۲۰۰ شب از حضور مردم در میدانها و فضاهای عمومی شهرها و روستاهای کشور گذشته است؛ حضوری که در شرایط جنگی شکل گرفت ۲۰۰ شب از حضور مردم در میدانها و فضاهای عمومی شهرها و روستاهای کشور گذشته است؛ حضوری که در شرایط جنگی شکل گرفت و به مرور از یک واکنش مقطعی فراتر رفت و به جلوهای از همبستگی اجتماعی و احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور تبدیل شد. کشوری که دو جنگ را پشت سر گذاشته و هزینههای سنگینی برای دفاع از امنیت پرداخته است، بیش از هر زمان دیگری به سرمایهای نیاز دارد که هیچ سامانهای به تنهایی قادر به تولید آن نیست: اعتماد و همراهی مردم.
در جریان این جنگها، رهبر شهید، فرماندهان نظامی، دانشمندان، مدافعان امنیت و شهروندان بسیاری جان خود را از دست دادند و خانوادههای زیادی داغدار شدند. شهادت دانشآموزان دختر در میناب و دیگر قربانیان این حوادث، بخشهایی از خسارتهای انسانی این دوره است که جبران آن ممکن نیست. در چنین شرایطی، استمرار حضور مردم در کنار یکدیگر را باید بخشی از ظرفیت اجتماعی کشور برای حفظ آرامش و امنیت دانست.
امنیت پایدار صرفاً با حضور نیروهای انتظامی و امنیتی در خیابانها ساخته نمیشود. امنیت زمانی عمق پیدا میکند که شهروندان نیز خود را بخشی از آن بدانند. میدانهای شهر، در این معنا، فقط محل تجمع نیستند؛ میتوانند فضایی برای بازسازی اعتماد، کاهش احساس تنهایی و تقویت ارتباط میان مردم باشند.
البته تفاوت دیدگاهها و سلیقهها در جامعه طبیعی است و انسجام ملی به معنای یکسان بودن همه نگاهها نیست. آنچه اهمیت دارد، یافتن نقاط مشترکی مانند تمامیت ارضی، امنیت، استقلال و آینده کشور و حفظ امکان گفتوگو و همدلی حول این منافع مشترک است.
در این میان، استمرار حضور مردم یک پیام مهم نیز دارد: جامعه در سختترین شرایط میتواند ظرفیت ایستادگی و همبستگی خود را حفظ کند. مردمی که فشار اقتصادی، گرانی، مشکلات معیشتی و دیگر دشواریها را تحمل میکنند، سرمایه اجتماعی ارزشمندی هستند و حفظ این سرمایه باید به یک اولویت تبدیل شود.
دقیقاً از همین نقطه است که ضرورت مراقبت از امنیت اجتماعی آشکار میشود. اگر از یک سو دشمن خارجی تلاش میکند امنیت کشور را هدف قرار دهد، از سوی دیگر بیانضباطی اقتصادی، احتکار، گرانفروشی، تخلف و بیپاسخ ماندن مطالبات مردم میتواند شکافهایی در اعتماد عمومی ایجاد کند. امنیت فقط با مقابله با تهدید بیرونی حفظ نمیشود؛ با اجرای قانون، برخورد با متخلفان و پاسخگویی روشن به پرسشهای افکار عمومی نیز تقویت میشود.
مردمی که در ۲۰۰ شب در میدان ماندهاند، صرفاً تماشاگر حوادث نیستند؛ بخشی از ظرفیت امنیت کشورند. این حضور را باید جدی گرفت و از آن صیانت کرد. هر اقدامی که اعتماد عمومی را تقویت کند، در حقیقت به تولید امنیت کمک کرده و هر رفتاری که احساس بیعدالتی و بیپاسخی ایجاد کند، میتواند این سرمایه را فرسوده کند.
امروز دفاع از امنیت فقط دفاع از مرزها نیست؛ دفاع از اعتماد مردم، انسجام اجتماعی و احساس تعلق آنان به آینده کشور نیز بخشی از امنیت ملی است. دویست شب حضور مردم میتواند یادآور همین واقعیت باشد که امنیت پایدار، در نهایت، بدون مردم ساخته نمیشود.