از حدود اردیبهشت ماه 1359 تا اواسط شهریور ماه 1360 به مدت حدود 16 ماه استاندار فارس بودم و درتمام این مدت توفیق داشتم که در نمازهای جمعه شیراز که به امامت مرحوم شهید آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب تشکیل میشد، شرکت نمایم. معنویتی که در خطبههای جمعه این شهید بزرگوار بر اثر برخورداری ایشان از خلوصی مثال زدنی ایجاد میشد در کشور کم نظیر بود. در یکی از روزهای جمعه مرحوم شهید حجتالاسلام والمسلمین آقای سیدکاظم موسوی که در 7 تیر 1360 در عملیات تروریستی منافقین در محل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند در مراسم نماز جمعه شیراز شرکت کرده بودند و بنده هم توفیق همجواری ایشان را در یکی از صفهای نماز جمعه داشتم ایشان که خود برخوردار از خلوص و معنویت و عرفانی کم نظیر بودند اظهار داشتند که معنویت حاکم بر نماز جمعهای که آیتالله دستغیب اقامه مینمایند اگر نگوییم بینظیر است قطعاً کم نظیر است.در آن زمان در برخی استانها بین ائمه جمعه و مسؤولان اجرایی، بگومگوهایی وجود داشت و مرزها چندان مشخص نشده بود ولی شخص شهید آیتالله دستغیب بنا بر ورود به مسائل اجرایی را نداشته و این امر را به عهده استاندار و مسؤولان اجرایی میدانستند البته بنده در مسائل کلان استان نظر معظم له را استعلام میکردم و ایشان هم با صمیمیت و دلسوزی کامل نظرات شریفشان را ابراز میفرمودند ولی نهایتاً کار را به عهده استاندار و مسؤولان اجرایی میدانستند لذا بحمدالله بین بنده و شهید بزرگوار جز یک احترام کامل، مداوم، صمیمانه و متقابل چیز دیگری حاکم نبود. برخی از خوانین در استان فارس داعیههایی داشتند که مرحوم شهید آیتالله دستغیب نگران این موضوع بودند و معتقد بودند با وجود این که در مرکز کشور برخی از اعضای دولت موقت از آنان حمایت میکردند نباید به آنها میدان داده شود.در شیراز مسجدی معروف به مسجد آتشیها وجود داشت که با محوریت حجتالاسلام والمسلمین سیدعلی محمد دستغیب اداره میشد. اکثریت جوانهایی که محل تجمع آنها در این مسجد بود برخوردار از روحیه انقلابی بودند و افراد قابل توجهی از آنها نیز در دوران دفاعمقدس در جبههها به شهادت رسیدند ولی برخی از آنها تند رویهایی در موضوعات مختلف استان و کشور داشتند که مرحوم شهید آیتالله دستغیب هیچگاه حامی آن تندرویها نبودند و بعضاً مقابله میفرمودند. در یک زمان موضوع فرمانداری یکی از جوانان مسجد آتشیها در حضور ایشان مطرح شد که مرحوم شهید آیتالله دستغیب به علت برخورداری آن جوان از یک روحیه تند ولی در عین حال زهدگرایانه ویژه خودش در ملاقات حضوری که خدمتشان داشتم با فرماندار شدن آن جوان مخالفت کردند. مرحوم شهید آیتالله دستغیب در عین حال که از روحیات انقلابی جوانان پرشور اهل جبهه و جنگ مسجد آتشیها تجلیل میکردند ولی مایل نبودند که همه امور و موضعگیریهای مربوط به این مسجد منتسب به ایشان باشد. مرحوم شهید آیتالله دستغیب ارادت ویژه به حضرت امام رضوانالله تعالی علیه داشتند و هر وقت نام شریف حضرت امام بر زبان ایشان جاری میشد جمله «اطال اللهعمره» را هم اضافه میفرمودند. در جریان فتنه بنیصدر نیز پس از معلوم شدن نیات پلید وی، مرحوم شهیدآیتالله دستغیب از مخالفین سر سخت وی بودند.مرحوم شهید آیتالله دستغیب از ساده زیستی و زهدی کم نظیر برخوردار بودند. اطلاع دارم که به اصطلاح «درون» و «اندرون» از یک شرایط مساوی پارسایانه برخوردار بود و به همین دلیل دعوت ایشان از مردم برای وابسته نشدن به امر دنیوی کاملاً اثر بخش بود.در مرداد ماه 1359 بنا به تصمیم آیتالله مهدوی کنی، وزیر محترم وقت کشور قرار شد که بنده مسؤولیت تصدی استانداری خراسان بزرگ را بپذیرم. مرحوم شهید آیتالله دستغیب مخالف این انتقال بودند و به علت اصرار حضرت آیتالله مهدوی کنی، به این انتقال رضایت دادند. در 20 آذر 1360 این شخصیت بزرگ با توطئه منافقین به شهادت رسیدند و با شهادت ایشان قاطبه مردم استان فارس و همه ارادتمندان ایشان در سراسر کشور به سوگ نشستند. در هفتههای بعد از شهادت ایشان شنیدم که برخی از قطعات بدن مطهر ایشان از کوچهای که در آن کوچه با عملیات انتحاری انفجاری در آن به شهادت رسیدند به بالای بام محل شهادت صعود کرده بود که یکی از اشخاص در رؤیا محل قرار گرفتن آن قطعه یا قطعات را مطلع میشود و پس از بیان خوابش و جستوجوی آن، این رؤیای صادقه راهنمای پیدا شدن قطعه یا قطعات و الحاق آن به پیکر مطهر قطعه قطعه شده ایشان میگردد. گوارا باد این شهادت برای آن عالم مجاهد فیسبیلالله و تسلیت و تبریک باد به خانواده معظم ایشان و همه ارادتمندانشان که راه این شهید بزرگوار را انتخاب کردند