کد خبر: 1380582
تاریخ انتشار: ۳۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۳:۰۰
تقی دژاکام
درباره سخنگوی  وزارت خارجه مهرماه که برسد، درست دو سال است که آقای دکتر اسماعیل بقایی به سمت سخنگویی وزارت امور خارجه منصوب شده است. راستش تقریباً از سال ۷۲ که به سرویس سیاسی رفتم و سه حوزه خبری از جمله وزارت امور خارجه را به من تحویل دادند

مهرماه که برسد، درست دو سال است که آقای دکتر اسماعیل بقایی به سمت سخنگویی وزارت امور خارجه منصوب شده است. راستش تقریباً از سال ۷۲ که به سرویس سیاسی رفتم و سه حوزه خبری از جمله وزارت امور خارجه را به من تحویل دادند، با همه سخنگویان وزارتخانه ارتباط کاری و تنگاتنگی داشتم که به جرئت می‌توانم بگویم اکثر قریب به اتفاق آنان دلسوز و پرتلاش بودند، اما باید اعتراف کنم آقای بقایی در کسوت سخنگویی انصافاً بسیار خوش درخشیده و تراز سخنگویی را بسیار بالا برده و برکشیده است؛ گویی این مرد را برای سخنگویی آفریده‌اند.

او علاوه بر دلسوزی و تلاش و ارتباط خوب با خبرنگاران که در سخنگویان پیشین وزارت خارجه هم وجود داشته است، با احاطه خیره‌کننده بر ادبیات فارسی و نکات نغز و طنز آن و با حاضرجوابی‌هایی که کمتر شاهدش بوده‌ایم، باعث شده پرسش و پاسخ‌های گاه ساده و معمولی خبرنگاران با او سریع در کلیپ‌ها و برنامه‌های فضای مجازی بازنشر و پربیننده و پرپسند شود.

آن‌روز که خبرنگار خارجی پرسید «امریکا یک ابرقدرت است؛ شما چه ابزار و چه پشتوانه‌ای برای مقابله با آن دارید؟ چرا عقب‌نشینی نمی‌کنید؟ یا کوتاه نمی‌آیید؟» در یک جمله کوتاه دوکلمه‌ای جواب داد: «ما هم ابرقدرتیم.» این پاسخ علاوه بر اینکه درست است، اما تزریق انرژی و امید به مردم و مجاهدان مختلف جبهه‌های جنگ هم بود و بازتاب بسیار مثبتی در میان مردم داشت.

یا در پاسخ به آن خبرنگار ایرانی که سؤال کرد: «آیا این زیردریایی که از سوی ایران توقیف شده و خبرش منتشر شده، این موضوع از سوی چارچوب مذاکرات یا کانال‌های دیپلماتیک پیگیری می‌شود یا نه»، با آرامشی مثال‌زدنی به همراه لبخندی بر لب گفت: «توقیف نشده؛ به غنیمت گرفته شده و غنیمت حلال است.» این نقطه‌زنی در پاسخ در بسیاری موارد دیگر هم از آقای سخنگو دیده و شنیده شد و البته در رسانه‌های بین‌المللی هم بازتاب پیدا کرد.

خبرنگار دیگری در کنفرانس خبری دیگری گفت: «وزیر امور خارجه فرانسه چند روز پیش مصاحبه‌ای انجام دادند و گفتند که بدون موافقت فرانسه لغو تحریم‌های ایران امکان‌پذیر نیست.» و نظر بقایی را پرسید. سخنگوی وزارت امور خارجه هم با یک شعر جواب داد و گفت: «می‌فرماید: گفت آری لاف می‌زن لاف لاف/ در غریبی وز توان گفتن گزاف. این حرف‌ها لاف در غریبی است و آواز در بازار مسگری...» که در این شعر و مفاهیم نهفته در آن نکته‌هاست!

اما شاید دشمن‌شکن‌ترین پاسخ سخنگوی وزارت امور خارجه، همانی بود که در پاسخ به پرسش یک خبرنگار درباره اینکه «چرا وزارت امور خارجه ایران به اظهارات توهین‌آمیز اخیر دونالد ترامپ واکنشی متقابل نشان نمی‌دهد» گفت: «ما منش خودمان را داریم. به قول عبید زاکانی، فعل و عمل ما را و دعوی ایشان را!»

خوب است خوانندگان محترم خودشان ماجرای این حکایت مشهور عبید زاکانی را بگردند و بخوانند و سخنگوی مقتدر وزارت خارجه کشورمان را تحسین کنند.

علاوه بر حاضرجوابی، نقطه‌زنی و طنز آمیخته در پاسخ‌های آقای سخنگو، زبان بدن و آرامش مثال‌زدنی وی نیز کاری کرده است تا وی خود به عنوان یک رسانه تأثیرگذار و سریع، نقش ایفا کند.

این رفتار را پیش‌تر ما در کسانی، چون امام خمینی هم دیده بودیم. مثلاً آنگاه که کارتر رئیس‌جمهور وقت امریکا گفته بود این کار‌های ایران غیراسلامی است، امام در یک سخنرانی عمومی و با آرامش خاصی اظهار داشت: «من نمی‌دانم آقای کارتر کی می‌خواهد بر عروه الوثقی حاشیه بزند؟»!

امام یک بار دیگر هم درباره رئیس‌جمهور وقت امریکا مثالی زد که خیلی بازتاب داشت. ایشان باز هم با همان ویژگی ذکرشده گفت: «اما قضیه تشر‌های آقای کارتر. نمی‌دانم شما این مثل را می‌دانید. من حیفم می‌آید که مثل بزنم به شیر، که می‌گویند وقتی مقابل یک دشمن می‌ایستد هم فریاد می‌زند و هم از آن طرفش چیزی بیرون می‌آید و هم دمش را حرکت می‌دهد. فریاد می‌زند برای اینکه طرف را بترساند. می‌ترسد، از این جهت از او چیزی هم صادر می‌شود! دمش را حرکت می‌دهد برای اینکه میانجی پیدا کند. آقای کارتر را من حیفم می‌آید که بگویم شیر، لکن یک موجودی است که همین کار‌ها را دارد می‌کند. این هیاهو و این فریاد‌ها و آن ترساندن ما‌ها را از اقدام نظامی، و دخالت نظامی، اینها کهنه شده است و لهذا یک دفعه یک چیزی می‌گوید فوراً بعدش یک چیزی دیگر می‌گوید خلاف آن. اینها همان فریاد‌هایی است که آن حیوان می‌زد برای اینکه بترساند طرفش را. الان ملت‌های اسلامی و ملت‌های غیر اسلامی هم توجهشان به اینجاست و دل‌هایشان با ماست.»

خوب است در پایان این یادداشت به مراسم اهدای نشان «سرو سیمین پارسی جان» در حوزه هنری انقلاب اسلامی اشاره کنیم که آقای سخنگو در جمع حضار و خبرنگاران باز هم به سراغ سعدی رفت و ابیاتی را از باب اول بوستان این شاعر بزرگ ایرانی که درباره «تدبیر و رأی» است به عنوان جمع‌بندی و حسن ختام نشست خواند و تصریح کرد: «همه دیپلماسی امروز ما در این چند بیت کوتاه نهفته است.»

اگر پیل زوری وگر شیر چنگ/ به نزدیک من صلح، بهتر که جنگ

چو دست از همه حیلتی در گسست/ حلال است بردن به شمشیر، دست

اگر صلح خواهد عدو، سر مپیچ/ وگر جنگ جوید عنان بر مپیچ

که گر وی ببندد درِ کارزار/ تو را قدر و هیبت شود یک، هزار

ور او پای جنگ آورد در رکاب/ نخواهد به حشر از تو داور حساب

تو هم جنگ را باش، چون کینه خواست/ که با کینه‌ور مهربانی خطاست

چو با سفله‌گویی به لطف و خوشی/ فزون گرددش کبر و گردن‌کشی

به اسبان تازی و مردان مرد/ بر آر از نهاد بداندیش گرد

مهرماه که برسد، درست دو سال است که آقای دکتر اسماعیل بقایی به سمت سخنگویی وزارت امور خارجه منصوب شده است. راستش تقریباً از سال ۷۲ که به سرویس سیاسی رفتم و سه حوزه خبری از جمله وزارت امور خارجه را به من تحویل دادند، با همه سخنگویان وزارتخانه ارتباط کاری و تنگاتنگی داشتم که به جرئت می‌توانم بگویم اکثر قریب به اتفاق آنان دلسوز و پرتلاش بودند، اما باید اعتراف کنم آقای بقایی در کسوت سخنگویی انصافاً بسیار خوش درخشیده و تراز سخنگویی را بسیار بالا برده و برکشیده است؛ گویی این مرد را برای سخنگویی آفریده‌اند.

او علاوه بر دلسوزی و تلاش و ارتباط خوب با خبرنگاران که در سخنگویان پیشین وزارت خارجه هم وجود داشته است، با احاطه خیره‌کننده بر ادبیات فارسی و نکات نغز و طنز آن و با حاضرجوابی‌هایی که کمتر شاهدش بوده‌ایم، باعث شده پرسش و پاسخ‌های گاه ساده و معمولی خبرنگاران با او سریع در کلیپ‌ها و برنامه‌های فضای مجازی بازنشر و پربیننده و پرپسند شود.

آن‌روز که خبرنگار خارجی پرسید «امریکا یک ابرقدرت است؛ شما چه ابزار و چه پشتوانه‌ای برای مقابله با آن دارید؟ چرا عقب‌نشینی نمی‌کنید؟ یا کوتاه نمی‌آیید؟» در یک جمله کوتاه دوکلمه‌ای جواب داد: «ما هم ابرقدرتیم.» این پاسخ علاوه بر اینکه درست است، اما تزریق انرژی و امید به مردم و مجاهدان مختلف جبهه‌های جنگ هم بود و بازتاب بسیار مثبتی در میان مردم داشت.

یا در پاسخ به آن خبرنگار ایرانی که سؤال کرد: «آیا این زیردریایی که از سوی ایران توقیف شده و خبرش منتشر شده، این موضوع از سوی چارچوب مذاکرات یا کانال‌های دیپلماتیک پیگیری می‌شود یا نه»، با آرامشی مثال‌زدنی به همراه لبخندی بر لب گفت: «توقیف نشده؛ به غنیمت گرفته شده و غنیمت حلال است.» این نقطه‌زنی در پاسخ در بسیاری موارد دیگر هم از آقای سخنگو دیده و شنیده شد و البته در رسانه‌های بین‌المللی هم بازتاب پیدا کرد.

خبرنگار دیگری در کنفرانس خبری دیگری گفت: «وزیر امور خارجه فرانسه چند روز پیش مصاحبه‌ای انجام دادند و گفتند که بدون موافقت فرانسه لغو تحریم‌های ایران امکان‌پذیر نیست.» و نظر بقایی را پرسید. سخنگوی وزارت امور خارجه هم با یک شعر جواب داد و گفت: «می‌فرماید: گفت آری لاف می‌زن لاف لاف/ در غریبی وز توان گفتن گزاف. این حرف‌ها لاف در غریبی است و آواز در بازار مسگری...» که در این شعر و مفاهیم نهفته در آن نکته‌هاست!

اما شاید دشمن‌شکن‌ترین پاسخ سخنگوی وزارت امور خارجه، همانی بود که در پاسخ به پرسش یک خبرنگار درباره اینکه «چرا وزارت امور خارجه ایران به اظهارات توهین‌آمیز اخیر دونالد ترامپ واکنشی متقابل نشان نمی‌دهد» گفت: «ما منش خودمان را داریم. به قول عبید زاکانی، فعل و عمل ما را و دعوی ایشان را!»

خوب است خوانندگان محترم خودشان ماجرای این حکایت مشهور عبید زاکانی را بگردند و بخوانند و سخنگوی مقتدر وزارت خارجه کشورمان را تحسین کنند.

علاوه بر حاضرجوابی، نقطه‌زنی و طنز آمیخته در پاسخ‌های آقای سخنگو، زبان بدن و آرامش مثال‌زدنی وی نیز کاری کرده است تا وی خود به عنوان یک رسانه تأثیرگذار و سریع، نقش ایفا کند.

این رفتار را پیش‌تر ما در کسانی، چون امام خمینی هم دیده بودیم. مثلاً آنگاه که کارتر رئیس‌جمهور وقت امریکا گفته بود این کار‌های ایران غیراسلامی است، امام در یک سخنرانی عمومی و با آرامش خاصی اظهار داشت: «من نمی‌دانم آقای کارتر کی می‌خواهد بر عروه الوثقی حاشیه بزند؟»!

امام یک بار دیگر هم درباره رئیس‌جمهور وقت امریکا مثالی زد که خیلی بازتاب داشت. ایشان باز هم با همان ویژگی ذکرشده گفت: «اما قضیه تشر‌های آقای کارتر. نمی‌دانم شما این مثل را می‌دانید. من حیفم می‌آید که مثل بزنم به شیر، که می‌گویند وقتی مقابل یک دشمن می‌ایستد هم فریاد می‌زند و هم از آن طرفش چیزی بیرون می‌آید و هم دمش را حرکت می‌دهد. فریاد می‌زند برای اینکه طرف را بترساند. می‌ترسد، از این جهت از او چیزی هم صادر می‌شود! دمش را حرکت می‌دهد برای اینکه میانجی پیدا کند. آقای کارتر را من حیفم می‌آید که بگویم شیر، لکن یک موجودی است که همین کار‌ها را دارد می‌کند. این هیاهو و این فریاد‌ها و آن ترساندن ما‌ها را از اقدام نظامی، و دخالت نظامی، اینها کهنه شده است و لهذا یک دفعه یک چیزی می‌گوید فوراً بعدش یک چیزی دیگر می‌گوید خلاف آن. اینها همان فریاد‌هایی است که آن حیوان می‌زد برای اینکه بترساند طرفش را. الان ملت‌های اسلامی و ملت‌های غیر اسلامی هم توجهشان به اینجاست و دل‌هایشان با ماست.»

خوب است در پایان این یادداشت به مراسم اهدای نشان «سرو سیمین پارسی جان» در حوزه هنری انقلاب اسلامی اشاره کنیم که آقای سخنگو در جمع حضار و خبرنگاران باز هم به سراغ سعدی رفت و ابیاتی را از باب اول بوستان این شاعر بزرگ ایرانی که درباره «تدبیر و رأی» است به عنوان جمع‌بندی و حسن ختام نشست خواند و تصریح کرد: «همه دیپلماسی امروز ما در این چند بیت کوتاه نهفته است.»

اگر پیل زوری وگر شیر چنگ/ به نزدیک من صلح، بهتر که جنگ

چو دست از همه حیلتی در گسست/ حلال است بردن به شمشیر، دست

اگر صلح خواهد عدو، سر مپیچ/ وگر جنگ جوید عنان بر مپیچ

که گر وی ببندد درِ کارزار/ تو را قدر و هیبت شود یک، هزار

ور او پای جنگ آورد در رکاب/ نخواهد به حشر از تو داور حساب

تو هم جنگ را باش، چون کینه خواست/ که با کینه‌ور مهربانی خطاست

چو با سفله‌گویی به لطف و خوشی/ فزون گرددش کبر و گردن‌کشی

به اسبان تازی و مردان مرد/ بر آر از نهاد بداندیش گرد

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار