کد خبر: 1381356
تاریخ انتشار: ۰۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۰
بدرقه فرزندان شهدای امنیت تا مدرسه
بابا نبود ولی فرماندهان بودند! اول مهر برای بیشتر کودکان با بوی دفتر و کتاب نو، لباس مدرسه و هیجان دیدن دوباره دوستان آغاز می‌شود، اما برای بعضی از دانش‌آموزان، پشت این شوق کودکانه جای خالی پدری نشسته است که دیگر قرار نیست صبح‌ها دستشان را بگیرد
حسین فصیحی

جوان آنلاین: اول مهر برای بیشتر کودکان با بوی دفتر و کتاب نو، لباس مدرسه و هیجان دیدن دوباره دوستان آغاز می‌شود، اما برای بعضی از دانش‌آموزان، پشت این شوق کودکانه جای خالی پدری نشسته است که دیگر قرار نیست صبح‌ها دستشان را بگیرد و تا مدرسه همراهی‌شان کند. امسال، اما در نخستین روز سال تحصیلی، برخی فرماندهان انتظامی خود را به خانه این کودکان رساندند، از در خانه تا مدرسه همراهشان شدند و برای ساعتی، جای خالی پدر را با یک همراهی پدرانه پر کردند، روایتی از مهری که این بار با یاد شهدای امنیت آغاز شد. 
اول مهر که می‌رسد، شهر حال‌وهوای دیگری پیدا می‌کند. خیابان‌ها شلوغ‌تر می‌شوند، سرویس‌های مدرسه دوباره به حرکت درمی‌آیند، کیف‌های رنگارنگ روی شانه کودکان می‌نشیند و حیاط مدارس پس از ماه‌ها دوباره با صدای دانش‌آموزان جان می‌گیرد. اما مهر امسال برای برخی خانواده‌ها، رنگ دیگری داشت. سال تحصیلی جدید در شرایطی آغاز شد که یاد و نام شهدای مدرسه میناب نیز در فضای آغاز سال تحصیلی حضور داشت و تصویر دانش‌آموز شهید ایرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به نمایش درآمد، روایتی که نام شهیدان را به نخستین روز مدرسه گره زد. در گوشه دیگری از همین سرزمین اما، شماری از کودک و نوجوان‌ها، مهر را نه فقط با یاد شهیدان، که با جای خالی پدر آغاز کردند، پدرانی که در لباس پلیس، در مأموریت‌های دفاع از امنیت جان خود را از دست داده بودند. آنها امسال هم به مدرسه رفتند، با همان کیف و کتاب و دفتر، با همان شوق کودکی، اما با یک تفاوت بزرگ، دستی که باید صبح اول مهر دستشان را می‌گرفت و تا مدرسه می‌برد، دیگر در کنارشان نبود. این بار، اما همکاران پدر آمدند. 

 جای خالی پدر
وقتی زنگ مدرسه، جای خالی پدر را یادآوری می‌کند، برای یک دانش‌آموز کلاس اولی، اولین روز مدرسه چیزی فراتر از یک روز معمولی است. نخستین لباس مدرسه، نخستین کیف، نخستین صف صبحگاهی و نخستین قدم‌ها به سمت کلاس، تصاویری هستند که معمولاً برای همیشه در ذهن کودک می‌مانند. امیرعباس بهروزی امسال یکی از همین کلاس‌اولی‌ها بود، اما پدرش، شهید عباس بهروزی از کارکنان حفاظت فراجا استان فارس، دیگر نبود تا او را تا مدرسه همراهی کند. صبح اول مهر، فرمانده انتظامی استان فارس و جمعی از فرماندهان و کارکنان انتظامی، به جای پدر در کنار او قرار گرفتند و از خانه تا مدرسه همراهش شدند. در رشت نیز محمدیاسین جعفرزاده، فرزند شهید مدافع امنیت جواد جعفرزاده، نخستین روز مدرسه را در کنار فرمانده انتظامی گیلان آغاز کرد. فرمانده انتظامی گیلان نه فقط به خانه این خانواده رفت، بلکه همراه محمدیاسین وارد مدرسه و کلاس درس شد، کودکی که لباس پلیس را با درجه‌های پدر شهیدش بر تن داشت. تصویری که شاید بیش از هر سخنرانی دیگری، مفهوم «یادگار شهید» را برای همکلاسی‌هایش روایت می‌کرد. روز اول مهر، محمدیاسین به مدرسه رفت، اما نام پدرش نیز همراه او وارد کلاس شد. 

 مهر با یاد پدرانی که برنگشتند
این روایت تنها به یک شهر محدود نماند. در بسیاری از شهر‌های کشور از جمله گیلان، فرزند شهید سیدمهیار کیازاده و فرزند شهید مهدی کامور آستانه نیز در نخستین روز سال تحصیلی با همراهی کارکنان انتظامی راهی مدرسه شدند. دو خانواده که فرزندانشان باید مسیر تحصیل را بدون حضور پدر ادامه دهند، اما همکاران پدران شهیدشان تلاش کردند نخستین قدم مهر را برای آنان تنها نگذارند. در کرمان، فرزندان شهید ناصر بشنام نیز با همراهی فرمانده انتظامی استان از خانه تا مدرسه بدرقه شدند. دو دختر و یک پسر این شهید، صبح اول مهر در حالی راهی مدرسه شدند که پدرشان دیگر در کنارشان نبود. فرمانده انتظامی کرمان در این همراهی، امنیت امروز را حاصل رشادت و جانفشانی شهیدان دانست، اما شاید برای کودکی که قرار است وارد مدرسه شود، معنای این جمله ساده‌تر باشد: پدرش رفته است تا دیگران بتوانند با آرامش به مدرسه بروند. در همان استان، فرزندان شهدای انتظامی دیگری مانند مسلم بناوند و لقمان سام‌نژاد نیز در آغاز سال تحصیلی مورد توجه قرار گرفتند و از آنان تجلیل شد. 

 یک دست پدرانه تا در کلاس
در شرق استان تهران، فرمانده انتظامی منطقه نیز به خانه شهید قربانعلی قویدل رفت و فرزند این شهید را تا مدرسه همراهی کرد. در چنین صحنه‌هایی، فاصله میان یک «مراسم رسمی» و یک «همراهی انسانی» کم می‌شود. فرمانده‌ای که لباس رسمی بر تن دارد، برای دقایقی نقش دیگری پیدا می‌کند کنار کودکی راه می‌رود که شاید بیش از هر چیز، به یک همراه نیاز دارد. در اصفهان نیز همین تصویر تکرار شد. فرزند شهید سالار مهرابی با همراهی فرمانده انتظامی استان راهی مدرسه شد. سالار مهرابی از نیرو‌های فراجا در اردستان بود که در خرداد ۱۴۰۴ در جریان حمله به مقر فرماندهی سپاه اردستان به شهادت رسید. در شهرستان ورزنه، غزاله اسماعیلی، دختر شهید سروان محمدرضا اسماعیلی اشکهرانی، امسال کلاس اول را آغاز کرد در روزی که جمعی از مسئولان انتظامی، بسیج و آموزش‌وپرورش او را همراهی کردند. برای یک کلاس‌اولی، شاید هنوز مفهوم کامل «شهادت» روشن نباشد. شاید تنها بداند که پدرش دیگر به خانه برنمی‌گردد. اما می‌تواند بفهمد کسانی هستند که پدرش را می‌شناختند و امروز برای آنکه او نخستین روز مدرسه‌اش را تنها آغاز نکند، آمده‌اند. بعضی‌ها کلاس دوم بودند، بعضی چهارم. همه این کودکان کلاس‌اولی نبودند. نفس امینی، فرزند کلاس دومی شهید میلاد امینی، نیز از خانه تا مدرسه بدرقه شد. شهید امینی در مهرماه ۱۳۹۸ هنگام انجام مأموریت در شاهین‌شهر به شهادت رسید. در یزد، علی زارعی که امسال وارد پایه چهارم ابتدایی شد، نخستین روز مدرسه را با همراهی فرمانده انتظامی استان آغاز کرد. پدر او، شهید جواد زارعی، از شهدای مدافع امنیت بود. شاید تفاوتی میان کلاس اولی و دانش‌آموز پایه چهارم وجود داشته باشد، اما یک نقطه میان همه آنها مشترک است، مدرسه برای آنان تنها محل درس خواندن نیست. بخشی از خاطرات پدرشان نیز در مسیر مدرسه جا مانده است. 

 در مرز‌ها هم مهر با یاد شهید آغاز شد
در قروه، روایت شکل دیگری گرفت. فرزندان شهدای مرزبانی، امیرعلی و نازنین‌زهرا نامور و امیرحسین فعله‌گری، با حضور فرمانده مرزبانی کردستان راهی مدرسه شدند. پدران این کودکان در نقاطی خدمت کرده بودند که شاید بسیاری از دانش‌آموزان حتی تصویر روشنی از آن نداشته باشند، مرز‌هایی دور از شهر و مدرسه، جایی که امنیت برای مردم به یک امر روزمره تبدیل شده، اما برای مرزبانان معنای ساعت‌ها ایستادن، مراقبت و گاه فدا کردن جان داشته است. حالا فرزندان آنها در همان روزی که زنگ مدرسه نواخته می‌شود، قدم به کلاس می‌گذارند با کتاب‌هایی که قرار است آینده‌شان را بسازند و خاطره پدرانی که گذشته این امنیت را رقم زده‌اند. 

 پدر نبود، همکارانش بودند
در خراسان شمالی نیز فرماندهان نظامی و انتظامی به خانه چند شهید رفتند و فرزندان آنان را تا مدرسه همراهی کردند. شهریار وحیدی، کودک شش‌ساله شهید حسن وحیدی، امسال در آستانه ورود به پیش‌دبستانی بود. شاید برای او، نخستین روز مدرسه بیش از آنکه یک مراسم رسمی باشد، یک تصویر ماندگار باشد: روزی که پدرش نبود، اما همکاران پدر به خانه آمدند و او را تا محل تحصیل همراهی کردند. در همدان نیز فرزندان شهیدان محمدجواد بخشیان و علی سلطانی‌مرام، از شهدای انتظامی، در نخستین روز سال تحصیلی با همراهی فرمانده انتظامی استان راهی مدرسه شدند؛ و در بهشهر، امیرمهدی حسینیان، فرزند شهید ستوان جاسم حسینیان، از خانه تا مدرسه همراهی شد. شهر‌ها متفاوت بودند، نام شهیدان متفاوت بود، سن کودکان هم فرق داشت، اما قصه یکی بود: مهر آمده بود و پدر نیامده بود. 

 زنگ مهری که با یاد شهدا نواخته شد
مهر امسال در کنار دانش‌آموزان شهید مدرسه میناب، با یاد فرزندان شهدای امنیت نیز آغاز شد. کودکانی که بعضی برای نخستین بار وارد مدرسه شدند و بعضی دیگر سال‌هاست با جای خالی پدر زندگی می‌کنند، اما هر بار که مهر از راه می‌رسد، آن جای خالی دوباره دیده می‌شود. فرماندهان انتظامی در شهر‌های مختلف کشور، امسال تلاش کردند در نخستین قدم این کودکان به سوی مدرسه، در کنارشان باشند از گیلان و فارس تا کرمان، اصفهان، یزد، خراسان شمالی، همدان، کردستان و مازندران. این همراهی شاید در ظاهر تنها چند دقیقه پیاده‌روی از خانه تا مدرسه باشد، اما برای کودکی که پدرش را از دست داده، می‌تواند خاطره‌ای باشد که سال‌ها بعد نیز به یاد آورد. مهر امسال برای آنها با یک تصویر آغاز شد دست یک فرمانده در دست کودکی که دست پدرش دیگر در دسترس نیست. زنگ مدرسه به صدا درآمد. کلاس‌ها آغاز شدند. دفتر‌ها ورق خوردند و معلم‌ها درس را شروع کردند؛ و در میان همه این هیاهو، شاید مهم‌ترین درس نخستین روز مهر، همان چیزی بود که هیچ کتابی نمی‌نویسد اینکه کودکانِ پدرانِ شهید، نباید در مسیر زندگی احساس تنهایی کنند. پدرانشان برای امنیت ایستادند و رفتند حالا این فرزندان هستند که باید بمانند، درس بخوانند و آینده خود را بسازند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار