
تجربه غرب در عدم توانایی تقابل و رویارویی نظامی با ایران اسلامی، آنان را بر این داشت برای تغییر رفتار نظام اسلامی با بهرهگیری از رویکردهای نوین اطلاعاتی و اقدامات پنهان و نرم در این صدد برآیند. در همین راستا فضای مجازی، رسانه، شبکههای ماهوارهای و... به عنوان ابزارهای کارآمد و نوین جهت تغییر افکار، مورد بهرهبرداری بیگانگان قرار گرفت تا براساس ادبیات سیاسی غرب، تغییر افکار، زیربنای تغییر رفتار و نهایتاً تغییر ساختارهای ارزشی و اعتقادی باشد. بر این اساس سیاستهای جدید غرب در مواجهه با رشد اسلام سیاسی و نفوذ گفتمان جمهوری اسلامی بر سه اصل استوار گردید:
1- دموکراسیسازی
2- ایجاد ناامنی داخلی و تشدید اختلافات
3- مهار اقتدار منطقهای جمهوری اسلامی ایران
که جهت تحقق این اهداف استفاده از رسانه، دیپلماسی عمومی، ایجاد سازمانهای مردم نهاد (NGO) و شبکه ارتباطی و سازماندهی مخالفان با هدف نافرمانی مدنی و راهاندازی پروژه مبارزه عاری از خشونت از مهمترین کارکرد برخوردار بوده است.
دشمنان نظام جهت پیشبرد سیاستهای مذکور، محورهایی را به عنوان راهکارهای فروپاشی جمهوری اسلامی طراحی، ترسیم و جهت اجرا در اختیار دستگاههای اطلاعاتی و مؤسسات وابسته قرار دادهاند که برخی از آنها عبارتند از:
1- تبلیغ و ترویج ضرورت تغییر سیاسی نظام
2- اعمال تحریمهای اقتصادی
3- تقویت مالی نیروهای اپوزیسیون داخل نظام به صورت پنهان یکی از اقدامات اخیر پروژه دیپلماسی عمومی
(PUBLIC DIPLOMACY) و اقدامات پنهان (COVERT ACTION) است که به مرحله اجرا نیز رسید. براندازی نرم که با ظاهری آراسته و برای عادیسازی نزد افکار عمومی از آن با عنوان دیپلماسی عمومی یاد نمودهاند دارای مفاهیم و ویژگیهای ذیل میباشد:
1- وادار نمودن دولت به جهتگیریهای مورد نظر آنان از طریق فشارهای مردمی
2- ایجاد فضای عدم اعتماد نسبت به مسئولان نظام و اختلال در فرآیند تصمیمگیری
3- انحراف افکار عمومی جامعه از منافع و اصول نظام و ترویج شیوههای مورد نظر در جامعه از طریق تشکیک در ارزشهای نظام
4- انشقاق در گروههای فکری، قومی، مذهبی و ... با هدف اختلال در وحدت ملی
دیپلماسی عمومی به دنبال این هدف است که منافع ملی و امنیت قدرتهای غربی را از طریق درک، آگاهی و تأثیر بر مردم کشورهای دیگر حفظ کرده و به آن تعمیق ببخشد.
براندازی نرم از دیدگاه غرب همانا تحمیل ارزشها و چارچوبهای فکری حاکم بر جوامع غربی به دیگر جوامع است تا از این طریق سیستم آن کشور متأثر و همراه با سیاستهای نظام سلطه گردد.
هدف دیپلماسی عمومی غرب «ملتها» و مسیر و غایتنهایی آن تأثیرگذاری با هدف تسهیل در سیاستهای معطوف به اقدامات پنهان و براندازانه است، بنابراین اقدامات پنهان در چارچوب دیپلماسی عمومی، مستلزم به کار بستن پیچیدهترین شیوههای عملیات روانی تهاجمی میباشد.
استراتژی امنیت ملی غرب پس از فروپاشی شوروی سابق که برای انطباق با شرایط متحول بینالمللی طراحی و بازسازی شده، وظایفی را برای دستگاههای مختلف امنیتی آن کشورها در راستای اجرای مؤثر این استراتژی تعیین کرده است. نکته قابل توجه در دستورالعملهای مذکور، جهتگیریهای اقدامات آنها در راستای اقدامات پنهان بوده و با منتفی دانستن جنگ سخت و رویارویی نظامی، «جنگ نرم» یا «فروپاشی از درون» را در برابر حاکمیت نظام اسلامی پیشنهاد میکنند.
محورهای اساسی و تاکتیکهای به کارگیری شده دیپلماسی عمومی عبارتند از:
1- به کارگیری براندازی نرم به جای اقدام نظامی
2- دامنزدن به نافرمانی مدنی در قالب تشکلهای دانشجویی و نهادهای غیردولتی
3- حمایت از حقوق بشر و دموکراسی در ایران(!)
4- حمایت از اپوزیسیون داخلی
5- تسهیل، حمایت و پشتیبانی مادی از NGOهای همسو با غرب