
«دین سبز» واژه جدیدی است که طی یک سخنرانی در دانشگاه تهران و در همایش بررسی جامعهشناختی تحولات اخیر مطرح شد. دینی که به قول سخنران مراسم «غیردیندارها را حذف نمیکند.» وی با بیان اینکه جنبش سبز، جنبشی کاملاً دینی است اما برخی افراد جنبش سبز ملحدند، ادامه داد: «این بخشی از واقعیت است. بخشی از افراد جنبش همجنسگرا هستند. کسانی که در جنبش شرکت کردند روزه خوردند، کارهایی کردند که مغایر با نگاه دینی بود و آن غیردینداران بخشی از جامعه ما هستند که قابلحذف نیستند.»
دین سبز چیست؟ نسبت آن با آموزههای ادیان ابراهیمی چیست؟ آیا افراد ملحد هم میتوانند در زیر چتر یک دین قرار بگیرند و... سؤالاتی است که با حجتالاسلام سیدابوالفتح دعوتی، پژوهشگر دینی و عضو شورای مرکزی جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی به بحث گذاشتهایم.
نظر شما راجع به تعبیر «دین سبز» چیست؟
هر تعریف و هر عنوانی را که ما مطرح میکنیم یک مفهوم موافق دارد و یک مفهوم مخالف. وقتی ما میگوییم «ملت حنیف ابراهیمی» این معنای موافق و مثبتش این است که ملت ابراهیم که ملتی موحد، پاک و پاکیزه و به دور از شرک است و در برابر ملتهای دیگر که اهل شرک و بتپرستی هستند، میباشد.
حالا این دین سبز که یک انشعاب جدید در حرکت سبز و موج سبز اخیر است، مفهوم آن این است که این آقایان صاحبان «دین سبز» هستند و غیرایشان صاحبان دینهای خاکستری و آلوده و زرد. این آقایان لازم است یکبار دیگر اصول و فروع دین خود را بازگو کنند تا مشخص شود موضعشان چیست، اگر شوخی میکنند و کلمه لغو و بیمحتوایی را بر زبان جاری میکنند این در حد یک افسانه و مزاح است و اشکالی ندارد، اما اگر یک معنی و مفهوم جدی در زیر آن مستتر است، این امر نیازمند یک پیامبر جدید، یک امام جدید و یک رساله عملیه جدید است که در آن صورت است که مؤمنین و متدینین تکلیف خود را با آنان باید روشن کنند.
تعبیر «دین سبز» از کجا آمده است و آیا اصلاً لفظ این تعبیر قابل دفاع است؟
لفظ «دین سبز» یک تعبیر کاملاً التقاطی است.
«دین سبز» دقیقاً تعبیر دروغینی است. کلمه «دین» آن برای جلب نظر مردم انقلابی و مسلمان است و سپری است برای مخفی شدن زیر چتر دین و شریعت، انقلاب و امام(ره) و کلمه «سبز» آن اشارهای است به «حزب سبز» آلمان و دیگر نقاط که نمونه آن را در کنفرانس برلین که برخی دوم خردادیها مهمان ویژه آن بودند مشاهده کردیم.
مدعیان دین سبز میگویند درهای این حرکت به روی همگان حتی ملحد، کافر، همجنسگرا و... باز است و کسی در آن طرد نمیشود و میخواهند یک زندگانی سراسر مهر و محبت بین همگان برقرار کنند، آیا چنین چیزی امکان دارد؟
قرآن کریم به پیامبرش هشدار میدهد که فریفته چنین کلماتی که در همان جماعت مشرکان قدیم هم رواج داشته نشود و میفرماید: «ای پیامبر تو نمییابی یک جماعتی را که به خدا و روز جزا ایمان داشته باشند و آنگاه طرح دوستی بریزند با کسانی که با خدا و رسولش سر جنگ و ستیز دارند» و این نشدنی است که یک جماعتی به خدا ایمان داشته باشند و آنگاه «یُوادّوُن من حادالله و رسولَه» دوست و سرپرست بگیرند کسانی را که با خدا و رسول دشمنی میکنند. بنابراین چنین بیخبرانی اول باید از دین خدا استعفا بدهند و منکر آیات قرآن و سنت پیامبران شوند و آنگاه با آزر بتپرست و نمرودهای زمانه و جماعت کفار و فساق طرح همراهی و همکیشی و برادری بریزند و عداوت با مؤمنان و گفتوگوی با کافران را پیش بگیرند.
چگونه میشود یک دین با همه گروهها و افکار از در صلح و صفا برآید؟
چنین چیزی امکانپذیر نیست که یک انسانی با همه فرقههای عالم سر صلح و صفا داشته باشد، لکن این شعار آقایان به جهت فراخوان همه مخالفان و معاندان عالم است که همه با هم در یک صف جمع شوند و کنار یکدیگر بنشینند برای عداوت و دشمنی با فقط و فقط یک جماعت و آن هم جماعت دینباوران و پیروان ولایت فقیه. بنابراین، این مدعیان «دیانت سبز» با همه فرقهها مانند بهایی و بابی و کافر و مرتد و هر معاند و مخالفی همراهند مگر با ولایت فقیه. شما در همین حرکت سبزپوشها مشاهده کردید که مورد محبت و عنایت و حمایت همه دشمنان این نظام قرار گرفتند، یعنی قبل از اینکه «دین سبز» مطرح شود، اینان دست دوستی به سوی مخالفان، معاندان و مستکبران دراز کردند و قبل از آنکه مانیفست خودشان را اعلام بدارند، همه مخاطبان معنی و مفهوم حرکت آنان را شناختند و ما دیدیم که اینان با دشمنترین دشمنان کنار آمدند و آنان را تصدیق کردند، لکن نظام مقدس جمهوری اسلامی را تصدیق نکردند و شعار «جمهوری ایرانی» سر دادند و حرکت منافقانه آنان با همین شعار زودرس و پیش از موعد سقوط کرد و «دیانت سبز» دچار سقط جنین شد بنابراین، این جماعت صلح کل هستند با دشمنان این نظام و عدو مبین هستند با اسلامیت نظام و عداوت دارند با اجرای احکام و دشمنی دارند با انقلاب حضرت امام(ره) که بر اساس همراهی دین و سیاست و وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت امت اسلامی و تشکیل امت واحده پدید آمده است.
آقایان که خودشان را برحسب ارزشهای مادی و ظاهری پیرو خط امام(ره) هم میدانند و پیروی را فقط در مصاحبت با حضرت امام(ره) میشمارند و توجهی به باطن و حقیقت خط امام(ره) ندارند، درواقع بریدگان از خط امام(ره) و انقلاب هستند.
اینان شعار برائت از مشرکان را که یک اصل قرآنی است و موتور حرکت این انقلاب است و یادآور «اشداء علیالکفار» است منکرند و مودت با مؤمنان را نیز باور ندارند، به فرموده قرآن کریم «سیارعون منحیم» یعنی همیشه غش میکنند به طرف دشمنان.