کد خبر: 1381467
تاریخ انتشار: ۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۰۴:۰۰
1 انسان همچنان در محور جهان قرار دارد و ساخته‌های دست بشر نباید در مقام اندیشه و هنر جایگزین آن شود. اینکه این جایگزین نشدن از اساس نشدنی است یا با وضع قوانین و مقررات اعمال می‌شود خود می‌تواند محل یک بحث فلسفی باشد. هوش مصنوعی دقیقاً تا کجا می‌تواند با انسان رقابت کند و اصلاً می‌توان و باید آن را رقیبی برای انسان دید یا اینکه صرفاً پدیده‌ای است که باید عمدتاً روی کمک آن به انسان حساب باز کرد
جواد محرمی 

جوان آنلاین: پیشرفت هوشواره (هوش مصنوعی) در نقش تعیین‌کننده آن در جهان آنقدر پرسرعت است که باورکردنی نیست. استفاده از این پدیده در سینما طی تقریباً سه سال اخیر و واکنش سینماگران در مقابل آن آمیزه‌ای از انکار، اکراه و به مرور درک و پذیرش تدریجی بوده و هوش مصنوعی در حال باز کردن جای بیشتری در تولیدات سینمایی است. 
 
شاید عجیب به نظر برسد، ولی همین یکی، دو سال پیش بود که برخی اصناف مهم سینمایی در امریکا از بازیگران درجه چندم گرفته تا نویسنده‌ها علیه استفاده از هوش مصنوعی تظاهرات کردند، اما این روند به تدریج می‌رود تا جای خود را به درک بهتری از این پدیده بدهد. 
استفاده از هوش مصنوعی امروز در صنعت فیلمسازی جهان، به یکی از داغ‌ترین و در عین حال بحث‌برانگیزترین موضوعات تبدیل شده است. اینکه این پدیده توانسته چه چالش‌هایی برای سینمای جهان ایجاد کند در دو لایه «اعتبار فنی و هنری» و «پذیرش اجتماعی و صنفی» قابل بررسی است. 

 فروکش کردن یک احساس خطر
شاید بتوان گفت احساس خطری که نویسنده‌ها و بازیگران در هالیوود نسبت به رشد هوش مصنوعی و بیکار شدن به دلیل رشد سریع‌تر این پدیده داشتند به تدریج در حال فروکش کردن است. هوش مصنوعی در حال حاضر بیش از آنکه یک «کارگردان» یا «نویسنده» باشد، یک «دستیار قدرتمند» است که هزینه‌ها را کاهش و سرعت تولید را افزایش می‌دهد:
جلوه‌های ویژه در صنعت فیلم و سریال جهان امروز بیشترین بهره را از هوش مصنوعی برده است. تکنولوژی‌هایی مانند دیپ فیک یا نرم‌افزار‌های ترمیم تصویر، اجازه می‌دهند چهره بازیگران جوان‌تر شود مانند فیلم مرد ایرلندی اثر مارتین اسکورسیزی یا در آخرین نسخه ایندیانا جونز این موضوع به خوبی قابل مشاهده است و اینکه صحنه‌های پیچیده با هزینه بسیار کمتر خلق می‌شوند. هوش مصنوعی امروز در تدوین و صداگذاری نیز خود را نشان می‌دهد. ابزار‌های هوش مصنوعی می‌توانند به طور خودکار سکوت‌های غیرضروری را حذف کنند، کیفیت صدا را در محیط‌های نویزی بالا ببرند یا حتی زبان بازیگر را با لب‌خوانی دقیق هماهنگ کنند. هوش مصنوعی به کارگردان‌ها کمک می‌کند در پیش‌تولید و تصویرسازی و پدیده‌ای که از آن به عنوان استوری بورد یاد می‌شود بهره زیادی ببرند. کارگردان‌ها اکنون از این ابزار استفاده می‌کنند تا دیدگاه بصری خود را پیش از فیلمبرداری به عوامل منتقل کنند. هوش مصنوعی حتی در تحلیل داده‌ها درباره مخاطب سنجی و مخاطب شناسی نیز کارایی زیادی دارد. استودیو‌های بزرگ از هوش مصنوعی برای پیش‌بینی اینکه چه نوع سناریویی در چه بازاری موفق‌تر است استفاده می‌کنند که این موضوع جنبه تجاری بسیار پررنگی دارد. 

 جنبه‌های مثبت و منفی
پذیرش هوش مصنوعی در هالیوود و سینمای جهان کاملاً دوپاره است. جنبه مثبت آن به موضوع تسهیل‌گری ارتباط پیدا می‌کند. بسیاری از فیلمسازان بزرگ و استودیو‌های پیشرو، هوش مصنوعی را «ابزاری برای دموکراتیزه کردن سینما» می‌دانند. به این معنا که یک فیلمساز مستقل با بودجه محدود می‌تواند جلوه‌های ویژه‌ای خلق کند که قبلاً نیازمند میلیون‌ها دلار بودجه بود. جنبه منفی آن مقاومت صنفی است. بزرگ‌ترین چالش، «اعتبار هنری» و «اخلاقی» آن است. اعتصابات بزرگ نویسندگان و بازیگران هالیوود در سال ۲۰۲۳ دقیقاً بر سر همین موضوع بود. نگرانی اصلی آنها دو مورد را شامل می‌شد. 
یکی مسئله سرقت ادبی و خلاقیت و دیگری بیکاری نیروی انسانی اینکه آیا هوش مصنوعی در حال «خلق» است یا صرفاً کپی‌برداری از آثار قبلی انسان‌ها به موضوع سرقت ادبی و خلاقیت این پدیده مربوط می‌شود و موضوع بیکار کردن نیروی انسانی به ترس از اینکه استودیو‌ها با هدف کاهش هزینه‌ها، نویسندگان و بازیگران پس‌زمینه را با مدل‌های دیجیتال جایگزین کنند ارتباط پیدا می‌کند. امروز این سؤال جدی در صنعت سینما مطرح است که آیا هوش مصنوعی در حال تغییر دادن ماهیت سینماست؟ در حال حاضر، هوش مصنوعی هنوز نمی‌تواند «روح» یا «نگاه شخصی» یک کارگردان را بازتولید کند. فیلم‌های تولید شده صرفاً از سوی هوش مصنوعی که نمونه‌های کوتاه آن در یوتیوب و نمونه‌های ایرانی آن مثل آپارات فراوان است. معمولاً در روایت داستان، انسجام شخصیت‌پردازی و ایجاد پیوند عاطفی با مخاطب ناتوان‌اند. 

 تلفیق هوش مصنوعی با خلاقیت انسانی
به همین دلیل، رویکرد غالب در جهان امروز «تلفیق هوش مصنوعی با خلاقیت انسانی» است. اعتبار آن نیز در همین جایگاه تعریف می‌شود. ابزاری برای گسترش محدودیت‌های فیزیکی و مالی، نه جایگزینی برای خلاقیت نویسنده و کارگردان. بنابراین واهمه از هوش مصنوعی در صنعت سینما روزبه‌روز در حال کمتر‌شدن است، چراکه فهم دقیق‌تری از این پدیده در میان اقشار و اصناف مختلف در حال شکل‌گیری است. 
می‌توان گفت هوش مصنوعی امروز در سطح «تکنیکی» بسیار معتبر است و استاندارد‌های جدیدی تعریف کرده، اما در سطح «هنری» هنوز جایگاه تثبیت‌شده‌ای ندارد و آثاری که کاملاً از سوی این پدیده ساخته شوند، بیشتر به عنوان «آزمایش‌های کنجکاوانه» دیده می‌شوند تا هنر سینمایی. در کل، اما استقبال استودیو‌ها و سرمایه‌گذاران بسیار بالاست، چراکه صرفه اقتصادی زیادی دارد، اما استقبال هنرمندان و منتقدان همراه همچنان با احتیاط، نظارت و در برخی موارد، ترس از آینده است. 
اینکه برای مثال آیا هوش مصنوعی در بازسازی چهره بازیگران درگذشته یا جوان‌سازی آنها به سینما «لطف» می‌کند یا «اصالت بازیگری» را زیر سؤال می‌برد چیزی است که هنوز نمی‌توان به آن پاسخ دقیقی داد. 

 مواجهه جشنواره‌های فیلم جهان
اینکه مواجهه جشنواره‌های فیلم جهان با پدیده هوش مصنوعی چگونه بوده است موضوع قابل تأملی است. این یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال جدی‌ترین مباحث در صنعت سینما طی دو سال اخیر بوده است. این مواجهه را می‌توان در سه دسته اصلی طبقه‌بندی کرد: پذیرش با احتیاط، قوانینی برای شفاف‌سازی و نگرانی‌های اخلاقی و حقوقی. 

 خوداظهاری پیش از ارائه اثر
اکثر جشنواره‌های الف جهانی (مانند کن، برلین و ونیز) هنوز موضع‌گیری «ضد هوش مصنوعی» ندارند، اما شرط اصلی خود را بر خوداظهاری گذاشته‌اند. اکثر این جشنواره‌ها از فیلمسازان می‌خواهند که اگر در هر بخشی از تولید (فیلمنامه، تدوین، جلوه‌های ویژه یا تولید تصویر) از هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند، حتماً آن را اعلام کنند. جشنواره‌ها معمولاً از کارگردان می‌خواهند که «میزان» و «نحوه» استفاده از هوش مصنوعی را به طور دقیق مشخص کنند تا مخاطبان و داوران بدانند با چه نوع اثری روبه‌رو هستند. جشنواره برلین یکی از اولین نهاد‌هایی بود که به صورت ساختاریافته با این موضوع برخورد کرد. در بازار فیلم اروپا که بخشی از جشنواره برلین است، پنل‌های تخصصی متعددی درباره آینده هوش مصنوعی برگزار شد. موضع رسمی برلین این بود که هوش مصنوعی نباید جایگزین خلاقیت انسانی شود، بلکه باید به عنوان یک «ابزار» در خدمت هنرمند قرار گیرد. آنها روی بحث «حق کپی‌رایت» و «اخلاق در استفاده از داده‌های آموزشی برای هوش مصنوعی بسیار حساس هستند. 

 رویکرد سختگیرانه جشنواره کن
جشنواره کن رویکرد سختگیرانه‌تری در قبال استفاده از تکنولوژی‌هایی دارد که هویت بازیگران را تهدید می‌کند. در کن، بحث اصلی پیرامون اصالت بازیگری است. آنها به شدت مخالف استفاده از هوش مصنوعی برای بازسازی چهره بازیگران فوت‌شده یا تغییر غیرمجاز چهره بازیگران زنده هستند مگر در موارد خاص و با رضایت کامل. در این‌باره تیری فرمو، دبیر جشنواره کن، بار‌ها تأکید کرده است که سینما باید «انسان‌محور» باقی بماند. انسان محوری از نظر او این است که تن به ماشین و تکنولوژی ندهد. معنای دقیق‌تر آن این می‌تواند باشد که انسان همچنان در محور جهان قرار دارد و ساخته‌های دست بشر نباید در مقام اندیشه و هنر جایگزین آن شود. اینکه این جایگزین نشدن از اساس نشدنی است یا با وضع قوانین و مقررات اعمال می‌شود خود می‌تواند محل یک بحث فلسفی باشد. هوش مصنوعی دقیقاً تا کجا می‌تواند با انسان رقابت کند و اصلاً می‌توان و باید آن را رقیبی برای انسان دید یا اینکه صرفاً پدیده‌ای است که باید عمدتاً روی کمک آن به انسان حساب باز کرد. 

 یک «مدیوم» جدید است، نه یک تهدید
در ادامه بررسی رویکرد و مواجهه جشنواره‌های فیلم به پدیده هوش مصنوعی جشنواره ترایبکا در نیویورک، شاید منعطف‌ترین رویکرد را داشته است. این رویداد در سال ۲۰۰۲ از سوی رابرت دنیرو و جین رزنتال در واکنش به حادثه حملات ۱۱سپتامبر به برج‌های مرکز تجارت جهانی و به منظور همدردی با بازماندگان آن واقعه در محله ترایبکا منهتن بنیان گذاشته شد و پس از چند سال برگزاری و به‌ویژه در ششمین دوره آن تبدیل به جشنواره‌ای نسبتاً معتبر و بین‌المللی شد. ترایبکا بخش‌های ویژه‌ای برای «تجربه‌های دیجیتال» و «هنر تعاملی» دارد که در آن هوش مصنوعی نه تنها پذیرفته شده، بلکه به عنوان یک فرم هنری جدید مورد تشویق قرار می‌گیرد. نگاه ترایبکا این است که هوش‌مصنوعی یک «مدیوم» جدید است، نه یک تهدید. 

 چالش‌های اصلی جشنواره‌ها
چالش‌های اصلی که جشنواره‌ها در مواجهه با هوش مصنوعی با آن روبه‌رو هستند دو چالش بزرگ است که حق کپی‌رایت یکی از آنهاست. اگر یک فیلم با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شود که داده‌های آموزشی آن بدون اجازه از آثار دیگران کپی‌برداری شده باشد، آیا آن فیلم در جشنواره قابل پذیرش است؟ اکثر جشنواره‌ها هنوز پاسخی قطعی برای این مشکل حقوقی ندارند. 
چالش دیگر در تعریف اثر هنری معنا پیدا می‌کند. آیا فیلمی که فیلمنامه آن کاملاً از سوی هوش مصنوعی نوشته شده، شایستگی دریافت جوایز فیلمنامه‌نویسی را دارد؟ پاسخ فعلی اکثر جشنواره‌ها «خیر» است؛ آنها تأکید دارند قلب تپنده فیلم باید ازسوی انسان مدیریت شود. اینکه جشنواره‌ها به متن نویسنده و فیلمنامه در تقابل با هوش مصنوعی تا این حد اصالت می‌دهند خود گویای اهمیت این موضوع است. سؤال مهم در این‌باره این است که هوش مصنوعی حریفی جدی در این وادی نیست یا قوانین قرار است مقابل او بایستند. به نظر می‌رسد مورد اول به واقعیت نزدیک‌تر باشد. هوش مصنوعی تا حالا ثابت کرده که حریف جدی برای خلاقیت نویسندگی انسان نیست. این موضوع با وجود رشد این پدیده قابل تأمل و بررسی است. 

 هر جشنواره ساز خود را می‌نوازد
در مجموع نبود یک استاندارد جهانی باعث شده هر جشنواره قوانین داخلی خود را داشته باشد؛ این موضوع برای فیلمسازان بین‌المللی گیج‌کننده است. اگر به تاریخ سینما نگاه کنیم، سینما همیشه با تکنولوژی‌های جدید (مثل ورود صدا، رنگ، دیجیتال و دوربین‌های گوپرو) دچار تغییر شده است. ورود هوش مصنوعی هم از نظر بسیاری از کارشناسان، صرفاً یک «ابزار» قدرتمندتر از دیجیتال است. در واقع می‌توان گفت برخی رسانه‌ها و جریان‌ها ترجیح دادند در مقطعی انسان‌ها را از هوش مصنوعی بترسانند یا نقش منفی آن را به عنوان یک پدیده جدید بزرگ‌نمایی کنند. این رویکرد البته در سینما جدید نیست. سینمای هالیوود پیش از این نیز در دهه‌های گذشته کوشیده بود در قالب تصویر و تولید فیلم‌های متعدد پدیده ماشین، آدم آهنی و ربات را برجسته و بزرگ‌نمایی کند و بعضاً از آدم آهنی‌ها و ربات‌ها به عنوان خطری برای انسان‌ها تصویرسازی کند. آدم آهنی‌هایی که با بشقاب پرنده‌ها به زمین می‌آیند و مشکلات و مخاطراتی را برای بشر ایجاد می‌کنند، اما این فقط در حد تصویر باقی مانده بود تا اینکه خود هالیوود در قالب اصناف در سال ۲۰۲۳ علیه هوش مصنوعی دست به تظاهرات و اعتصاب زد. آیا با توجه به تاریخچه تحولات تکنولوژیک در سینما هوش مصنوعی می‌تواند همان انقلابی را ایجاد کند که ورود دوربین‌های دیجیتال در دهه ۹۰ میلادی ایجاد کرد؟ باید گفت این انقلاب خیلی پیش‌تر از این آغاز شده و راه خود را می‌رود. 

 اهمیت واکنش فیلمسازان و نویسنده‌های معتبر
چهره‌ها و شخصیت‌های سینمایی تا به حال با پدیده‌ای مثل هوش مصنوعی چگونه برخورد کرده‌اند؟ استیون اسپیلبرگ، جیمز کامرون و مارتین اسکورسیزی چه نگاهی به آن داشته‌اند؟ یا نویسنده معتبر و صاحب اسکاری، چون پل شریدر چگونه به آن نگاه کرده است؟ برای مثال پایبندی پل شریدر به هوش مصنوعی به حدی است که عنوان کرده فیلم بعدی‌اش با کمک هوش‌مصنوعی ساخته می‌شود! فیلمنامه نویس فیلم راننده تاکسی سال ۲۰۲۴ خبر داد که فیلمنامه‌ای با عنوان «سه اسلحه در سپیده‌دم» نوشته و می‌خواهد آنتوان فوکوآ آن را کارگردانی کند. این فیلمنامه که در جنوب مرکزی لس‌آنجلس اتفاق می‌افتد، درباره سه برادر - یک پلیس کثیف، یک قاتل زنجیره‌ای و یک قاچاقچی مواد مخدر - است که از یکدیگر متنفرند. از آنجا که فوکوآ تهیه‌کننده نیز است، فیلمنامه را به نتفلیکس فروخت و خواست شریدر آن را کارگردانی کند. مشکل این بود که شریدر می‌ترسید اگر فیلمی درباره سه برادر آفریقایی- امریکایی در یک محله کاملاً سیاه‌پوست کارگردانی کند، به «تصاحب فرهنگی» متهم شود. پیشنهاد شریدر برای حل این مشکل چه بود؟ اینکه فیلم را با همکاری مشترک یک کارگردان بسازد، اما او اخیراً در مصاحبه با ددلاین گفته که فوکوآ دیگر درگیر پروژه نیست و فیلم قرار است با کمک هوش مصنوعی ساخته شود. 
او گفته است: آنتوان دیگر درگیر نیست. این فیلم ابتدا «سه اسلحه در سپیده‌دم» نام داشت. حالا به چیزی متفاوت تبدیل شده و در حال پیکربندی مجدد است. حالا یک پروژه هوش مصنوعی است. 
شریدر مانند دیگران فکر نمی‌کند و آماده است تا هوش مصنوعی را در فیلمسازی بررسی کند و به تازگی به ونیتی فر گفته یک «فیلمنامه بی‌نقص برای انجام تمام و کمال با هوش مصنوعی» دارد. شریدر گفته است: همین امروز داشتم با کسی در مورد فیلمنامه‌ای که داشتم، صحبت می‌کردم و گفتم؛ «می‌دانی، این یک فیلمنامه بی‌نقص برای انجام تمام و کمال با هوش مصنوعی خواهد بود.» منظور او به احتمال زیاد «سه اسلحه در سپیده‌دم» بوده، هر چند ممکن است اسم فیلم هم عوض شود. 
شریدر مدت‌هاست که پذیرای هوش مصنوعی در فیلمسازی است. او مرتب تصاویری از خودش را که از سوی هوش مصنوعی ایجاد شده در فیس‌بوک منتشر می‌کند و اعتراف کرده که از هوش مصنوعی برای ایده‌های فیلمنامه هم استفاده کرده است. حالا این احتمال می‌رود که نسخه جدید «سه اسلحه در سپیده‌دم» هم به همین ترتیب شکل گرفته باشد. اینکه فیلمسازان معتبر چه اندازه از هوش مصنوعی استفاده کرده‌اند، می‌تواند به افزایش اعتبار آن در سینما کمک کند. مارتین اسکورسیزی یکی از آنهاست. او در فیلم مرد ایرلندی کمک زیادی از هوش مصنوعی گرفت و یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در استفاده از جوانسازی دیجیتال را رقم زد. او برای جوان کردن چهره رابرت دنیرو، آل پاچینو و جو پشی در سکانس‌های مختلف استفاده زیادی از هوش مصنوعی کرد. این کار بدون نیاز به دوربین‌های نصب شده روی صورت (تکنولوژی قدیمی) انجام شد و اجازه داد بازیگران در محیط واقعی بازی کنند. 

 همزیستی مسالمت‌آمیز
باید گفت تا وقتی فیلمسازان بزرگی، چون اسکورسیزی زیر بار استفاده از هوش مصنوعی برای ارتقای اثر خود نرفته بودند نگاه به این پدیده به ویژه در سال‌های اخیر همراه با بدبینی بیشتری بود، اما ورود این فیلمسازان از بدبینی‌ها کاست و جامعه سینمایی را نسبت به این آن خوش‌بین‌تر کرد تا حدی که حالا خیلی‌ها در حال رسیدن به این درک هستند که گویی ماشین‌ها به این راحتی نمی‌توانند جای فکر و خلاقیت انسان را بگیرند و پیچیدگی انسان‌ها بسیار بیشتر از آن است که بتوان در این وادی جایگزینی برای آنها در نظر گرفت. پس باید گفت امروز اصناف مختلف سینما با اعتماد به نفس بیشتری در حال همزیستی مسالمت‌آمیز با پدیده هوش مصنوعی هستند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار