
تیتر دیروز برخی روزنامهها این بود: «احمدینژاد در جلسات مجمع تشخیص حاضر شود، هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه»!
این پیشنهاد شاید در نگاه اول، ایدهای دلسوزانه و برای ایجاد وحدت بین مسؤولین کشور به نظر آید اما آیا واقعاً چنین مقایسهای قیاس معالفارق نیست؟ آیا جلسات مجمع تشخیص مصلحت را با نماز جمعه باید برابر گرفت که حضور افراد در این دو جایگاه را به صورت پایاپای و معامله گونه پیشنهاد داد؟
دلیل عدم شرکت آقای احمدینژاد در جلسات مجمع تشخیص مصلحت را باید از خود او پرسید که شاید پاسخی از این جنس داشته باشد که وقتی آقای هاشمی در جلسه تنفیذ رئیسجمهور منتخب ملت حاضر نمیشود و صراحتاً از وجود تردید در انتخابات سخن به میان میآورد، دکتر احمدینژادی که رئیسجمهوریاش برای آقای هاشمی محل تردید است (!) در جلسات مجمع تشخیص حضور نمیباید که خدای ناکرده این جلسات برای رئیس مجمع شبهه ناک نباشد! اما آقای احمدینژاد در عدم حضور در جلسات مجمع تشخیص محق یاشد یا نباشد، این رفتار او با عدم حضور آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه دو مقوله کاملاً متفاوتند و اصالتاً از یک جنس نیستند که بخواهند با هم مقایسه شوند. جلسه مجمع تشخیص مصلحت، یک جلسه اداری است و نماز جمعه یک اجتماع اعتقادی. حضور در نماز جمعه یک عمل عبادی و اعتقادی است که ترک پیاپی آن بیش از 3 بار بدون دلیل به شدت مذمت شده است.
فلذا هیچ توجیه سیاسی از سوی آقای هاشمی برای عدم حضور در نماز جمعه به عنوان مأموم و یا امام و خطیب قابل قبول نیست. با این وجود باید اذعان کرد که حضور آقای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه به عنوان خطیب و امام در ماههای اخیر با چالشهایی مواجه بوده است. اما این چالشها ناشی از نوع مواضع ایشان طی ماههای اخیر بوده است ولاغیر. بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوریمتأسفانه مواضع و رفتار سیاسی آقای هاشمی و برخی اعضای خانواده ایشان – که آشکارا در میدان آشوبها و فتنهگریها حضور داشتند – موجب دلخوری و ناراحتی بدنه انقلابی و مذهبی کشور از وی شد. بعد از انتخابات آقای هاشمی تنها یک بار در جایگاه خطیب جمعه قرار گرفت، که علاوه بر اتخاذ مواضعی که مورد بهرهبرداری جریان فتنه شد، اصل نماز جمعه ایشان نیز به بستری برای ابراز وجود عناصر لاقید و فتنهگری شد که با حضور نامناسب و زننده خود در محل برگزاری نماز جمعه بیش از پیش به جایگاه آقای هاشمی در جامعه متدینین و متشرعین ضربه زد. بعد از آن واقعه تلخ، تا به امروز آقای هاشمی نتوانسته است در نماز جمعه به عنوان خطیب حضور یابد و این هم به دلیل قهر آقای هاشمی نیست بلکه عملاً امکان حضور وی در مقام خطیب جمعه تهران وجود ندارد. افرادی که در نماز جمعه شرکت میکنند، تودههای متدین و متشرع و انقلابی هستند که عموماً به واسطه مواضع ماههای اخیر آقای هاشمی و منسوبین او از وی دلخورند و اعتراض شدید دارند. اعتراضاتی که بخشهایی از آن در راهپیمایی میلیونی 9 دی به صورت خودجوش ظهور و بروز یافت و البته بنا به مصلحت در بسیاری از رسانهها از جمله رسانه ملی سانسور شد. با این تفاصیل چگونه عدهای میخواهند به صورت پایاپای حضور احمدی نژاد را در جلسات مجمع تشخیص با حضور هاشمی در نماز جمعه معامله کنند؟ چه معامله منصفانهای؟! گیریم که احمدی نژاد در جلسات مجمع تشخیص شرکت کند – که از نظر ما هم برای قرار گرفتن کشور در روال طبیعی و عادی، چنین اقدامی سودمند و درست است – اما آیا صورت مسأله حل میشود و بعد از آن مشکل نماز جمعه آقای هاشمی حل میشود؟ به نظر میرسد اگر آقای هاشمی به عنوان مأموم در نماز حضور یابد، کسی معترض نخواهد بود و هیچ کس حق سلب عبادت از افراد را ندارد. اما آیا ایشان با همین مواضعی که دارند، میتوانند خطیبی باشند که مردم مومن و متدینی که 8 ماه از جریان فتنه خون دل خوردهاند، پای خطبههای ایشان بنشینند و با گوش دادن، بهره عبادی و معنوی ببرند؟ به نظر نگارنده این امر تنها در یک صورت مقدور است و آن اینکه آقای هاشمی در اولین خطبههای خود به عنوان امام جمعه موقت تهران – البته طی ماههای اخیر- به صراحت و بدون موضع دو پهلو صف خود را از فتنه گرانی که در این 8 ماه دل ملت مومن و مسلمان را خون کردند و به مقدسات آنان جسارت روا داشتند، جدا کند و اقدامات آنها را محکوم نماید.