کد خبر: 1385885
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۶
امریکا یادداشت محرمانه لوئیس پاول در سال ۱۹۷۱ درباره ضرورت افزایش نفوذ سیاسی شرکت های بزرگ، نقطه شروع روایتی از پیوند فزاینده سرمایه و سیاست در آمریکا است؛ بیش از نیم قرن بعد، افزایش ثروت میلیاردرها، گسترش نفوذ شرکت ها در سیاست و تشدید فاصله درآمدی میان مدیران و کارگران، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که سیاست گذاری در آمریکا تا چه اندازه در خدمت منافع عمومی قرار دارد.

جوان آنلاین: ثروت در آمریکا قدرت سیاسی ایجاد می کند؛ قدرت سیاسی به وضع سیاست های مالیاتی و اقتصادی به نفع ثروتمندان می انجامد؛ این سیاست ها ثروت بیشتری را در دست عده ای محدود متمرکز می کنند و بخشی از این ثروت نیز دوباره صرف فعالیت های سیاسی می شود تا این چرخه ادامه یابد.

به گزارش ایرنا، در سال ۱۹۷۱ «لوئیس پاول» وکیل شرکت های بزرگ، یادداشتی محرمانه برای اتاق بازرگانی آمریکا نوشت و در آن هشدار داد که کسب وکارهای آمریکایی زیر حمله قرار گرفته اند. او از جمله به سیاستمداران و فعالانی اعتراض داشت که معافیت های مالیاتی را امتیازی می دانستند که فقط به ثروتمندان سود می رساند و جرات می کردند ثروتمندان را در برابر فقرا و کسب وکارها را در برابر مردم قرار دهند.

راه حل پاول چندان ظریف و پیچیده نبود. به اعتقاد او، شرکت های بزرگ آمریکا به قدرت سیاسی نیاز داشتند و این قدرت باید با جدیت و پشتکار پرورش داده شود و در صورت لزوم، با قاطعیت و تهاجم به کار گرفته شود. او معتقد بود بخش خصوصی باید سازماندهی شود، بر رسانه ها و دانشگاه ها تأثیر بگذارد، قدرت سیاسی خود را گسترش دهد و از آنچه پاول فرصتی عظیم در دستگاه قضایی می نامید، بهره برداری کند.

مستند «سرقت: چه کسی رؤیای آمریکایی را دزدید؟» بخش بزرگی از اتفاقات پس از آن را روایت می کند. پاول به دیوان عالی آمریکا پیوست و بعدها نظر اکثریت دادگاه را در پرونده «فرست نشنال بانک بوستون علیه بلوتی» نوشت؛ حکمی که حمایت قانون اساسی از هزینه کرد شرکت ها برای تأثیرگذاری بر همه پرسی ها را گسترش داد.

چند دهه بعد، پرونده «سیتیزنز یونایتد» حقوق شرکت ها برای هزینه کرد سیاسی را بیش از پیش توسعه داد. در همین حال، رونالد ریگان کاهش گسترده مالیات ها، مقررات زدایی، حمله به تشکل های کارگری و فلسفه اقتصادی مبتنی بر این وعده را پیش برد که رونق اقتصادی به تدریج از ثروتمندان به اقشار پایین تر جامعه خواهد رسید؛ وعده ای که هرگز محقق نشد.

اکنون، بیش از نیم قرن پس از انتشار یادداشت پاول، شواهد و ارقام روشنی در اختیار داریم. بر اساس تحلیل تازه سازمان «آمریکایی ها برای عدالت مالیاتی»، ۹۷۷ میلیاردر آمریکایی اکنون در مجموع صاحب رکورد ۹.۲۴ تریلیون دلار ثروت هستند. تنها در یک سال، ثروت آنها ۲.۲ تریلیون دلار، معادل ۳۲ درصد، افزایش یافته است؛ در حالی که اقتصاد آمریکا حدود ۶ درصد رشد کرده است. تنها ۱۶ نفر از ثروتمندترین آمریکایی ها نزدیک به ۴ تریلیون دلار ثروت دارند؛ رقمی بیشتر از مجموع ثروت تمام میلیاردرهای آمریکایی در کمتر از ۶ سال پیش.

اما وقتی وضعیت سایر مردم را بررسی می کنیم، ابعاد این افزایش ثروت چشمگیرتر می شود. نیمی از خانوارهای آمریکایی که در پایین ترین سطح توزیع ثروت قرار دارند، در مجموع تنها اندکی بیش از ۲ درصد ثروت کشور را در اختیار دارند. نزدیک به ۴۸ میلیون آمریکایی در خانوارهایی زندگی می کنند که با ناامنی غذایی دست وپنجه نرم می کنند؛ یعنی دسترسی مطمئن و کافی به غذای مورد نیاز ندارند.

شکاف میان کارگران و مدیران ارشد شرکت های بزرگ نیز به شدت افزایش یافته است. مدیران عامل ۳۵۰ شرکت بزرگ آمریکا در سال ۲۰۲۵، به طور متوسط ۳۲۵ برابر یک کارگر معمولی درآمد داشته اند؛ در حالی که این نسبت در سال ۱۹۶۵ تنها ۲۱ برابر بود. از سال ۱۹۷۸، دریافتی مدیران عامل ۱۳۱۶ درصد افزایش یافته، اما دستمزد کارگران معمولی فقط ۲۸ درصد رشد کرده است.

برچسب ها: قدرت سیاسی ، آمریکا ، ثروت
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار