بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی روز دوشنبه با سفر به مصر با حسنی مبارک رئیسجمهور این کشور دیدار و درباره مسائل بحران فلسطین و منطقه گفتوگو کرد. این سفر پس از آن صورت گرفت که مصر در آستانه اولین سالگرد جنگ 22 روزه غزه ساخت دیوار فولادی به عمق 30 و به طول 11 کیلومتر آغاز کرد و بدینترتیب بیش از پیش نقش خود را در تشدید محاصره اقتصادی غزه به اثبات رساند. بر این اساس به نظر میرسد یکی از اهداف این سفر قدردانی از نقش مصر در این زمینه و تأکید بر این موضوع بوده است که رژیم صهیونیستی به وساطت و نقشآفرینی مصر و یا هر کشور دیگر منطقهای و فرامنطقهای به میزانی اهمیت قائل است که در جهت سیاستها و اهداف این رژیم گام بردارد. در واقع همراهی و همگامی مصر در احداث دیوار فولادی اگر چه برای مصر و یا هر کشور دیگر شامل آمریکا و فرانسه که در اجرای این پروژه ضد انسانی و جنایتکارانه مشارکت دارند، از لحاظ سیاسی و بخصوص حیثیتی پر هزینه است و به همین علت هم مصر تا چندی پیش زیر بار اجرای این پروژه نمیرفت اما برای رژیم صهیونیستی و یا مخالفان جنبش حماس امتیاز بزرگی محسوب میشود و طبیعی است که این رژیم به گونهای رفتار کند که مصر را به ادامه یک چنین رفتارها و اقداماتی تشویق کند. هر چند امکان دارد مصر در ازای این همکاری از کمکهای لابی یهودی در بهرهمندی از کمکهای اقتصادی آمریکا و یا جانشینی جمال مبارک برخوردار شود اما بی تردید نمیتواند رژیم صهیونیستی را به تامین انتظارات کشورهای عربی در خصوص حل بحران متقاعد کند، زیرا همچنانکه ملاحظه شد رژیم صهیونیستی قبل از سفر بنیامین نتانیاهو به مصر دستور احداث 690 واحد مسکونی جدید را در شرق بیتالمقدس صادر کرد و این در حالی بود که پیش از این اتحادیه اروپا با حمایت از طرح سوئد رئیس دورهای این اتحادیه با ساخت و ساز در شرق بیتالمقدس مخالفت و ازتشکیل دولت فلسطینی به پایتختی شرق قدس حمایت کرده بود. از اینرو به نظر میرسد رژیم صهیونیستی با اعلام این طرح میخواهد این پیام را به مصر و اتحادیه اروپا و یا هر بازیگر دیگر دهد که این رژیم تحت هیچ شرایطی از ادامه راهبرد اشغال خزنده بخصوص در شرق بیتالمقدس دست بر نخواهد داشت. از این جهت ابتکار جدید آمریکا مبنی بر ارائه ضمانت نامه به طرفهای مذاکره فلسطینی و اسراییلی نیز نمیتواند راهگشا باشد چرا که آمریکا حتی نمیتواند اسراییل را به اجرای طرحهایی همچون طرح نقشه راه که در اصل طرح آمریکایی بود و در آن بر توقف اقدامات شهرک سازی تأکید و تصریح شده است، متقاعد سازد و بنا بر این هر طرح و ضمانتی که بر خلاف اهداف و سیاستهای این رژیم باشد، به مرحله اجرا در نخواهد آمد. با وجود اینکه دولت اوباما بر اساس شعار تغییر تحرکاتی را برای حل بحران آغاز کرد، اما به مرور این تحرکات تحت فشار لابیهای یهودی رو به افول گذاشت و حتی جرج میچل نماینده ویژه وی در امور حل بحران درخواست استعفا کرده است، و اگر چه اتحادیه اروپا در ماههای پایانی دوره ریاست سوئد به نسبت ماههای قبل فعالتر شده است اما از اهرمهای فشار خود استفاده نمیکند و در چنین وضعیتی رژیم صهیونیستی باتظاهر به از سرگیری مذاکرات سازش، همچنان بر ادامه اقدامات اشغالگرانه خود در شرق بیت المقدس اصرار میورزد. در چنین شرایطی این احتمال که سفر نتانیاهو به مصر تلاشی در جهت احیای مذاکرات صلح واقعی صورت گرفته باشد منتفی میشود. هر چند خیلی از محافل خبری این سفر را در جهت طرح تبادل اسرا ارزیابی کردند اما باز به نظر نمیرسد نتانیاهو دنبال چنین طرحی بوده باشد زیرا هر چند نتانیاهو نیز همانند اولمرت تحت فشارهای داخلی برای آزادی گلعاد شالیت تنها نظامی اسیر اسراییلی در دستان جنبشهای مقاومت قرار دارد و طولانی شدن اسارت وی باعث ضربه روحی دیگر نظامیان این رژیم میشود اما از طرف دیگر ازادی وی با شروطی که حماس تعیین کرده یک شکست سیاسی برای رژیم صهیونیستی محسوب میشود همچنانکه طرح تبادل اسرا در جنوب لبنان یک پیروزی سیاسی برای جنبش مقاومت این کشور رقم زد. از اینرو با در نظر گرفتن ایرادهای وارده بر این فرضیات این احتمال که هدف اصلی سفر نتانیاهو به مصر گفتوگو درباره احداث دیوار فولادی در مرز غزه و جلب موافقت مصر برای مشارکت در اجرای مرحله بعدی این سناریو باشد، قوت مییابد.