کد خبر: 400290
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۸۹ - ۱۸:۵۴
آوردن درس تاريخ در كتاب‌هاي درسي دبيرستان‌ها از هنگام تأسيس وزارت فرهنگ در ايران با اين انگيزه بوده است كه دانش‌آموزان با پيشينه زندگي جامعه خود آشنا شوند و به نقاط قوت و ضعف آن پي‌برده و تلاش كنند از تكرار رويدادهاي زيانبار گذشته در حال و آينده جلوگيري كنند. از اين ديدگاه، انگيزه بررسي‌هاي تاريخي مانند دانش‌هاي ديگر كشف حقيقت است، بنابراين روحيه علمي براي يك مورخ از ضرورت‌هاست. رويدادهاي يك سده گذشته ايران تأثير چشمگيري بر اوضاع سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه امروزي ما دارد. كشور ما در اين سده بارها در معرض مداخله بيگانگان قرار گرفته ولي مداخله بيگانگان براي براندازي نهضت ملي ايران در سال‌هاي 1330 تا 1332 با روش‌هاي نظامي انجام نشده است. دولت انگلستان توانست با گماردن افراد وابسته به خود در پست‌هاي كليدي از درون به نهضت ملي ايران حمله كند، بنابر اين بررسي شيوه مداخله بيگانگان در امور داخلي ايران كه همچنان كشور ما را تهديد مي‌كند از اهميت بسيار بالايي برخوردار است.كتاب درسي تاريخ معاصر ايران كه براي دانش‌آموزان سال سوم متوسطه تدوين شده در مقام كشف حقيقت و برآورده ساختن حس كنجكاوي دانش‌آموزان برنيامده و درس‌هاي 10، 11 و 12 آن كه موضوع نقد و بررسي اين مقاله است، واقعيت‌هاي تاريخي را تحريف كرده است. مندرجات اين سه درس، فشرده‌اي است از آنچه نويسندگان يكسويه‌نگر در 50 سال گذشته به صورت كتاب و مقاله منتشر كرده و تدوين‌كنندگان اين كتاب درسي كوشش كرده‌اند آنها را به دانش‌آموزان ميهن ما منتقل كنند.در همين حال نويسندگان اين كتاب درسي اسناد و مدارك ارزشمند اين دوره تاريخي را ناديده گرفته‌‌اند. بر آيند اينگونه تاريخ‌نگاري محروم كردن دانش‌آموزان از شناخت واقعيت‌هاي تاريخ معاصر ايران و ستم بزرگي به دبيران و دانش‌آموزان كشور ماست. صرف‌نظر از نابساماني در منابع، مندرجات اين بخش از كتاب درسي گمراه‌كننده هستند كه مواردي از آنها را يادآور مي‌شوم: 1-درس دهم الف - در برگ 91، به زمينه‌هاي شكل‌گيري نهضت ملي «شدن نفت ايران» پرداخته شده ولي مبارزه سرسختانه و طولاني آيت‌الله كاشاني و ياران او در مجلس با افزون‌طلبي انگلستان را به گونه كامل سانسور كرده‌اند. ايستادگي سرسختانه آيت‌الله كاشاني در برابر مداخله بيگانگان و عوامل داخلي آنان در انتخابات مجلس شوراي ملي و تلاش‌هاي جدي او براي جلوگيري از تصويب لايحه الحاقي «گس - گلشائيان» در مجلس به بهاي تبعيد وي به لبنان انجاميد، ولي ياران او در مجلس چون حسين مكي، مظفر بقايي، سيد‌ابوالحسن حائري‌زاده و عبدالقدير آزاد تا پاي جان براي جلوگيري از تصويب اين لايحه مبارزه كردند و موفق شدند با سپري كردن دوره مجلس از اينكه اين لايحه به رأي گذارده شود، جلوگيري كنند، ولي اين مبارزه افتخارآميز كه بخش مهمي از مبارزات ملت ايران است. در اين كتاب درسي در دو سطر و بي‌آنكه به نقش اين شخصيت‌ها بپردازد، چنين آمده است:«محمد ساعد كه قول داده بود قرارداد الحاقي را به تصويب برساند در پايان دوره پانزدهم قانونگذاري آن را به مجلس برد ولي بر خلاف تصور او نمايندگان مجلس به لايحه مذكور رأي ندادند». (برگ 91)اين در حالي است كه اساساً اين لايحه به رأي گذارده نشد و اگر به مرحله رأي‌گيري مي‌رسيد از آنجا كه اكثريت نمايندگان اين دوره با تكيه بر حمايت انگليس‌ها و دولت وارد مجلس شده بودند به آن رأي مي‌دادند ولي براي آنكه نقش آيت‌الله كاشاني و نمايندگان شجاع مجلس را حذف كنند اين افتخار را به نمايندگان دوره پانزدهم نسبت داده و به دروغ نوشته‌اند نمايندگان به اين لايحه رأي ندادند. در همين دوره است كه مصدق خانه‌نشيني را برگزيده و نه تنها كوچك‌ترين مبارزه‌اي با لايحه الحاقي نكرد بلكه در نامه‌اي كه در 30 تير 1328 به مجلس نوشت به گونه ضمني از اين لايحه پشتيباني كرد. ب- نويسندگان اين كتاب درسي مبارزات سرسختانه آيت‌الله كاشاني و ياران او در برگزاري انتخابات دوره شانزدهم را سانسور كرده و بازگشت غرورآفرين آيت‌الله كاشاني از لبنان و ادامه مبارزه با خواسته‌هاي انگلستان و دولت نظامي رزم آرا را ناديده گرفته و مبارزه سرسختانه همين گروه‌ براي تصويب قانون ملي كردن نفت را با حداكثر پنهان‌كاري مطرح كرده‌‌اند، به ويژه به اين واقعيت مهم تاريخي اشاره‌اي نكرده‌اند كه اعلاميه‌ها و پيام‌هاي آيت‌الله كاشاني پس از بازگشت از لبنان زمينه‌ساز قطع سلطه شركت نفت انگلستان بوده و طرح ملي كردن صنعت نفت نيز به ابتكار ايشان و ياران او تدوين شده است. اين در حالي است كه مصدق تا آذر ماه سال 1329 موافق امضاي اين طرح نبوده و سرانجام زير فشار افكار عمومي طرح ملي شدن نفت را امضا كرده است.2-درس يازدهمالف - در برگ 97 به رويدادهاي تير ماه سال 1331 پرداخته و درباره استعفاي مصدق از نخست وزيري كه بدون مشورت با آيت‌الله كاشاني و مجلس انجام شد، نوشته‌اند: «مصدق براي مواجهه با مخالفان داخلي كه در رأس آن دربار قرار داشت، از شاه خواست تا پست وزارت جنگ را در اختيار وي قرار دهد و چون شاه نپذيرفت، مصدق استعفا كرد.»نويسندگان اين كتاب بايد پاسخ دهند هنگامي كه نمايندگان مجلس هفدهم به نخست وزيري مصدق رأي تمايل داده و آيت‌الله كاشاني و شاه هم از او پشتيباني مي‌كرده‌اند اين «مخالفان داخلي» چه اشخاص و گروهي بوده‌اند كه مصدق براي رويارويي با آنان نيازمند گرفتن پست وزارت جنگ بوده است؟ پژوهش‌هاي مستند تاريخي اين واقعيت را نشان داده‌اند كه استعفاي پيش‌بيني نشده مصدق در 25 تيرماه تنها براي همواره كردن راه نخست‌وزيري احمد قوام بوده است. اين ماجراجويي خائنانه به رويارويي مردم در 30 تير 1331 با نيروهاي نظامي كه در اختيار احمد قوام قرار گرفتند انجاميد و در نتيجه گروهي از هم‌ميهنان بي‌گناه ما كشته و مجروح شدند.ب – در برگ 98 اين كتاب درسي تحت عنوان «دور دوم نخست وزير مصدق» براي توجيه تخلف او از اجراي برنامه‌هاي اعلام شده خود كه به شكست نهضت ملي ايران انجاميد، راه خلاف‌گويي‌هاي بيشتر را در پيش گرفته و نوشته‌اند: «در آن دوران حوادث عبرت‌انگيزي روي داد و زمينه‌هاي بروز اختلاف ميان آيت‌الله كاشاني و دكتر مصدق را فراهم كرد. اين اختلافات با دسيسه‌چيني كانون‌هاي توطئه خارجي و عوامل داخلي‌اش تشديد شد...» يك دبير آموزش و پرورش يا يك دانش‌آموز دبيرستان كه اين جملات را مي‌خواند از خود مي‌پرسد و بايد بداند چه اختلافاتي در اين دوران بروز كرده است كه كانون‌هاي توطئه خارجي و داخلي آن را تشديد كرده‌اند، ولي نويسندگان اين متن درسي كه اين ادعاي گزاف و دروغين را مطرح كرده‌اند هيچ اشاره‌اي به چند و چون اين اختلافات ادعايي كرده‌اند. به اين ترتيب با طرح عنوان «اختلافات» خواسته‌اند نوشته‌هاي خود را بيطرفانه جلوه داده و مسئوليت شكست نهضت را ميان آيت‌الله كاشاني و مصدق سرشكن كنند. صرف نظر از اينكه اينگونه تاريخ‌نگاري اهانت به آيت‌الله كاشاني و ياران او در مجلس است، دروغ‌پردازي بي‌شرمانه‌اي بيش نيست. اقدامات خلاف قانون اساسي ويرانگري كه در دو سال و چهار ماه نخست وزيري مصدق انجام شده‌اند در اين كتاب درسي كاملاً سانسور شده‌اند. اين اقدامات كه مورد اعتراض آيت‌الله كاشاني و نمايندگان پيشگام نهضت ملي ايران قرار گرفته و عموماً در مذاكرات مجلس و در روزنامه‌ها به ثبت رسيده‌اند، چنين هستند: - انتصاب افراد وابسته به انگليس از سوي مصدق در پست‌هاي كليدي. - صدور يك تصويب‌نامه غيرقانوني از سوي مصدق در ارديبهشت 1331 و جلوگيري از برگزاري انتخابات در 33 حوزه انتخابيه و محروم‌كردن بخشي از استان‌هاي كشور از انتخاب 56 نماينده از 136 نماينده مجلس/ گرفتن اختيارات قانونگذاري از مجلس در مرداد 1331 به مدت شش ماه/ تلاش مصدق براي تعطيل كردن مجلس در آذرماه سال 1331/ اصرار و پا فشاري مصدق در تمديد اختيارات قانونگذاري خود براي يك سال ديگر در دي ماه 1331 و زير پاگذاردن اصل تفكيك قوا‌/ ائتلاف و اتحاد مصدق با حزب توده روسي و انگليسي و وارد كردن اين حزب غيرقانوني و منحله به صحنه سياسي كشور به رغم اعتراضات شديد پايه‌گذاران نهضت ملي ايران / برنامه‌ريزي مصدق در توطئه 9 اسفند 1331 با همكاري انگلستان براي ايجاد آشوب و اغتشاش در كشور به قصد واژگون كردن نهضت ملي ايران كه با فداكاري آيت‌الله كاشاني، مجلس شوراي ملي و علما و مردم اين توطئه ناكام ماند./ خودداري مصدق از حل و فصل موضوع نفت كه برنامه اعلام شده او به مجلس بود.تخلف مصدق از اجراي قانون ملي كردن صنعت نفت در راستاي سياست اعلان شده انگلستان بود كه تلاش مي‌كرد با توقف صدور نفت ايران به بازارهاي جهاني كشور ما را از درآمدهاي لازم محروم كند و با گسترش تنگدستي و بيكاري، موجبات نارضايي مردم و براندازي نهضت ملي ايران را فراهم سازد. در همه اين موارد آيت‌الله كاشاني و ياران او در مجلس نسبت به عملكرد مصدق معترض بودند ولي اين اعتراضات مشروع به اقدامات خلاف قانون اساسي مصدق در اين كتاب درسي حتي به گونه فهرست‌وار هم نيامده‌اند ولي با مطرح كردن اختلافات ميان آيت‌الله كاشاني و مصدق دست به فريب‌كاري زده‌اند.3- درس دوازدهم عنوان اين درس نيز «كودتاي 28 مرداد» است و در متن آن نيز ده‌ها بار اين ادعا را تكرار كرده و افزوده‌اند كه امريكا و انگليس فضل‌الله زاهدي را «به عنوان فرماندهي نظامي كودتا انتخاب كردند» و براي جا انداختن اين ادعاي باطل نيز به نوشته‌هاي بي‌پايه كرميت روزولت و يك‌سلسله گفته‌هاي بي‌سر و ته ديگر متوسل شده‌اند. همچنين مدعي شده‌اند كه: «كودتاچيان با استفاده از مطبوعات به سازماندهي افكار عمومي پرداختند. آنها از اين طريق توانستند با ايجاد شايعات و تبليغات ويرانگر به تخريب شخصيت مصدق و ايجاد نارضايتي عمومي از دولت او و تشديد اختلاف‌ها دامن بزنند.» ادعاي وقوع كودتا در 25 مرداد يك دروغ تاريخي است كه مصدق براي پنهان كردن نقش خود و مداخله انگلستان در امور داخلي ايران مطرح كرده است. كودتا يك اقدام نظامي از سوي نيروهاي مسلح براي بركنار كردن دولت در يك كشور است، ولي مصدق از تيرماه سال 1331پست وزارت دفاع را شخصاً به عهده گرفته بود و همه نيروهاي نظامي و انتظامي را تا آخرين ساعت در اختيار داشت. رئيس ستاد ارتش هم تا غروب روز 28 مرداد در كنار وي بود. هيچ يك از واحدهاي نظامي مستقر در پايتخت يا شهرستان‌ها هم كوچك‌ترين حركتي عليه مصدق نكردند كه بتوان به آن نام كودتا داد. اگر اين واقعيت‌هاي روشن در اين كتاب درسي مطرح شوند قطعاً اين پرسش براي دبيران دبيرستان‌ها و دانش‌آموزان مطرح مي‌شود كه اگر مصدق مصمم به ادامه كار بود و حركتي از سوي نيروهاي نظامي عليه او انجام نشد چگونه از نخست وزيري كنار رفت. پاسخ به اين پرسش دشوار نيست. نويسندگان اين كتاب درسي نمي‌توانسته‌اند يك واقعيت مهم تاريخي در مرداد ماه سال 1332 را كه همانا منحل كردن مجلس از سوي مصدق بوده است، كتمان كنند، بنابراين كوشش كرده‌اند اين اقدامات خلاف قانون اساسي مصدق را كه زمينه‌ساز كنار رفتن او از نخست‌وزيري شد به گونه‌اي سربسته مطرح و در همين حال آن را توجيه كنند، بنابراين دست به تحريف آشكار تاريخ زده و نوشته‌اند: «در چنين شرايطي مصدق به بهانه نفوذ و تحريكات بيگانگان در مجلس، تصميم گرفت مجلس هفدهم را از طريق برگزاري رفراندوم با مراجعه به آراي عمومي منحل كند.» از اين نوشته هيچ روشن نيست آيا بيگانگان تحريكاتي در مجلس داشته‌اند يا اينكه مصدق بهانه گرفت و به دستاويز وجود تحريكات بيگانگان مجلس را منحل كرد؟پيش از اين گفتيم كه مصدق با يك تصويب‌نامه غيرقانوني از برگزاري انتخابات در بسياري از استان‌ها جلوگيري كرد و تنها 79 نماينده در مجلس دوره هفدهم حضور داشتند. هنگامي كه مصدق براي اجراي برنامه‌هاي ويرانگر تصميم به منحل كردن اين مجلس گرفت به نمايندگان هوادار خود دستور داد استعفا بدهند و 57 نماينده از راه ترس يا اميد بستن به آينده مصدق براي ارضاي خاطر او از نمايندگي استعفا دادند، بنابراين مجلس هفدهم كه اكثريت مطلق اعضاي آن با مصدق همسو بودند هيچ تحريك و اخلالي در برنامه‌هاي ادعايي او نمي‌توانسته است انجام دهد. واقعيت مهمي كه در اين كتاب درسي پنهان شده اين است كه با اعلان نتايج رفراندوم غيرقانوني كه به صورت فرمايشي برگزار شد و نويسندگان اين كتاب درسي از آن به نام «مراجعه به آراي عمومي» ياد كرده‌اند و اعلان انحلال مجلس، شاه بي‌درنگ با بهره گرفتن از اختيارات خود، زاهدي را به نخست‌وزيري منصوب كرد. بنابراين با صدور فرمان نخست‌وزيري زاهدي روز 23 مرداد و ابلاغ فرمان بركناري به مصدق در شب24 مرداد، نخست‌وزيري او پايان پذيرفت و ديگر از اين تاريخ هيچگونه سمتي نداشت كه روز 25 يا 28 مرداد كودتايي عليه او انجام شده باشد. براي نشان دادن اينكه ادعاي وقوع كودتا در 25 يا 28 مرداد يك دروغ تاريخي است، همين بس كه اظهارنظر امام خميني (ره) درباره آن را نقل كنم. ايشان در بياناتي در 16/8/1357 در اين زمينه گفته‌اند:«غفلت ديگر اينكه مجلس را ايشان (مصدق) منحل كرد و يكي يكي وكلا را وادار كرد كه برويد استعفا بدهيد. وقتي استعفا دادند يك طريق قانوني براي شاه پيدا شد و آنكه بعد از اينكه مجلس نيست تعيين نخست‌وزير با شاه است.» (صحيفه نور، جلد3، برگ 36)اين قضاوت روشن در سال 1357 درباره اين رويداد انجام شده كه با منحل كردن مجلس از سوي مصدق يك طريق قانوني براي شاه پيدا شد كه در غياب مجلس نخست‌وزير ديگري را منصوب كند. چرا نويسندگان اين كتاب درسي اين واقعيت مهم و اين استدلال و نظر روشن را كه منحل كردن مجلس زمينه‌ساز بركنار ساختن مصدق بوده است، كنار گذارده و باز هم اصرار بر وقوع كودتا مي‌كنند و سپس براي جا انداختن اين ادعاي باطل، به دروغ‌پردازي‌هاي افرادي چون كرميت روزولت استناد مي‌كنند؟ آيا اين گفته امام خميني (ره) كه از نزديك و با تيزبيني شاهد اين رويداد بوده‌اند براي آنان ارزشي ندارد كه اين استقلال روشن را حذف و سانسوز مي‌كنند و به گفته‌هاي واهي ديگران متوسل مي‌شوند؟ البته منحل كردن مجلس كه راهي براي آن در قانون اساسي وجود نداشت با توسل به زور و اعزام مزدوران و چاقوكشان از سوي مصدق و حمله به اجتماع مسالمت‌آميز مردم در شب 10 مرداد 1331 در خانه آيت‌الله كاشاني و كشتن يك نفر از نمازگزاران و مجروح كردن گروهي ديگر امكان‌پذير شد. اين سناريو در همين‌جا پايان نپذيرفت. هنگامي كه نتايج رفراندوم براي انحلال مجلس ساعت 10 بعدازظهر روز 22‌مرداد از سوي وزير كشور مصدق اعلام شد، فرمان بركناري مصدق در ساعت 11 شب روز 24 مرداد از سوي سرهنگ نصيري به مصدق ابلاغ شد و در برابر آن رسيد داد. متن اين رسيد كه به خط مصدق است تا 41 سال از آن هنگام در دسترس نبود تا آنكه ابراهيم صفايي در كتابي كه در سال 1373 منتشر ساخت تصوير آن را به چاپ رساند. مصدق در رسيد دريافت فرمان شاه نوشته است:‌«ساعت يك بعد از نصف شب 25‌مردادماه 1332 دستخط مبارك به اينجانب رسيد.» دكتر محمد مصدق.به اين ترتيب او با دريافت فرمان شاه رسيد داد و آن را «دستخط مبارك» ناميد و عنوان نخست‌وزير را هم حذف كرد ولي فرمان شاه را پنهان ساخت و حتي به وزيران خود هم اطلاع نداد تا بتواند ادعاي وقوع كودتا كند و ملت ايران را فريب دهد. اسناد و مدارك فراواني امروز در دست هستند كه نشان مي‌دهند منحل كردن مجلس نقشه‌اي بوده است كه بيگانگان طرح آن را ريخته‌اند و مصدق توانسته است با فريبكاري، اقدامات غيرقانوني و توسل به زور آن را اجرا كند و سپس با برنامه‌ريزي دقيقي در روزهاي25 تا 28 مرداد توانست همه موانع را از پايش پاي زاهدي بردارد و قدرت دولتي را روز 28 مرداد به وي تسليم كند.دروغ بزرگ ديگر اين است كه در برگ 110 نوشته‌اند«سفير آمريكا كه نقش مهمي در روزهاي حساس كودتا بر عهده داشت به دكتر مصدق تكليف كرد كه از پست خود كناره‌گيري كند ولي دكتر مصدق با عتاب او را از خانه‌اش بيرون كرد.» اين در حالي است كه گزارش ديدار سفير آمريكا با مصدق در شب هنگام 27 مرداد در جلد دوم اسناد وزارت خارجه آمريكا به چاپ رسيده و در سال 1377 ترجمه فارسي آن در تهران منتشر شده است.در گزارش گفت‌وگوهاي مصدق با سفير آمريكا در اين ديدار هيچ كلمه‌اي از اين دروغ‌پردازي به چشم نمي‌خورد، برعكس نكات مهمي در آن وجود دارد كه بي‌پايه بودن نوشته‌ اين كتاب درسي را آشكار مي‌سازد. نوشته خود را كوتاه و نتيجه‌گيري مي‌كنم كه درس‌هاي 10، 11 و 12 اين كتاب درسي عموماً‌ دروغ‌پردازي و خلاف واقعيت‌هاي مسلم و اسناد تاريخي و تكرار روايات مجعول و فريبكارانه وابستگان به سياست‌هاي انگلستان است. چرا بايد دبيران شريف آموزش و پرورش كشور ما ناگزير شوند دروغ‌پردازي‌هاي اين كتاب درسي را به دانش‌‌آموزان ايراني آموزش دهند. نوباوگان كشور ما چه گناهي كرده‌اند كه بايد نوشته‌هاي مسموم وابستگان سياست‌هاي بيگانه را فراگيرند و ذهن و ضمير پاك آنان به اين دروغ‌پردازي‌ها آلوده شود؟ بي‌ترديد مسئوليت تدوين و انتشار اينگونه كتاب‌هاي درسي كه در تيراژ ميليون‌ها نسخه با سرمايه‌هاي اين كشور منتشر مي‌شود و در خدمت ترويج و تبليغ سياست‌هاي بيگانه هستند به عهده وزيران آموزش و پرورش در سه دهه گذشته و دست‌اندركاران تدوين كتاب‌هاي درسي در اين وزارتخانه است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار