شهرها هويت و شخصيت دارند. اين را از نوع معماري بناها و خيابانكشي ميتوان فهميد. اينكه پشت توسعه شهرها صرفاً نگاههاي تجاري باشد يا ديدگاههاي فرهنگي يا هنري غلبه داشته باشد در بافت شهرها اثرگذار است جوان آنلاین: شهرها هويت و شخصيت دارند. اين را از نوع معماري بناها و خيابانكشي ميتوان فهميد. اينكه پشت توسعه شهرها صرفاً نگاههاي تجاري باشد يا ديدگاههاي فرهنگي يا هنري غلبه داشته باشد در بافت شهرها اثرگذار است. حفظ هويت تاريخي شهرها نيز نكتهاي است كه به جايگاه فرهنگ و هنر در فكر و انديشه مديران شهري باز ميگردد. آنجليس دوسا، پژوهشگر تاريخ معماري و شهرسازي در سمينار بناها و شهرهاي تاريخي كه در سال ۱۳۵۰در دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران برگزار شد گفته بود: راهحل برش در شهرهاي قديمي و بهتر بگوييم مصلوبكردن مراكز باستاني تلاشي است كه نه تنها مشكلي را از بين نميبرد بلكه شهرها را به كلي فدا و نابود ميكند. بنابراين براي اين پديده عنوان شهرهاي مصلوب را انتخاب كردم. اين مثال در مورد تمامی شهرهاي غربي و شرقي نيز صادق است. شهري كه قرنها زندگي كرد و آسود با دخالتي كه به طور غير اصولي و غير منطقي در آن شد طبيعت و شخصيت آن و بافت اصيل آن مورد تعرض قرار گرفت و مشكلات شهري را صد چندان نمود.
به گفته دوسا يكي از اين شهرها موصل در عراق است. اين شهر به وسيله دو خيابان عمود برهم يكي شمالي جنوبي و ديگري شرقي عربي چهارپاره شده و تلفيقي كه باید بين كهنه و نو انجام ميگرفت در اين عمليات به هيچ وجه در نظر گرفته نشده است و مهمتر از همه اينكه به بافت قديمي نه تنها احترام گذاشته نشده بلكه بدون كوچكترين مطالعهاي مورد تعرض قرار گرفته و هيچگونه همكاري بين اين خيابانهاي مستقيم و عمود برهم و بافت موجود قديمي در نظر گرفته نشدهاست. تنها در اين دخل و تصرف بناهاي مهم و اداري موصل يا بناهاي مهم تاريخي را مورد توجه قرار دادهاند، درصورتي كه بافت موجود در اثر عبور خيابان قطع و اجزاء آن از هم پراكنده شدهاست. به آساني ميتوان گفت اينگونه دخالت به هيچوجه با فرهنگ محل آساني و سازش ندارد و ارزش بافت قديمي را از بين ميبرد. ولي متأسفانه اينگونه عمليات ديگر يك عادت و يك مد روز شده و اين تحفه مغرب زميني در مشرق خريدار زيادي پيدا كرد. شهرهاي بزرگ در مشرق زمين به اين سرنوشت تأسفانگيز دچار شدند. چنانچه يكي از مهمترين آنها را ميتوان قاهره نام برد. تنها توجه در اين خيابانكشيهاي مستقيم و عمود برهم فقط و فقط نجات بعضي از بناهاي بزرگ تاريخي يا به قول مجريان آن طرحها مهمتر جلوهدادن اين بناها بود در صورتي كه اين عمل در حفظ بافت قديمي كافي نبود. اين نوع خيابانكشيهاي عمود برهم كه يك بافت شطرنجي را در شهر به وجود ميآورد از قديمالايام متداول بوده است، مثلاً روميان نيز شهرهاي خود را بر مبناي يك شماي شطرنجي ميساختند و بنابراين مخالفت ما با شماي شطرنجي به طور مطلق نيست بلكه ميگویيم اين طرح را نميتوان روي يك شهر موجود با شماي شهرسازي متفاوت پياده كرد - زيرا احداث خيابانها ايجاد جراحاتي عميق بر پيكر شهر ميكند و فايده عمدهاي جز ايجاد يك ترافيك سريع و يك ارتباطات شلوغ بين نقاط حساس شهر ندارد برعكس يكي از مشكلات عديدهاي را كه ايجاد ميكنند مسئله كشش اقتصادي و تجاري بسيار شديدي است كه اين خيابانها به خود جلب ميكنند - مسلماً با ايجاد خيابان جديد زمينهاي مجاور خيابان و مشرف به اين معبر وسيع و سريع قيمت پيدا ميكنند و در آنجا بناهاي جديد مرتفع و وسيع ايجاد ميشود و رفته رفته يك وزنه بزرگي كه خارج از قدرت گنجايشي شهر و بافت آن محل است در آنجا ايجاد ميشود كه به مشكلات شهري صد چندان ميافزايد. آنچه اين پژوهشگر معماري شهري درباره شهرهاي مصلوب ذكر ميكند و به نقد آن ميپردازد اين است كه بافت تاريخي شهرها ميراث ملي است و نبايد به آن به عنوان لكهاي زائد نگاه كرد. كوچههاي تودرتو و تنگ نبايد به اسم نوسازي تخريب شوند و هويت و اصالت تاريخي آنها جاي خود را به ايدههاي شهري جديد بدهد.
آنجليس دوسا ميگوید: تاريخ شهرسازي سوابق قديمي و كهنه متعددي در زمينه همين راهحلهاي نامبرده در مشرق زمين را به ياد دارد. در مورد ايتاليا ميتوان چند نمونه مهم و قديمي را كه با بحث ما مناسبت دارد ذكر كرد. يكي از اين مثالها شهر پالرمو در جزيره سيسيل ايتالياست. در پايان قرن شانزدهم ميلادي شهر پالرمو هنوز تحت سلطه اسپانيوليها بوده و شهر از اجزا قرون وسطایي نامنظم تشكيل شده بود. در سال ۱۵۹۷ در اين شهر دو خيابان جديد يكي شرقيغربي و يكي شماليجنوبي در بافت قديمي شهر احداث شد و با وجودي كه مسائل و مشكلات اجتماعي و شهري آن روز به مراتب از عصر ما كمتر و چه بسا معدود بودند معذالك بافت شهري قرون وسطایي پالرمو بسيار آسيب ديد و آن چهار قسمتي كه پس از احداث دو خيابان عمود برهم به وجود آمد امروز چهار ناحيه بسيار زشت و عقب مانده شهر پالرمو را تشكيل ميدهند.
يك قرن بعد يعني در حدود سال 1693زلزلهاي در جزيره سيسيل حادث شد كه بسياري از شهرهاي اين ناحيه را ويران نمود. همين راهحل بالا را جهت بازسازي و ترميم اين شهرها اتخاذ كردند از جمله شهر كاتانيا كه دومين شهر سيسيل است با احداث دو خيابان محوري شماليجنوبي و شرقيغربي قيافه و حالت شهرهاي مصلوب را بهخود گرفت. به طوري كه بعدها روي همين الگو خيابانهاي متعددي به موازات همين دو محور اصلي احداث و شهر به صورت يك بافت شطرنجي منطبق بر بافت قرون وسطاني در آمد.
تمام شهرهاي سيسيل يكي بعد از ديگري تا پايان قرن هجدهم مورد تعرض قرار گرفتند و به همين سرنوشت دچار شدند.
يكي ديگر از نمونههاي جالب و مهم شهر بزرگ و بندر معروف ايتاليا به نام ناپل است. در پايان قرن نوزدهم به سال ۱۸۸۵ شهر ناپل كه داراي يك مركز قديمي و باستاني ولي غيربهداشتي بود و احتياج به ترميم و بهسازي داشت مورد توجه قرار گرفت خواستند مركز شهر را بهبود بخشند و آن را از تنگنا و مضيقه نجات دهند به همين علت با همان الگوي معروف با آن روبهرو شدند و دو خيابان عمود بر هم شماليجنوبي و شرقي و غربي در آن احداث و بافت قديمي را بدون مطالعه بريدند. ديگر مثال اينگونه تعرضات شهرسازي شهر پستوم در جنوب ناپل است - اين شهر باستاني داراي آثاري يوناني و رومي است. در آنجا هم مد روز در مورد خيابانكشي اجرا شد و شهر باستاني مورد تعرض قرار گرفت و با احداث دو خيابان عمود برهم شهر به چهار ناحيه قسمت شد در اين شهر حتي با برش يكي از خيابانها آمفي تئاتر رومي كه بزرگترين اثر باستاني اين شهر بود به دو قسمت تقسيم شد.
دوسا سپس به شهرهاي ايراني ميپردازد. شهر قديمي سمنان كه در آن تعرض شهرسازي با منطق احداث خيابانهاي عمود برهم به خوبي قابل رويت است. اين محصول مغرب زمين يك شبكهبندي شطرنجي را جهت اين شهر به ارمغان آورد. نمونه ايراني ديگر از شهرهاي قصابي شده شهر همدان است - به طوري كه از نقشه آن ميتوان دريافت - شهر با خيابانهاي شعاعي بريده شده و اين نيز كه يك محصول غربي است بدون اندك حاصلي و بدون اينكه نفعي از جهات گسترش و راحتي وضع بهوجود آورد. فقط و فقط به خاطر مركزيت دادن به يك ميدان تعدادی خيابان شعاعي روي بافت موجود احداث شد - اين شبكه خيابان ستارهاي شكل حتي جهت مشخصي را هم طي نميكنند و معلوم نيست به چه علت و با چه لزومي اين كار انجام پذيرفته است. اينجا فقط فرم و شكل مطرح بوده و منظور و مقصود شايد زيبايي شبكه خيابانها بوده تا فونكسيون و عمل كرد آنها. زندهترين نمونه جهت اثبات اين مدعا و اثبات مطالبي كه اينجانب در مورد شهرهاي مصلوب شده در اينجا ايراد كردم شهر كاشان است. در اين شهر گرمسيري و حاشيه كوير بر اين شهري كه از خشت و گل ساخته شده و در اين شهري كه با كوچههاي پرپيچ و خم معابر تنگ بافتي ارزنده و مستدلل در مقابل آن آب و هوا بهوجود آورده بودند ميبينيم خيابانهاي عريض ٦٠متري شمالي جنوبي و شرقي غربي احداث كردهاند. اين عمل باز هم مثل ساير شهرها بدون كوچكترين حاصلي انجام گرفته است. ميتوان گفت قلب شهر را بريدند كه اكثر بناهاي ارزنده شهر در مسير اين برش نيست و نابود شدند.