
نزدیک به دو هفته از حماسه اتحاد و بصیرت مردم میگذرد و عدهای از سران فتنه همچنان در حسرت سوختن امیدهایشان در سوز و گدازند. به طوری که میرحسین موسوی آغازگر آشوب و اغتشاشات اخیر هیچگونه بیان رسمی در خصوص 22 بهمن ابراز نکرده و به رغم اظهارنظرهایی از سوی برخی اصلاح طلبان، اما وی هنوز سکوت را بر ارائه بیانیهای دیگر ترجیح داده است. این سکوت البته از چهار حالت خارج نیست:
1- فرو ماندن در بهت شکست. 2- تحلیل و برآورد وضع موجود 3- طراحی نقشهای تازه بر پایه تحلیلها 4- آنکه سکوت اختیار کرده تا بر لجاجت چندین ماهه خود پای فشارد و از ورود به راه معقول یعنی عذرخواهی از آحاد جامعه و جبران خسارتها طفره رود. البته در این میان برخی دیگر از سران فتنه همچون مهدی کروبی از دو مرحله نخست حالات مزبور عبور کرده و با گذشت بیش از 10 روز از 22 بهمن وارد حالت سوم یعنی دراندازی طرحینو شده و بیانیهای صادر کرده است که البته هیچ شباهتی به طرحی نو ندارد و همان حرفهای سوخته پیشین تکرار شده است. اما چرا این افراد که مدام بر تعهد انسان، حقوق شهروندی، کرامت انسانی و در یک کلام بر دموکراسی تأکید دارند، با روشن شدن حقایق در 9 دی و 22 بهمن، قصد عذرخواهی از توده مردم را ندارند که لااقل بر افکار و مفاهیم موکد خویش پایبند بمانند؟ مگر این افراد بر این باور نبودند که دروغ گفتن یک ظلم و یک عادت غیراخلاقی است، پس چرا بر دروغها دامن میزنند و بر نشر اکاذیب اصرار میورزند؟ به هر حال واقعیت است که اینان با عدم عذرخواهی از ملت پس از حماسه مردم انقلابی در 22 بهمن، بزرگترین دروغ را انتشار میدهند. زیرا اینان همواره معتقد هستند که ما در راستای احقاق حقوق مردم در تلاشیم؛ لذا حال که همان مردم مورد اشاره آنان در 22 بهمن نفرت خود را از فتنهگران اعلام کردند، آن مدعیان احقاق حقوق مردم اگر راست میگویند باید عذرخواهی خود از مردم خشمناک را رسما اعلام کنند. در غیراینصورت این گمان به یقین تبدیل میشود که آنان از بیخ و بن دروغ میگویند و اصلا مردم برای آنان معنا و اهمیت ندارد و با این حساب معلوم نبود که اگر این مدعیان دروغگو به قدرت میرسیدند، چه بلایی بر سر مردم میآمد. دروغ آنان البته در نقطهای به اوج میرسد که قصد دارند با سکوت، خود و هوادارانشان را در حماسه 22 بهمن اکثریت و دیگران را اقلیت معرفی کنند! این دروغ بزرگ اما در حالی با زبان بیزبانی مطرح است که سران فتنه هر کدام در روز 22 بهمن در برابر خشم مردم، فرار را بر قرار ترجیح دادند. با این اوصاف میتوان چنین نتیجه گرفت که مسببان فتنه امروز با نگاه گزینشی بر دموکراسی تنها عناصری را که خود میپسندند از دموکراسی به عاریت میگیرند و آنچه را که نمیپسندند، منکر میشوند و دروغ را جایگزین آن میکنند. و این همان نودیکتاتوری است که پس از حوادث اخیر بسیاری از صاحبنظران در امور سیاست نسبت به جوانب این خطر بزرگ هشدار دادهاند.