
تفسیر از آزادی توسط حضرت امام(ره) در زمانی که مفهوم لیبرالیسمی آن بهعنوان گفتمان هژمون در غرب نهادینه شده بود، امر آسانی نبود. دستگاه معنادهی بهآزادی در اندیشه سیاسی امام از رهیافت دروندینی سرچشمه میگرفت. بنابراین تلقی از آزادی یکی از نقاط چالشی و نقطه تعارض اسلام و غرب محسوب میشود. زمان و میزان بهکارگیری واژه آزادی در گفتمان سیاسی امام از «منطق موفقیت» پیروی میکند. بنابراین حجم به کارگیری واژه آزادی در ادبیات محاورهای و مکتوب حضرت امام و منظر نگاه وی به آزادی در مقاطع مختلف زمانی متفاوت است. بهطور مثال حضرت امام از سال 1341 تا آخر 1350 کمتر از این واژه استفاده میکند زیرا تصورات قالبی جامعه از آزادی متناسب با دستگاه معنادهی امام(ره) به آزادی نیست.
از سالهای بعد از 1350 تا آخر 1356 حجم بیشتری از ادبیات امام به آزادی اختصاص مییابد و در این دوران، سخن امام حول نبود آزادی برای اهل قلم و روحانیت و زندانی شدن آنان متمرکز است، زیرا از سال 1353 تا 1356 اوج دستگیریها و زندانی شدن یاران امام و مبارزان مذهبی و حتی چپ به حساب میآید. بنابراین حضرت امام درطول حیات پربرکتشان از بهمن 1341 تا خرداد 1368 بیش از 2404 بار از واژه آزادی استفاده میکنند که در دو بعد ایجابی و سلبی متمرکز است. اما به کارگیری واژه آزادی توسط امام (ره) در نقاط تاریخی مختلف از شدت و ضعف برخوردار است و متناسب با شرایط خاص اجتماعی و سیاسی سهمدهی امام به آن نیز کم و زیاد میشود، یا جهتگیری آن دچار شیفت پارادایمی میگردد. از بهمن 1341 تا آخر سال 1356 حضرت امام حدود 104 مرتبه از واژه آزادی استفاده میکنند و بیشتر به دنبال افشاگری و اعتراض بهنبود آزادیهای سیاسی هستند. از اول سال 1357 تا 12 بهمن همان سال یعنی در 11 ماه اول سال 1357 بیش از 265 بار واژه آزادی را به کار میبرند که هرقدر دریچههای امید بازتر میشود ادبیات مذکور پررنگتر میشود. در این دوره تمرکز بر نبود آزادی و مطالبه آزادی زندانیان سیاسی سخن اصلی امام است. امام بهعنوان آزادیخواه، دستگاه استبداد را به چالش فرا میخواند و بهصورت مرتب متهم مینماید. از 12 بهمن 1357 تا بهمن 1358 یعنی در سال اول پیروزی انقلاب، واژه آزادی بیش از 850 بار در ادبیات و قلم امام ساری و جاری میشود که نشان میدهد واژه آزادی در سال اول پیروزی دو پنجم از کل بهکارگیری واژه آزادی در حیات سیاسی امام را بهخود اختصاص میدهد.
دلیل این امر چیست؟
به نظر میرسد نهادسازی امام در سال اول پیروزی، همانند قانون اساسی، انتخابات و تدوین ساختار حقوقی نظام از یکسو و تفاسیر گروههای چپ و لیبرال از سوی دیگر باعث شده است که حضرت امام بیش از دو برابر 18 سال قبل از آن، به مسئله آزادی بپردازد. در این سال حضرت امام تلاش مینماید آزادی از نظر اسلام را تبیین کند و آزادیهای ممنوعه را معرفی و باصراحت آزادی مدنظر غرب را به چالش بکشد. اما حوزه تبیینی آزادی در این سال از ارجحیت برخوردار است، زیرا بسیاری از گروهها و سیاسیون، استخدام برخی از اصول قانون اساسی را مخالف آزادیهای مدنظر خویش میدانستهاند که مهمترین آن اصل ولایت فقیه است.
از اوایل سال 1359 مجدداً واژه آزادی در ادبیات سیاسی امام کمتر به کار گرفته میشود، بهطوری که از اول سال 1359تا آخر سال 1360 یعنی درطول دو سال، که سالهای دوم و سوم پیروزی انقلاب محسوب میشود، حضرت امام جمعاً 166 بار از واژه آزادی استفاده میکنند.
حرف لیبرالها و منافقین و استقرار یاران امام برقوای سهگانه کشور از تابستان 1360 یکی از مهمترین دلایل کاهش واژه مذکور در محاورات سیاسی امام محسوب میشود. اما از اول سال 1361 تا خرداد 1368 یعنی درطول هفت سال و سه ماه آخر حیات امام، واژه آزادی حدود 719 بار توسط ایشان در محاورات و مکاتبات مورد استفاده قرار میگیرد که شیفت پارادایمی آن از قبل و بعد از پیروزی انقلاب متفاوت است. یعنی اگر تا بهمن 1357 درصدد افشاگری استبداد بود و اگر بعد از پیروزی درصدد تبیین آزادی از دیدگاه اسلام و غرب بود، از سال 1361 به بعد، آزادی مدنظر امام از مرزهای کشور خارج میشود. امام با آزادی به سراغ انفجار انرژی متراکم جهان اسلام میرود، آزادی در حج ابراهیمی و برائت از مشرکین را مدنظر قرار میدهد. شعار آزادی فلسطین و قدس را در اولویت دستگاه معنادهی خود به آزادی قرار میدهد و به رأس استکبار به خاطر دربند کشیدن ملتهای آزاده جهان حمله میکند.
نهادهای بینالمللی را ابزار نظام سلطه جهت محدود کردن آزادی ملتهای مستقل میداند و تفسیر تکبعدی غرب از انسان را مانع آزادی و شکوفایی انسان میشمارد. اما در سال 1358 که بیش از 850 بار از واژه آزادی استفاده میکند در حوزه ایجابی و سلبی و تبیین آزادی به محورهای ذیل اشاره دارند. در حوزه تبیینی، حضرت امام با صراحت اعلام میکند: «آزادی بدون اسلام نمیخواهیم»(ج5ص258) و سخت معتقد است که آزادی نباید درعرض وحدت کلمه باشد. حضرت امام(ره) آزادی واقعی را تنها درپناه حکومت اسلامی قابل تحقق میداند. ایشان در تبیین تلاش خود و یاران شهیدش برای آزادی، میفرمایند: «کسانی که در راه آزادی جان دادهاند نمیتوانند بپذیرند که عدهای به اسم آزادی آن را از بین ببرند.»(ج5ص17)
امام(ره) مرز آزادی را قانون میداند و محدودیت آزادی را فقط بهوسیله قانون میپذیرد و در حوزه سلبی نیز به آزادیهای ممنوعه اشاره دارد. از مهمترین آزادیهای ممنوعه از نظر امام(ره) آزادی توطئه است و آنان که با حکم و به اسم آزادی بهدنبال شکست اسلام هستند را به «خیانت قلم»(ج6ص193) متهم مینماید. شاخص آزادیخواهی نویسندگان توسط حضرت امام بسیار قابل توجه است: «کسی که دم از آزادی میزند و از خدا در نوشتههایش چیزی نیست طرفدار آزادی نیست» بنابراین هجمه به خدا یا سکوت در قبال آن از دیدگاه امام(ره) آزادی نیست. نویسنده آزاد کسی است که خدا در نوشتههای وی وجود داشته باشد. از دیگر آزادیهای ممنوعه از نگاه امام(ره) آزادی فحشا و قانونشکنی است(ج7 ص92) آزادی تکیه برابر قدرتها و آزادی دیکته شده و آزادی وارداتی(ج8ص184) نیز از نگاه امام آزادی ممنوعه است.
امام (ره) آزادی را از مهمترین نعمات الهی میداند که در عین حال یکی از ابزارهای امتحان الهی نیز محسوب می شود. وی با صراحت اعلام میدارد: «آزادی فقط در صلاحیت اسلام است» (ج7 ص30) و آزادی واقعی را اجرای قوانین اسلام میداند (ج7 ص 18) و آزادی به شکل غربی را موجب تباهی جوانان و تلف شدن استعدادهای یک ملت و تنزل به درجات حیوانی
قلمداد مینماید.