رزمایش سراسری «جانفدا» را نباید صرفاً در قاب یک رزمایش نظامی دید. اگر چنین نگاهی داشته باشیم، بخش مهمی از معنای آن را از دست دادهایم. رزمایش سراسری «جانفدا» را نباید صرفاً در قاب یک رزمایش نظامی دید. اگر چنین نگاهی داشته باشیم، بخش مهمی از معنای آن را از دست دادهایم. رزمایش، در ظاهر نمایش آمادگی نیروهاست؛ اما در معنای عمیقتر، نمایش میزان آمادگی یک جامعه برای مواجهه با بحران است. به همین دلیل، اهمیت «جانفدا» بیش از آنکه به تعداد نیروها، تجهیزات یا گستره جغرافیایی رزمایش وابسته باشد، به پیامی مربوط است که به جامعه و دشمن منتقل میکند: «ایران در برابر تهدید، تنها به ساختارهای رسمی دفاعی متکی نیست؛ پشتوانه دفاعی کشور، جامعهای است که میتواند در لحظه خطر سازمان پیدا کند، مسئولیت بپذیرد و از امنیت و منافع ملی خود دفاع کند.»
در ادبیات سیاسی و امنیتی امروز، یکی از خطاهای رایج این است که قدرت کشورها فقط با تجهیزات نظامی سنجیده شود. قدرت واقعی، اما ترکیبی از توان نظامی، ظرفیت اجتماعی، اعتماد عمومی، سازمانیافتگی و توان بازسازی پس از بحران است. کشوری که تجهیزات دارد، اما جامعهاش در نخستین بحران دچار بیاعتمادی و سردرگمی میشود، الزاماً کشور قدرتمندی نیست. در مقابل، جامعهای که میتواند در شرایط دشوار خود را بازسازماندهی کند، سرمایهای دارد که در هیچ جدول نظامی بهسادگی قابل محاسبه نیست.
از این منظر، بسیج فقط یک نهاد با مأموریت مشخص نیست؛ یک تجربه تاریخی از سازماندهی اجتماعی در جمهوری اسلامی است. بسیج در طول دهههای گذشته، در جنگ، حوادث طبیعی، بحرانهای اجتماعی و عرصههای خدمت عمومی، بارها از مفهوم صرفاً نظامی فراتر رفته است. همین سابقه است که به یک رزمایش سراسری معنا میدهد. پیام اصلی چنین رزمایشی آن نیست که جامعه دائماً در وضعیت جنگی قرار دارد، پیام آن است که اگر جنگ یا بحران تحمیل شد، کشور فاقد سازمان و آمادگی نخواهد بود.
ثبتنام بیش از ۳۰ میلیون نفر به عنوان «جانفدا» نیز در همین چارچوب، نشانهای قابل توجه از اعلام آمادگی اجتماعی برای دفاع و مسئولیتپذیری است. این نکته بهویژه در اثنای جنگ و شرایط جنگی، معنای متفاوتی پیدا میکند، زیرا سخن از آمادگی در شرایط عادی نیست، بلکه از ارادهای سخن میگوید که در متن تهدید و فشار شکل گرفته است.
این نکته، بهخصوص در شرایطی اهمیت دارد که جنگهای امروز جنگ ترکیبی است، و منحصر در جنگ نظامی نیست. جنگ اقتصادی، فشار روانی، عملیات رسانهای، حملات سایبری، ایجاد اختلال در خدمات عمومی و تلاش برای فرسایش اعتماد اجتماعی، بخشی از واقعیت منازعات جدید است. بنابراین دفاع نیز نمیتواند صرفاً به پادگان و تجهیزات محدود بماند. دفاع ملی زمانی کامل است که مردم، نهادها و ساختارهای رسمی بتوانند در کنار یکدیگر یک منظومه تابآور ایجاد کنند.
در چنین شرایطی، عنوان «جانفدا» نیز صرفاً یک شعار نیست؛ اگر درست فهم و روایت شود، میتواند بیانگر تقدم مسئولیت عمومی بر منفعت شخصی باشد. «جانفدایی» در اینجا پیش از آنکه به معنای حضور در میدان نظامی باشد، به معنای آمادگی برای پذیرفتن مسئولیت در لحظهای است که منافع عمومی در معرض تهدید قرار میگیرد. جامعهای که هرکس در آن فقط به نجات خود فکر کند، در زمان بحران شکننده است، اما جامعهای که بخشی از اعضای آن حاضرند برای حفظ امنیت و آرامش عمومی مسئولیت بیشتری بپذیرند، ظرفیت مقاومت بیشتری دارد.
از همینرو، موفقیت این رزمایش را نباید فقط باتصاویر گسترده، صفوف منظم یا نمایش تجهیزات سنجید. معیار مهمتر، اثری است که در ذهن مردم و محاسبات دشمن ایجاد میکند. مردم باید احساس کنند که در صورت بحران، کشور تنها نمیماند و سازوکارهای دفاع، امداد، خدمت و پشتیبانی فعال خواهند شد. دشمن نیز باید بداند که محاسبه هزینه تعرض به ایران، صرفاً محاسبه قدرت یک ارتش نیست؛ محاسبه ظرفیت یک ملت است.
اما یک نکته اساسی وجود دارد. قدرت اجتماعی با دستور ساخته نمیشود. با تبلیغات صرف نیز پایدار نمیماند. پشتوانه هر رزمایش، اعتماد عمومی است. اگر قرار است بسیج نماد حضور مردم باشد، باید این حضور را در خدمت عمومی، حل مسئله، کمک به مردم، مقابله با آسیبهای اجتماعی و افزایش تابآوری کشور نیز نشان دهد. بسیج هرچه بیشتر به مسئله واقعی مردم نزدیک شود، مفهوم «جانفدای بسیج» از یک عنوان رزمایش به یک واقعیت اجتماعی تبدیل خواهد شد.
بنابراین «جانفدای بسیج» را باید بیش از یک مانور نظامی، یک پیام درباره نسبت ملت و امنیت دانست. پیام آن میتواند ساده باشد: «امنیت ایران فقط محصول سلاح نیست، محصول انسانهایی است که در لحظه نیاز، کشور را رها نمیکنند. قدرت واقعی نیز فقط آن نیست که بتواند ضربه بزند، قدرتی است که بتواند از مردم حفاظت کند، بحران را مدیریت کند و پس از بحران دوباره کشور را برپا نگه دارد.»
رزمایش سراسری زمانی به معنای واقعی کلمه موفق است؛ این تصویر را بسازد که جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدید، جامعهای منفعل و تماشاگر نیست. ملتی است که ظرفیت سازمانیافتگی دارد، میتواند از خود دفاع کند و در دشوارترین شرایط نیز سرمایه اصلی خود، یعنی انسجام ملی را حفظ کند. «جانفدای بسیج» اگر با همین منطق روایت شود، دیگر صرفاً نام یک رزمایش نخواهد بود، روایتی از آمادگی ملتی خواهد بود که امنیت خود را به دیگران واگذار نکرده و نخواهد کرد.