
حضرت ابوالفضل العباس(ع) همراه و همگام استوار سیدالشهداء در شرایط سخت و ناگوار بود و با رشادت و بزرگی ذاتی خود، نمونهای عالی از شجاعت، وفاداری و پایمردی برای همیشه تاریخ به یادگار گذاشت.
حضرت ابوالفضل العباس(ع) در اخلاص، استقامت و پایمردی، نمونه است و در هر خصلت نیک و صفت ارزشمندی که کرامت یک انسان به آن بسته است الگو سرمشق بی نظیری است .ولادت نخستین فرزند ام البنین، در روز چهارم شعبان سال 26 هجری در مدینه بود. با تولد عباس خانه علی(ع) آمیخته ای از غم و شادی شد ، شادی برای این مولود خجسته و غم و اشک برای آینده این فرزند و دستان او در کربلا .عباس در خانه امیرالمؤمنین و در دامان مادر با ایمان و همچنین برادران رشد کرد و درسهای بزرگ انسانیت ، صداقت و اخلاق را آموخت .استعداد ذاتی و تربیت خانوادگی او سبب شد در کمالات اخلاقی و معنوی به درجات بالایی رسیده و جوانی کامل، ممتاز و شایسته گردد. چهارده سال از عمر عباس در کنار حضرت علی(ع) گذشت، عباس درهمه دوران حیات، همراه برادرش حسین(ع) بود . میان جوانان بنی هاشم شکوه و عزتی داشت به طوری که برگرد شمع وجود عباس، حلقه ای از عشق و وفا به وجود آورده بودند.وی تنها به عنوان یک قهرمان رشید و علمدار شجاع مطرح نبود، فضایل علمی و تقوایی او و سطح رفیع دانش او که از خردسالی از سرچشمه علوم الهی سیراب و اشباع شده بود نیز درخور توجه است.القاب قمر بنىهاشم: بهره مندى بسیار عباس از جمال و جلال و سیماى سپید و زیبا و سیرت سبز و نورانى، زمینه ساز این لقب است.باب الحوائج: کریمى از دودمان کریمان که چون حاجتمندى سوى او روى کند خواسته هایش را برآورده مىسازد.طیار: بیانگر مقام و عظمت حضرت عباس در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است.سقا: دلاورى عباس در صحنه هاى حیرت آور آبرسانى به تشنگان، سبب این لقب شد.الشهید، عبدصالح، سپهسالار، پرچمدار و علمدار، ابوقربه (صاحب مشک)، عمید ( یاور دین خدا)، سفیر( نماینده حجت خدا)، صابر( شکیبا)، محتسب ( به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مستعجل ( تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات دیگران) از دیگر لقبهاى ابوالفضل است.صحرای کربلا و صحنه عاشورا مناسبترین میدانی بود که شجاعت و وفای عباس به نمایش گذاشته شود. وفای عباس در بالاترین حد ممکن و زیباترین شکل در این میدان پرمخاطره تجلی کرد.
وصف ماه از زبان رهبر انقلاب
ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عین تشنگى و بر لب آب، بدون اینکه شرعاً و عرفاً هیچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى کربلا به این است که از حریم حق در سختترین شرایطى که ممکن است انسان تصورش را بکند، دفاع کردند. انسان حاضر است در یک جنگ بزرگ و مغلوبه برود و احیاناً در حرارت جنگ کُشته هم بشود - که البته مقام خیلى والایى است، همه هم حاضر نیستند، شهدا و مجاهدان فىسبیلاللَّه معدودند؛ در زمان ما هم بحمداللَّه شهداى برجستهیى داشتهایم - اما شهید شدنِ اینطورى در آن میدان جنگ، با شهید شدن در صحنهى کربلا، با آن غربت، با آن فشار، با آن تشنگى، با آن تهدید به اذیت و آزار کسان انسان، خیلى تفاوت دارد. انسان خیلى اوقات مىگوید من حاضرم در این میدان جانم را بدهم؛ اما چهکار کنم، بچهام دارد از گرسنگى یا از بىدارویى مىمیرد؛ این مىشود یک بهانه براى انسان. انسان گاهى ملاحظهى ناموس خودش را بیشتر از جانش مىکند؛ ملاحظهى بچهى شیرخوارش را بیشتر از جانش مىکند. انسان در این میدان برود، بچهى شیرخوارش هم باشد، زنش هم باشد، مادرش هم باشد، ناموساش هم باشد، همهى اینها هم در معرض خطر قرار بگیرند و پایش نلرزد؛ ارزش اباالفضل، ارزش حبیببنمظاهر، ارزش جُون در اینهاست، نه در قد رشیدش یا بازوى پیچیدهاش. قد رشید که خیلى در دنیا هست؛ ورزشکارهاى زیبایى اندام که خیلى هستند؛ اینها که در معیار معنوى ارزش نیست. گاهى روى این تعبیرها تکیه هم مىشود! حالا یک وقت شاعرى در یک قصیدهى سى، چهل بیتى اشارهیى هم به جمال حضرت اباالفضل مىکند؛ آن یک حرفى است؛ ما نباید خیلى خشکى به خرج دهیم و سختگیرى کنیم؛ اما اینکه ما همهاش بیاییم روى ابروى کمانى و بینى قلمى و چشم خمار این بزرگواران تکیه کنیم، اینکه مدح نشد؛ در مواردى ضرر هم دارد؛ در فضاهایى این کار خوب نیست.گزیده ای از بیانات در سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) 05/05/84