در شرایط جنگ و بحران، قدرت کشور فقط در توان نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک آن خلاصه نمیشود در شرایط جنگ و بحران، قدرت کشور فقط در توان نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک آن خلاصه نمیشود. آنچه به این ظرفیتها امکان ایستادگی و استمرار میدهد، میزان پیوند مردم با سرنوشت کشور است. جنگ، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد که مردم یک کشور تا چه اندازه خود را در قبال آینده آن مسئول میدانند. آیا حاضرند در برابر فشارهای بیرونی، وحدت و انسجام خود را حفظ کنند. از این منظر، هفت ماه ایستادگی مردم را نمیتوان تنها یک واکنش اجتماعی به جنگ دانست. این ایستادگی، فرصتی برای بازخوانی یکی از مهمترین مبانی منظومه فکری امام شهید، یعنی جایگاه مردم در حکمرانی است. در این منظومه، مردمسالاری دینی با حضور مردم در سرنوشت کشور آغاز میشود. این حضور احساس تعلق و مسئولیت ملی را شکل میدهد، برای تصمیمهای اساسی کشور پشتوانه اجتماعی ایجاد میکند و در شرایط بحران، همین پشتوانه میتواند به انسجام، تابآوری ملی و در نهایت به یک ظرفیت راهبردی برای دفاع از کشور تبدیل شود. خود را صاحب کشور میداند و در لحظههای تعیینکننده، سرنوشت کشور را از سرنوشت خود جدا نمیبیند. این همان نقطهای است که اهمیت میراث سیاسی و فکری امام شهید، در هفت ماه ایستادگی مردم آشکار میشود.
معظم له در طول سالهای رهبری خود، مردم را نه تودهای برای حضور مقطعی و نه صرفاً رأیدهندگانی در انتخابات، بلکه یکی از ارکان قدرت و استمرار نظام جمهوری اسلامی میدانست. از منظر رهبری شهید، مردمسالاری دینی فقط یک شیوه اداره سیاسی نیست بلکه ظرفیتی برای تولید قدرت ملی و حفظ کشور در برابر تهدیدهای داخلی و خارجی است و مردمسالاری دینی در منظومه فکری رهبری شهید، فراتر از انتخابات و بهعنوان مشارکت مستمر مردم در سرنوشت سیاسی و اجتماعی کشور است، و مردمیسازی نظام سیاسی به این معناست که جامعه از حاشیه به متن سیاست و سرنوشت کشور منتقل میشود. از این رو مردم باید احساس کنند کشور متعلق به آنهاست، تصمیمهای اساسی کشور به «زندگی و آینده» آنان مربوط است و در لحظههای حساس، خود آنان نیز «مسئولیت دفاع» از آن را بر عهده میگیرند.
از همین زاویه، هفت ماه ایستادگی مردم را نمیتوان یک رفتار واکنشی دانست. اهمیت این دوره در آن است که نشان میدهد مردم چگونه میتوانند از یک جامعه تحت فشار، یک جامعه با ظرفیت مقاومت و تابآوری ملی بسازند. این دقیقاً همان جایی است که میان «مردمسالاری دینی و قدرت ملی» پیوند برقرار میشود. مردم فقط برای نظام «مشروعیت و مقبولیت» ایجاد نمیکنند؛ حضور آگاهانه آنان میتواند برای «تصمیمهای ملی پشتوانه اجتماعی» ایجاد بکند، وحدت کشور را تقویت کند و «مانع تبدیل فشار خارجی به بحران اراده ملی» شود. در این معنا، «مردمسالاری دینی از یک مفهوم سیاسی به یک ظرفیت راهبردی» تبدیل میشود؛ ظرفیتی که در شرایط جنگ میتواند در کنار قدرت دفاعی، توان اقتصادی و ظرفیت دیپلماتیک، به تابآوری ملی کمک کند. به همین دلیل، نقش مردم را نمیتوان به حضور در خیابان، انتخابات یا مراسمهای سیاسی محدود کرد. مردم در منظومه قدرت ملی، بخشی از قدرت تصمیمگیری، مقاومت، تابآوری و پشتوانه دیپلماسی هستند، این تعریف از جایگاه مردم خاص نظام ولایی است. نظیر آن در جهان وجود ندارد.
از این منظر، معنای عمیقتر هفت ماه ایستادگی را باید در یک نقطه جستوجو کرد، «مردم، ستون اصلی قدرت ایران اسلامی، و نظام جمهوری اسلامی هستند. این همان ظرفیتی است که مردمیسازی نظام سیاسی میتواند در شرایط بحران ایجاد کند. از این منظر، «میراث امام شهید» صرفاً مجموعهای از سخنان و مواضع درباره مردم نیست. میراث او را باید در تبدیل مردم به «عنصر فعال قدرت ملی» نیز جستوجو کرد. در روایتهای تحلیلی درباره اندیشه رهبری شهید، نیز مردم صرفاً مخاطب نظام سیاسی نیستند، بلکه در ساخت و استمرار آن نقش دارند.
در منظومه فکری امام شهید، مردمسالاری دینی فقط شیوهای برای اداره کشور نیست؛ سازوکاری برای مردمیسازی قدرت است. وقتی مردم خود را صاحب کشور و شریک سرنوشت آن بدانند، حضور آنان در بزنگاههای تاریخی از مشارکت سیاسی فراتر میرود و به سرمایهای راهبردی برای حفظ وحدت ملی، افزایش تابآوری و دفاع از کشور تبدیل میشود. هفت ماه ایستادگی مردم را میتوان یکی از مهمترین نمودهای عملی اندیشهای امام شهید دانست که ایشان در طول رهبری خود بر آن تأکید داشت؛ کشور قدرتمند، کشوری نیست که فقط حکومت قدرتمندی داشته باشد؛ کشوری است که مردم آن نیز خود را صاحب قدرت، صاحب کشور و مسئول سرنوشت ملی بدانند. میراث امام شهید در چنین برداشتی، نه در ستایش صرف از مردم، بلکه در بهرسمیت شناختن آنان بهعنوان یک مؤلفه واقعی قدرت است؛ مؤلفهای که در شرایط جنگ میتواند انسجام ملی را حفظ کرد، به میدان دفاعی پشتوانه داد و به دیپلماسی عمق اجتماعی بخشید. راز نقشآفرینی مردم در هفت ماه گذشته را باید در نوع نگاه امام شهید به جایگاه مردم جستوجو کرد. این همان حلقهای است که میان مردمسالاری دینی و قدرت ملی پیوند برقرار کرده است.
میراث امام شهید را میتوان در یک واقعیت مهم بازخوانی کرد؛ «مردم زمانی به پشتوانهای پایدار برای کشور تبدیل میشوند که خود را صاحب سرنوشت آن بدانند. هفت ماه گذشته، از این منظر، بیش از آنکه صرفاً یک عدد در تقویم بحران باشد، آزمونی برای همین ظرفیت دفاعی مردم بوده است؛ آزمونی که نشان میدهد قدرت ملی، در کنار همه مؤلفههای سخت و رسمی خود، یک پایه اجتماعی نیز دارد: مردمی که کشور را متعلق به خود میدانند و در لحظههای تعیینکننده، سرنوشت خود را از سرنوشت کشور جدا نمیکنند.