ها بوده، امروز سرلوحه برنامه اين مرد جاه‌طلب قرار گرفته است. آيت‌الله در پايان اعلاميه افزود:«بر عموم برادران مسلمان لازم است كه در راه اين جهاد اكبر، كمر همت بسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعمار ثابت كنند كه تلاش آنها در به‌دست آوردن قدرت و سيطره گذشته محال است.»(22) اين اعلاميه چنان مؤثر افتاد كه به اعلاميه «قوام‌ برانداز» معروف شد. (23)آيت‌الله كاشاني در عصر روز بيست و نهم مصاحبه‌اي مطبوعاتي ترتيب داد كه كليه خبرنگاران خارجي و داخلي در آن شركت كردند. در اين مصاحبه كه از پر ازدحام‌ترين و داغ‌ترين مصاحبه‌هاي آيت‌الله بود، وي ابتدا راجع‌به نهضت و تأثير آن در خاورميانه صحبت كرد و آن‌گاه از دخالت‌هاي 150 ساله انگليس در امور داخلي ايران سخن گفت. سپس افزود كه «چون به موجب قانون بايد سه ربع از وكلاي مجلس به نخست‌وزير رأي تمايل بدهند، در حالي كه در آن روز 42 نفر بودند... پس اين رأي تمايل قانونيت ندارد.» آيت‌الله، فرمان نخست‌وزيري قوام را اشتباه‌كاري شاه شمرد و سخنان خود را با اين جمله به پايان برد كه تا خون در شاهرگ من و اين ملت است، زير بار اين نمي‌رويم كه قوام بر ما حكومت كند.بعد از اين مقدمه، خبرنگاران سؤالاتي را مطرح كردند و آيت‌الله پاسخ ‌داد. آيت‌الله در پاسخ به خبرنگاري كه پرسيد:«آيا با قوام مقابله مسلحانه خواهد شد يا نه؟» گفت:«پيشرفت را در مظلوميت ديده‌ايم و قوام هم كوچك‌تر از آن است كه با او مقابله مسلحانه بكنيم... بايد مقابله مدبرانه بكنيم و عن‌قريب با تدبير، قوام را ازاله خواهيم كرد.» آيت‌الله در پاسخ به اين سؤال كه:«نظر آيت‌الله در مورد ملاقات اخير قوام با سفير امريكا چيست؟» گفت:«امريكايي‌ها در سياست خام هستند و هميشه گول انگليسي‌ها را مي‌خورند. انگليسي‌ها و امريكايي‌ها با هم هستند، با اين تفاوت كه انگليسي‌ها بر سر امريكايي‌ها كلاه مي‌گذارند. ملاقات با هندرسن براي ما ارزشي ندارد وقتي كه دست واحد باشيم چه مي‌توانند بكنند؟»آيت‌الله در پاسخ به اين سؤال كه اگر پاي انگليسي‌ها به آبادان باز شود، آيت‌الله چه خواهند كرد،گفت:«اگر پاي يك كارشناس انگليسي به مؤسسات نفتي آبادان برسد، من دستور خواهم داد كه تمام تأسيسات نفتي و پالايشگاه‌ها را آتش بزنند و نابود كنند.» اوج پيام آيت‌الله جمله‌اي بود كه با ابراز احساسات شديدي از طرف حاضرين مواجه شد:«اگر كار سخت شود، خودم حاضرم كفن بپوشم.»(24)يكي از جاهاي ديگري كه توطئه عليه نهضت را هدايت مي‌كرد، دربار بود. لازم بود تا اين مركز توطئه نيز مورد تهديد قرار گيرد. آيت‌الله كاشاني با هوشياري سياسي خود اين موضوع مهم را ناديده نگرفت و لذا پس از ملاقات علاء با آيت‌الله در روز بيست و هشتم تيرماه، با درايت مخصوص خود در فرداي آن روز در نامه‌اي خطاب به علاء نوشت كه:«به عرض اعليحضرت برسانيد اگر در بازگشت دولت مصدق تا فردا اقدام نفرماييد، دهانه تيز انقلاب را با جلوداري شخص خودم متوجه دربار خواهم كرد.» (25) شاه كه همواره نشان داده بود تا حدودي قدرت آيت‌الله را درك كرده است، علاء را واسطه قرار داد تا آيت‌الله را نسبت به قوام به سازش بكشاند. بنابراين، اين اخطار آيت‌الله براي شاه بايد وحشت‌‌انگيز بوده باشد. واقع امر اين بود كه در آن برهه، نهضت با مذهب عجين شده بود و بسياري از مردم با اعتقاد و باور مذهبي به ميدان مبارزه آمده بودند. حتي نيروهاي ملي‌گرا با تمسك به شعارهاي مذهبي، مردم را به صحنه دعوت مي‌كردند. «كميته تمركز مبارزات ملي» كه وظيفه هدايت اعتصاب و تظاهرات را به عهده داشت، در روز بيست و هشتم تيرماه اعلام كرد در روز اول مرداد، زن و بچه‌ها در تمام كشور به پشت‌بام‌ها رفته و براي سعادت و استقلال ايران اذان گفته و دعا و مناجات نمايند و اين تصميم به وسيله اعلاميه و تلگراف و تلفن به تمام نقاط كشور اطلاع داده شد. (26) مردم براي ابراز وفاداري خود در آن روزها كفن مي‌پوشيدند... سنتي كه به‌مثابه يك نماد مذهبي، براي نشان‌دادن آمادگي براي شهادت است. در همان روزها، عده‌اي كفن‌پوش از همدان و كرمانشاه حركت كردند كه در روز 29 تير در كاروانسراسنگي (جاده كرج – تهران) به فرمان سرلشگر وثوق، فرمانده ژاندارمري، به محاصره نيروهاي ژاندارمري درآمدند و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. (27) گرچه در آن روزها نيروهاي مبارز غيرمذهبي نيز حضور داشتند، اما عمده سرسختي‌ها و مجاهدت‌ها از سوي نيروهاي مذهبي صورت مي‌گرفت و شعارها اكثراً مذهبي بودند؛ نيروهاي مذهبي، از آيت‌الله كاشاني الهام مي‌گرفتند.واقعه 30 تيراز فرداي انتصاب قوام، اوضاع تهران و شهرهاي بزرگ از جمله آبادان، كرمانشاه، اهواز،‌ اصفهان، قم، شيراز و قزوين، متشنج شد و دامنه تشنج هر روز گسترش ‌يافت. در روز 28 تير به‌دنبال اطلاعيه آيت‌الله كاشاني، ‌بازار تهران تعطيل شد و زدوخوردهايي بين نيروهاي مسلح و مردم به وقوع پيوست كه چند تن مجروح شدند. (28) در روز بيست و نهم تيرماه، دامنه تعطيلي به بسياري از شهرهاي ايران كشيد. در روز سي‌ام تيرماه، تهران كاملاً تعطيل شد. با اينكه در روز سي‌ام تيرماه، قرار بر تعطيلي بود، ولي از صبح آن روز، تانك‌ها و زره‌پوش‌ها در بسياري از نقاط تهران مستقر شدند كه اين عمل در تحريك مردم بسيار مؤثر بود. درگيري از صبح آغاز شد. سرتاسر تهران، آتش بود و دود. بوي خون ودود در هم پيچيده بود. گريه دردآلود مردم با اشك‌هاي ناشي از گاز درهم آميخته بود. صداي مسلسل در هوا طنين مي‌انداخت و جنازه‌ها در خون فرو مي‌غلتيد. مردم، جنازه‌ها را روي دست حمل مي‌كردند و هيجان به اوج مي‌رسيد. مردم با فرياد خود يك صدا بازگشت مصدق را مي‌خواستند و با شعار «مرگ بر قوام» اوج برائت خود را اعلام مي‌كردند. در بعضي از نقاط، تظاهركنندگان و سربازان يكديگر را در آغوش مي‌كشيدند و به جاي گلوله، بوسه ردوبدل مي‌شد. نزديك ظهر، تظاهرات و درگيري اوج بيشتري گرفت، اما قدرت‌نمايي نيروهاي نظامي نزول كرد. شاه براي اطلاع از اوضاع، برادرش عليرضا را به معركه فرستاده بود كه با مردم درگير شد. چند نفر در اثر برخورد با اتومبيل وي مصدوم شدند و وي نيز زخمي شد. مردم، اتومبيل رئيس مجلس، سيد حسن امامي، روحاني‌نماي درباري را زير مشت و لگد گرفتند و وي را مجروح كردند. (29)شاه وقتي خود را ناتوان از استقامت در مقابل ملت ديد، نزديك ساعت دو بعدازظهر به واحدهاي ارتش دستور داد به مراكز خود مراجعت كنند. در ساعت پنج‌بعدازظهر، راديو، خبر استعفاي قوام‌السلطنه را اعلام كرد و به اين ترتيب، خبر پيروزي مردم در سرتاسر ايران پيچيد. روزنامه «باختر امروز» نوشت: «ديروز تمام وقت، ارتباط تلفني بي‌سيم خبرنگاران با دنياي خارج برقرار بود. در تمام اين گزارش‌ها اين نكته جلب توجه مي‌كرد كه كاشاني در عصر يكشنبه وعده‌داد تا 24 منتها 48 ساعت، حكومت قوام سرنگون خواهد شد و هنوز 20 ساعت از اين وعده نگذشته بود كه ملت پيروز شد و حكومت منفور قوام واژگون شد.»(30)آيت‌الله كاشاني،‌ عصر همان روز پيامي را صادر كرد كه توسط راديو قرائت شد. آيت‌الله در اين پيام ضمن اعلام همدردي با خانواده‌هاي شهدا از مردم خواست تا فردا به اعتصاب خاتمه دهند و با نصب پرچم‌هاي ملي، سبب كوري چشم دشمنان داخلي و خارجي نهضت مقدس ملي ايران بشوند. آيت‌الله در اين پيام به مردم قول داد از گرفتن انتقام قانوني و خداپسندانه از عاملان وقايع ناگوار امروز كوتاهي ننمايد. همچنين از مردم خواست تا در جلسه ترحيم شهدا كه در اول مرداد برقرار مي‌شد، شركت كنند.(31)نخست‌وزيري مجدد مصدقفرداي همان روز، مجلس تشكيل جلسه و با 61 رأي به زمامداري مصدق رأي تمايل داد. همان روز مصدق در پشت قرآن مطلب زير را نوشت و به وسيله سپهبد‌يزدان‌پناه براي شاه فرستاد:«دشمن قرآن باشم اگر بخواهم برخلاف قانون اساسي عمل كنم و همچنين اگر قانون اساسي را نقض كنند و رژيم مملكت را تغيير دهند، من رياست جمهوري را قبول نمايم.» (32) بعدها مصدق خود اين قسمنامه را افشا كرد. در روز اول مرداد نيز، مجلس سنا با 33 نفر از 41 نفر به مصدق رأي تمايل داد و هشت نفر نيز رأي ممتنع دادند و حكم نخست‌وزيري مصدق صادر شد و شرايطش نيز مورد پذيرش شاه قرار گرفت.(33) مجلس در روز دوم مرداد با طرح ماده واحده‌اي، قيام سي‌ام ‌تير را «قيام ملي» و شهداي آن را «شهداي ملي» ناميد. مصدق با قدرت بي‌بديلي، زمامداري را به عهده گرفت. در دوم مرداد، سپهبد يزدان‌پناه را به رياست ستاد ارتش منصوب كرد و در ليست كابينه كه در روز پنجم مرداد به مجلس معرفي كرد، خود را وزير جنگ اعلام كرد. مجلس به اتفاق آرا به كابينه او رأي داد و در روز هفتم به مصدق اجازه داد تا مدت شش ماه، لوايحي را كه در راستاي برنامه دولت است، بدون احتياج به طرح در مجلس رأساً تصويب كند. مصدق اينك در رأس قدرت، هم ارتش و هم قوه مقننه را در اختيار داشت. به علاوه وي رأي اعتماد مجلس شوراي ملي و مجلس سنا را در پشت سر خود داشت. مخالفان مصدق هم يا مرعوب يا تبعيد مي‌شدند و يا خود، تبعيد اختياري را انتخاب كردند. اشرف به دستور مصدق در دهم مرداد رهسپار فرنگ شد. سيد حسن امامي كه بعد از سي‌ويكم تيرماه از رياست مجلس استعفا داده بود، در پانزدهم مرداد، به سوي اروپا شتافت و مصدق بي‌هيچ مانع و رادعي و با قدرت تمام زمام امور كشور را در دست گرفت و از بهانه «نمي‌گذارند كار كنم» خلع يد شد.آيت‌الله كاشاني در رياست مجلسدكتر سيد حسن امامي، روحاني‌نماي درباري در روز 31 تير استعفا داد و در روز 16 مرداد، مجلس، آيت‌الله كاشاني را به عنوان رئيس مجلس برگزيد. رياست مجلس آيت‌الله كاشاني تنزلي سياسي از سمت رهبري نهضت بود و بايد اين را از اشتباهات جبران‌ناپذير آيت‌الله به حساب آورد. مردي كه به قول روزنامه‌نگاران خارجي، الهام‌بخش مبارزات جهان اسلام بود، اينك در حد يك پارلمانتاريست نزول كرد. گرچه آيت‌الله هرگز در مجلس حاضر نشد و نواب رئيس،‌ مجلس را اداره مي‌كردند، اما رهبري او در نزد مردم افول كرد و رهبر شجاع ضداستعماري را در حد يك بوروكرات پايين آورد. آيت‌الله خود نيز بر اين امر واقف بود و به ناصرخان قشقايي گفت:«من ابداً طالب نيستم و شأن من هم نبود. براي اين كه در مجلس تشنج نباشد، قبول كردم.» (34) آيت‌الله كاشاني در ابتداي كار نيز تمايلي به قبول رياست مجلس نداشت، اما تعدادي از نمايندگان از جمله حائري‌زاده، ميلاني، انگجي، شبستري، خلخالي، شايگان، سنجاني و حسيبي نزد آيت‌الله رفتند و اصرار كردند تا رياست مجلس را بپذيرد. آيت‌‌الله، چهار نفر را مشخص كرد تا به يكي از آنها رأي بدهند، ولي چون به توافق نرسيدند، ايشان براي حفظ مصالح مملكت و دوام وحدت، رياست مجلس را پذيرفت. (35)از اولين اقدامات آيت‌الله كاشاني، تهيه طرح عفو خليل طهماسبي، ضارب رزم‌آرا بود. فدائيان اسلام توسط دولت مصدق دستگير و زنداني بودند و توصيه‌هاي آيت‌الله هم به جايي نرسيد. از طرف ديگر، شايع شده بود كه همه قدرت در دست آيت‌الله است و اگر مي‌خواست مي‌توانست اقدام به آزادي آنها نمايد؛ ولي واقع امر اين بود كه كار در دست مصدق بود و مصدق هم به هيچ‌وجه نمي‌خواست فدائيان اسلام آزاد باشند. آيت‌الله از موقعيت به‌دست آمده، استفاده كرد و به شمس قنات‌آبادي گفت تا طرحي را براي عفو و آزادي خليل‌طهماسبي آماده كند. اين طرح با امضاي چند نفر از نمايندگان، با قيد سه فوريت به مجلس داده شد و مجلس در روز 22 مرداد ماه، ماده واحده‌اي را به شرح ذيل به تصويب رساند:«چون خيانت حاج علي رزم‌آرا بر ملت ثابت گرديد، هرگاه قاتل او استاد خليل طهماسبي باشد، به موجب اين قانون مورد عفو قرار مي‌گيرد و آزاد مي‌شود.»(36) اين قانون بي‌سابقه در ايران، موجب شايعاتي گرديد كه آيا شاه آن را توشيح خواهد كرد يا نه؟ در ابتداي كار، شاه به بهانه اين كه مجلس سنا تعطيل است و آيا در دوران فترت سنا، قوانين مجلس شورا قابل توشيح است يا نه، از امضا طفره رفت،‌ ولي به گفته يك مقام وزارت دربار «چون در اين چند روزه تعبيرات و تفسيرات مختلفي در اين باب مي‌شد، از آنجا كه اعليحضرت همايوني در اين مورد نظري جز رعايت افكار عمومي و قوانين نداشتند، قانون مزبور را توشيح نموده و براي اجرا فرستادند.»(37)-1 ‌ روزنامه شاهد، 19 /4/ 1331-2 گزارش گس به باوكر، سوم دسامبر 1951، به نقل از فخرالدين عظيمي، بحران دموكراسي در ايران، طي 371-3 خواندني‌ها، ‌شماره 87، سال 13-4‌ حسن ارسنجاني، يادداشت‌هاي سياسي در وقايع سي‌تير 1330، ص 26-5‌ اطلاعات، 28 /4/ 1330-6‌ محمود شروين، دولت مستعجل، ص 134-7‌ روحانيت و اسرار فارش نشده، سند شماره 40، ص 155 و حسين مكي، وقايع 30 تير، ص 201-8‌ همان، سند شماره 40، ص 155 و حسين مكي، وقايع 30 تير، ص 201-9‌ حسن ارسنجاني، پيشين، ص 66-10‌ همان، ص 70-11‌ اطلاعات، 28 /4/ 1331-12‌ سپهر ذبيح، ايران در دوره دكتر مصدق، ص 80-13‌ باختر امروز، 23 /12/ 132914 -‌ اطلاعات،‌7 /7/ 133015 -‌ اطلاعات‌29 /4/ 133016 -‌ حسين مكي، وقايع 30 تير 1331، ص17717 -‌ حسن ارسنجاني،‌پيشين، ص 6818 -‌ سرهنگ غلامرضا مصور رحماني، كهنه سرباز، ص 218 ، رسا، تهران 1366، آقاي سرهنگ غلامرضا نيز عضو اين گروه بوده است.19 -‌ روزنامه شاهد، 29 /4/ 133120 -‌ حسن ارسنجاني، پيشين، ص 6921 -‌ روزنامه شاهد، 28 /4/ 1331 و كيهان 28 /4/ 133122 -‌ حسين مكي، پيشين ص 18523 -‌ باختر امروز، 31 /4/ 133124 -‌ روحانيت و اسرار فاش نشده، ص 15525 -‌ حسين مكي، وقايع 30 تير، ص 20626 -‌ همان27 -‌ اطلاعات،‌28 /4/ 133028 -‌ كيهان،‌ باختر امروز، 30/31 /1/ 1331 و اطلاعات 1 /5/ 133129 -‌ باختر امروز، 1 /5/ 133130 -‌ همان31 -‌ حسين مكي، وقايع 30 تير 1331، ص 36832 -‌ محمدرضا پهلوي، پاسخ به تاريخ، ص 12933 -‌ ناصر صولت قشقايي، سالهاي بحران، 35134 -‌ سيدجلال‌الدين مدني، تاريخ سياسي معاصر ايران، ج يك. ص 249 به نقل از اطلاعات 16 /6/ 133135 -‌ شمس‌ قنات‌آبادي، خاطرات، ص 21936 -‌ تهران مصور، شماره 483، 23 /8/ 1331
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار