
علي شيرين- نخستين نشست خبري سردار محمدرضا نقدي به عنوان رئيس سازمان بسيج مستضعفين و در آستانه سالروز تأسيس نهاد بسيج با استقبال گسترده خبرنگاران رسانهها مواجه شد.
هر چند او در اين گفتوگو سخني از برنامههاي بزرگداشت هفته بسيج به ميان نياورد اما اظهاراتش با استقبال مطبوعات و رسانهها مواجه شد. يكي از وقايع اتفاقيه اين نشست مطبوعاتي كه از ساعت 10 آغاز و با احتساب مصاحبههاي اختصاصي تا ساعت 16:30 بعدازظهر طول كشيد، صبر و حوصله و متانت سردار و پاسخگويي مستدل و قانعكننده پرسشهاي به خبرنگاران بود. رويكرد تازه او در محور قرار دادن توليد فكر، دانش، خلاقيت، خدمت به مردم در رأس فعاليتهاي بسيج چشمانداز تازهاي از اين تشكل عظيم انقلاب فراروي صاحبنظران و فعالان سياسي و اجتماعي قرار ميدهد تا با نگرشي تازه تغيير و تحولات اين نهاد را دنبال كنند.
ملبس شدن به لباس ساده بسيجي به نوعي حكايت از برتري و رجحان صبغه فرهنگي و علمي بسيج دارد. در صحبتهاي سردار هم به اين نكته اشاره شد كه با واگذاري بخش نظامي به نيروي زميني سپاه فرصت و فراغت بيشتري دست خواهد داد تا بسيج به جهاد علمي و فرهنگي روي بياورد. اين چهره تازه و رويكرد نو ميتواند در دهه چهارم انقلاب مبدأ تغيير و تحولات گستردهاي باشد. جمعبندي مطالب مطرح شده در نشست مطبوعاتي و سؤالات اختصاصي «جوان» هم اينك فراروي شماست. به عنوان نخستين سؤال ارزيابيتان از تغييرات جديد بسيج چيست و چه دورنمايي را در تحقق اين تغييرات و تحولات و چشماندازها پيشبيني ميكنيد؟
همانطور كه رهبر معظم انقلاب فرمودند، شعار دهه چهارم انقلاب اسلامي پيشرفت و عدالت است. بسيج در اين دوره و در آستانه 30 سالگي با تدبير رهبر معظم انقلاب به يك سازمان ارتقا يافته است.
اين تغيير در واقع با هدف دربرگيري همه اقشار، همه اصناف و تمامي سنين و قوميتها صورت گرفته است.
ما در واقع بخشهاي نظامي را به نيروي زميني سپاه سپردهايم تا با توجه به جذابيت اين بخش اين فرصت را داشته باشيم تا در ساير عرصههاي علمي، فرهنگي و سازندگي حضور خود را چشمگيرتر كنيم و حول محور توسعه و پيشرفت كشور حركتهاي گستردهتري را انجام بدهيم.
بسيج براي نوماندن و نو شدن به چه تدابيري نيازمند است چرا كه تكرار مكررات زدگي و خستگي و فرسودگي را به دنبال خواهد داشت؟
مقام معظم رهبري در حكمشان به دو نكته حركت و جهاد علمي و نوآوري اقدامات تأكيد داشتند. قطعاً تحقق همه اينها مشروط به همكاري همه آحاد ملت است. ستاد ما ظرفيت كوچكي دارد، ما براي نوماندن هميشگي بايد از ظرفيت ملت به طوركامل استفاده كنيم و از همين جا از همه ميخواهيم راهكارهاي نويي را پيش پاي ما بگذارند. مهمترين محور براي توليد فكر و انديشه درست رسانهها هستند كه بايد با استفاده از انديشمندان و فرهيختگان راهكارهاي نو و چشماندازهاي تازهاي را به روي ما بگشايند.
برخي منتقدان مطرح ميكنند كه حضور بسيج در عرصههاي اقتصادي- فرهنگي موجب تنگ شدن فضا براي بخش خصوصي و به نوعي موازيكاري است. پاسخ شما به منتقدان در اين زمينه چيست؟
اگر به سابقه حضور بسيج در عرصه دفاع مقدس نظري داشته باشيد خواهيد ديد كه بسيج در جنگ جاي ارتش و سپاه را نگرفت و موازي آنها نبود و در امتداد آنها به كمك اين نيروها آمد و كسي احساس مداخله نكرد، خيليها معتقدند اگر بسيج نبود اين حماسه عظيم شكل نميگرفت. مردم ما فطرتاً دوست دارند كار خير انجام دهند. ما بايد از اين ظرفيت استفاده كنيم. كابينه 70 ميليوني يك شعار نيست چرا كه همه مردم ميخواهند و ميتوانند كمك كنند، اين شعار در جهان الگويي ندارد.
به نظر من نميتوان مانع حضور عاشقانه و داوطلبانه مردم در عرصههاي سازندگي علمي و فرهنگي شد.
قطعاً ظرفيتهاي دولت و كشور در حدي است كه محدود است، چه اشكالي دارد از ظرفيتهاي عظيم مردم براي پيشرفت كشور استفاده كرد.
يكي از موضوعاتي كه شما قبلاً مطرح كردهايد پرهيز از اداري شدن بسيج و جلوگيري از رسوخ بوروكراسي و ديوانسالاري است. در اين زمينه چه تغييراتي لازم است صورت بگيرد؟
به نظر من لازمه اين كار اين است كه خيلي از كارهايمان را از قالب دستورالعمل تشكيلاتي دربياوريم و خيلي از امور را به صورت خط مشي ترويج بدهيم، به جاي اينكه ابلاغيه و دستورالعمل بدهيم. مثلاً وقتي ميخواهيد موضوعي بزرگ داشته شود، به جاي اينكه دستورالعمل بدهيم، زمان، مكان و نحوه اجراي آن را تعيين كنيم، بياييم خط مشي بدهيم كه چنين موضوعي بزرگ داشته شود و اهميت آن را تبيين كرده و جزئيات آن را به عهده خود آنها بگذاريم. معمولاً نوع تشكلي كه در جامعه ما جان ميگيرد، پايدار ميماند و نهادينه ميشود، چنين تشكلي است.
ميتوانيد مثالي در اين زمينه بزنيد يا مصداقي براي آن ذكر كنيد؟
نوع روابطي كه روحانيت با مردم در طول تاريخ داشتهاند ميتواند مصداق خوبي باشد. روحانيت تشكلي دارد كه اوامر و نواهياش هم در طول تاريخ مسموع بوده يعني شنيده شده و به آن عمل كردهاند.
در مواقع حساس مردم در راه اين اوامر جانفشاني كردهاند مثلاً نهضت تنباكو، نهضت ملي شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامي، خب شما ببينيد شكل تشكلي كه مردم پيرامون انقلاب اسلامي داشتند چگونه بود. اين نوع تشكل يك تشكل روان ، مردمي و فراگير است. در شكل بوروكراتيك اما همه چيز و جزء به جزء از بالا به پايين ديكته شده و تعيين تكليف ميشود.
در مصاحبهتان به موضوع تغييرات در ساماندهي و تعامل با اقشار و متخصصان بسيج اشاره كرديد. آيا شكل سازماندهي دچار تغيير و تحول خواهد شد و آيا اين تغييرات تمام مراحل را شامل ميشود؟
بله همه دچار تغيير و تحول خواهد شد. شما از يك روحاني بسيجي كه عضو بسيج ميشود در بدو ورود انتظاراتي داريد كه از يك دانشآموز نداريد، قطعاً شرايط ورود بايد متفاوت باشد. ما وقتي ميگوييم نوع فعاليت عادي يا فعال؟ خب ممكن است قبل يا بعد اينها انواع فعاليتهاي متنوعي باشد.
بعد اگر نوع فعال بودن را به حضور دو ساعته منحصر كنيم. شايد نياز باشد ما به يك استاد بسيجي درخواست بدهيم دو مقاله پيرامون موضوعات و مسائل مورد نياز بسيج بدهد و نخواهيم كه او حضور فيزيكي داشته باشد.
در يك پايگاه محله ممكن است به حضور نيروهايش نياز داشته باشيم ولي به يك استاد دانشگاه اين را نميگوييم. در واقع فعال بودن به گونه ديگري تعريف ميشود.
به نظر شما اعطاي اختيارات موجب سليقهاي شدن تصميمگيريها نميشود؟
نه ما نميخواهيم كاملاً آنها را رها كنيم، منتها بايد اين نحوه تعامل و تغييرات با ادبيات خاص خودش تنظيم شود چرا كه سليقهاي شدن آفات بدتري مثل ناهماهنگ شدن را به دنبال خواهد داشت اما ضرورت و يك جايي اينها را هماهنگ كند و انعطاف لازم را مد نظر خواهد داشت يعني ميپذيرد كه شما به جاي اينكه مثلاً در اصناف بگوييد پايگاه مقاومت، بگوييد هيأت بازار... يا در طلاب بگوييم حلقه علمي و... در اين نحوه تعامل ما اين را ميپذيريم، منتها بايد طوري هماهنگ كرد كه بتوانند اين اقشار با هم تبادل داشته باشند.
شما در جايگاه قبلي و فعلي به مؤلفههاي امنيت ملي اشارات فراواني داشتهايد. بسيج به عنوان يك نيرو و تشكل گسترده مردمي همواره در اين فضا جايگاه مقتدرانه و عظيمي داشته است، آيا جدا شدن بخش نظامي از بسيج به اين نقش و جايگاه آسيب وارد نميكند؟
مهم اين است كه اين حضور وجود داشته باشد. مهم وابستگي آن به فلان سازمان و نهاد نيست. مسائل نظامي و آمادگيهاي رزمي براي قشر جوان آنقدر جذاب است كه وقتي اين موضوعات محور كار بشود همه انرژيها را به سمت آن ميبرد و فضا براي ساير امور خالي نميشود لذا اين براي ما يك فرصت است كه نيروهاي علاقهمند و دلبسته به فعاليتهاي رزمي را جذب و تقويت ميكنيم و تحويل نيروي زميني ميدهيم، اين ما را فارغالبال ميكند تا به ساير جنبهها و ابعاد علمي - فرهنگي بپردازيم چون سالهاست كه مقام معظم رهبري اين مهم را از بسيج خواسته بودند اما محقق نميشد. بعد آسيبشناسي شده و مشخص شده كه اين حجم بالاي كار در بعد نظامي، ميدان را براي ساير بخشها خالي نميگذارد. قطعاً در پي اين ادبيات خاص آن هم حاكم شده و موجب جذب نشدن ساير قشرها ميشود. وقتي ادبيات نظامي حاكم شد، ساير اقشار ديگر دفع خواهند شد. ما بايد سازمان را به گونهاي ساماندهي و برنامهريزي كنيم كه ادبيات آن با ادبيات تشكلهاي مردمي همساز باشد.
آيا از اين تعبير، بسيج دهها ميليوني مستفاد ميشود؟
بله!
موضوعي كه در سخنانتان مختصراً به آن اشاراتي هم فرموديد. مهمترين هدف كوتاهمدت شما در سازمان بسيج مستضعفان چيست؟
مهمترين هدف كوتاهمدت توليد فكر و انديشه خلاق براي حركت در بسترهاي جديد است، اين بالاترين اولويت و نياز ماست. ما از همه دانشمندان و فرهيختگان درخواست كردهايم كه به ما كمك كنند و به ميدان بيايند. خيليها ممكن است انديشمند هم نباشند اما ذهن پويا و خلاقي دارند، از آنها درخواست ميكنيم كه به ما كمك كنند، راهنمايي كنند و پيشنهادهاي ارزندهشان را به ما بدهند و بگويند چگونه ميتوانيم سازمان بسيج را در بسترهاي جديد وگسترده خودش بهتر به حركت دربياوريم. نيازهاي جامعه و اولويتهاي آن كدامند مشكلاتي كه ما بايد آنها را حل كنيم؟ قابليتهاي اقشار چيست يا ظرفيتها و پتانسيلهايي كه بعضاً ديده نشده كدامند به ما معرفي كنند يا راهكارهايي كه بايد پيش رويمان داشته باشيم به ما نشان بدهند يا اينكه چگونه ميتوان از اين قابليتهاي موجود استفاده كرد؛ اينها سؤالات و درخواستهاي ما از انديشمندان و فرهيختگان است.
به نظر من نميتوان گفت كه توليد فكر و انديشه و ايده قبلاً نبوده است، بلكه بوده اما مشكل آن ارتباط و نحوه انتقال آن به رأس سازمان است. چه راهكاري براي اين موضوع و جاري و ساري شدن آن در بدنه بسيج ميتوان پيشبيني كرد؟
ما دو اقدام انجام خواهيم داد؛ يكي تعبيه مراكز دريافت اطلاعات و ايدهها و انديشهها و ارسال آن به مركز سازمان و همچنين پيشبيني تشكيل كارگروههايي براي بررسي اين پيشنهادهاست تا اين پيشنهادها به راهكار تبديل شده و قابليت اجرايي پيدا كند. در اين مسير با پيشنهاددهنده تعامل خواهيم داشت. دومين اقدام جمعآوري نظرات و پيشنهادات از طريق ساختار بسيج است يعني پيشنهاد از طريق پايگاه به حوزه، حوزه به ناحيه و ناحيه به سپاه و سپاه هم به سازمان منتقل ميشود. در سلسله مراتب بسيج اقشار هم به اينگونه عمل خواهد شد، ما بنا داريم به بهترين ايدهها هدايا بدهيم. بعد از هفته بسيج مهمترين عناوين و سرفصلهاي فعاليت كاري آينده بسيج مطرح و اعلان خواهد شد و از بسيجيان و مردم راهكار خواهيم خواست.
الزامات ورود بسيج به دهه چهارم انقلاب كدامند و چه راهكارها و رويكردهايي براي تحقق اين الزامات در نظر گرفتهايد؟
مهمترين مطلب تأكيد بر خودسازي و معنويت، عدالت و اخلاق است. اين محور از اولويتهاي ماست.لازمه تحقق عدالت كه مقام معظم رهبري تأكيد فرمودند، داشتن نيروهايي است كه عادل باشند؛ كادرهايي كه اگر به جايي رسيدند خدا و مردم را فراموش نكنند لذا ارتقا و تعميق معنويت و اخلاق مهمترين اولويت ما در دهه چهارم انقلاب است. بحث ديگر خدمت به مردم است. ما بايد بتوانيم به مردم خدمتگزاري سازمان يافته داشته باشيم. مثلاً اگر در منطقهاي معضلي وجود دارد بسيج ميتواند اين معضل را شناسايي و به حل آن كمك كند يا نهادهاي مربوطه را پاي كار بياورد تا كار به پيش برود.
در عرصه سازندگي هم ما كارهاي كوچك در كشور زياد داريم كه بسيج ميتواند با همجهت كردن انگيزهها كارها را پيش ببرد، مثلاً مردم هماكنون خيرات ميكنند؛ هدايت اين خيرات به سمت اولويتها و تشخيص درست آن بر عهده بسيج است.
تشويق انگيزه و دامن زدن به مسابقه در خيرات يك اقدام مهم ديگر است. مسأله ديگر جهاد علمي است. بسيجياني كه در دانشگاهها و مراكز علمي هستند بايد تشكلي محكمتر و غنيتر براي حضور در عرصههاي علمي ايجاد كنند تا فعاليتهاي علمي گستردهتري داشته باشند. بسيجيان بايد بتوانند پاسخگوي نيازهاي روز جامعه باشند البته در اين زمينه تشكلها را بايد تغيير بدهيم.
آيا سازمان بسيج هماكنون اين اختيارات و انعطاف لازم را براي تغييرات دارد؟
بله، سازمان اين اختيارات را دارد كه تغييراتي را كه ميخواهد ايجاد كند. ما بايد به اين نتيجه برسيم اما هماكنون برخي از مسائل براي ما معماست بنابر اين دست ياري و كمك به سوي همه متفكران و انديشمندان دراز ميكنيم. مثلاً چگونگي ورود سازمان يافته بسيج به عرصه جهاد علمي نياز به راهكار دارد. تاكنون نخبگان بسيجي را تشويق كردهايم به آنها هديه دادهايم، اختراعاتشان را معرفي كردهايم، خب اينها آثار مثبت و سازندهاي داشته است اما پيشنهادهاي ديگري هست كه ساختارمند است مثلاً اينكه بسيج بيايد در دانشگاههاي مختلف پژوهشكده بسيج داير كند؛ اينكه آيا اين كار شدني است جاي تأمل دارد؟ و موضوعات ديگر بايد ارزيابي شود.
قبل از اينكه به بسيج بياييد آشناييتان با مأموريتها و اختيارات سازمان بسيج چقدر بوده است، مباحثي كه شما ميفرماييد افقهاي تازهاي است كه عملي شدن آن كار آساني نيست. خود شما چقدر به عملي شدن اين چشماندازها اميد داريد؟
بسيج همواره يك سازمان و تشكل خطشكن بوده است. اتفاقاً يكي از خصوصيات مهم بسيج تحول و انعطافپذير بودن و نوآوري و نوگرايي است بنابر اين در همين مدت كوتاه طي ملاقاتهاي متعددي كه با جوانها داشتهام، احساس ميكنم جوانان تشنه تحول در اين زمينهها هستند و از يك حالت تكراري و تكرار مكررات خسته هستند بنابر اين بدنه تشنه تحول است البته يك جاهايي هم ممكن است در مقابل تحول مقاومت كنند كه اينها طبيعي است و معمولاً در مقابل كار جديد مقاومت صورت ميپذيرد، اين هم نياز به فرهنگسازي تكرار و تأكيد دارد.
تأكيد خاص حضرت آقا در انتصاب شما به سمت رئيس سازمان بسيج مستضعفين چه بوده و چه خواستههايي را مطرح فرمودند؟
تأكيد حضرت آقا بيشتر روي اقشار و تخصصي بودن و تخصصي شدن بسيج است؛ اينكه به اقتضائات هر كدام توجه شود و تأكيد ايشان به استقلال نسبي به اقشار بسيج و حفظ افراد و اعضاست ضمن اينكه براي حفظ آنها برنامه داشته باشيم. اگر برنامه نداشته باشيم اينها خواهند رفت. يك نيروي انقلابي نميآيد در جايي بيكار بايستد و متوقف شود بنابر اين اگر برنامه نباشد خواهد رفت.
يكي از مباحث مطرح آسيبشناسي رويكردها عملكرد بسيج است و به طور مصداقي در صحبتهاي شما هم كه اشاره شد وجود بوروكراسي و تشريفات و پشت ميزنشيني است؛ اينها موضوعاتي است كه آيا شما در دوره جديد به دنبال تغيير و تحول آن يا تغيير جهت در مسير آن هستيد يا خير؟
حركت مردمي بسيج يك رودخانه زلال است و آنچه براي تشكل و سازمان يافتن مردم ما امروزه به عنوان الگوهاي موجود در دنيا داريم همان شكلهاي غربي و شرقي آن است كه جنبههاي اداري و ديوانسالارانه بر اصل مأموريت غلبه دارد در حالي كه در يك تشكل بسيجي و مردمي و سازمان مردمي هيچ كدام از اينها نيست. سازماندهي يك هيأت، سازماندهي عشاير، سازماندهي يك محفل ديني در يك محله و سازماندهي يك خانواده، نوع سازماندهيهاي مردمي هستند.
يك خانواده، يك فاميل با هم رفت و آمد دارند، مشكلات همديگر را حل ميكنند، تعاملات فرهنگي دارند، تبادل خدمات دارند، دست همديگر را در مشكلات و گرفتاريها ميگيرند. در اتفاقات و مراسم به طور دسته جمعي باهم مشاركت ميكنند. بدون اينكه بين آنها كاغذي رد و بدل شود يا فرآيندهاي پيچيده اداري برخودشان تحميل كنند امور ساماندهي ميشود يا يك هيأتي 10 هزار نفر را غذا ميدهد، 20 هزار نفر ممكن است سينه بزنند، سخنران دارند، مداح دارند اما كمترين تشريفات اداري را ندارند، بدون هرگونه كاغذبازي كارشان را انجام ميدهند، نوع تشكل مردمي و مدل آن اين است. تشكلي كه ما انتظار داريم تشكلي روان، مردمي و بدون دغدغههاي اداري است. در اين وضعيتي كه بر تمام دنيا و بر كشور ما هم حاكم است، رسيدن به اين وضعيت آرماني و ايدهال خيلي سخت است اما بايد به اين سمت حركت كنيم، بايد شرايط را به گونهاي فراهم كنيم كه تشكلها به شكل مردمي توسعه پيدا كنند.