کد خبر: 1382039
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۴۰۵ - ۰۶:۰۰
یاد‌ها و یادمان‌هایی از سیره زنده‌یادآیت‌الله العظمی سیدموسی شبیری زنجانی
او مظهر اتحاد شیعه بود رهبر شهیدانقلاب اسلامی در دیدار با بیت آیت‌الله نصرالله شاه‌آبادی، با اشاره به رفاقت و دوستی خود با آیت‌الله شبیری زنجانی فرمودند: «من با آقایان زنجانی - حاج‌آقا موسی و آقا سیدجعفر - در همان وقتی که مشهد بودم رفاقت داشتم. دوستان آقای شبیری به مشهد می‌آمدند و اتاقی در مدرسه نواب داشتند. از همانجا با آنان آشنا شدم؛ هنوز به قم نیامده بودم. سال ۳۶ - ۳۷ که به قم آمدم، چون با حاج‌آقا موسی آشنا بودم، با این جماعت هم ارتباط داشتم...»
سیدحسین کشفی*

جوان آنلاین: آنچه در این یادداشت می‌آورم، حاصل برخی دیدار‌ها و ارتباطاتی است که در سالیان اخیر با فقیه اهل‌بیت عصمت و طهارت، مرجع عالیقدر، مرحوم آیت‌الله‌العظمی سیدموسی شبیری زنجانی داشته‌ام؛ گاهی در مجالس شب‌های پنج‌شنبه در منزل مرحوم آیت‌الله حاج سیدمهدی روحانی، گاهی در جلسات درس و مباحث علمی ایشان و گاهی نیز به اقتضای ارتباط و وابستگی سببی، توفیق دیدار و گفت‌و‌گو با آن بزرگ را پیدا می‌کردم. البته تردیدی نیست که بسیاری از بزرگان و شاگردان ایشان، به‌مراتب بیش از من با آن عالم والامقام معاشرت و ارتباط داشته‌اند؛ کسانی که ۳۰ یا ۴۰ سال در درس ایشان حاضر بوده و سال‌ها از محضر علمی و اخلاقی ایشان بهره برده‌اند و طبعاً آنان برای نقل خاطرات و بیان ابعاد شخصیت ایشان، شایسته‌تر و مقدم‌ترند. با این‌حال: 
آب دریا را اگر نتوان کشید/ هم به‌قدر تشنگی باید چشید
آنچه در اینجا می‌آورم، تنها به‌اندازه ظرف و ظرفیت خودم و به مقدار توفیقی است که در این سال‌ها برای مشاهده و درک برخی از ابعاد شخصیت این مرجع بزرگ داشته‌ام. این نوشتار، درصدد نقل همه مطالب و خاطراتی که از ایشان شنیده‌ام نیست؛ چه آنکه آنچه در محضر ایشان یافته‌ام، بسیار بیش از اینهاست. آنچه در این مجموعه گردآمده، بیشتر ناظر به خاطرات و مشاهداتی است که به شخصیت، روحیات، منش و رفتار ایشان مربوط می‌شود و از این جهت، گمان می‌کنم ثبت و نقل آنها هرچند اندک، خالی از لطف نیست؛ امید آنکه مفید آید. 

 ضبط دقیق؛ ویژگی یک راوی موثق 
آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی به نقل داستان‌هایی درباره سیره علما و حوادث تاریخ معاصر علاقه‌مند بودند و در این نقل‌ها به معنای واقعی کلمه، «ثقه» به شمار می‌رفتند. ثقه‌بودن در اینجا تنها به معنای عدالت و راستگویی نیست، بلکه ایشان در نقل، «ضابط» نیز بودند، یعنی مطالب را همانگونه که شنیده بودند، بادقت، ظرافت و جزئیات آن در ذهن حفظ و سپس نقل می‌کردند. از همین رو، منقولات ایشان از سیره علما و حوادث تاریخی، از جهت دقت در نقل از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. خود من نمونه‌ای از این ضبط دقیق ایشان به یاد دارم که عرض می‌کنم. آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی مقید بودند که در مجلس روضه شب‌های پنج‌شنبه در منزل مرحوم آیت‌الله حاج سید مهدی روحانی شرکت کنند. حقیر نیز سعی می‌کردم به مناسبت حضور ایشان، مطالبی از اسناد و تصاویر و خاطراتی که به‌نحوی مربوط به آیت‌الله شبیری می‌شد را خدمتشان ارائه کنم. ماجرای حالت احتضار میرزای شیرازی و قضیه «حکم نان سوخته» را آیت‌الله شبیری در کتاب «جرعه‌ای از دریا» (ج ۱، ص ۱۱۳) از مرحوم حاج سید مهدی روحانی و ایشان نیز از عموی خود مرحوم حاج‌آقا احمد روحانی نقل کرده‌اند. اخیراً دفتر خاطرات مرحوم حاج‌آقا احمد روحانی، در حدود ۴۰ صفحه و در قطع کوچک به دست آمد که همین جریان مربوط به میرزای شیرازی نیز در آن نقل شده بود. نکته جالب این بود متن آنچه در دست‌نوشته مرحوم حاج‌آقا احمد آمده بود با نقلی که آیت‌الله شبیری سال‌ها پیش از مرحوم آقای روحانی نقل کرده بودند، کاملاً منطبق بود! این تطابق، به‌خوبی نشان‌دهنده دقت و ضبط ایشان در نقل مطالب و همچنین دقت مرحوم آقای روحانی است. در تاریخ ۲۵ دی ۱۳۹۸، به مناسبت حضور آیت‌الله شبیری در منزل مرحوم آقای روحانی، رونوشت دستخط مرحوم حاج‌آقا احمد را با خود به مجلس بردم و موضوع را خدمت آقا مطرح کردم. ایشان فرمودند: «ابتدا من جریان را برای آقایان نقل می‌کنم و سپس شما از دستخط حاج‌آقا احمد بخوانید.» البته خط مرحوم حاج‌آقا احمد شکسته بود و در برخی موارد از سوی من به‌راحتی خوانده نمی‌شد، بااین‌حال، بخش عمده‌ای از آن را برای آقا قرائت کردم. صوت این جلسه نیز ضبط شده و در فضای مجازی منتشر شده است. 

 تفاوت نقل‌ها؛ حتی جزئیات از حافظه ایشان دور نمی‌ماند
نمونه دیگری نیز از ضبط دقیق ایشان به یادم دارم. مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی جریانی را از دایی خود، مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا احمد روحانی نقل می‌کردند. مضمون ماجرا این بود که حاج‌آقا احمد به شریعت سنگلجی - که منکر رجعت بود - گفته بود: شما انحرافات صفی‌علی‌شاهی‌ها و گنابادی‌ها و مانند آن را رها کرده‌اید و به مسئله رجعت چسبیده‌اید؟! شریعت در پاسخ گفته بود من از اینها می‌ترسم! سپس شریعت جریان مفصلی نقل می‌کند که روزی مشغول تدریس شرح لمعه بوده و در اثنای درس، سخنی توهین‌آمیز نسبت به شهید ثانی بر زبان می‌آورد! پیرمردی که بقچه‌ای بر دوش داشته و در مجلس درس حاضر بوده، گویا در او تصرفی می‌کند؛ به‌گونه‌ای که شریعت می‌گوید: «مثلاً اینکه اصلاً سواد ندارم و نمی‌فهمیدم کتاب را چگونه باید بگیرم!» (ر. ک: حدیث نصر، ص ۱۴۳) آیت‌الله شبیری این ماجرا را نقل می‌کردند و سپس می‌فرمودند: در نقل مرحوم حاج‌آقا نصرالله شاه‌آبادی، کتاب «شرح لمعه» آمده است، اما در نقلی که از آقای سیدمحمدعلی روحانی شنیده‌ام، «معالم» آمده است. این نکته برای من بسیار جالب بود، زیرا نشان می‌داد ایشان نه‌تنها اصل داستان را در حافظه داشتند، بلکه تفاوت میان دو نقل و حتی جزئیات اختلاف آن دو را نیز به‌خاطر سپرده بودند. البته از این نمونه‌ها در «جرعه‌ای از دریا» فراوان می‌توان یافت و کسی که با این اثر مأنوس باشد، به‌خوبی می‌تواند دقت و احاطه ایشان بر خاطرات و نقل‌های تاریخی را مشاهده کند. 


 تواضع یک مرجع بزرگ
همه از تواضع آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی شنیده‌ایم، اما وقتی این تواضع را در شخصیتی با آن جایگاه علمی، اجتماعی و دینی مشاهده می‌کنیم، معنای دیگری پیدا می‌کند. کسی که از سالیان جوانی، استادانش به فضل و دانش او اذعان داشتند و دوستان و هم‌بحثانش همواره او را مقدم می‌دانستند، وقتی در سنین بالاتر و با رسیدن به جایگاه مرجعیت نیز همان فروتنی را حفظ می‌کند، این فضیلت ارزش بیشتری می‌یابد. در اینجا چند نمونه از تواضع رفتاری و علمی ایشان را که خود شاهد بوده‌ام، عرض می‌کنم. 
۱- در میان مردم؛ حتی در تشییع و نماز
در سال ۱۳۹۷، در مراسم تشییع پیکر مرحوم آیت‌الله محمد مؤمن قمی شرکت کردم. نماز بر پیکر ایشان را آیت‌الله سبحانی اقامه کردند. هنگام نماز، در وسط صحن حرم حضرت معصومه (ع)، متوجه حضور آیت‌الله شبیری شدم که در میان جمعیت ایستاده بودند و برای اقامه نماز آماده می‌شدند. ایشان می‌توانستند اصلاً در مراسم شرکت نکنند یا اگر شرکت می‌کردند، برای نماز در میان جمعیت نمانند و در جایگاه ویژه قرار بگیرند، اما ایشان مانند دیگر مردم، در میان جمعیت ایستادند و در تشییع و نماز بر پیکر یک عالم شرکت کردند. 
 ۲- تواضعی که تعارف نبود
تواضع آیت‌الله شبیری صرفاً یک رفتار تشریفاتی یا از جنس تعارفات معمول نبود؛ انسان در مراوده با ایشان، واقعاً این تواضع را احساس می‌کرد. در اردیبهشت سال ۱۴۰۱، در جلسات علمی دفتر ایشان شرکت کردم. یک بار و به هنگام ورود به دفتر، ماشین آیت‌الله شبیری نیز رسید و آقای مصطفوی خواهرزاده ایشان، هم در مقابل در حضور داشتند. دفتر ایشان یک در به کوچه دارد و پس از ورود به فضای دیگری می‌رسیم که در دیگری دارد و از آنجا راهرویی است که به صحن و حیاط دفتر منتهی می‌شود؛ جلسات علمی نیز معمولاً در همان حیاط برگزار می‌شد. وقتی می‌خواستیم وارد شویم، آیت‌الله شبیری چند بار به من تعارف و اصرار کردند که بنده مقدم شوم! من واقعاً از این رفتار ایشان، خجالت‌زده شده بودم و درعین‌حال از تواضع این مرجع بزرگ متعجب بودم. پس از من، به آقای مصطفوی نیز تعارف کردند که مقدم شوند. وارد در اول که شدیم، هنگام ورود از در دوم و ورود به راهرو نیز مجدداً به من تعارف کردند که مقدم شوم!
۳- هیچ‌کس از نگاه ایشان دور نمی‌ماند 
شیوه برخورد آیت‌الله شبیری در جلسات علمی - که عصر‌ها و در سال‌های اخیر شب‌ها برگزار می‌شد همیشه برایم جالب و جذاب بود. ایشان وقتی وارد حیاط دفتر می‌شدند، از فاصله در ورودی تا صندلی خود به هر کسی که در مسیر می‌دیدند سلام می‌کردند. سپس وقتی روی صندلی می‌نشستند، از یک طرف شروع می‌کردند و به تک‌تک افرادی که در ردیف اول نشسته بودند، نگاه می‌کردند و به آنان سلام و تحیت می‌گفتند و این کار را تا آخرین نفر ادامه می‌دادند. گاهی نیز افرادی در ردیف دوم یا عقب‌تر حضور داشتند که با اشاره دست آنان را مورد توجه قرار می‌دادند و به آنها سلام می‌کردند. این رفتار ساده، نشانه‌ای از توجه و احترام ایشان به تک‌تک افراد حاضر در مجلس بود؛ گویی برای ایشان مهم بود که هیچ‌کس احساس نکند در آن جمع دیده نمی‌شود. 
 ۴- تواضع در میدان علم و تجلیل از معاصرین
تواضع ایشان تنها در رفتار‌های اجتماعی نبود؛ در مسائل علمی و فکری نیز این روحیه به‌وضوح دیده می‌شد. معمولاً دانشوران در مسائل علمی از معاصران خود کمتر نام می‌برند، اما آیت‌الله شبیری در این زمینه هیچ محذوری نداشتند و اگر مبنایی را از یک عالم معاصر می‌پسندیدند یا از آن استفاده می‌کردند با صراحت آن را بیان می‌کردند. برای نمونه هنگامی که در سال ۱۳۸۷ در روز‌های پنج‌شنبه و جمعه بحث «قاعده لاضرر» را آغاز کردند، محور بحث ایشان کتاب «قاعده لاضرر» آیت‌الله سیستانی بود. ایشان نسبت به مبانی و دیدگاه‌های آیت‌الله سیستانی نیز استحضار دقیقی داشتند. حتی یک‌بار در جلسه درس از ایشان شنیدم که در موضوعی فرمودند: «آقای سیستانی علی‌القاعده این را می‌گوید.»
۵- حرف مرد دوتاست
از جلوه‌های مهم تواضع علمی ایشان، پذیرش نقد و تصریح به‌اشتباه بود؛ حتی گاهی این امر به تغییر نظر و فتوا منتهی می‌شد. در همان جلسات بحث «قاعده لاضرر»، ایشان عبارتی از مرحوم فیض در کتاب «الوافی» نقل و درباره آن توضیح داده بودند. بعد‌ها به نظرشان رسید که مقصود عبارت «الوافی» را به‌درستی متوجه نشده‌اند. در جلسه بعد، درس را با این سخن آغاز کردند: «مرحوم آقای والد ما از استادشان مرحوم آیت‌الله حائری، تعبیری نقل می‌کردند که ایشان می‌فرمودند: معروف است که حرف مرد یکی است، اما من می‌گویم حرف مرد دوتاست! مرد آن است که اگر بطلان حرفش را فهمید، روی آن ایستادگی نکند و برگردد.» سپس درباره روایت «منع فضل ماء» فرمودند: «معانی مختلفی برای این حدیث شده بود؛ ما اولین معنایی که برای این حدیث شده و در وافی آن معنا منقول است را اشتباه فهمیدیم و بد برداشت کردیم....»

 پیوند ناگسستنی با طلاب و مردم
چندی پیش یادداشتی با عنوان «سنت مسجد‌داری و پیوند ناگسستنی حوزه و مردم» نوشتم و در آن به اقامه نماز جماعت ازسوی علمای بزرگ در قم و نجف اشاره کردم. یکی از مصادیق بارز این سنت، آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی بود. ایشان هر سه وعده نماز را به جماعت اقامه می‌کردند؛ نماز صبح و مغرب و عشا در حرم مطهر حضرت معصومه (ع) و نماز ظهر و عصر در مدرسه فیضیه. منزل ایشان در محله قم‌نو، نه در یک‌قدمی حرم بود و نه آنقدر فاصله داشت که رفت‌وآمد دشوار باشد، با این‌حال ایشان رفت‌وآمد پیاده را برای حضور در نماز جماعت و درس انتخاب کرده بودند و این روش تا اواخر دهه ۸۰ نیز ادامه داشت. این یعنی یک مرجع تقلید با آن جایگاه علمی، روزی سه نوبت در میان عموم مردم حضور پیدا می‌کرد؛ مردم می‌توانستند او را ببینند، سؤال یا حاجات خود را مستقیماً با او در میان بگذارند، با او همقدم شوند و از سخنان و نصایحش بهره ببرند. این ارتباط مستقیم با مردم، بخشی از سنت حوزه‌های شیعه بوده است. سنت مذکور تنها به شهر قم اختصاص نداشت؛ در مشهد نیز در مسجد ملاهاشم، نمازجماعت داشتند و حتی هنگامی که در تابستان برای مدت کوتاهی به روستای دستگرد در اطراف قم می‌رفتند، این ارتباط با مردم و اقامه جماعت را ادامه می‌دادند. 

 مرجعی که پاسخگوی طلاب بود
ارتباط آیت‌الله شبیری با طلاب، تنها به استفاده از درس و همراهی با ایشان در مسیر رفت‌وآمد محدود نمی‌شد. جلسات علمی، ساعتی پیش از غروب نیز برگزار می‌شد و هر طلبه‌ای می‌توانست در این جلسات شرکت کند و پرسش‌های خود را مستقیماً با ایشان مطرح کند. دوستی دارم از فضلای حوزه به نام آقای شیخ محمد دهقانی که سؤالات فراوانی از آیت‌الله شبیری می‌پرسید. گاهی نیز پرسش‌های ایشان درباره فرض‌های نادر و مسائلی بود که اساساً در رساله‌های عملیه و مجموعه استفتائات مطرح نشده بود. بیشتر این پرسش‌ها را نیز به‌صورت تلفنی با ایشان در میان می‌گذاشت. بااین‌حال، آیت‌الله شبیری باحوصله پاسخگو بودند و از پاسخ‌دادن به پرسش‌های علمی وی دریغ نمی‌کردند. آقای دهقانی می‌گفت: حتی به یاد ندارم که یک‌بار هم گفته باشند: «آقا، شما دیگر تلفن نزنید!» این روحیه، نشان‌دهنده سعه‌صدر و اهتمام ایشان به پرسش‌های علمی طلاب بود. آقای دهقانی مجموعه این پرسش‌ها را - که حدود ۲۰۰ سؤال و پاسخ است- گردآوری کرده و با عنوان «سؤالات دهقانی از آیت‌الله زنجانی» تنظیم کرده است. 

 وفاداری به یک رفاقت قدیمی و صمیمی
رفاقت آیت‌الله شبیری زنجانی با مرحوم آیت‌الله حاج سیدمهدی روحانی، دوستی‌ای طولانی و به درازای بیش از ۵۶ سال بود. این دو از ابتدای دوران طلبگی با یکدیگر هم بحث، رفیق، دوست صمیمی و باوفا بودند. یکی از جلوه‌های این وفاداری، حضور مستمر آیت‌الله شبیری در مجلس توسل شب‌های پنج‌شنبه منزل مرحوم آقای روحانی بود. این مجلس، گویا سابقه‌ای قدیمی‌تر داشت و در زمان پدر و جد مرحوم آقای روحانی (مرحوم آیت‌الله حاج سیدصادق قمی) نیز مجالسی برگزار می‌شد. البته مرحوم آیت‌الله حاج سیدصادق صبح‌های جمعه جلسه داشتند، اما مرحوم آقای روحانی شب‌های پنج‌شنبه مجلس توسل را برگزار می‌کردند. خود ایشان، پشت سماور می‌نشستند و برای حاضران چای می‌ریختند. دوستان آقای روحانی هم که غالباً از فضلا و بزرگان حوزه بودند، در این جلسه شرکت می‌کردند. حتی در دیداری که بیت مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی با رهبر شهید انقلاب اسلامی داشتند، ایشان به مناسبت فرمودند که تقریباً هر هفته در این جلسه منزل آقای روحانی شرکت می‌کرده‌اند. بنابر آنچه از دوستان و حاضران شنیده‌ام، جلسه معمولاً اینگونه بود که پس از سخنرانی کوتاه سخنران، آیت‌الله شبیری زنجانی یک فرع فقهی مطرح می‌کردند و از همانجا بحث علمی شکل می‌گرفت. 
بحمدلله پس از رحلت مرحوم آیت‌الله روحانی نیز این جلسه ادامه پیدا کرد. فرزند ایشان آقای حاج سیدمحمد روحانی، هر چند هفته یک‌بار از تهران به قم می‌آمدند و مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی نیز مقید بودند در این جلسه حضور داشته باشند. آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی، تقریباً هر هفته در این مجلس حضور پیدا می‌کردند و بار‌ها از علاقه خود به این جلسه و حضور در آن سخن می‌گفتند. البته پس از بروز عارضه پادرد در دهه ۹۰، حضور ایشان در این جلسات کمتر شد و تقریباً هر یک یا دو ماه یک‌بار در مجلس شرکت می‌کردند. این حضور تا پیش از شیوع کرونا ادامه داشت. بخشی از ارتباط و خاطرات شخصی من با آیت‌الله شبیری نیز به همین جلسات شب‌های پنج‌شنبه بازمی‌گردد. 

 تمام انس من، با آن منزل و مرحوم آقای روحانی بود... 
پس از دوران کرونا، در ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، بعد از جلسه درس آیت‌الله‌العظمی شبیری، در اتاق بالای دفتر خدمت ایشان رسیدم. ایشان منتظر دیدار با فرزندان مرحوم آیت‌الله مصباح بودند. به ایشان عرض کردم: «آقا! جلسات شب‌های پنج‌شنبه منزل مرحوم آقای روحانی دوباره برقرار شده است. چون شما را دوست داریم، به شما اطلاع می‌دهیم؛ وگرنه راضی به‌زحمت نیستیم.» ایشان فرمودند: «تمام انس من به آن منزل و مرحوم آقای روحانی بوده است، اما اگر شرایط اجازه دهد، می‌آیم» سپس نکته‌ای فرمودند که برای من بسیار جالب و شنیدنی بود. فرمودند: «در میان دوستان ما، آقای روحانی أجمع بود؛ هم ملا بود (و ازاین‌جهت از ایشان استفاده می‌کردیم) و هم‌سلیقه‌اش را می‌پسندیدم. برخی از دوستان ما ملا نبودند و برخی ملا بودند، اما سلیقه آنها را نمی‌پسندیدم.»

 تذکر مشفقانه؛ نقدی که با تشویق همراه بود
در جلسات شب‌های پنج‌شنبه، گاهی خودم به منبر می‌رفتم و چندین بار این توفیق را داشتم که در مقابل آیت‌الله شبیری به منبر بروم. رفتار ایشان با سخنران و آثار تربیتی آن، برای من بسیار جالب و درس‌آموز بود. ایشان مطالب منبر را بادقت گوش می‌دادند، از منبر تعریف می‌کردند و اگر نقد یا ملاحظه‌ای داشتند، بعد از آن بیان می‌داشتند. تشویق یک مرجع تقلید و شخصیت علمی بزرگی مانند ایشان، برای یک طلبه جوان بسیار تأثیرگذار است؛ نکته‌ای که شاید بسیاری از بزرگان، باوجود اهمیت فراوان آن، کمتر به آن توجه داشته باشند. یک‌بار، منبر کوتاهی درباره حضرت صدیقه طاهره (س) داشتم. درباره جایگاه حضرت زهرا (س) در قرآن، نزد پیامبر اکرم (ص)، نزد اهل‌بیت (ع) و در سیره علما مطالبی عرض کردم و برای هرکدام، مستند و نمونه‌ای آوردم. در پایان گفتم: «این حضرت زهرا (س)، خودش را فدای ولایت کرد» و وارد روضه شدم. بعد از منبر آیت‌الله شبیری فرمودند: «اگر یک کتاب درباره حضرت زهرا می‌خواستم خلاصه کنیم، می‌شد منبر شما!.» این جمله برای من، بسیار تشویق‌کننده بود، اما نکته جالب این بود که در کنار این تشویق، اگر نکته‌ای نیاز به اصلاح داشت، آن را نیز بادقت تذکر می‌دادند؛ حتی در جزئیات. یک‌بار در روضه این شعر را خواندم:
لا خَیرَ بعدَک فی الحیاةِ، وإنّما/    أبکی مخافةَ أن تطولَ حیاتی.
اما «بعدک» را با فتح کاف خواندم. پس از جلسه، هنگام خروج (نه در حضور دیگران)، ابتدا از منبر تعریف کردند و سپس فرمودند: «می‌دانم سبق لسان شده، اما بعدک صحیح است.» یک‌بار دیگر نیز درباره لزوم برائت از دشمنان اهل‌بیت (ع) و جماعت بتریه صحبت کردم. در آنجا کلمه «بتریه» را به فتح باء و تاء تلفظ کردم. آیت‌الله شبیری پس از منبر به من فرمودند: «ضبط صحیح آن، بُتْریه با ضم باء است.»

 خاطره‌ای از ارتباط با امام خمینی؛ «فقه و اصول اهم است»
آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی با مرحوم امام خمینی و نیز رهبر شهید انقلاب، ارتباطی نزدیک و قدیمی داشتند. درباره این ارتباط، مطالب فراوانی در کتاب «جرعه‌ای از دریا» و آثار دیگر نقل شده است. آنچه در اینجا عرض می‌کنم، خاطره‌ای است که خود از ایشان شنیده‌ام. در یکی از جلسات علمی دفتر آیت‌الله شبیری، در تاریخ ۱۳ مهر ۱۴۰۲، ایشان این جریان را نقل کردند: «زمانی من خواستم نزد آقای خمینی فلسفه بخوانم. ایشان اول رفیق مرحوم آقای والد ما بود و خیلی هم از نظر رفاقت فوق‌العاده بودند و لطف ایشان به من هم محرز بود. من رفتم و از ایشان خواهش کردم. ایشان در جواب فرمود: معمولاً اشخاصی که استعداد دارند، به علوم مختلف دست‌اندازی می‌کنند، ولی این کار صلاح نیست. شیخ بهایی اگر ذی‌فن واحد بود، بیش از این به علم خدمت می‌کرد. ما باید در میان علوم، اهم را انتخاب کنیم. بعد فرمود: «الان فقه و اصول اهم است» و حاضر نشدند به من فلسفه درس بدهند.»

 رفاقتی که از مشهد آغاز شد
درباره ارتباط آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی با رهبر شهید انقلاب اسلامی، مطالبی شنیده‌ام که نشان می‌دهد این ارتباط، سابقه‌ای بسیار قدیمی داشته است. رهبر شهید انقلاب از دوستان حجت الاسلام والمسلمین حاج‌آقا جعفر شبیری بودند و از این طریق، با آیت‌الله حاج‌آقا موسی شبیری نیز ارتباط نزدیک پیدا کردند. رهبر شهید در دیداری که بیت مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی با ایشان داشتند، با اشاره به رفاقت و دوستی خود با آیت‌الله شبیری فرمودند: «رفاقت من با مرحوم آقای حاج سید مهدی روحانی، به دوران قدیم برمی‌گردد. من با آقایان زنجانی - حاج‌آقا موسی و سید جعفر - در همان وقتی که مشهد بودم رفاقت داشتم. دوستان آقای زنجانی، مثل آقای حاج سید مهدی روحانی، آقای آذری، آقای میرمحمدی، آقای مصطفوی - داماد آقای [سیداحمد]زنجانی - و شاید آقای میرزاعلی احمدی، به مشهد می‌آمدند و اتاقی در مدرسه نواب داشتند. از همان‌جا، با آقای حاج سید مهدی آشنا شدم. هنوز به قم نیامده بودم. سال ۳۶ - ۳۷ که به قم آمدم، چون با حاج‌آقا موسی آشنا بودم، با این جماعت هم مرتبط شدم.» ارتباط رهبر شهید با آیت‌الله شبیری تنها به رفاقت و معاشرت محدود نبود، بلکه در مسیر تحصیل و انتخاب استاد نیز از نظر ایشان استفاده می‌کردند. استاد معظم حاج‌آقا جواد شبیری زنجانی از رهبر شهید انقلاب نقل می‌کردند که ایشان فرموده بودند: «ما در نحوه درس‌خواندن و تعیین استاد، زیر نظر حاج‌آقای شما [آیت‌الله حاج‌آقا موسی شبیری]بودیم. ایشان آقای [شیخ مرتضی]حائری را برای ما تعیین کرد. ما سه نفر بودیم؛ من و آقا جعفر و یک نفر دیگر.» این ارتباط و صمیمیت در طول سال‌ها نیز ادامه پیدا کرد. 
چند ماه پیش از شهادت رهبر شهید انقلاب، در دفتر آیت‌الله شبیری حضور داشتم. آیت‌الله موسوی جزایری نیز در آنجا بودند. آیت‌الله جزایری به مناسبت، خاطره‌ای از توجه آیت‌الله خامنه‌ای به آیت‌الله شبیری را نقل کردند. فرمودند: «سال‌ها پیش - شاید در اوایل دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای - جلسه‌ای در مشهد و در حرم مطهر حضرت رضا (ع) برگزار شده بود. اتاقی پشت تالار آیینه برای جلسه اختصاص داده بودند و در صدر مجلس، بزرگان و علمایی مانند آیت‌الله مروارید نشسته بودند. آیت‌الله شبیری نیز در پایین مجلس نشسته بودند. من که وارد شدم، کنار آقای شبیری نشستم. وقتی آقای خامنه‌ای وارد شدند، ابتدا نگاهی به حاضران انداختند و همین که چشمشان به آیت‌الله شبیری افتاد، آمدند و کنار ایشان نشستند. بعد حاج‌آقا موسی شروع کردند با ایشان صحبت‌کردن و رهبر انقلاب نیز مطالب آقای شبیری را تأیید می‌کردند.»

 مظهر اتحاد شیعه
یکی دیگر از ویژگی‌های آیت‌الله شبیری زنجانی، ارتباط حسنه و صمیمانه ایشان با گروه‌های مختلف فکری و اجتماعی بود؛ از فیلسوف و عارف گرفته تا پیروان مکتب تفکیک؛ از سنتی‌ترین جریان‌های حوزوی تا روشنفکران و نیز افراد و جریان‌های مختلف سیاسی. ایشان با همه این گروه‌ها، می‌توانستند به‌راحتی و بدون درگیری و اختلاف ارتباط برقرار کنند. به نظر من، این ویژگی را می‌توان یکی از جلوه‌های مهم اتحاد و تقریب درون مذهبی دانست و از همین جهت، ایشان را مظهر اتحاد شیعه می‌دانم؛ ویژگی‌ای که به نظر می‌رسد ریشه در مبانی فکری و سبک‌رفتاری ایشان داشت. برای نمونه، ایشان منکر ضروری دین را لزوماً کافر نمی‌دانستند. در یکی از جلسات درس خارج زکات، به مناسبت بحث از این مسئله که آیا منکر زکات کافر است یا خیر می‌فرمودند: اگر کسی قلباً اعتراف داشته باشد که هرچه پیامبر (ص) فرموده، از جانب خداوند است و به این کبرای کلی معتقد باشد، اما درباره زکات بگوید اسلام چنین حکمی نیاورده و زکات در اسلام نیست، درحالی‌که در باطن معتقد است این حکم از اسلام است، دلیلی نداریم که چنین انکاری موجب کفر او شود. این عمل در واقع تکذیب النبی نیست، بلکه «کذب علی النبی» است که معصیت محسوب و از مصادیقی است که موجب بطلان روزه می‌شود، اما موجب کفر و خروج از دین نیست. 
در همین راستا، ایشان در حاشیه کتاب اختران فقاهت که تکفیر اعضای جبهه ملی را به مرحوم امام و آیت‌الله گلپایگانی نسبت داده بود، نوشته‌اند: «شأن این دو مرجع بزرگ، اجل از آن است که حکم تکفیر به نحو عموم صادر کنند. تکفیر عام با آنچه در رساله‌های آنها نوشته شده، مطابق نیست» (جرعه‌ای از دریا، ج ۲، ص ۲۸۱) شایان ذکر است که اعلام ارتداد جبهه ملی از سوی امام خمینی، در واقع نفی ادامه فعالیت سیاسی این گروه بود و نه ارتداد تمامی اعضای آن، چراکه در باره اغلب موضع گیری‌های یک حزب، در درون آن موافق و مخالف وجود دارد و نمی‌توان همه آنان را مشمول یک حکم دانست. همچنین مکرر از ایشان می‌شنیدیم که اختلافی را که با برخی از دوستان خود داشتند، به اختلاف در سلیقه تقلیل می‌دادند و آن را به اختلاف در اصل مبانی و اعتقادات تبدیل نمی‌کردند. دامنه ارتباطات ایشان نیز بسیار گسترده بود؛ از آقای آذری قمی سردبیر روزنامه رسالت در دهه ۶۰ گرفته تا مرحوم حاج‌آقا رضا صدر که از دوستان صمیمی ایشان بود. البته خود ایشان، سلیقه فکری و اجتماعی خود را به مرحوم آیت‌الله حاج سید مهدی روحانی نزدیک‌تر می‌دانستند. 
*مدرس حوزه علمیه قم

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار