وقت مناسب جوانگرایی چه زمانی است؟ پاسخ این سؤال و البته جسارت و شجاعت انجام جوانگرایی میتواند یکی از معضلات بزرگ فوتبال ایران به خصوص در رده ملی را حل کند. وقت مناسب جوانگرایی چه زمانی است؟ پاسخ این سؤال و البته جسارت و شجاعت انجام جوانگرایی میتواند یکی از معضلات بزرگ فوتبال ایران به خصوص در رده ملی را حل کند.
فوتبال ایران میخواهد جوانگرایی کند، اما پای جام جهانی در میان است، پس جوانگرایی معنی پیدا نمیکند. فوتبال ایران میخواهد جوانگرایی کند، اما رقابتهای جام ملتهای آسیا نزدیک است و ایران بیش از نیم قرن است که در حسرت قهرمانی آن میسوزد پس جوانگرایی معنی پیدا نمیکند. فوتبال ایران میخواهد جوانگرایی کند، اما رسیدهایم به رقابتهای انتخابی جام جهانی بعدی پس باز هم جوانگرایی معنی پیدا نمیکند، چون باید صعود کنیم.
سؤالی که به ذهن میآید این است که پس چه زمانی زمان جوانگرایی در فوتبالی است که با حضور باتجربهها و میداندیدههایش هم هیچ موفقیتی کسب نمیکند؟ توجه داشته باشید فوتبال بهخصوص در رده ملی جوانگرایی نمیکند تا به موفقیت دست پیدا کند، اما تنها موفقیتی که به آن میرسد حضور در مرحله گروهی جام جهانی است که با توجه به افزایش همیشگی تیمهای حاضر در جام جهانی حتی از عهده تیمهای درجه چندم قاره هم برمیآید. با این وجود فوتبال ایران با شعار نخنما شده کسب موفقیت در چنین رویدادهایی همیشه از جوانگرایی فرار کرده است. البته فاکتور دوم در این مقوله بحث شجاعت و جسارت است که در طول تاریخ فوتبال ایران بهندرت شاهد آن بودهایم. فوتبال ایران یکبار در دوران مرحوم پرویز دهداری دست به جوانگرایی زد. زمانی که ستارهها و نامداران آن روزهای فوتبال دستهجمعی استعفا کردند تا دهداری را تحت فشار بگذارند، اما او با جوانگرایی رفت و در عین بدشانسی عنوان سوم جام ملتهای آسیا را به دست آورد. دومین بار در اواسط دهه ۷۰ بود که محمد مایلیکهن دست به جوانگرایی در تیم ملی زد و اتفاقاً او هم موفق شد عنوان سومی جام ملتها را با تیم جوان شده ایران کسب کند عنوانی که میتوانست با کمی شانس حتی بهتر هم باشد.
حالا، اما سالها از این دو مقطع مهم و تأثیرگذار در فوتبال ایران میگذرد و جوانگرایی بهخصوص در تیم ملی به مسئلهای دور از ذهن تبدیل شده. موضوعی که نه زمان مناسبی برای آن پیدا میشود، چون آقایان مسئول چه در فدراسیون و چه روی نیمکت به جای آیندهنگری تنها به فکر کسب نتیجه در زمان مسئولیت خود هستند که البته به دست هم نمیآید و مهمتر اینکه هیچ جسارت و شجاعتی هم برای انجام این کار در فوتبال مسن و پیر شده ایران دیده نمیشود. با این حساب باید عنوان کنیم جوانگرایی در تیم ملی امری بعید و دور از ذهن است و شاید تنها در صورتی بهطور صحیح اتفاق بیفتد که تفکر حاکم بر فوتبال ایران عوض شود. فوتبال ایران نیازمند تفکری است که باور داشته باشد فوتبال ورزش جوانانی است که بتوانند ۹۰دقیقه با کمترین اشتباه و کمترین افت بدنی در زمین مسابقه حاضر شوند. بنابراین تا روی کار آمدن چنین تفکری باید هم شاهد حضور بازیکنانی در ترکیب تیم ملی باشیم که به مرز ۴۰ سالگی نزدیک میشوند. بازیکنانی که حاضریم اشتباهات آنها کمر فوتبال را بشکند، اما نمیتوانیم بپذیریم که این اشتباه را یک جوان جویای نام و در ابتدای راه بزرگی انجام دهد جوانی که فرصت جبران اشتباهش را دارد، اما در فوتبال ایران به او بها داده نمیشود تا همچنان پیرمردها اشتباه بکنند و ما ببازیم.