
این روزها پس از اهانت به تمثال مبارک امام خمینی(ره) رویکردهای چندی از سوی برخی سران فتنه اتخاذ شده است. در اولین گام، این هتک حرمت انکار شد و سناریویی از سوی طیف رقیب ارزیابی شد. اما پس از موج اعتراضات مردمی و انتقاد صریح رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم محکوم نمودن این اقدام از سوی مدعیان خط امام، رویه دیگری از سوی سرآمدان این جریان به سطح آمد: تلاش برای راهپیمایی برای محکوم نمودن این اقدام. در این میان اما آنچه که لازم و ضروری بهنظر میرسد آن است که:
1- آن انکار اولیه و این محکوم نمودن ثانویه چه معنایی میتواند داشته باشد؟ اگر مسأله اهانت به تمثال بنیانگذار رهبر کبیر انقلاب برای آنان محرز نشده بود چرا در واکنش اولیه، آن را غیرممکن و سپس به جبهه مقابل نسبت دادند؟ آیا این تعجیل از جنس عدم توان در مدیریت حامیان خود و رویا و توهم به یادگار مانده از حوادث انتخاباتی نیست؟ اگر هم این مسأله برایشان اثبات شده، چگونه است که هم اکنون قصد راهپیمایی در این زمینه را دارند؟ آیا این امر عقبماندگی ذهنی و رفتار آنان را نسبت به آحاد ملت بیان نمیکند؟
2- نفس راهپیمایی مورد تأکید برای محکوم نمودن این هتک حرمت است. چرا این افراد در بیانات و بیانیههای خود این اقدام را محکوم نمیکنند؟ و اصرار بر انجام راهپیمایی دارند؟ گروهی که توان مدیریت حامیان خود را در روز قدس و 13 آبان نداشته و محورهای اندیشه امام را به چالش کشیدند چگونه میتوانند تضمین دهند که ماجرایی بیش از این در راهپیمایی جدید آنها حادث نشود؟
تلاش برای راهپیمایی، بی شک یک نوع پاک کردن صورت مسأله است. مگر در راهپیمایی و تجمعات گذشته به اندیشهها و آرمانهای امام دست اندازی نگردید. مگر شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران»، طرح نگردید؟مگر روزه خواری در مراسم روز قدس دیده نشد؟و. . .
3- جریان فتنه این روزها تلاش گسترده ای را برای به عاریت گرفتن تابلوی امام سامان داده است. اما پرسش اصلی اینجاست چرا نسبت به هتک حرمت ولی فقیه زمانه واکنشی نشان نداده و مرزهای خود را با جریانات ضد انقلاب مشخص نمیکنند؟ راستی کسانی که دغدغه انقلاب و نظام را دارند چرا در دستان حامیانشان نه تنها عکسهای رهبر انقلاب مشاهده نمیشوند بلکه آن را به دستهای ناپاک نیز میسپارند؟
4- سران فتنه بیگمان خیالهای خامیدیگر در سردارند. اینان گرچه امروز هتک حرمت به تمثال امام را رقم زدند اما 6 ماه است که عذاب آورتر از این هتک حرمت، «راه»، «اندیشه»، «آرمان»، «ارزشها»، «هنجارها» و میراث گرانسنگ او را به تیراقدامات زهرآگین خود آلودهاند. برای آنان گویا دیگر این جمله امام معنایی ندارد که «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد». چرا این افراد صریحاً برائت خود را نسبت به هتک حرمت به ولی فقیه زمان ابراز نمیکنند؟ اگر اندیشه بنیادی امام(ره) را میپذیرند، سکوت امروز اینان جزعبور از خود امام معنایی نمیتواند داشته باشد و دم زدن از او فریادی است منافقانه و اگرباور به این اندیشه ندارند، سالها نام خود را به نفاق آلودهاند و نان و نامیرا که مستحق آن نبودهاند به یغما بردهاند.
5- این اما همه ماجرا نیست. ملت این روزها همه به صحنه آمده و خروش گرفتند، زودتر از بسیاری از مدعیان. آیا این اعتراض صدای ملت نیست که سران این فتنه به دنبال راهپیمایی ای به غیر از راه مردم میباشند؟ این «دوستان سابق» باور داشته باشند که این فریادها بغضی علیه اقداماتی است که اینان زمینه ساز آن بوده اند. برای بازگشتن، خود را در مسیر فریاد ملت قرار ندادن و پیوستن به متن اعتراضات آنها، شاید آخرین راهکار باشد.