کد خبر: 1381903
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۳:۴۰
1 دختر ۲۵ ساله‌ای که همراه برادر و دوست او در سرقت خودرو و لوازم داخل آن دست داشت، در بازجویی‌ها از شگرد دیگری برای سرقت از مردان پولدار پرده برداشت. او اعتراف کرد با بیهوش کردن مردان پولدار، زمینه ورود همدستانش به خانه آنها و سرقت اموال و خالی کردن حساب‌های بانکی‌شان را فراهم می‌کرد. 
غلامرضا مسکنی

جوان آنلاین: چندی قبل مأموران پلیس تهران هنگام گشت‌زنی در یکی از خیابان‌های اطراف شهر به یک دستگاه پژو که در محله‌ای خلوت پارک شده بود، مشکوک شدند. در خودرو باز بود و کسی داخل آن حضور نداشت، اما وضعیت خودرو نشان می‌داد وسایل داخل آن به سرقت رفته است. مأموران در نخستین بررسی، شماره پلاک خودرو را استعلام کردند و دریافتند پژو چند ساعت قبل سرقت شده و مالک آن با مراجعه به کلانتری، شکایت خود را ثبت کرده است. بررسی‌های پلیسی نشان داد سارقان، خودرو را از یکی از خیابان‌های شرق تهران ربوده و پس از سرقت وسایل داخل آن، خودرو را در محله‌ای خلوت رها کرده‌اند. 

سرقت‌های سریالی

در حالی که تحقیقات برای شناسایی سارقان ادامه داشت، شکایت‌های مشابه دیگری به پلیس رسید. شاکیان اعلام کردند لوازم داخل خودروهایشان به سرقت رفته‌است. بررسی اظهارات آنها و تحقیقات تخصصی مأموران نشان داد اعضای یک باند سه‌نفره در این سرقت‌ها دست دارند. 

مأموران دریافتند اعضای این باند شامل دو مرد و یک زن هستند که در جریان سرقت‌ها صورت خود را با ماسک می‌پوشانند. آنها گاهی فقط لوازم داخل خودرو‌ها را سرقت می‌کردند و در برخی موارد نیز خودرو را می‌ربودند و پس از تخلیه وسایل، آن را در خیابان‌های خلوت رها می‌کردند. 

لو رفتن باند با فریاد‌های یک زن

تحقیقات برای شناسایی اعضای باند ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل زنی با پلیس تماس گرفت و از سرقت خودروی همسایه‌اش خبر داد. 

این زن در توضیح ماجرا گفت: «صبح زود برای خرید نان از خانه خارج شده بودم که متوجه شدم یک زن پشت فرمان خودروی پژو نشسته و دو مرد نیز مشغول باز کردن ضبط و وسایل داخل خودرو هستند. به رفتارشان مشکوک شدم و وقتی فهمیدم خودرو متعلق به همسایه‌مان است، شروع به داد و فریاد کردم. سارقان هم خودرو را سرقت کردند و پا به فرار گذاشتند.» با اعلام این خبر، مأموران بلافاصله طرح مهار را اجرا کردند و چند تیم پلیسی برای شناسایی خودروی سرقتی وارد عمل شدند. لحظاتی بعد یکی از گشت‌های پلیس خودروی موردنظر را مشاهده کرد و تعقیب و گریز آغاز شد. زن جوانی پشت فرمان بود و با وجود دستور ایست مأموران، به حرکت خود ادامه داد. تعقیب و گریز پس از طی مسافتی با برخورد خودروی سرقتی به یک خودروی سواری پایان یافت. دو مرد جوان که همراه زن جوان بودند، از خودرو خارج شده و موفق به فرار شدند، اما مأموران زن جوان را دستگیر کردند. بررسی‌ها نشان داد متهم دستگیرشده یکی از اعضای باند سارقان وسایل داخل خودرو است که از مدتی قبل تحت تعقیب پلیس بودند. 

راز حساب‌های بانکی

متهم پس از انتقال به اداره پلیس تحت بازجویی قرار گرفت و مأموران در بررسی‌های فنی تلفن همراه او متوجه اطلاعاتی شدند که از جرایم دیگری حکایت داشت. 

بررسی حساب بانکی متهم نشان داد مبالغ قابل توجهی از حساب افراد پولدار به حساب او واریز شده است. این موضوع احتمال دست داشتن زن جوان در سرقت‌های دیگری را مطرح کرد. متهم در بازجویی‌های تخصصی سرانجام پرده از شگرد دیگری برداشت. او اعتراف کرد که در برخی موارد با شناسایی مردان پولدار، خود را به آنها نزدیک می‌کرد و پس از جلب اعتمادشان، آنها را با خوراندن نوشیدنی‌هایی مانند چای یا نسکافه بیهوش می‌کرد. به گفته متهم، پس از بیهوش شدن قربانی، او در خانه را برای برادرش و دوست برادرش باز می‌کرد و دو مرد وارد خانه می‌شدند و اموال باارزش را سرقت می‌کردند. در ادامه نیز با استفاده از تلفن همراه قربانی، حساب بانکی او را خالی می‌کردند. 

اعتراف برادر سارق

دختر جوان در ادامه تحقیقات مدعی شد برادرش او را وارد باند سرقت کرده و سه‌نفره دست به سرقت‌های سریالی می‌زدند. با اطلاعاتی که متهم در اختیار پلیس قرار داد، مأموران هویت برادر او را شناسایی کردند. بررسی سوابق این مرد نشان داد وی سارق سابقه‌داری است. 

مأموران پس از شناسایی مخفیگاه متهم، او را بازداشت کردند. برادر زن جوان نیز در بازجویی‌ها به سرقت‌های سریالی با همدستی خواهر و دوستش اعتراف کرد. تحقیقات از اعضای این باند ادامه دارد و مأموران تلاش می‌کنند سومین عضو گروه را که پس از حادثه متواری شده است، شناسایی و دستگیر کنند. همچنین تحقیقات برای مشخص شدن تعداد سرقت‌ها و شناسایی سایر شاکیان احتمالی این پرونده ادامه دارد.

گفت‌و‌گو با متهم | عاشق هیجان سرقت بودم

متهم، دختر ۲۵ ساله‌ای است که تاکنون سابقه کیفری نداشته است. او مدعی است به هیجان سرقت علاقه داشته و برادر خلافکارش با فریب، او را وارد باند سرقت کرده است. 

خودت را معرفی می‌کنی؟
سایه هستم، متولد سال ۱۳۸۰. 

سابقه کیفری داری؟
نه، هیچ سابقه‌ای ندارم. تحصیل‌کرده هستم و مدرک فوق‌دیپلم دارم. 

چه شد که وارد باند سارقان شدی؟
برادرم فریبم داد و من را وارد باند خودش کرد. او سارق و زورگیر سابقه‌داری است و قبل از این هفت بار به زندان رفته بود. آخرین بار هم به دو سال و نیم حبس محکوم شد و مدتی قبل از زندان آزاد شد. وقتی برگشت، من را وسوسه کرد و وارد باند سرقت خودش کرد. 

چرا وسوسه شدی؟
واقعیت این است که از دوران کودکی عاشق هیجان بودم و هیجان سرقت هم برایم جذابیت داشت. برادرم هم از این موضوع خبر داشت. وقتی از زندان آزاد شد، گفت می‌خواهد یک کار جدید و هیجان‌انگیز راه بیندازد و از من خواست با آنها همراه شوم. می‌گفت اگر همراه آنها باشم، پلیس به ما شک نمی‌کند و خیلی راحت می‌توانیم سرقت کنیم و زود پولدار شویم. من هم دوست داشتم هیجان سرقت را تجربه کنم و به همین دلیل وارد باند برادرم شدم. 

سرقت لوازم خودرو را چطور انجام می‌دادید؟
معمولاً خودرو‌هایی را انتخاب می‌کردیم که از نظر ایمنی ضعیف‌تر بودند. برادرم به‌صورت حرفه‌ای در خودرو را باز می‌کرد و من پشت فرمان می‌نشستم تا کسی به ما شک نکند. برادرم و دوستش هم لوازم داخل خودرو را باز می‌کردند. اگر فرصت مناسبی برای باز کردن وسایل نداشتیم، خود خودرو را سرقت می‌کردیم و بعد از خارج کردن لوازم، آن را در محلی خلوت رها می‌کردیم. 

درباره شیوه دیگر سرقت‌هایتان هم توضیح می‌دهی؟
این شیوه را هم برادرم پیشنهاد داد. من سر راه خودرو‌های مدل‌بالای خارجی قرار می‌گرفتم و سوار خودرو می‌شدم. گاهی صاحب خودرو مرا به خانه‌اش دعوت می‌کرد و من هم قبول می‌کردم، اما او خبر نداشت چه نقشه‌ای برایش کشیده‌ایم. برادرم و دوستش هم ما را تعقیب می‌کردند. 
وقتی وارد خانه می‌شدم، با موادی که همراه داشتم، صاحبخانه را با خوراندن چای یا نسکافه بیهوش می‌کردم. البته قبل از اینکه بیهوش شود، رمز گوشی او را به دست می‌آوردم. بعد به برادرم خبر می‌دادم و او و دوستش وارد خانه می‌شدند. ابتدا با استفاده از گوشی، حساب‌های بانکی او را خالی می‌کردیم و بعد هم اموال باارزش خانه را سرقت می‌کردیم. 

چرا قربانیان از شما شکایت نمی‌کردند؟
بیشترشان زن و بچه داشتند و از ترس اینکه آبرویشان برود، شکایت نمی‌کردند. اصلاً ما هم این افراد را به همین دلیل برای سرقت انتخاب می‌کردیم. 

پدر و مادرت از کار‌هایی که انجام می‌دادی خبر داشتند؟
نه. هر بار به بهانه اینکه بیرون کار دارم از خانه خارج می‌شدم. آنها اصلاً خبر نداشتند که همراه برادر خلافکارم می‌روم. اگر می‌فهمیدند، حتماً مانعم می‌شدند. 

حالا که دستگیر شده‌ای، چه احساسی داری؟
پشیمان هستم. آبرویم را از دست داده‌ام و تازه فهمیده‌ام چه بلایی سر خودم آورده‌ام.‌ای‌کاش هیچ‌وقت فریب برادرم را نمی‌خوردم و وارد این ماجرا نمی‌شدم.

برچسب ها: سرقت ، خودرو ، پلیس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار