
29سال پیش در چنین روزهایی که آیتالـله هاشمی رفسنجانی یادداشتهای روزانه خود از حوادث سال 60 یعنی جنگ تحمیلی، باند بنیصدر و از همه مهمتر جریان نفاق را در دفترچه چه خاطرات خود مینوشت تا بعدها تحت عنوان «عبور از بحران» به رشته تحریر در آید، شاید هرگز فکر نمیکرد روزی «بحران» باز هم به سراغ او میآید.
ازاین رو او در سالهای بعد، «پس از بحران»، «آرامش و چالش»،«به سوی سرنوشت»، «امید و دلواپسی» و «دفاع و سیاست» را نوشت تا امیدوارانه نشان دهد نظام نوپای اسلامی اکنون راه خود را به خوبی بازیافته و با پشتوانه مردمی و رهبریهای داهیانه امام (ره) از گردنههای سخت عبور کرده و دوران گذار را پشت سر نهاده به تثبیت رسیده است. چنان که او در خطبه نخست نماز جمعه تهران در نوزدهم تیر ماه 60 یعنی 3 هفته پس از اعلام جنگ مسلحانه منافقین، آن هنگام که از آزمایشهای الهی سخن گفت،تصریح کرد: اگر این روحیهای که امروز درمیان ما هست، محفوظ بماند، میتوانیم امیدوار باشیم که انقلاب ما راه اصلی خویش را در پیش دارد. اکنون که 3 دهه از دوران پر التهاب اوایل انقلاب گذشته است نظام جمهوری اسلامی به رغم از سرگذراندن حوادث ریز و درشت، همچنان مسیر تعالی را ادامه میدهد. اما فتنه پیش و پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری که از آن به ظهور «نفاق جدید» یاد میشود، موضوعی است که این روزها ذهن آیتالـله هاشمی رفسنجانی را سخت به خود مشغول ساخته است؛ «بحرانی» که «عبور» از آن شاید به مراتب سختتر از «بحران» سال 60 باشد. گرچه نظام اسلامی با تدابیر امامگونه رهبر معظم انقلاب و پشتوانههای مردمی پس از 9 ماه توانست از نفاق جدید نیز بگذرد، اما آنچه که امروز ذهن رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را درگیر کرده و بدون شک پای ثابت یادداشتهای روزانه اوست، عبور از وضعیتی است که شاید بتوان از آن به «بحران خانوادگی» یاد کرد.
بحرانی که او اکنون در دهه هفتم عمر خود با آن دست و پنجه نرم میکند، از ناحیه اتهاماتی است که با ظهور نفاق جدید، متوجه فرزندانش از جمله مهدی و فائزه شد تا اعترافات متهمین و شواهد و قرائن موجود، دستگاه قضایی را مجاب سازد حکم جلب یکی از فرزندان وی را صادر نماید.
فرزندان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام متهمند برخلاف رویه معمول، ضمن حمایت آشکار از یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری با بهرهگیری از امکانات مالی برخی مراکز، تمام تلاش خود را به کار بستند تا مانع پیروزی دکتر احمدینژاد شوند، اما پس از آنکه نتوانستند بر اراده مردم تأثیر بگذارند، با هدایت آشوبهای خیابانی و در پیش گرفتن بدترین رفتارهای غیردموکراتیک عملاً در جبههای قرار گرفتند که طیف متنوعی از ضد انقلاب از جمله منافقین، لیبرالها و سلطنتطلبان قرار دارند.
گرچه آیتالـله هاشمی رفسنجانی اعلام کرده است چنانچه مهدی هاشمی از سوی دستگاه قضایی احضار شود او در دادگاه حضور خواهد یافت، اما اکنون بیش از 7 ماه است که او به بهانه بازرسی از واحدهای دانشگاهی دانشگاه آزاد به خارج از کشور رفته و به توصیه پدر قرار نیست به کشور بازگردد. این در حالی است که حکم جلب مهدی هاشمی به وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی ابلاغ شده و او میبایست برای دفاع از اتهامات خود در دادگاه حاضرشود. در کنار توقعات افکار عمومی و اجماع نسبتاً زیادی که در میان فعالان سیاسی درباره حضور فرزند هاشمی رفسنجانی در دادگاه ایجاد شده، اکنون آیتالـله هاشمی رفسنجانی در جایگاه ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام در معرض یک آزمایش بزرگ تاریخی قرار دارد. او اکنون باید بین مصلحت نظام و اجرای قانون (محاکمه مهدی) و علائق خانوادگی (ممانعت از محاکمه مهدی) یکی را انتخاب نماید و راه سومی نیز متصور نیست. بنابراین تمکین به قانون و احترام به استقلال دستگاه قضایی کمترین توقعی است که از خاندان هاشمی وجود دارد. چنان که تاریخ انقلاب شاهد نمونههای فراوانی از برخوردهای عدالتخواهانه و افتخارآمیز مسؤولان نظام با فرزندانشان بوده، این امیدواری وجود دارد که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مصالح نظام را به پای علائق خانوادگی ذبح نکنند و با سپردن فرزندشان به دستگاه عدالت به حرف و حدیثهایی که این روزها درباره شرط و شروطهای خانواده وی برای محاکمه مهدی هاشمی مطرح است پایان دهند. اظهارات یکی از صاحبنظران سیاسی که گفته بود «دلمان برای هاشمی دهه 60 تنگ شده» اکنون بیشتر معنا پیدا کرده است. آیا هاشمی این بار نیز خواهد توانست از این «بحران» «عبور» کند. آینده به این سؤال پاسخ خواهد داد.