آخرین لیست تیم ملی بعد از جام جهانی اگرچه نام چند بازیکن جوان را در خود جای داده بود جوان آنلاین: آخرین لیست تیم ملی بعد از جام جهانی اگرچه نام چند بازیکن جوان را در خود جای داده بود، اما عملاً نشان داد قراری بر جوانگرایی نیست و چه بسا نفرات دعوتشده نیز صرفاً برای قانع کردن منتقدان باشد. حال آنکه بیشک برای موفقیت در آینده بهخصوص جام جهانی بعدی همین امروز زمان جوانگرایی است. جوانگرایی که مجید جلالی، کارشناس فوتبال ایران با وجود تأکید بر آن معتقد است که هنوز جامعه به لحاظ ذهنی آماده پذیرش آن نیست.
جدیدترین لیست تیم ملی بعد از جام جهانی نام چند بازیکن جوان را در خود جای داده بود، اما آیا میتوان دعوت از چند بازیکن جوان را آغاز پروژه جوانگرایی قلمداد کرد؟
ممکن است شاهد جابهجایی دو سه بازیکن باشیم، اما به نظر من ما وارد دوره تغییر نسل نخواهیم شد. به خاطر اینکه این کار یک مسئولیت بزرگ است و هیچ کس حاضر نیست این مسئولیت را بپذیرد.
چرا؟ چون جوانگرایی هزینه دارد و افکار عمومی، مسئولان، جامعه و حتی اصحاب رسانه با وجود تأکید بسیار به اهمیت جوانگرایی، آمادگی و ظرفیت پذیرش تبعات ابتدایی آن را ندارند؟
ما خوب میدانیم نسلی که در تیم ملی داریم، رو به پایان است. باید دنبال فکری برای جایگزین کردن آنها باشیم. هر نسلی تمام میشود و بهترین ستارهها و بازیکنان هم باید یک روزی جای خود را به جوانترها بدهند. اما برای آن روز باید برنامه ریخت. مثلاً باید بپذیریم و بگوییم ما این همه سال نتیجهای که انتظار نداشتیم را نگرفتیم، این چهارسال هم رویش. بیاییم با دعوت از بازیکنان جوان، در زمین بازی به آنها فرصت کسب تجربه بدهیم. کاملاً مشخص است با ایجاد یک تغییر گسترده و استفاده از بازیکنان جوان نمیتوانیم نتیجه قابل توجهی بگیریم، اما میدانید چهارسال بعد در جام جهانی عملکردی به مراتب متفاوتتر و مثبتتر خواهید داشت.
پس با این حساب دعوت از بازیکنان جوان بیشتر جوانآزمایی است تا جوانگرایی. شاید هم تلاش برای قانع کردن منتقدان.
ببینید، انتظار بیجایی است که صرفاً از تیم ملی توقع جوانگرایی داشته باشیم. حتی نمیتوان انتظار داشت، باشگاهها تمام و کمال این مسئولیت را بپذیرند و از بازیکنان جوان استفاده کنند تا آنها را با کولهباری از تجربه و توانایی در اختیار تیم ملی قرار دهند. واقعیت این است که اگر به راستی دلسوز هستیم و خواهان جوانگرایی، باید اصولی و از پایهها کار کنیم. اما همه خوب میدانیم پایههای فوتبال ایران در چه شرایطی هستند. نه به لحاظ فنی و سطح مهارت کامل هستند و نه از لحاظ شخصیت و مسائل روحیروانی.
آیا به همین دلیل هست که بسیاری از بازیکنان جوان باوجود دعوت شدن به تیم ملی نمیتوانند تواناییهای خود را به معرض نمایش گذاشته و کنار افراد باتجربه تیم آن عملکردی که انتظار میرود را داشته باشند؟
اجازه دهید پاسخ این سؤال را با تشریح یک نمونه عملی که شخصاً تجربه کردم بدهم. در سایپا که بودم، مهدی ترابی را از امیدها به تیم بزرگسالان آوردم. در دور رفت، اواسط نیمههای دوم او را راهی میدان میکردم. اما از اواسط دوره برگشت تبدیل شد به یک بازیکن خوب و فصل که تمام شد، کیروش او را به تیم ملی دعوت کرد. ترابی بازیکن خوب و بااستعدادی بود، اما آنقدر رشد نکرده بود که بلافاصله از امید به ترکیب اصلی بزرگسالان سایپا بیاید. باید با بازیکن درست و اصولی رفتار کنیم. اگر او را از همان روز نخست در ترکیب ثابت و از ابتدا راهی میدان میکردم، نمیتوانست یاد بگیرد و برای رسیدن به ترکیب تلاش کند. باید کار پلهپله و مرحله به مرحله پیش برود.
نیمی از بازیکنان تیم ملی از دل لیگ انتخاب میشوند و تیمها نیز عمدتاً بازیکنان باتجربهای که سن و سال بالایی دارند جذب میکنند. این مسئله تا چه اندازه میتواند مانع از جوانگرایی در تیم ملی شود؟
همانطور که گفتم جوانگرایی هزینه دارد. تفاوتی نمیکند در تیم ملی باشد یا در باشگاهها. باشگاهها دارند هزینه میکنند، نمیتوانند یک بازیکن بگیرند و دو سال روی او کار کنند تا بتوانند در نهایت سود لازم را از جذب او ببرند. هوادارانشان طاقت نمیآورند. به همین دلیل هم هست که باید در تیمهای پایه خود بازیکنسازی کنند تا هم میانگین سنی خود را پایین آورده و هم جلو بیفتند. در آن صورت بازیکنان برتری که به تیم ملی راه پیدا میکنند نیز خودبهخود هستند. اما قبل از هرچیز باید به لحاظ ذهنی خودمان را آماده پذیرش جوانگرایی کنیم. برای نمونه اگر یک مربی بازیکنی نیمکتنشین را به تیم ملی دعوت کند، مؤاخذه میشود. چراکه هیچ کس منتظر نمیماند بازیکن دعوتشده که شاید سرمربی چیزی در او دیده خود و تواناییهایش را به معرض نمایش بگذارد.
یعنی باوجود اهمیت بالای جوانگرایی و تأکید به این مهم، هنوز به لحاظ ذهنی نتوانستیم خودمان را برای پذیرش و هضم این مقوله آماده کنیم که جوانگرایی هزینه دارد و باید به بازیکنان جوان فرصت اشتباه برای کسب تجربه داده شود.
بله. دقیقاً همینطور است. به همین دلیل بهتر است که یک تیم «ب» هم داشته باشیم تا بازیکنان مدنظرمان در این تیمها رشد لازم را بکنند و کمکم به بدنه اصلی تیم بزرگسالان اضافه شوند. تیمی که بتواند نیمی از ترکیب تیم ملی در فیفادیها را تشکیل داده و کمکم خودش را ثابت و افکار عمومی را برای پذیرش جوانگرایی مهیا کند. ضمن اینکه برای بازیکنان جوان هم باید فرصت لازم فراهم شود تا هم به لحاظ فنی و هم ذهنی بتوانند جایی برای خود در تیم ملی پیدا کنند.
با تمام این تفاسیر فکر میکنید چه زمان وقت جوانگرایی در تیم ملی است؟
دقیقاً همین الان. هر کاری قرار است برای تغییر نسل، آینده فوتبال و جام جهانی بعدی انجام دهیم همین الان باید بکنیم. الان که یک گروه بازیکن جوان را دعوت کردیم میتوانیم با میدان دادن به آنها زمینه تغییر نسل را ایجاد کنیم. باید به کادر فنی فرصت تغییر را بدهیم. سرمربی تیم باید بدون ترس از انتقاد و هجمه بنشیند روی نیازهای هر پست کار کند. مثلاً بگوید برای دفاع راست بازیکنی میخواهم با این شاخصهها. بعد دفاع راستهای لیگ را بررسی کند. شاید بازیکنی که به لحاظ آماری از دیگران پایینتر باشد بیشتر به تفکرات سرمربی بخورد و بهتر جواب بدهد. ما باید از زندانی که برای ذهن خود ایجاد کردیم خلاص شویم تا بتوانیم به سمت موفقیت گام برداریم.
منظورتان همان خوابیدن در باد موفقیتهای گذشته است؟
بله. من یک سال مربی یک تیم میشوم و عملکرد موفقی از خود به نمایش میگذارم، اما قرار نیست، چون یک سال موفق شدم همیشه موفق باشم. یک ترفند را به کار میگیریم و، چون نتیجه داده صرفاً روی آن کلید میکنیم. یک بازیکن یک زمانی ستاره است توقع داریم همیشه ستاره بماند. باید خود را از این تفکرات آزاد کنیم تا بتوانیم تصمیمات درستی بگیریم. باید بپذیریم که برای موفقیت باید هزینه داد. برای تغییر باید هزینه داد. هزینه همیشه خرج مالی نیست. گاهی نرسیدن به نتیجه مطلوب، اما گام برداشتن در مسیر دست است.
گفتید امروز زمان تغییر نسل و جوانگرایی است اگر میخواهیم آیندهای موفق و عملکردی متفاوت در جام جهانی بعدی داشته باشیم. حالا بگویید فکر میکنید تیم ملی در کدام پستها نیاز مبرم و ضروری به تغییر نسل و جوانگرایی دارد؟
در خط هافبک و دفاع کناری. برای انتخاب دفاع وسط نیاز به زمان بیشتری داریم و شاید تغییرات باعث ایجاد غرامت برای تیم ملی شود. اما در دفاع کناری و خط هافبک ما نیاز به یک دگرگونی عمیق داریم.
آیا جوانگرایی به منزله کنار گذاشتن تمام نفرات باتجربه و استفاده از جوانان است یا باید شاکله و اسکلت تیم را حفظ کرد و در کنار آن به جوانترها هم فرصت داد. بستگی دارد که بتوانیم این تغییر و دگرگونی را بپذیریم و خودمان را برای دادن هزینه آماده کرده باشیم یا نه. در غیر این صورت میتوان کمکم به بازیکنان جوان میدان داد تا خود را در کنار باتجربهها پیدا کرده و بتوانند جایگزین خوبی باشند. اما دعوت از چند بازیکن جوان نه جوانگرایی است و نه میانگین سنی را کاهش میدهد.
یعنی میتوان پنجبازیکن جوان هم به تیم ملی دعوت کرد، اما در واقع خبری از جوانگرایی نباشد؟
بله. باید ببینیم به این بازیکنان جوان دعوتشده فرصت و بازی داده میشود یا نه. اگر این فرصت را در اختیار آنها بگذاریم، گامی برای جوانگرایی برداشتیم در غیر این صورت نه. یعنی مهم میانگین سنی تیمی است که در زمین بازی میکند.