پرواضح بود که فدراسیون تا جامملتها با قلعهنویی ادامه خواهد داد، به همین دلیل تمدید قرارداد سرمربی تیم ملی کسی را متعجب نکرد، درست برعکس ادعایی که در خصوص سفید امضا کردن او و تصمیمش مبنی بر نداشتن هیچ خواسته مالی تا جام ملتها مطرح شده است. جوان آنلاین: پرواضح بود که فدراسیون تا جامملتها با قلعهنویی ادامه خواهد داد، به همین دلیل تمدید قرارداد سرمربی تیم ملی کسی را متعجب نکرد، درست برعکس ادعایی که در خصوص سفید امضا کردن او و تصمیمش مبنی بر نداشتن هیچ خواسته مالی تا جام ملتها مطرح شده است.
از مدتها قبل بابت ادامه حضور قلعهنویی روی نیمکت تیمملی زمینهسازی شده بود، اما مسئلهای که در پی تمدید قرارداد قلعهنویی خبرساز شد، روایت فدراسیون از شرایط او برای ادامه حضور روی نیمکت تیم ملی بود. روایتی که باورپذیر نیست، نه در خصوص سفید امضا کردن قرارداد و نه در خصوص نداشتن خواسته مالی تا جامملتهای آسیا!
البته روایت مطرح شده از سوی فدراسیون بسیار جذاب است و ما را به یاد آن جمله معروف «ایثار کردیم» امیرخان قلعهنویی در بازگشت از جامجهانی میاندازد. اما این روایت جذاب سختباور است، دستکم وقتی سابقه مالی همکاری قلعهنویی با فدراسیون برای به دست گرفتن سکان هدایت تیم ملی را به یاد میآوریم، این همان امیرخانی است که قبل از بازی با نیوزیلند پاداش چندده میلیاردی خود را دریافت کرده تا برابر نخستین حریف ایران در جامجهانی روی نیمکت بنشیند!
اسفندماه ۱۴۰۱ بود که امیرقلعهنویی یکبار دیگر سکان هدایت تیمملی فوتبال ایران را به دست گرفت. قرارداد او آن زمان براساس آنچه شخص رئیس فدراسیون بعدها اعلام کرد، ۱۸ میلیارد تومان بود. اما براساس آنچه تاج مرداد امسال بدان اشاره داشت، قرارداد ۱۸ میلیاردی امیرخان در ادامه افزایش یافته و رقم ۳۰ میلیارد در سال رسیده است. رقمی درشت که صرف استناد کردن به آن کافی است که باور نکنیم قلعهنویی برای ادامه همکاری با تیم ملی سفید امضا کرده و تصمیم گرفته باشد که تا جامملتها هیچ خواسته مالی نداشته باشد. اما مسئله مالی فدراسیون با قلعهنویی صرفاً حول رقم قرارداد او که طی مدت کوتاهی تقریباً دو برابر شده چرخ نمیخورد و نشستن روی نیمکت تیمملی در جام جهانی به مراتب بیش از اینها برای این مربی سود داشته است. سودی که عدد آن را بسیاری حتی در خوابهم نمیبینند و نمیدانند چند صفر دارد! در واقع آنچه که باعث میشود روایت امروز فدراسیون باورپذیر نباشد، نه رقم قرارداد پایه این مربی که پاداش دریافتی اوست. بحثی که یکی از جنجالیترین بحثهای مطرح شده در خصوص تیم ملی در بازگشت از جامجهانی بود.
درست چندی بعد از بازگشت تیم ملی از جامجهانی برخی گزارشها خبر از مطالبه ۸۰۰ هزار دلاری قلعهنویی میدادند که آن زمان چیزی حدود ۱۳۶ میلیارد تومان میشد! رقمی قابل توجه که برخی ادعا میکردند او تأکید داشته درصورت عدم دریافتش حاضر به نشستن روی نیمکت تیم ملی نیست. ادعایی که البته فدراسیون آن را تکذیب کرد، فضاسازیرسانهای خواند! با این حال اخبار و گزارشهای منتشر شده در راستای پاداش دریافتی قلعهنویی یکی دو تا نبود که بتوان دم به دقیقه آن را تکذیب کرد، خصوصاً که دیگر جامجهانی برای ایران به پایان رسیده بود و کسی نمیتوانست رسانهای را بابت انتشار گزارش در این راستا زیر سؤال ببرد و متهم کند به خیانت. شاید به همین دلیل بود که تا مدتها تقریباً روزی چند گزارش در خصوص رقم دریافتی قلعهنویی منتشر میشد؛ گزارشهایی با ارقام درشت و هنگفت. برای نمونه خبرورزشی مدعی شد قلعه نویی یک میلیون دلار از پاداش صعود به جامجهانی را پیش از آغاز مسابقات دریافت کرده است. ادعایی که از سوی فدراسیون به شکل روشنی تأیید نشد، اما ابعاد تازهای به پرونده مالی سرمربی تیم ملی داد، خصوصاً که بعد از جامجهانی خود قلعهنویی هم در خصوص پولهای دریافتی صحبت کرد و چند باری هم گفت که هنوز تمام پاداش خود را نگرفته است. پاداشی که در ادامه رئیس فدراسیون پرداخت ۷۰ میلیارد آن به سرمربی تیم ملی را تأیید کرد. رقمی که با توجه به صحبتهای خود قلعهنویی در خصوص عدم دریافت تمام پاداش، رقم ۱۴۰ میلیاردی نسبت داده شده به او را باورپذیرتر میکند. حالا با توجه به تمام این موارد، چطور میتوان باور کرد که همین سرمربی در ادامه برای تمدید، سفید امضا کرده و تصمیم گرفته هیچ خواسته مالی تا جام ملتها نداشته باشد؟
شاید قلعهنویی به راستی چنین تصمیمی گرفته باشد، اما تا زمانی که در خصوص موارد مطرح شده به وضوح شفافسازی نشود، روایت فدراسیون قابل باور نیست.