جوان آنلاین: در روزهایی که کشور در جنگ مستقیم و ترکیبی با امریکا و رژیم صهیونیستی است، برخی چهرههای سیاسی با طرح دوقطبیهای انحرافی، عملاً به جای تقویت صفوف ملی، شکافهای داخلی در جامعه ایجاد میکنند. از جمله نمونههای این رفتار، اظهارات مدتی پیش حسن روحانی رئیسجمهور اسبق است که با قرار دادن جنگ در برابر مذاکره، تلاش کردهبود فضای سیاسی کشور را به سمتی بکشاند که گویی هرگونه دفاع از کشور به معنای جنگطلبی و هرگونه تسلیم در پوشش مذاکره به معنای صلح است. البته روحانی که حتی برگزاری رفراندوم در خصوص دفاع از کشور را نیز تجویز کردهبود اخیراً در اظهاراتی دیگر تلاش کرده دوقطبی که خود مروج آن است را بیاساس و نادرست خوانده و تأکید کردهاست که حمایت از نیروی مسلح منافاتی با پشتیبانی از دیپلماسی ندارد. این در حالی است که او اظهارات قبلی خود مبنی بر اینکه «اگر قرار است با قدرتهای جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، باید قبلش از مردم بپرسید» که به معنای قرار دادن نیروهای مدافع کشور در برابر مردم است را پس نگرفته و همچنان به دنبال سیاست دوگانهسازیهای سابق خود است؛ همان سیاستی که با ایجاد دوگانهای مانند چرخ اقتصاد یا چرخ سانتریفیوژ از مردم رأی گرفت و در نهایت با برجام هر دو آنها را مختل کرد.
امروز، اما این سیاست دوگانهسازی در حالی گزینه «جنگ یا مذاکره» را مطرح میکند که صورت واقعی این دوگانه، «دفاع یا تسلیم» است و تغییر واژگان نمیتواند ماهیت آن را پنهان کند. وقتی دشمن صهیونیستی و حامیان امریکایی آن بارها اعلام کردهاند هدفشان فروپاشی نظام مستقل ایران و حتی تقسیم ایران است، مذاکره با چنین دشمنی اگر بر اساس منطق قدرت و حفظ توان دفاعی نباشد، نه صلح که مقدمه تسلیم تدریجی است.
تاریخ معاصر منطقه نشان دادهاست هزینه تسلیم به مراتب بیشتر از هزینه دفاع است. کشورهایی که به امید مذاکره و اعتماد به وعدههای غرب، زیرساختهای دفاعی و استقلال سیاسی خود را تضعیف کردند، امروز یا به کانون بحران، جنگ داخلی و اشغال تبدیل شدهاند یا حاکمیت ملی آنها در برابر زیادهخواهیهای واشینگتن و تلآویو فرو ریخته است. دفاع، هر چند دشوار، حافظ تمامیت ارضی، هویت ملی و توان چانهزنی کشور است؛ اما تسلیم، نهتنها امنیت نمیآورد، بلکه مسیر را برای تجزیه، غارت منابع و نابودی ظرفیتهای ملی هموار میکند. در این شرایط ایجاد دوگانه بین دفاع یا تسلیم در افکار عمومی بزرگترین خیانت ملی و تزریق سم به جامعه است.
تأکید بر مذاکره تا هشدار درباره دوقطبی جعلی
در هفتههای اخیر، اظهارات متعددی از سوی چهرههای سیاسی درباره جنگ، مذاکره و صلح منتشر شدهاست که برخی از آنها به روشنی نشان میدهد عدهای خواسته یا ناخواسته در حال ایجاد دوقطبیهای بیفایدهاند.
دوقطبیسازی تاریخی
در تاریخ معاصر ایران و جهان، بارها دیده شده که ایجاد دوقطبیهای سادهشده در هنگام جنگ یا بحران، اغلب به نفع دشمن تمام شدهاست. در دفاع مقدس هشت ساله نیز هر جا اختلافهای سیاسی و منازعات داخلی اجازه گسترش پیدا کردند، دشمنان از آن بهره بردند. به همین دلیل بود که امامخمینی (ره) همواره بر مقاومت متحد در برابر دشمن تأکید داشتند. نمونههای بینالمللی نیز گواه است که دوقطبیهای فریبنده میتواند شرایط شکست را رقم بزند. در جنگ جهانی دوم، برخی سران اروپا با پیشنهاد مذاکره با هیتلر، مسیر جنگ را دشوارتر کردند. سیاست مماشات که از سوی نخستوزیران وقت انگلیس و فرانسه دنبال شد، نهتنها جلوی جنگ را نگرفت، بلکه به هیتلر فرصت داد تا توان نظامی خود را بازسازی کند و اروپا را به آتش بکشد.
دوقطبیسازی کاذب پدیدهای است که با ایجاد دوگانه جنگ و صلح واقعیت پیچیده جنگ را سادهانگارانه نمایش میدهد و منجر به کاهش همبستگی ملی و افزایش نفوذ تبلیغاتی دشمن میشود؛ و این در حالی است که در شرایط جنگی، اختلافات داخلی باید به حداقل برسد.
وجوه تفرقهافکنی در جنگ
از دیدگاه حقوقی و بینالمللی، هرگونه کمک به دشمن یا تضعیف روحیه ملی در زمان نبرد، مصداق مشروطی از خیانت جنگی است. در فقه سیاسی و مقررات داخلی نیز افشای اسرار ملی یا تشویش اذهان عمومی به نفع دشمن موجب مجازات میشود.
حقوقدانان داخلی و صاحبنظران بینالمللی به اجماع نزدیکند که در زمان جنگ، جریانسازی یکطرفه علیه مقاومت ملی میتواند مصداق کمک به دشمن تعبیر شود. بر این اساس مشخص است که در شرایط کنونی هر سخن نادرستی که روحیه وحدتآفرین مردم را تضعیف کند، حتی نوعی خیانت جنگی است. از همین رو، همواره امام راحل و رهبر شهید انقلاب بارها نسبت به پیامدهای ناخواسته تفرقهافکنی هشدار میدادند.
تهدیدات خارجی در شرایط جنگ، اگر به همراه تفرقه و اختلاف داخلی باشد، هزینه بسیار سنگینتری بر ملت و امنیت کشور تحمیل میکند. تجربههای گذشته نشان دادهاند که هزینههای تسلیم اعم از از دست دادن منابع ملی، اقتدار تصمیمگیری و حاکمیت ملی، بسیار بیشتر از هزینههای مقاومت ملی است. به تعبیری وقتی تسلیم میشوید، باید نفت، پول و باج بدهید و تو سری هم بخورید.
در این شرایط تفرقه داخلی، چراغ سبز برای غارت کشور است. اندیشکدههای امنیتی تأکید دارند در شرایط جنگ ضعف وحدت اجتماعی به معنی تسهیل نفوذ اطلاعاتی دشمن و کاهش روحیه مقاومت است. سوابق تاریخی نشان میدهد هرگاه سیاستمداران داخلی به اختلافات دامن زدهاند، دشمن ضمن بهرهبرداری از آنها، مردم را نسبت به نظام بدبین کرده و هزینههای اقتصادی ناشی از جنگ با افزایش التهاب داخلی چند برابر شدهاست.
از سوی دیگر، کشورهایی که در مقابل تهدید خارجی واحد باقی ماندند، شانس بیشتری برای مهار بحران داشتهاند. نمونه مقاومت مردم ایران در دوران دفاع مقدس نشان میدهد که وحدت ملی و پرهیز از دوقطبیهای کاذب، مهمترین عامل عبور از بحرانهای بزرگ است. در مقابل، ایجاد شکاف داخلی به دشمن این فرصت را میدهد که نقشههای خود را علیه کشور اجرا کند.
در مجموع با توجه به شواهد و تحلیلهای فوق، میتوان چنین نتیجه گرفت که دوقطبیسازی نادرست جنگ یا مذاکره به زیان ثبات و امنیت ملی است. رهبران عالی نظام مستمراً بر ارزش مقاومت عزتمندانه و حفظ وحدت ملی تأکید کردهاند. بر همین اساس لازم است بر اراده یکصدایی داخلی در برابر تهدیدات تأکید شود و از هرگونه سخن تفرقهانگیز جلوگیری گردد. همچنین ابعاد پیچیده جنگ و مذاکره برای مردم تشریح شود تا جامعه از تجربه تاریخی عبرت بگیرد و فریب دوقطبیسازیهای دشمن را نخورد.
در پایان، باید به مردم یادآور شد که انتخاب واقعی امروز، «دفاع یا تسلیم» است، نه «جنگ یا صلح». مقاومت در مقابل فشارهای خارجی و حفظ استقلال کشور، مسیری است که تنها از طریق وحدت ملی میگذرد؛ یکپارچگیای که نه تفرقهسازان داخلی و نه تحریمهای خارجی نمیتوانند آن را از میان ببرند. ملت ایران بارها نشان دادهاست که در برابر تحریف واقعیتها هوشیار است و از گردنههای سخت، تنها با وحدت و پرهیز از دوقطبیهای کاذب عبور خواهد کرد، اما رفتار عملههای دشمنان در دوگانهسازی علیه جنگ یا تسلیم را فراموش نخواهند کرد.