جوان آنلاین: زن جوانی که با همدستی مرد مورد علاقهاش شوهر مولتیمیلیاردر خود را با شربت متادون به قتل رسانده بود، پس از صدور حکم قصاص، با گذشت دختر ۲۰ ساله مقتول یک قدم به رهایی از چوبه دار نزدیک شد. همدست متهم نیز به ۱۷ سال حبس محکوم شده است.
صبح بیستوهفتم اسفندماه سال ۱۴۰۱، قاضی محمدجواد شفیعی، بازپرس ویژه قتل دادسرای امور جنایی تهران، در جریان مرگ مشکوک مردی ۴۷ ساله در خانهاش قرار گرفت. با اعلام این خبر، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی همراه بازپرس جنایی راهی محل شدند.
کارآگاهان در خانه با جسد مرد ثروتمندی به نام پیمان روبهرو شدند. تیم اورژانس پس از معاینه، مرگ او را مشکوک اعلام کرد و به این ترتیب تحقیقات جنایی درباره این حادثه آغاز شد.
ادعای همسر مقتول
فریبا، همسر پیمان، در نخستین تحقیقات گفت شوهرش به دلیل بیماری دارو مصرف میکرده و شب قبل نیز داروهایش را مصرف میکرد و خوابیده بود.
او گفت: «صبح هرچه همسرم را صدا زدم، جواب نداد. نگران شدم و با اورژانس تماس گرفتم. امدادگران پس از حضور در خانه اعلام کردند که همسرم فوت کردهاست.» جسد پیمان با دستور بازپرس جنایی برای انجام آزمایشهای لازم و مشخص شدن علت مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد.
در حالی که تحقیقات ادامه داشت، پدر و مادر پیمان با حضور در دادسرا اعلام کردند به مرگ پسرشان مشکوک هستند. آنها مدعی شدند پیمان بیماری خاصی نداشته و احتمال میدهند عروسشان در مرگ او نقش داشته باشد.
والدین مقتول در ادامه گفتند که ابتدا به فریبا مشکوک نبودند، اما پس از اطلاع از ارتباط پنهانی او با مردی غریبه، احتمال دادند عروسشان با همدستی این مرد نقشه قتل پیمان را اجرا کرده باشد.
پیامک مشکوک
با ثبت شکایت، کارآگاهان تحقیقات تخصصی خود را آغاز کردند و دریافتند فریبا پیش از مرگ همسرش با مردی به نام بهزاد ارتباط پنهانی داشته و این ارتباط پس از مرگ پیمان نیز ادامه پیدا کرده است.
بررسیهای فنی کارآگاهان سرنخ مهم دیگری را نیز در اختیار آنها قرار داد. آنها پیامکی از فریبا به بهزاد پیدا کردند که در آن نوشته شده بود: «پیمان فوت کرد.» همزمان، پزشکی قانونی علت مرگ پیمان را مصرف شربت متادون اعلام کرد. از سوی دیگر، در بررسیهای انجامشده هیچ سابقهای از اعتیاد مقتول به دست نیامد. این موضوع، فرضیه مسمومیت عمدی و نقش داشتن همسر پیمان در مرگ او را پررنگتر کرد.
اعتراف به قتل
فریبا بازداشت شد، اما در ابتدا هرگونه دخالت در مرگ شوهرش را انکار کرد. از سوی دیگر، بهزاد نیز ناپدید شده بود و دسترسی نداشتن به او، روند تحقیقات را پیچیده کرده بود.
سرانجام کارآگاهان دریافتند بهزاد سابقه سرقت دارد و مدتی قبل به اتهام سرقت تلفن همراه یک شهروند بازداشت و روانه زندان شده است. به این ترتیب، مأموران بهزاد را از زندان به اداره آگاهی منتقل کردند.
بهزاد در جریان بازجوییها لب به اعتراف گشود و به قتل پیمان با همدستی فریبا اعتراف کرد. پس از اعتراف او، فریبا نیز سرانجام به قتل شوهرش اعتراف کرد. او در اعترافاتش گفت: «شوهرم مولتیمیلیاردر بود و مشکل مالی نداشتیم. حتی مدتی قبل برای من یک خودروی شاسیبلند چند میلیاردی خریده بود، اما از رفتار و اخلاقش ناراضی بودم. او حاضر نبود رفتارش را تغییر دهد و تصور میکرد پول همه مشکلات را حل میکند.»
فریبا در ادامه گفت که پس از آشنایی با بهزاد در یکی از پارکهای شرق تهران، ارتباطش با او بیشتر شده و آنها تصمیم به ازدواج گرفته بودند. او مدعی شد در آن زمان نمیدانسته بهزاد سابقه سرقت دارد.
قاتل درباره نحوه قتل نیز گفت: «ارتباط ما ادامه داشت تا اینکه تصمیم گرفتم به هر شکل ممکن همسرم را از سر راه بردارم. بهزاد پیشنهاد داد پیمان را مسموم کنیم. او مقداری دارو تهیه کرد و من آن را به همسرم دادم و بعد پیمان فوت کرد.»
حکم قصاص
پس از تکمیل تحقیقات، فریبا و همدستش در دادگاه محاکمه شدند. فریبا با ابراز پشیمانی از قتل همسرش، از اولیای دم درخواست بخشش کرد، اما مادر مقتول برای او درخواست قصاص کرد.
در نهایت قضات دادگاه فریبا را به جرم قتل عمد همسرش به قصاص و بهزاد را به ۱۷ سال حبس محکوم کردند. این رأی پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای اجرای حکم به شعبه اول اجرای احکام دادسرای امور جنایی تهران ارسال شد و روی میز قاضی روحانیزاده قرار گرفت.
دختر ۲۰ ساله گذشت کرد
در شرایطی که فریبا در آستانه اجرای حکم قصاص قرار داشت، جلسات صلح و سازش برای جلب رضایت اولیای دم آغاز شد. اعضای واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی در جلسات متعدد تلاش کردند خانواده مقتول را به گذشت از قصاص متهم راضی کنند.
سرانجام چند روز قبل، دختر مقتول که اکنون ۲۰ ساله شده است، با حضور در دادسرای امور جنایی از قصاص مادرش گذشت. او گفت میدانم مادرم اشتباه بزرگی مرتکب شده است، اما دوست ندارم پس از فوت پدرم که یتیم شدم با اجرای حکم قصاص مادرم دوباره، یتیم شوم. با این گذشت، تلاشها برای جلب رضایت مادر سالخورده پیمان همچنان ادامه دارد تا شاید با رضایت او، این زن از مجازات قصاص نجات پیدا کند.