روزنامه آمریکایی با اشاره به لفاظی های دونالد ترامپ برای آغاز درگیری های تازه نسبت به کاهش ذخایر تسلیحاتی ارتش آمریکا هشدار داد.این درحالی است که به نوشته این روزنامه، با شکاف در کنگره همکاری های فراحزبی نیز با مشکل مواحه شده است. جوان آنلاین: روزنامه سیاتل تایمز در نوشتاری به قلم دیوید ام. دراکر نویسنده سیاسی این روزنامه نوشت: حفظ و حراست از کشور ما در مقابل کسانی که قصد آسیب زدن به آن را دارند اولین و مهم ترین مسئولیت دولت است.
سناتور آمی کلوباچار عضو دموکرات کنگره این موضوع را در تارنمای خود یادآوری کرده است اما قانونگذار و یا رئیس جمهوری دیگری نیز چه دموکرات و چه جمهوریخواه می تواند این سخن را مطرح کند؟.
تقریباً همه بر این اصل تأکید دارند اما براساس معیارهای خودشان، و تقریبا همگی در انجام آن ناکام ماندهاند؛ وضعیتی که سالهاست ادامه دارد و پایانی هم برای آن متصور نیست.
نویسنده ادعا کرد آمریکا هنوز هم قدرتمندترین ارتش جهان را دارد و این قابلیت باعث بازدارندگی، نفوذ جهانی و رفاه اقتصادی شده است اما یک مشکل وجود دارد: ذخایر مهمات ما تمام شده است. در واشنگتن دی سی، اصطلاح رایج برای توصیف این وضعیت «کمبود مهمات» است؛ وضعیتی که برخی تحلیلگران نظامی آن را بحران میدانند. به زبان ساده، ذخایر موشکهای حیاتی تهاجمی و تدافعی بهشدت کاهش یافته و رو به اتمام است، و ظرفیتهای صنعتی داخلی ما برای جبران سریع این کمبود، ناکافی است.
بدتر از آن، دموکرات ها و جمهوریخواهان کنگره در حال تعلل و تردید هستند؛ رفتاری که هرگاه پای همکاری فراحزبی و رأیگیری های دشوار در میان بوده، به عادت قانونگذاران تبدیل شده است.
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا نیز طبق روال اصرار دارد که این مسئله صرفاً داستان ساختگی رسانه های «خائن» است. این چالش آمادگی نظامی را به خطر انداخته، گزینه های راهبردی آمریکا را محدود کرده و طبق اصطلاح مطلوب پیت هگسث، وزیر دفاع «توان کُشندگی» (lethality) نیروها را کاهش داده است.
الی مککاسکر، مقام سابق امور مالی وزارت دفاع، در این زمینه گفت: «این شیوه شایسته ای برای رفتار یک رهبر جهانی همچون ایالات متحده با نیروی نظامیاش نیست؛ نیرویی که انتظار میرود در هر زمان و مکانی قادر به واکنش در برابر بحرانها باشد و بیهیچ چون و چرایی بجنگد و پیروز شود. بحرانهایی که اکنون با آنها روبرو هستیم، حاصل تصمیماتی است که طی سال ها در دولتها و دوره های مختلف کنگره اتخاذ شدهاند.»
پنتاگون برای سال مالی منتهی به ۳۰ سپتامبر تقریبا یک تریلیون دلار بودجه در اختیار داشت. تردیدی نیست که مالیات پردازان آمریکایی علاقه مند به دانستن این موضوع هستند که پول آن ها کجا هزینه شده است؟
مک کاستکر عضو ارشد اندیشکده محافظه کار اینترپرایز آمریکا توضیح داده که تقریبا ۶۰ درصد از بودجه نیروهای مسلح به هزینههای اجتنابناپذیر (یا «پرداختهای الزامی») اختصاص مییابد؛ هزینههایی که به عملیات، پشتیبانی و امور پرسنلی مربوط میشوند، از جمله حقوق و مزایا (مانند خدمات درمانی)، نگهداری و تعمیر پایگاههای نظامی (که وضعیت نامناسبی دارند) و همچنین آموزش نیروها و رزمایشهای رزمی. مابقی (۴۰ درصد از این بودجه) برای نوسازی تسلیحات و تکمیل مجدد ذخایر تجهیزاتی و مهمات باقی می ماند.
نویسنده به نقل از منابع نظامی آمریکایی نوشت که نقدینگی چندانی برای چنین اولویت های مهمی باقی نمانده زیرا به ارتش دستور داده شده وارد جنگ هایی شوند که نه ترامپ رئیس جمهوری آمریکا و نه کنگره بودجه آن را تامین کرده است. این جنگ ها شامل ادامه اقدامات نظامی در کارائیب و جنگ ایران است که اکنون در ماه هفتم خود بسر می برد.
با این حال، ریشه اصلی این معضل به قبل از جنگ ایران باز می گردد و به حمله روسیه به اوکراین مربوط می شود. بذر کمبود کنونی در بخش مهمات همچنین در دهه ۱۹۹۰ و در جریان جنگ سرد کاشته شد.
واشنگتن پیروزی در جنگ سرد در مقابل اتحاد جماهیر شوروی را فرصتی برای کاهش قابل توجه هزینه های نظامی دانست و اساساً ادغام صنایع دفاعی و زنجیرههای تأمین مرتبط را اجباری کرد. در سالهای بعد، کاخ سفید و کنگره از بهروزرسانی ذخایری که به تدریج در حال منسوخ شدن بودند، خودداری کردند. دولت با تشدید این خطا، اجازه داد ظرفیت تولید مهمات نیز کاهش یابد. بنابراین، حتی اگر کنگره و ترامپ فردا بودجه را افزایش دهند، تأمین موشکهای جدید دستکم تا دو سال و احتمالاً بیشتر از خطوط مونتاژ خارج نخواهد شد.
در فهرست کمبود ذخایر تسلیحاتی آمریکا نام چند نوع مهمات دیده می شود که مهم ترین آن آن رهگیرهایی هستند که در سرنگونی هواپیماها و موشک های دشمن نقش دارند. این لیست همچنین شامل موشک های دوربرد دقیق است که ارتش و نیروی دریای در عملات تدافعی از آن ها استفاده می کنند.
سیاتل تایمز در ادامه گزارش خود آورده است: کاخ سفید عملا کنگره را نادیده می گیرد. ترامپ در استفاده از نیروهای نظامی علیه ایران، از کنگره مجوز نگرفت و فقط به دنبال قوانین مکمل برای تامین مالی درگیری ای بوده که خود او از گذاشتن نام جنگ بر روی آن خودداری می کند. این رویکرد جمهوریخواهان را نیز ناامید کرده اما بیشتر از همه باعث ناامیدی دموکرات های عالی رتبه شده و روند اختصاص بودجه نظامی را پیچیده کرده است.
جمهوری خواهان با درخواستهای پنتاگون برای افزایش هزینه های نظامی موافق هستند. اما آن ها اغلب در مورد میزان بودجهای که باید تصویب شود و نحوه خرج کردن آن، که محصول جانبی اکثریت نخنمای حزب در مجلس نمایندگان و سنای ایالات متحده است، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. در همین حال، دموکراتها از نظر فلسفی نسبت به جمهوری خواهان کمتر به تصویب بودجههای نظامی تریلیون دلاری تمایل دارند. همان طور که انتظار میرود، آن ها عجلهای برای انجام این کار یا هر کار دیگری به دستور ترامپ ندارند.
با توجه به در پیش بودن انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا، دموکرات ها نگران هستند که رأیدهندگان چنین قانونی را به مثابه تأمین مالی جنگی بدانند که در بین رأیدهندگان به طور کلی و به طور خاص لیبرالهای مردمی، محبوبیتی ندارد.
نکته طنز خطرناک ماجرا این جا است که این نوع بیکفایتی و بیعملی دولت، مطمئنترین راه برای دعوت به نوع دیگری از جنگ های نامحبوب است.