کد خبر: 1378443
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۳
عبدالله گنجی
1 هنگامه جنگ رمضان و تجمعات بعد از آن، آیه «تقوموا لله مثنی و فرادی» به گفتمان عمومی تبدیل شد. تا جایی که در مداحی‌ها، بیلبورد‌های شهری و صدا و سیما نیز پررنگ شد.

هنگامه جنگ رمضان و تجمعات بعد از آن، آیه «تقوموا لله مثنی و فرادی» به گفتمان عمومی تبدیل شد. تا جایی که در مداحی‌ها، بیلبورد‌های شهری و صدا و سیما نیز پررنگ شد. شعار «قیام لله» که از سال ۱۳۲۳ وارد ادبیات سیاسی امام خمینی شد و اکنون که شعار «باید برخاست» به شعار محوری تشییع رهبر شهید تبدیل شد (من‌های مثنی و فرادی) زیاد دیده شد. آنچه محل بحث نگارنده در این وجیزه است اینکه قیام مثنی و فرادی (دو نفری و فردی) کجا معنا می‌یابد؟ 
اولین خوانش از تقوموا لله، جهاد است. قیام برای خدا در مقابل فسق و فجور و ظلم و ستم و حکومت ظالمان در اولین خوانش به ذهن متبادر می‌شود. 
اما سؤال این است که در حکومت اسلامی چنین امکانی وجود دارد؟ در ایران قبل از انقلاب اسلامی فدائیان اسلام، اعضای مؤتلفه اسلامی و خصوصاً امام خمینی یا نواب صفوی مصادیق قیام لله هستند که به صورت فردی عمل کردند و طبیعی است که در سرزمین کفر نیز این موضوع قابل دفاع است. شهدای راه اجرای فتوای قتل سلمان رشدی مرتد، نمونه این قیام فردی است که در تاریخ ثبت است یا شهدای راه آزادی فلسطین که با انگیزه الهی -اسلامی وارد مبارزه و جهاد شدند، نمونه دیگری است. اما این قاعده هنگام استقرار نظام دینی معنا ندارد. یعنی نمی‌شود و باید هشدار داد که در زمان حاکمیت دینی کسی نمی‌تواند تشخیص دهد اکنون باید قیام فردی و اعمال خشونت کند. مثلاً تصمیم بگیرد فرد مفسدی را حذف کند یا زنی فاسده یا عریان نما را برای خدا به قتل برساند. 
در سال ۱۳۷۸ مطلب طنزی با عنوان «ظهور وقت کنکور» در نشریه‌ای دانشجویی در دانشگاه امیرکبیر چاپ شد که جنجال وسیعی برپا کرد و توهین به امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه الشریف تلقی شد. فرد شناخته شده و موجهی که از چهره‌های ملی است و هم اکنون هم در قید حیات است، اعلام کرد که اگر ۲۰ سال دیگر هم به نویسندگان آن دسترسی پیدا کند، آنها را خواهد کشت. رهبر شهید بلافاصله واکنش نشان دادند که: در نظام اسلامی اجرای حکم برخورد با افراد به عهده اشخاص نیست، اگر جرمی رخ داده باشد باید از مسیر قانونی و قضایی رسیدگی شود نه خودسرانه؛ بنابراین این حرکت فردی با انگیزه دینی که موجب خشونت گردد در نظام دینی اقدام «خودسرانه» تلقی خواهد شد. رهبر شهید در جای دیگر می‌فرماید «در زمان حاکمیت و اقتدار حکومت اسلامی واجب است مکلفین در امر به معروف و نهی از منکر به امر و نهی قلبی و زبانی اکتفا کنند و در صورت نیاز به توسل به زور موضوع را به مسئولین ذی‌ربط نیروی انتظامی و قوه قضاییه ارجاع دهند». 
 البته قیام لله در قالب مثنی و فرادی می‌تواند در زمینه محروم نوازی، جهاد خدمت‌رسانی و جهاد تبیین نیز قابل تفسیر باشد. اما آنجا که رنگ و بوی خشونت به خود می‌گیرد در حکومت اسلامی صلاحیت فردی سلب می‌شود. 
در سال ۱۳۷۸ و بعد از تعرض به عبدالله نوری و مهاجرانی در حاشیه نماز جمعه تهران، جریان اصلاحات عبارت «خشونت» را وارد ادبیات سیاسی وقت کرد. ادبیاتی مانند «فرهنگ شهادت خشونت‌آفرین است» یا «هیئت‌های مذهبی و بسیجی‌ها منشأ خشونت هستند» پررنگ شد. 
رهبر شهید در خطبه ٢١فروردین ١٣٧٩ خشونت فردی را رد کردند و فرمودند: «ما دو گونه خشونت داریم، یک خشونت قانونی است، یعنی قانون خشونتی را اعمال می‌کند. می‌نویسد که اگر فلان کس این کار را کرد او را به زندان ببرید. این خشونت است البته این خشونت بد نیست. این خشونت در برابر تجاوز به حقوق انسان‌هاست. یک خشونت هم خشونت غیرقانونی است مثلاً یک فردی بیجا، خودسر، خودرأی بر طبق میل خود، برخلاف قانون و برخلاف دستور نسبت به کسی اعمال خشونت کند، یک سیلی به صورتی کسی بزند. آیا این خوب است یا بد؟ معلوم است که بد است».
پس واضح است که در جغرافیای نظام اسلامی، جهادی که قیام‌لله هست در قالب حکومت انجام می‌شود. به تعبیر امام خمینی جهاد از شئون حکومت است و پیامبر نیز تا وارد مدینه نشد و حکومت تشکیل نداد، وارد جهاد نشد؛ بنابراین «احساس تکلیف فردی» با خوانش مثنی و فرادی مربوط به دوران حاکمیت طاغوت یا در بلاد کفر است و این مهم باید به صورت دقیق تبیین و از آن پاسداری شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار