در شماره پیشین این یادداشت که به موضوع مردودی برخی از خواص در انتخابات اخیر اختصاص داشت، در پاسخ به چرایی عدم قبولی خواص و نخبگان از منظر رهبر معظم انقلاب اشاره کردیم و «تأثیر بیبصیرتی بر رفتارهای غلط» را به عنوان اولین دلیل مورد بررسی قرار دادیم و اینک در ادامه به دومین علت تحت عنوان «سکوت عامل سقوط » اشاره میكنیم: برخی از خواص به غلط، عدم اتخاذ مواضعی صریح و شفاف را راهی صواب در برخورد با فتنه پس از انتخابات دانسته و «سکوت و کنارهگیری» اختیار نمودند که مورد اشاره مقام معظم رهبری قرار گرفت و تصریح فرمودند: «این را هم عرض بكنیم؛ بعضیها در فضای فتنه، این جمله «كن فی الفتنه كبن اللبون لا ظهر فیركب و لا ذرع فیحلب» را بد میفهمند و خیال میكنند معنایش این است كه وقتی فتنه شد و اوضاع مشتبه شد، بكش كنار! اصلاً در این جمله این نیست كه: «بكش كنار». این معنایش این است كه به هیچ وجه فتنهگر نتواند از تو استفاده كند؛ از هیچ راه. «لا ظهر فیركب و لا ذرع فیحلب»؛ نه بتواند سوار بشود، نه بتواند تو را بدوشد؛ مراقب باید بود.» از منظر مقام معظم رهبری خواص و نخبگان صامت و ساکت، مردود و در معرض سقوطند چرا که: 1- سکوت و کنار کشیدن کمک به فتنه است. «گاهی سكوت كردن، كنار كشیدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بایستی روشنگری كنند؛ همه بایستی بصیرت داشته باشند.»2- سکوت و نگفتن عمل نکردن به وظیفه است.«همه باید مراقب گفتار و مواضع و حتی نگفتنهای خود باشند زیرا نگفتن مسائلی که باید گفت عملنکردن به وظیفه است و گفتن مسائلی که نباید گفت، عمل کردن بر خلاف وظیفه است.» 3- مسؤولیت روشنگری عوام با خواص است. «دشمن انواع و اقسام كار را میكند؛ انواع و اقسام فعالیت را میكند؛ عمده هم امروز به گمان من، هدف و آماج توطئههای دشمن، خواص است؛ آماج دشمن، خواص است. مینشینند طراحی میكنند تا ذهن خواص را عوض كنند؛ برای اینكه بتوانند مردم را بكشانند؛ چون خواص تأثیر میگذارند و در عموم مردم نفوذ كلمه دارند. به نظر من یكی از وظایف اصلی امروز ما و شما، همین است: ما بصیرت خودمان را در مسائل گوناگون تقویت كنیم و بتوانیم انشاءالله بصیرت مخاطبان و مستمعان خودمان را هم زیاد بكنیم.»4- سکوت خواص در تغییر سرنوشت تاریخ مؤثر است.«با این نگاه، شما به حادثه كربلا نگاه كنید. بسیارى از مسلمانانِ دوران اواخر شصت ساله بعد از حادثه هجرت - یعنى پنجاه ساله بعد از رحلت نبى مكرم - از حوادثى كه میگذشت، تحلیل درستى نداشتند. چون تحلیل نداشتند، عكسالعمل نداشتند. لذا میدان، باز بود جلوى كسانى كه هر كارى میخواستند، هر انحرافى كه در مسیر امت اسلامى به وجود مىآوردند، كسى جلودارشان نباشد؛ میكردند. كار به جایى رسید كه یك فرد فاسقِ فاجرِ بدنامِ رسوا - جوانى كه هیچ یك از شرایط حاكمیت اسلامى و خلافت پیغمبر در او وجود ندارد و نقطه عكس مسیر پیغمبر در اعمال او ظاهر است - بشود رهبر امت اسلامى و جانشین پیغمبر! ببینید چقدر این حادثه امروز به نظر شما عجیب مىآید؟ آن روز این حادثه به نظر مردمى كه در آن دوران بودند، عجیب نیامد. خواص احساس خطر نكردند. بعضى هم كه شاید احساس خطر میكردند، منافع شخصىشان، عافیتشان، راحتشان، اجازه نداد كه عكسالعملى نشان بدهند. پیغمبر، اسلام را آورد تا مردم را به توحید، به پاكیزگى، به عدالت، به سلامت اخلاق، به صلاح عمومى جامعه بشرى سوق بدهد. امروز كسى به جاى پیغمبر مىنشیند كه سر تا پایش فساد است، سر تا پایش فسق است، به اصل وجود خدا و وحدانیت خدا اعتقادى ندارد. با فاصله پنجاه سال بعد از رحلت پیغمبر، یك چنین كسى مىآید سر كار! این به نظر شما امروز خیلى عجیب مىآید؛ آن روز به نظر بسیارى از آن مردم، عجیب نیامد. عجب! یزید خلیفه شد و مأموران غلاظ و شداد را گذاشتند در اطراف دنیاى اسلام كه از مردم بیعت بگیرند. مردم هم دستهدسته رفتند بیعت كردند؛ علما بیعت كردند، زهّاد بیعت كردند، نخبگان بیعت كردند، سیاستمداران بیعت كردند.»از منظر رهبر معظم انقلاب یکی از دلایل مردودی خواص بیبصیرت اتخاذ مواضعی است که دشمنان نظام اسلامی را خرسند میكند.معظمله میفرمایند:«آدم گاهى مىبیند كه متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بىبصیرتىاند، نمیفهمند، اصلاً ملتفت نیستند. یك حرفى یكهو به نفع دشمن میپرانند؛ به نفع جبههاى كه همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نیستند، نیت بدى هم ندارند اما این است دیگر. بىبصیرتى است دیگر.» از جمله مواردی که در قالب اتخاذ مواضع نسنجیده و کمک به جبهه دشمن بر اثر ضعف بصیرت سیاسی از سوی خواص بروز یافت عبارتند از:1- صدور بیانیههای تحریکآمیز جهت دعوت از اغتشاشگران2- نگارش نامههای سربسته و سرگشاده به منظور متهمسازی نظام 3- انتشار اخبار کذب جهت بزرگنمایی در تعداد آسیبدیدگان حوادث 4- انجام مصاحبههای مکرر با رسانههای بیگانه 5- سخنرانیهای متعدد در اجتماعات غیرقانونی6- تهیه خوراک تبلیغاتی جنگ رسانهای غرب 7- ایجاد شکاف و اختلاف در میان گروههای مرجع از طریق رایزنیها و دیدارهای خصوصی.متأسفانه حجم و تعداد مواردی که در این رابطه میتوان اشاره کرد به اندازهای است که از نگاه مقام معظم رهبری کمیت و کیفیت خطای خواص بیشتر از عوام باشد. «خطاهایی که بعضی از افراد میکنند میبینید در جامعه خودمان هم گاهی بعضی از عامه مردم و بیشتر، از نخبگان خطاهایی میکنند، نخبگان که حالا انتظار هست که کمتر خطا کنند گاهی خطاهایشان اگر از لحاظ كمی هم بیشتر نباشد از لحاظ كیفی بیشتر از خطاهای عامه مردم است. بر اثر بیبصیرتی است.»بر همین اساس رهبر معظم انقلاب مردودی خواص و نخبگان را به عنوان «سقوط» آنها یاد کرده و میفرمایند: «نخبگان مراقب باشند، زیرا در امتحان عظیمی قرار گرفتهاند و موفق نشدن در این امتحان، تنها مردود شدن نیست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد.»معظم له در سالروز بعثت نبی مکرم اسلام(ص) تنها راه نجات از این سقوط را بهرهگیری از عقلانیت معرفی كردند و در تعریف آن فرمودند: «البته عقلانیت، این سیاسیکاریهای متعارف نیست زیرا سیاسیبازیها خلاف عقل است و کسانی که سیاسیکاری را اقدامی عقلانی میدانند، اشتباه میکنند راه صحیح عقلانیت همان راهی است که عبادت خدا را هموار کند و شاخص آن نیز این است که خود قضاوت کنیم آیا سخنان و موضعگیریهای ما برای رضای خدا و با نیت اخلاص است یا اینکه برای جلب توجه برخی افراد. بنابر این نباید خود را فریب دهیم.»