
یکی از جملات کلیدی سند تأملات راهبردی حزب مشارکت که در سال گذشته به دست دادستانی تهران افتاد، حکایت از نیتی شوم و ناجوانمردانه داشت. در آن سند با تقسیم جامعه به دو بخش مردم سالار و غیر مردم سالار، خود را صاحب بخش مردم سالار معرفی میکنند و مینویسند «بخش مردم سالار حاکمیت باید بتوانند از بحرانهایی که کل سیستم را تهدید میکند به نفع تثبیت مردم سالاری و چانهزنی بیشتر استفاده نمایند.» در همه کشورهای دنیا وقتی بحرانی کل سیستم حکومتی را تهدید میکند، همه گروهها به صورت موقت اختلافات را کنار میگذارند و بر سر حل بحران همسو و هم نظر میشوند اما حزب مشارکت معتقد است که اگرنظام در بحرانی گیر کرد، ما باید همان موقع به میدان بیاییم و از وضع پیش آمده به نفع مطالبات خود استفاده نماییم.
این رویکرد دردآور و مشمئز کننده همچنان راهبرد این حزب نیمهتعطیل میباشد. این روزها و پس از صدور بیانیه ظالمانه شورای امنیت، حزب مشارکت نیز در بیانیهای به جای حمله به ظالمان تیغ حملات خود را متوجه نظام نمود. این نگاه و قضاوت آلوده اگر به دین ارجاع داده نمیشود لااقل به آزادگی باید ارجاع داده شود.
وجدان بیداری در این حزب نیست که ببیند، توافق تهران با ترکیه و برزیل دقیقا مطالبه مکتوب امریکا بود و جمهوری اسلامی با دیپلماسی فعال با جامعه جهانی تعامل نمود. اما نیات شوم امریکا و غرب چیز دیگری است که حزب مشارکت تعمداً نمیخواهد آن را بفهمد. علاوه بر آن یکی از اعضای شورای حزب در قم نیز از تحریمهای اعمال شده علیه ایران استقبال و آن را تأیید میکند. زشتترین رفتار و گفتار اخیر از آقای شکوری راد از اعضای شورای مرکزی این حزب سر زد. در حالی که تمام کشورهای جهان (حتی دشمنان نیز به ظاهر) اقدام تروریستی زاهدان را محکوم و بر وحدت شیعه و سنی و آرامش تأکید کردند، این عضو حزب مشارکت، فاجعه مذکور را بستری برای اتهام علیه نظام میداند و رفتار تعدادی تروریست را که به عدد انگشتان یک دست نیستند به کل مردم اهل سنت بلوچستان نسبت میدهد و مدعی میشود که انفجار مذکور حاصل خودی و غیر خودی است و چون حکومت مردم بلوچستان را غیر خودی میداند، عملیات تروریستی مذکور امری طبیعی جلوه مینماید. این در حالی است که توسعه سیستان و بلوچستان بهرغم ناامنی هیچ تناسبی با قبل از انقلاب ندارد. در این استان حدود 80 هزار دانشجو و بیش از 40 مرکز آموزش عالی ایجاد شده است. مقام معظم رهبری 9 روز در آنجا ماندند تا به همه مشکلات مردم شخصاً رسیدگی نمایند و ... اما وقتی اخلاق از سیاست رخت بر میبندد باید هر مسألهای را به نظام نسبت داد و از آن کلاهی برای خود دوخت.
میرحسین موسوی نیز توافق ایران با ترکیه و برزیل را بدتر از ترکمنچای دانست. این در حالی است که آن توافق نامه باب دل امریکا و غرب قرار نگرفت. به نظر میرسد هوش امریکاییها قدری بیشتر از موسوی و اعضای حزب مشارکت میباشد. بنابر نگاه غرضآلوده و منفی به همه کار و همه چیز و مطلق انگاری منفی میتواند شاخصی برای مرزبندی خودی و غیرخودی باشد. مردم بلوچستان غیر خودی نیستند. اعضای حزب مشارکت غیر خودی هستند، چون غیر خودیها از بحرانهایی که کل سیستم را تهدید میکند استفاده مینمایند. امریکا نیز اینگونه عمل میکند.