شش ماه گذشته را میتوان یکی از سرنوشتسازترین دوران تاریخ ایران سرافراز قلمداد کرد که طی آن یک ملت، تنها و صرفاً با اتکا به عنایات الهی و به پشتوانه ظرفیتها و توانمندیهای درونی و پشتکار نیروهای مسلح خود، در برابر قدرتمندترین ارتش جهان و متحدان منطقهای و بینالمللیاش، در مواجهه با یکی از گستردهترین و پیچیدهترین جنگهای تاریخ مقاومت کرده و شکست و ناکامی و استیصال را بر جنگافروزان تحمیل کرده است. شش ماه گذشته را میتوان یکی از سرنوشتسازترین دوران تاریخ ایران سرافراز قلمداد کرد که طی آن یک ملت، تنها و صرفاً با اتکا به عنایات الهی و به پشتوانه ظرفیتها و توانمندیهای درونی و پشتکار نیروهای مسلح خود، در برابر قدرتمندترین ارتش جهان و متحدان منطقهای و بینالمللیاش، در مواجهه با یکی از گستردهترین و پیچیدهترین جنگهای تاریخ مقاومت کرده و شکست و ناکامی و استیصال را بر جنگافروزان تحمیل کرده است.
کارشناسان نظامی میزان موشکها و بمبهای بهکارگیریشده علیه مردم ایران در طول دوران محدود این جنگ را حتی در مقایسه با جنگ جهانی دوم بینظیر دانستهاند و این در حالی است که دشمن در این جنگ از پیشرفتهترین هواپیماها، تجهیزات و سلاحهای نظامی و فناوریهای نوین سایبری و هوش مصنوعی که تاکنون بهرهگیری از آنها در هیچ جنگی سابقه نداشته و تجربه نشده بود، علیه ملت ایران استفاده کرده و میکند و این در شرایطی بود که مردم ایران هنوز از آثار باقیمانده از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ کمر راست نکرده بودند؛ و به همین دلیل دشمن امریکایی و رژیم صهیونیستی مبتنی بر یک برنامهریزی دقیق، در آغازین روز مرحله سوم جنگ تحمیلی (جنگ رمضان) در نهم اسفند ۱۴۰۴ با به شهادت رساندن رهبر انقلاب اسلامی و تعداد زیادی از فرماندهان نظامی و حمله به مراکز حساس راهبردی کشور، برای فروپاشی نظام در عرض سه- چهار روز جنگ را آغاز کردند.
اکنون که بیش از ۱۹۰ روز از آغاز این جنگ گذشته و دشمنان در چند مرحله این جنگ از همه ظرفیتهای نظامی، امنیتی، اقتصادی، دیپلماسی و سایبری خود برای شکست ایران استفاده کردهاند، گزارش جامعه اطلاعاتی امریکا از وضعیت این جنگ، اعتراف به اقتدار و اعتماد ایران در تداوم جنگ و البته خنثیکننده تمامی ابعاد جنگ روانی و شناختی رئیسجمهور متوهم امریکاست که تصور میکند با توییتبازی در شبکههای اجتماعی قادر است خود را در این جنگ باخته، پیروز نشان دهد.
به گزارش نیویورکتایمز، بنابر گزارشهای اطلاعاتی امریکا در هفتههای اخیر، ایران پس از گذشت ۶ ماه از آغاز درگیری با امریکا به تواناییهای خود برای حمله به اهدافی در خاورمیانه «اعتماد» بیشتری پیدا کرده و مصمم است برای تحت فشار قرار دادن ایالات متحده، این درگیریها را ماهها ادامه دهد و به گفته مقامات آگاه، ایران پس از ماهها جنگ متناوب، شناخت بهتری از نقاط ضعف نظامی خود پیدا کرده و از تواناییهایش مطمئن شده است. بر اساس این گزارش؛ در حالی که نیروهای امریکا و اسرائیل روز ۲۸ فوریه جنگ را آغاز و ترامپ پیروزی سریع و قاطعی را پیشبینی کرده بود، اکنون منتقدان رئیسجمهور میگویند پس از موجی از حملات سنگین، به شکل دردناکی روشن شده است که دولت ترامپ تابآوری ایران را دست کم گرفته بود.
در این گزارش که در اغلب رسانههای غربی بازتاب یافته است، به چند مؤلفه مهم در مورد چرایی «اعتماد» و باور ایرانیها به پیروزی اشاره دارد؛ از جمله وحدت فرماندهی و انسجام نیروهای مسلح، اتحاد و انسجام داخلی، حفظ ذخایر پهپادی و موشکی و حفظ و اعمال اقتدار ایران بر تنگه هرمز تأکید شده و در نقطه مقابل، آگاهی ایران به کاهش ذخایر مهمات ارتش امریکا، وضعیت روحی و روانی نظامیان این کشور، روند افزایش قیمتها و به ویژه بنزین در امریکا و تأثیر آن بر انتخابات آینده و احتمال شکست جمهوریخواهان، ایران را در پیگیری راهبرد مقاومت مصممتر کرده و در اعتماد و خودباوری ایرانیان افزوده است.
انتشار این گزارش در هفته گذشته در حالی است که پس از آن، ایران در مرحله جدیدی از عملیات خود با شلیک موشک بالستیک «قاسم بصیر» علیه ناو هواپیمابر و ناوشکنهای امریکایی مستقر در منطقه که سنتکام نیز به آن اعتراف کرده است، مرحله جدیدی از جنگ را آغاز نموده و آسیبپذیری نیروهای امریکایی را به شدت افزایش داده است.
اهمیت این مرحله از جنگ در شرایطی است که به دلیل از بین رفتن پایگاههای امریکا در منطقه و عدم آمادگی کشورهای منطقه در میزبانی از هواپیماهای امریکایی، اکنون تنها نقطه اتکای امریکا به قدرت ناوها و تصور آنها از مصون بودن از حملات موشکی مستقیم ایران به دلیل فاصله گرفتن از مرزهای ایران بود، اما اکنون ناو هواپیمابر جرج واشنگتن و دیگر ناوهای امریکا که با استقرار در آبهای دریای عمان و اقیانوس هند مأموریت محاصره اقتصادی ایران را به عهده گرفتهاند، در همان آبها در معرض موشکهای بالستیک ایران قرار گرفتهاند و به همین دلیل مجبور به فرار و دور شدن از منطقه شدهاند و همین راهکنش ایران به کاهش توان امریکا در محاصره دریایی ایران منجر خواهد شد.
اما فراتر از عرصه نظامی، آنچه که سیاستگذاران امریکایی را متحیر کرده، شکست راهبرد آنها در تسلیم مردم ایران از طریق فشارها و تحریمهای اقتصادی است؛ آنها که تصور میکردند با آغاز محاصره اقتصادی، مردم در اعتراض به خیابانها میریزند و ایران فرو میپاشد، اکنون با تحیر نظارهگر ایستادگی و مقاومت مردم ایران در برابر این مرحله از جنگ جدید دشمن هستند که با تحمل فشارها و تحریمها و البته گرانیها، دشمنان را در ایجاد بحران و آشوب در داخل ناکام گذاشتهاند.
بیبیسی در گزارشی در این زمینه با اشاره به مجموع گزارشها و اظهارات منتشرشده در رسانههای امریکایی مینویسد که با وجود تأکید دولت ترامپ بر موفقیت راهبرد فشار حداکثری، تردیدهای مهمی درباره کارآمدی این سیاست همچنان وجود دارد. ایران همچنان راههایی برای دسترسی به نظام مالی بینالمللی پیدا میکند، چشمانداز توافق هستهای مبهمتر از گذشته به نظر میرسد و امنیت تنگه هرمز نیز به حضوری نظامی پرهزینه و طولانیمدت وابسته مانده است. به این ترتیب، پرسش اصلی دیگر صرفاً میزان فشار واردشده بر ایران نیست، بلکه این است که امریکا تا چه مدت میتواند هزینههای سیاسی، اقتصادی و نظامی این راهبرد را بپردازد.
والاستریت ژورنال نیز به استقبال اعلام زودهنگام شکست امریکا در این جنگ رفته و در یادداشتی نوشته است: جنگی که ترامپ در ابتدا گفته بود چهار تا پنج هفته طول خواهد کشید، اکنون وارد هفتمین ماه خود شده و برخلاف انتظار، بار دیگر شدت گرفته است. به نوشته این روزنامه، از محافل سنتی سیاست خارجی تا جناحهای چپ و راست در شبکههای اجتماعی، نوعی اجماع بر سر این دیدگاه شکل گرفته است که جنگ ایران فاجعهای در ابعاد شکست بریتانیا در بحران سوئز سال ۱۹۵۶ است. بر اساس این برداشت، اعتبار امریکا در خاورمیانه از بین رفته و جنگ به بزرگترین شکست سیاسی ترامپ تبدیل شده است.