در شرایطی که بازنشستگان و مستمریبگیران به دلیل کهولت سن با بیماریهای متعدد دست و پنجه نرم میکنند و با وجود دریافتی ناچیز آنها، سقف کوتاه بیمه تکمیلی فرآیند درمان را برایشان سختتر کردهاست جوان آنلاین: پس از یک عمر کار و تلاش و سهیم بودن در امر سازندگی کشور، برخورداری از یک بیمه درمانی مناسب و حداقل خدمات درمانی قطعاً حق بازنشستگان و مستمریبگیران آنهاست، اما این پدربزرگها و مادربزرگهای دوستداشتنی وقتی سر و کارشان به دکتر و دوا میافتد تازه معلوم میشود میزان خدمات بیمههای پایه و تکمیلی آنها، آنچنان ناچیز است که کفاف بخش ناچیزی از هزینههای درمانیشان را میدهد. از همه بدتر اینکه در مراکز تخصصی همچون داروخانه ۱۳ آبان هیچکس نیست آنها را راهنمایی کند و همین مسئله موجب سرگردانی و صرف وقت و انرژی و تحمیل هزینههای زیادی به این قشر زحمتکش جامعه میشود و میتواند در روند درمانی آنها خلل جدی ایجاد کند.
تا زمانی که خودت کارت به دکتر و دوا نیفتد و مسیرت به مراکز و داروخانههای تخصصی همچون ۱۳ آبان، هلال احمر نیفتد احتمالاً درد و رنج مردم و بیماران را متوجه نخواهی شد. بیمارانی که در شرایط کنونی با رشد ۱۰۳ درصدی قیمت دارو و بالا رفتن سرسامآور هزینه سایر خدمات درمانی با فقدان راهنما برای پیگیری روند درمانیشان مواجهند و در مراجعه به مراکز خدمات درمانی تخصصی بین باجهها و طبقات سرگردان میشوند.
سقف کوتاه بیمه تکمیلی بازنشستگان کشوری
خانم حیدری مستمریبگیر همسرش است و برای درمان درد شدید در پا و کمر و لگن به دکتر مراجعه کرده که دکتر برایش چند عکس و تست تراکم استخوان تجویز کرده است. آنطور که خانم حیدری میگوید مرکز خدمات پاراکلینیک به ازای چند عکس رادیولوژی و یک تست تراکم استخوان ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان طلب کرده است. وی میگوید وقتی پرسیدم مگر بیمه تکمیلی قرار نیست این هزینهها را پرداخت کند، متصدی پذیرش میگوید سقف بیمه تکمیلیتان تمام شدهاست! به گفته وی سقف بیمه تکمیلی دی برای بازنشستگان کشوری برای خدمات رادیولوژی فقط و فقط ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است که این سقف کوتاه حتی به اندازه یک تجویز دکتر در یک سال هم کفاف نمیدهد و بدیهی است در صورت ادامه روند درمان بازنشستهای که نهایت دریافتیاش به ۲۰ میلیون تومان میرسد باید هزینههای خدمات پاراکلینیکی و رادیولوژی را از جیب بدهد؛ آن هم در شرایطی که ماهانه ۸۰۰ هزار تومان بابت این خدمات نیمبند بیمه تکمیلی از آنها کسر میشود.
سرگردانی بیمار در داروخانه
آقای حسینی هم پیرمرد بازنشستهای است که به پوکی استخوان شدید مبتلا شده و پزشک معالج برایش داروی سینوپار تجویز کردهاست. آنطور که این بازنشسته وزارت راه و شهرسازی توضیح میدهد پزشک معالجش به او گفته که برای دریافت این دارو باید در یکی از داروخانههای دولتی پرونده تشکیل بدهد و برای تشکیل پرونده معرفینامهای به او دادهاست.
آقای حسینی درباره روند تشکیل پرونده و دریافت دارویش اینگونه توضیح میدهد: «به توصیه پزشک به داروخانه شبانهروزی بوعلی مراجعه کردم، اما آنجا گفتند برای بیمهشدگان کشوری باید به داروخانه ۱۳آبان بروم. البته نماینده بیمه در داروخانه حضور داشت در حالی که ابتدا به من گفتند برو فردا بیا و در نهایت متوجه نشدم واقعاً امکان تشکیل پرونده و تأیید بیمه پایه نبود یا، چون نماینده بیمه در داروخانه حوصله نداشت به داروخانه ۱۳ آبان حواله شدم!»
به گفته این بیمار در داروخانه ۱۳ آبان هم هیچکس برای راهنمایی درباره روند پیگیری کار حضور نداشت و برای آنکه بداند باید کار را از کجا شروع کند بارها به سراغ گیشههای پذیرش میرود، اما به نوعی با جواب سر بالای متصدیان مواجه میشود.
بالاخره پس از پرس و جوهای مکرر متوجه میشود باید برای دارویش تأیید بیمه پایه یعنی بیمه سلامت را بگیرد که در طبقه سوم داروخانه ۱۳ آبان قرار دارد، اما وقتی به آنجا میرود به دلیل نزدیکشدن به پایان کار اداری برای انجام کارش به او شماره نمیدهند. در نهایت وقتی به سراغ متصدی شعبه تأیید بیمه سلامت میرود با راهنمای او متوجه میشود میتواند به صورت غیرحضوری و از طریق بارگذاری مدارک در سایت تأییدبیمه پایه برای تشکیل پرونده و دریافت دارو را دریافت کند؛ موضوعی که میتوانست با یک برگه کاغذ A۴ روی دیوار داروخانه بوعلی به اطلاع بیمارانی مانند این آقا برسد، اما انگار هیچگونه تعهدی برای این خدمت ساده و پیشپاافتاده وجود ندارد!
آقای حسینی بعد از دریافت تأیید بیمه پایه برای دریافت نسخهاش به طبقه اول داروخانه ۱۳ آبان مراجعه میکند، اما متصدی گیشه پذیرش به او میگوید باید تأیید بیمه دی را به عنوان بیمه تکمیلی بگیرد و به طبقه دوم برود.
این بازنشسته میگوید: «وقتی به طبقه دوم رفتم به یکی از باجههای پذیرش مراجعه کردم تا مطمئن شوم، اما خانم متصدی بدون آنکه نگاهی به نسخهام بیندازد گفت برو بنشین تا صدایت کنند. نوبت من ۲۸۹ بود در حالی که آخرین نفری که نوبتش خوانده شدهبود، شماره ۲۴۷ بود!»
وی ادامه میدهد: «سالن پر از بیماران یا همراهان آنها بود و حتی صندلی خالی برای نشستن هم وجود نداشت. در صحبت با آقایی که برای گرفتن دارو آمدهبود، متوجه شدم بیشتر مراجعهکنندگان این قسمت خانوادههای محترم ایثارگران هستند و دوباره به یکی از باجهها مراجعه کردم تا مطمئن شوم باید منتظر باشم، اما آقای متصدی این باجه هم گفت بیمه تکمیلی دی است و باید تأیید بیمه تکمیلی را بگیری بعد نسخهات را بیچی. پس دوباره گوشهای ایستادم تا نوبتم شود و این انتظار دو ساعتی طول کشید. بعد از سپری شدن این مدت وقتی شمارهام خوانده شد آقای متصدی باجه بیمه دی بعد از آنکه دقایقی برای صحبت با همکارش من را معطل کرد سرانجام کد رهگیری نسخهام را در رایانهاش وارد کرد و گفت بازنشستگان کشوری تأیید آنلاین ندارند. پول دارویت را باید بدهی بعد مدارک ببری بیمه که پولش را بگیری.»
این پیرمرد تأکید میکند: «بعد از این همه انتظار آن هم با حال و روز من این پاسخ همچون سطل آب یخی بود که بر سرم ریخته باشند.»
هیچکس پاسخگو نیست
انتقاد آقای حسینی به این بود که اولاً چرا هیچگونه اطلاعرسانی درباره روند کار وجود ندارد و اینکه بیمار اینگونه سرگردان و معطل میشود و در ثانی وقتی نماینده بیمه در داروخانه حضور دارد چرا نباید تأیید آنلاین نسخه بازنشستگان کشوری هم انجام شود؟ آیا غیر از این است که این قشر اغلب افرادی سالمند و بیمارند و مراجعه حضوری مجدد برای دریافت هزینهای که پرداخت کردهاند برای آنها کار سادهای نیست.
ماجرای سرگردانی آقای حسینی و بسیاری از بیماران دیگری که برای تأیید نسخه و دریافت داروهایشان به داروخانههای تخصصی و مرجعی همچون ۱۳ آبان مراجعه میکنند از یک خلأ جدی در حوزه اطلاعرسانی و آگاهسازی بیماران و پاسخگو نبودن برخی از پرسنل چنین اماکنی حکایت دارد که از یک سو موجب سرگردانی و طولانیتر شدن فرآیندهای کاری بیماران شده و از سوی دیگر بر شلوغی و بینظمی در این مراکز میافزاید. آن هم در شرایطی که هیچ انسان سالم و بیدردی به چنین مراکزی مراجعه نمیکند و کسی که به داروخانه ۱۳ آبان یا هلال احمر میآید؛ یعنی از همه جا رانده شدهاست. یک بروشور یا در نظر گرفتن یک فرد پاسخگو در قالب میز خدمت در چنین مراکزی، ضرورتی است که هم از سرگردانی بیماران جلوگیری میکند و هم موجب منظمتر و خلوتتر شدن این مراکز میشود.