
برخلاف رویه جاری در بین رسانههای بیگانه که سالهاست سیاست بایکوت خبری را در مورد شخصیت و جایگاه مردمی مقام معظم رهبری دنبال میکنند تا همانطور که فرد هالیدی پیرامون سیاست قدرتهای غربی و نحوه برخورد آنها با انقلابهای ضدامریکایی میگوید، با بیان اخبار موفقیتهای دشمنان خود مبلغ ناخواسته آنان نشوند، اخیراً فرید زکریا از تحلیلگران سیاسی امریکا و کارشناسان مسائل سیاسی حوزه خاورمیانه به نقل از مازیار بهاری، خبرنگاری ایرانی مطبوعه امریکایی اعلام داشت: رهبری در ایران از محبوبیت بالای مردمی برخوردار است و جایگاه مناسبی برای مدیریت و هدایت جامعه دارد. فرید زکریا که خود را از هواداران و طرفداران میرحسین موسوی و فتنه رنگی متصل به وی میداند، چنین اعترافی را نه از باب تعریف از رهبری که حتی به عنوان بیان یک واقعیت خبری هم مطرح نمیسازد بلکه دلایل این عرفشکنی از سوی وی را باید در گمانههای زیر جستوجو کرد:
1- دفاع از سران فتنه رنگی و و حمایت از فتنه آنان در برابر منتقدانی که پس از مشاهده ناتوانی فتنهگران برای ادامه آشوب و عقبنشینیهای پیاپی و از سر ناچاری آنان، بحران مشروعیت و ناکارآمدی این بهاصطلاح جنبش را مطرح و مرگ زودرس و قطعی آن را اعلام مینمایند.
2- توجیه اقدامات ضدایرانی سران کاخ سفید و جعل مشروعیت و وجاهت برای تصمیمات افراطی غرب در فشار، تحریم و تهدید علیه جمهوری اسلامی و زمینهسازی روانی و رسانهای برای ادامه این روند جبارانه که گاهی کارآمدی و یا ضرورت آن در بین برخی گروههای امریکایی و یا اپوزیسیون ایرانی طرفدار غرب با تردید مواجه میشود.
در واقع فرید زکریا میخواهد بگوید اگر سران فتنه نتوانستهاند مطابق انتظار موجود از خویش به ادامه و گسترش اغتشاشات بپردازند، با موانع جدی مواجه بودهاند که در رأس آن رهبری نظام جمهوری اسلامی قرار دارد. همچنین به طور ضمنی از صدور قطعنامه و تحریمهایی که یک وجه آن هم به نوعی حمایت از فتنه رنگی است دفاع میکند و در واقع مردم ایران را که بعضی نگران آسیب رسیدن به آنها از ناحیه تحریمها هستند، نیز مستحق و مستوجب فشار و تحریم میداند چرا که جرم آنان حمایت از رهبری است.
اما او و سایر تحلیلگران وابسته به غرب که به زعم شکستن مقاومت مردم ایران اسلامی و واداشتن مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی به عقبنشینی از حقوق و خواستهها و آرمانهای انقلاب و مردم و یا پذیرش باجخواهی فتنهگران از رویه استکباری و قلدرانه غرب و در رأس آن امریکا دنبالهروی و حمایت میکنند، از فهم و درک این واقعیت عاجزند که راز مقاومت و ایستادگی رهبری و مردم ایران و دلایل رفتار آنان متفاوت از انگیزهها و رفتار کارگزاران در فضا و ساختار قابل تصور و ترسیم غربی است که انسان را به حیوانی تنزل میدهد که میتوان با سیاست هویج و چماق رفتار او را به کنترل درآورد. این نگاه به انسان و تحلیل برآمده از آن، تنها شایسته صاحبان اندیشه و تحلیل مادی غرب است که در آن عزت و معنویتگرایی اسلامی – ایرانی جایگاهی ندارد و گویا امثال فرید زکریا و شاید برخی از دوستان ایرانیاش هم هنوز نفهمیدهاند که در ایران پس از انقلاب به برکت آموزهها و آرمانهای امام(ره) و انقلاب و نگاه مردم به جایگاه رهبری به عنوان ولایت مطلقه فقیه و ادامه امامت، هیچگونه فشار و تهدیدی نمیتواند به ارتباط مستحکم بین مردم و رهبری لطمه بزند و هرگونه فشار و تهدیدی که برای حمایت از یک جریان و یا رفتار سیاسی خاص از ناحیه دشمنان باشد تنها به انزوا و طرد زودتر و بیشتر آن خواهد انجامید.